تاریخچه فوتبال آلمان
در ۱۴ آوريل ۱۹۱۱ در برلين تيم ملى آلمان در برابر انگليس
به تساوى ۲ بر ۲ دست يافت.مولر، تازه واردى از كيل هر دو گل آلمان را به
ثمر رساند، گل هايى كه مى توان ادعا كرد از لحاظ بين المللى به همان اندازه
ارزش داشت كه گلهاى هلموت ران در فينال جام جهانى ۱۹۵۴ مقابل مجارستان تا
مدتهاى مديد اين پيروزى تنها موضوع قابل ذكر بود.وقتى در سال ۱۹۱۴ آتش جنگ
برافروخته شد، فدراسيون فوتبال در مجموع ۳۰ بازى ملى براى تيم ملى اين كشور
ترتيب داد كه آنها فقطدر شش نبرد به پيروزى دست يافتند. علت ناكامى هاى
تيم ملى اين بود كه اين تيم تركيبى از ۱۱ بازيكن برتر آلمان نبود، بلكه چون
هر اتحاديه محلى مى خواست نماينده اى در تيم ملى داشته باشد، تركيب اين
تيم كاملاً توافقى بود.پس از جنگ بيشتر زمين هاى فوتبال كاربرى كشاورزى
پيدا كرده و در آنها سيب زمينى كاشته مى شد. كفش و توپى هم در كار نبود.
اما هميشه جوانانى بودند كه مى خواستند فوتبال بازى كنند.فدراسيون تلاش
داشت تا تماس هاى بين المللى را دوباره احيا كند. اما فقط سوئيس و سوئد
مخالفتى با اين امر را نداشتند. سوئيس كفش و توپ فوتبال به آلمان فرستاد و
تيم هاى آلتونا ۹۳ و اف.ث. نورنبرگ براى انجام مسابقه راهى سوئد شدند. اما
انگليس و بلژيك در سال ۱۹۲۰ در فيفا پيشنهاد كردند كه فدراسيون فوتبال
آلمان منحل شود. پارلمان فدراسيون جهانى فوتبال اين پيشنهاد را نپذيرفت و
در سال ۱۹۲۰ در سوئيس اولين بازى ملى پس از جنگ را در مقابل آلمان برگزار
كرد. به همين علت بلژيك ديدار آتى خود با سوئيس را لغو كرد. هر روز جوانان
زيادى به باشگاههاى فوتبال روى مى آوردند. اما هيچ امكاناتى در اختيار
فدراسيون و باشگاهها نبود. تورم فزاينده ناشى از جنگ نيز فدراسيون را دچار
فقر ساخته بود. تماشاچيان كمتر شدند، برنامه بازى ها كاهش يافت، نزديك بود
ارتباط بين رهبران فوتبالى از بين برود. اما استقبال از باشگاهها كم نشد.
توليدكنندگان تجهيزات ورزشى سعى داشتند به آنها كمك كنند. ۱۵۰۰۰ جفت كفش
ورزشى و ۷۰۰۰ توپ به طور رايگان در اختيار فدراسيون قرار داده شد. اما
فدراسيون با وجود تمام مشكلات، قدرت خود را حفظ كرد. اولين جشن سالگرد
تأسيس آن نيز در سال ۱۹۲۵ در لايپزيگ برگزار شد. در سال ۱۹۲۷
برلين به
عنوان مقر اين فدراسيون برگزيده شد.تاريخچه فوتبال آلمان و فدراسيون در
سپتامبر سال ۱۹۳۸ به برلين نقل مكان كرد. و از آن به بعد به وضوح حالت مدرن
پيدا كرد. آنها انتشار مجله اى مخصوص جوانان را طرح ريزى كردند، جايى را
براى تبليغات ترتيب دادند كه بايد به توليد آگهى براى مطبوعات، راديو و
فيلم مى پرداخت. در آخر هم يك مربى براى تيم ملى انتخاب كردند. اين مرد
«اوتو نرتس» نام داشت و در طى شش دهه تنها سه جانشين به نام هاى هربرگر،
شون و دروال داشت. در باشگاههاى آلمان فوتبال سطح بالايى بازى مى شد، اما
تيم ملى بيشتر از پيروزى با شكست مواجه مى شد. آخرين ديدار نهايى قبل از
جنگ را فورت و لايپزيگ برگزار كردند كه پس از وقت اضافه، ۳ بر ۲ به سود
فورت به پايان رسيد و بدين ترتيب فصل رويايى فوتبال آلمان آغاز شد. زيرا از
سال ۱۹۲۰ تقريباً به مدت ده سال نورنبرگى ها و فورت ها در قله فوتبال
آلمان جاى داشتند. آن زمان، زمان ظهور اولين ستاره هاى بزرگ بود كه تنها
پدر بزرگ همه آنها ماكس بروينيگ از كارلسروهه بود. فوتبال در مدت بيست سال
بازيهاى بزرگى را تجربه كرد. ۵۰۰۰۰ تماشاگر و حتى ،۶۰۰۰۰ كه باعث ثروتمند
شدن باشگاهها شدند تا بتوانند براى بازيكنان خود تمرينات و نيز زندگى
تقريباً حرفه اى را فراهم كنند. كار اوتو نرتس در پايان دهه بيست آغاز شد.
در سال ۱۹۲۸ تيم ملى در شش مسابقه، صاحب چهار پيروزى و دو شكست شد كه به
وضوح آمار خوب و مثبتى بود. در المپيك آمستردام اما، پس از شكست ۴ بر ۱ در
مقابل اروگوئه كه بعداً قهرمان اين رقابتها شد، از دور مسابقات خارج شد. كم
كم باشگاهها پذيرفتند كه به بازيكنان خود پول بدهند. شالكه، فورتنا
دوسلدورف و ويسبورگ تقاضاى بازيكنان را مبنى بر پرداخت پول به آنها قبول
كردند. البته حرفه اى گرى از مدتها قبل شروع شده بود، در همان سال اول
تأسيس به بازيكنان تذكر داده شد كه تقاضاى هزينه سفر از دو باشگاه به طور
همزمان ممنوع مى باشد. در سال ۱۹۳۰ فدراسيون در درسدن حمايت دائمى از
فوتبال حرفه اى را رد كرد، اما اين حق را كه بر كار بازيكنان حرفه اى كنترل
داشته باشد، براى خود حفظ كرد. اما به جاى فوتبال حرفه اى در ۳۰ ژانويه
نازى ها آمدند. آنها ورزش را در اختيار خود گرفتند. فدراسيون گرچه آزادى
خود را از دست داد، اما اتحاد خود را حفظ كرد. حكومت رايش سوم از ورزش به
عنوان وسيله اى براى تبليغات استفاده مى كرد. بين سال ۱۹۳۳ و فروپاشى رايش
سوم، تيم ملى آلمان ۱۰۵ بازى ملى انجام داد، ولى مكان سوم جام جهانى ۱۹۳۴
در ايتاليا، تنها پيروزى بزرگ آنها باقى ماند. بازيهاى المپيك ۱۹۳۶ در
برلين با شكست آلمان در اولين ديدار با نتيجه ۲ بر ۰ برابر نروژ همراه بود.
در جام جهانى ۱۹۳۸ نيز در پاريس تيم آلمان تحت رهبرى جانشين نرتس، سپ
هربرگو كه نماينده آلمان بزرگ بود، ۴ بر ۲ از سوئيس شكست خورد. از آن تيمى
كه در سال ۱۹۳۴ در ناپل با پيروزى ۳ بر۲ بر اتريش به مقام سوم جهان رسيد،
در سالهاى بعد تيمى تكامل يافت كه در ۱۶ مه ۱۹۳۷ در براسلاو، ۸ بر ۰
دانمارك را شكست داد و از آن به بعد به عنوان «تيم براسلاو» ناميده شد، اين
تيم به همراه تيمى كه در سال ۱۹۵۴ قهرمان جهان و تيمى كه در سال ۱۹۷۲
قهرمان اروپا شد، بهترين تيمهاى تاريخ فوتبال آلمان هستند. در ۴ نوامبر سال
۱۹۴۵ با امتياز ويژه يك سرهنگ دوم آمريكايى به نام جكسون، اولين دوره
بازيهاى «اوبرليگاى جنوب آلمان» شروع شد. در فوريه ۱۹۴۷ دست اندركاران
فوتبال آلمان از مناطق مختلف در اسن گردهم آمدند تا در مورد موضوعات ورزش
حرفه اى و ماليات ها مشورت كنند. در ۱۰ آوريل در فرانكفورت «هيأت فوتبال
آلمان» شكل گرفت. شش ماه بعد آمريكا، انگليس و فرانسه اتحاد خود را مكتوب
كردند. منطقه سابق آلمان شرقى در سال ۱۹۴۸ از قسمت غربى آن جدا شد. چهار
سال پس از فروپاشى رايش سوم، هر دو بخش آلمان از لحاظ ورزشى كاملاً از هم
دور افتادند. در هر دو سال پايانى جنگ، درسدنر اس.سى قهرمان شد. مثل ۳۳
قهرمان قبلي، جام قهرمانى ۱۰۰ سانتيمترى را كه نامش «ويكتوريا» بود. به
خانه بردند. مجسمه زنى از جنس برنز ساخته پروفسور راوخ در سال ۱۹۰۳ كه
بالهايى مثل فرشتگان داشت و با تاجى از زيتون بر سر، روى تخته سنگى نشسته
بود. در سال ۱۹۴۵ در حين يك حمله هوايى به درسدن كه باشگاه درسدن را ويران
كرد، توسط يكى از اعضاى باشگاه ويكتوريا از زير آوار بيرون كشيده و آن را
در خانه اش پنهان كرد. يك سرباز ارتش سرخ آن را پيدا كرده و با خود برد.
هوادار فوتبال درسدن به كمك فرمانده شهر، جام را آزاد ساخته و دوباره آن را
پنهان كردند. وقتى در سال ۱۹۴۹ اولين ديدار پايانى پس از جنگ بين تيمهاى
بوروسيا دورتموند و فا.اف. آرمانهايم در پيش بود، مردى نزد هلموت شون در
برلين شرقى آمد. اين غريبه خود را به عنوان فرستاده باشگاه بوروسيا
دورتموند جا زد و گفت كه به من سفارش شده است كه ويكتوريا را ببرم. شون آن
مرد را به درسدن فرستاد. او در آنجا محافظان ويكتوريا را پيدا كرد و براى
آنها توضيح داد كه شون و هيأت ورزشى منطقه تحت اشغال شوروى او را فرستاده
اند تا جام را با خود بياورد. آن را دريافت كرد و با خود به راه آهن برد و
چون صبح روز بعد يك قطار به سمت اشتوتگارت مى رفت، جام را به صندوق امانات
سپرد.
مقامات برلين شرقى از اين دزدى آگاه شدند و پليس جنايى را مطلع
كردند. پليس شروع به جستجو كرد و بهترين شيء مربوط به فوتبال آلمان تا آن
زمان را يافت و مرد دورتموندى را دستگير كرد. و تنها پس از پايان ديدار
نهايى او را آزاد كرد. از آن زمان ويكتوريا جايى در برلين شرقى است. اما
ديگر نه به عنوان ياد و خاطره اى از قهرمانى هاى قديم. آلمان و فوتبالش پس
از جنگ دچار فقر و محروميت شديدى شدند. مردم گرسنه بودند، باشگاههاى بزرگ
آن زمان بازگشت خود را اعلام مى كردند، به ايالتهاى مختلف مى رفتند و در
كنار كشاورزان براى دريافت يك سبد سيب زمينى يا يك تكه گوشت خوك بازى مى
كردند. پس از جنگ جهانى اول، تحريم فوتبال آلمان دو سال به طول انجاميد و
پس از سال ۱۹۴۵ پنج سال طول كشيد، در كنگره فيفا در سال ۱۹۵۰ در ريو،
سوئيس، انگليس و اتحاديه آلماني- آمريكايى فوتبال از ورود مجدد فدراسيون
فوتبال آلمان به فيفا حمايت كردند. شهرهاى سوئيسى بازل، سنت گالن و زوريخ
در سال ۱۹۴۸ تحريم هاى فدراسيون جهانى را شكستند و به مصاف تيمهاى
كارلسروهه، اشتوتگارت و مونشن رفتند. در پاييز ،۱۹۵۰ فدراسيون فوتبال آلمان
دوباره وارد فيفا شد و بلافاصله در ۲۲ نوامبر شهر اشتوتگارت اولين ديدار
ملى را تجربه كرد. باز هم سوئيسى ها آغاز كردند. تيم ملى آلمان با پنالتى
بوردنسكى ۱ بر ۰ پيروز شد. مربى تيم، هربرگر شروع به تشكيل تيمى سيستماتيك
كرد و مى خواست آن را به بهترين تيمى تبديل كند كه تا آن موقع با پيراهن
آلمان به ميدان رفته بود. وى تيم را حول محور شخصى شكل داد كه او را در سال
۱۹۴۰ به تيم ملى آورد و او را تضمينى براى پيروزى هاى آينده مى دانست:
فريتس والتر. بالاخره در سال ۱۹۵۴ در جام جهانى سوئيس، روياى قهرمانى جهان
به حقيقت پيوست. گرچه تيم هربرگر در سوئد ۱۹۵۸ به مقام چهارمى رسيد و در
۱۹۶۲ در شيلى در مرحله يك چهارم نهايى حذف شد، پيروزى بر مجارستان در فينال
جام جهانى در برن، راه بعدى فوتبال در آلمان را تعيين كرد. تيمهاى خوبى در
فوتبال آلمان سر برآوردند. كايزرزلاترن، فا.اف.ب اشتوتگارت، بوروسيا
دورتموند، اينتراخت فرانكفورت، اف.ث. نورنبرگ، اف.ث.كلن. و هر روز ستاره
هاى جديدى نيز ظهور مى كردند: ليبريش، پوزيپال، شفر، ران، زلر، هالر،
شولتس، بكن بائر، ژيمايناك، اووه رات، اشنلينگر، مولر، نتسر. نسل جديدى
آمده بود كه فوتبال را دگرگون كرد، آن را واقعى تر ساخت و از زيربار خاطرات
رومانتيك آزاد كرد. در سال ۱۹۶۳ پنج تا از بهترين باشگاههاى اوبرليگا به
بوندس ليگا راه يافتند. براى اولين بار قهرمان رقابتها پس از يك فصل طولانى
مشخص مى شد و فوتبال آلمان در سطح بالاى آن شكل سازمان يافته اى به خود
گرفت. فوتبال بوندس ليگا كاملاً حرفه اى شد و سطح آن به سرعت بالا رفت. در
سال ۱۹۶۶ در فينال جام جهانى در مقابل انگليس با بدشانسى شكست خورد، سال
۱۹۷۰ در مكزيكو پس از انجام بازيهاى زيبا و پرهيجان در رتبه سوم جاى گرفت.
۱۹۶۵ سپ هربرگر جاى خود را به هلموت شون داد. او با موفقيت هاى زيادى كه از
جمله برد ۳ بر ۲ مقابل انگليس در مكزيكو و قهرمانى اروپا در سال ۱۹۷۲ با
پيروزى بر تيمهاى انگليس، بلژيك و چكسلواكى و نيز قهرمانى جهان در سال ۱۹۷۴
با پيروزى ۲ بر ۱ برابر هلند در ۷ جولاى مهمترين آنها بوده اند، سايه
سنگين هربرگر را پشت سر گذاشت. خيلى سريع پول به فوتبال سرازير شد و فوتبال
به تجارتى ميليونى تبديل شد. حرفه اى گرى خودش را نشان داد. در سال ۱۹۷۱
فدراسيون فوتبال آلمان، بزرگترين فدراسيون ورزشى جهان شد. تحت تأثير
بزرگترين رسوايى و جنجال رشوه قرار گرفت، تقلب به بازيها راه يافت، پيروزى
ها فروخته مى شد. فدراسيون فوتبال از سال ۱۹۴۵ از دو جنگ جهاني، دو بحران
تورم و رسوايى جان سالم به در برد و دوباره خود را به عنوان قدرتمندترين
فدراسيون در دنيا مطرح كرد.
...و قهرمانى آلمان
قهرمانى در جام
جهانى ۱۹۵۴ كه در روى خاكسترهاى جنگ شكل گرفت يكى از بزرگترين دلايل رشد
فوتبال آلمان در جهان بود. تحقيرهاى جنگ با اين قهرمانى كه عجيب ترين
قهرمان در جام جهانى بود، فروكش كرد. مجارستان با تمام ستاره هايش آلمان را
در بازى مقدماتى با نتيجه (۳-۸) شكست داده بود، در فينال به گمان آنكه اين
آلمان تسليم پذير است به ميدان آمد. اما والتر كاپيتان آلمان و ديگر
يارانش درسى به مجارستان دادند كه در تاريخ ورزش اين كشور بى نظير و تلخ
ترين بود... پيروزى آلمان بر مجارستان با تمام سردارانش باورنكردنى بود.
بوداپست آماده برگزارى جشن بود، اما زمانى كه پوشكاش، كوچيس، هيداكوتى
درويچ، بوژافسكي، لانتوس، بوسيك، لورانت و ژيبور در كمند آلمانها اسير
شدند، وحشت ورزشگاه برن را فراگرفت، آيا ژرمن ها دوباره ظهور مى كنند؟ اما
آلمان قهرمان شد و فريتز والتر جام ژول ريمه را در دستهايش گرفت و دور
افتخار زد. از آن تاريخ پايه هاى فوتبال در آلمان محكم شد تا به امروز كه
يكى از بزرگترين تيمهاى تاريخ جهان شده است.سه بار قهرماني، سه نايب
قهرمانى و سه مقام سوم براى يك كشور اروپايى افتخارى است.آلمانها در جام
ملت هاى اروپا سه مقام قهرمانى دارند. بايرن مونيخ، مونشن گلادباخ،
هامبورگ، كلن، وردربرمن و... نيز از جمله باشگاههاى بزرگ جهان به حساب مى
آيند كه فوتبال نوين را به وجود آوردند.
تقدیم ژرمن ها و دوستداران آلمان و بالاک
Only DEUTSCHLAND
ادامه مطلب