یادگاری های کوروش کبیر یادگاری های کوروش کبیر

دختری به کوروش کبیر گفت:

من عاشقت هستم.کوروش گفت لیاقت شما برادم است که از من زیبا تر است،وپشت سر شما ایستاده. دخترک برگشت و دید کسی نیست.کوروش گفت:اگر عاشق بودی،پشت سرت را نگاه نمیکردی

 

پادشاه یونان به کوروش گفت:

من برای شرف میجنگم وتو برای پول.کوروش کبیر گفت:انسان برای هر انچه ندارد میجنگد!من پول ندارم تو شرف!

کوروش بزرگ:

بیادتان میاورم تا همیشه بدانید که زیبا ترین منش ادمی،محبت اوست پس محبت کنید چه به دوست چه به دشمن که دوست را بزرگ کند ودشمن را دوست

کوروش کبیر:

از کسانی که از من متنفرند ممنونم، انان مرا قویتر میکنند.

از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم،انان قلب مرا بزرگتر میکنند.

از کسانی که مرا ترک میکنند  ممنونم،انان به من یاد اوری میکنند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست

از کسانی که با من میمانند ممنونم،انان مفهوم دوست داشتن واقعی را به من می اموزند.

کارفرمایان زن کاخ پرسپولیس

در میان کارفرمایان ساخت کاخ پرسپولیس زن هم بوده اند که حقوقشان

بیشتر بوده و در زمان بارداری مرخصی به انها داده میشده و درصد

حقوقشان هم بالاتر میرفته

ماکت کاخ پرسپولیس :

اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته

شد تا بزرگترین کاخ اسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ

پرسپولیس سه سال طول کشید و کل ساخت ان ۸۰ سال طول کشید

کارهای بزرگ داریوش( ساخت پرسپولیس، مظهر نبوغ هنرمندان بزگ عصر خویش)

 بخش نخست

 علمای مصرشناس می گویند کسی که هرم بزرگ مصر موسوم به هرم «کوفو» را ساخت منظورش علاوه بر ساختن بنایی که نتوان آن را خراب کرد، این بود که تمام علوم زمان خود را در آن هرم بگنجاند و طبق تحقیقاتی که شده، در هرم کوفو چیزی نیست که کلید یکی از قوانین علمی نباشد، از طول و عرض و ارتفاع هرم گرفته تا طول راهروها و وسعت اطاق ها و وزن سنگ ها و غیره.

کاخ پرسپولیس هم که داریوش شروع به ساختمان آن کرد و قسمتی از کاخ در زمان حیاتش به پایان رسید و قسمت های دیگر را اخلافش ساختند مجموعه ای بود از صنایع و هنرهای تمام اقوام دنیای قدیم و اگر مقرر می شد که جمعی از صنعتگران و هنرمندان دنیای قدیم جمع شوند و تصمیم بگیرند که یک نمایشگاه بزرگ تشکیل بدهند که در آن علوم و صنایع تمام اقوام به نمایش گذاشته شود نمی توانستند مجموعه و نمایشگاهی غیر از پرسپولیس ترتیب بدهند.

هر صنعت که در دنیای قدیم وجود داشت در پرسپولیس به کار رفت مشروط بر این که صنعت را مطابق مفهوم قدیم تعریف کنیم نه مطابق مفهوم امروزی.

هر هنری که در دنیای قدیم موجود بود در کاخ پرسپولیس مورد استفاده قرار گرفت و کاخ پرسپولیس را نمایندگان صنعت و هنر تمام ملل جهان ساختند نه فقط صنعتگران و هنرمندان ایران. داریوش که مصر را دیده و اهرام آن را مشاهده کرده بود، می خواست کاخی بنا کند که مانند اهرام مصر جاوید باشد و هیچ چیز نتواند آن را از بین ببرد.

نقشه ساختمان کاخ پرسپولیس در سال دوم و به روایتی در سال سوم سلطنت داریوش طرح شد و معماران برجسته تمام دنیای قدیم برای طرح نقشه کاخ پرسپولیس در شهر پاسارگاد اجتماع کردند.

اسامی تمام آن معماران را نمی دانیم ولی نام بعضی از آنها که در کتب مورخین قدیم ثبت شده از این قرار است : آرتی مان (از پارس)، فیلی وادس (از یونان)، تالبون(از بابل)، ترادوس(از لیدی) و هپل(از مصر).

هر یک از معماران مزبور برای کاخ پرسپولیس نقشه ای ترسیم کرد و به نظر داریوش رسانید و در قدیم مثل امروز، قبل از اینکه عمارتی بسازند نقشه آن را ترسیم می کردند و ماکت عمارت را می ساختند و حتی در کشور مصر ترسیم نقشه معماری متداول بوده است.

داریوش تمام نقشه ها را می دید و توصیه می نمود که طرح ها در هم ریخته شود به طوری که سبک معماری یونان و لیدی و مصر و بابل و ایران و کشورهای دیگر مخلوط گردد.

آیا کسی که نظارت می کرد تا طرح ها در هم ریخته شود «آرتی مان» معمار ایرانی بود یا اینکه خود داریوش سرپرستی ادغام نقشه ها را بر عهده می گرفت.

جواب این سوال را نمی توانیم بدهیم، ولی می دانیم که داریوش می خواست که هر یک از ملل امپراطوری ایران و هر یک از ملت هایی که در خارج از مپراطوری ایران هستند نمونه ی صنعت و هنر خود را در کاخ پرسپولیس ببینند و به اصطلاح امروز داریوش با ساختن کاخ پرسپولیس یک سازمان ملل صنعتی و هنری به وجود آورد، اما آن طرح بزرگ را که فشرده طرح های معماران تمام ملل صنعتی و هنری دنیای قدیم بود در قالب ایرانی ریخت و فرم و رنگ ایرانی به آن داد.

بعد از اینکه نقشه ی قطعی ترسیم شد، داریوش گفت ماکت آن عمارت را بسازند تا این که وی بتواند منظره کاخ پرسپولیس را به خوبی در خاطر مجسم نماید و نمونه آن کاخ ساخته شد.

از روزی که داریوش از معماران ملل جهان دعوت کرد که در پاسارگاد جمع شوند تا روزی که نمونه کوچک کاخ پرسپولیس به اتمام رسید سه سال طول کشید. با توجه به مدتی که امروزه برای تهیه نقشه ی کارهای بزرگ به مصرف می رسد، در صورتی که وسایل ارتباطات و نقلیه سریع است، مدت سه سال زیاد نیست.

پس از اینکه داریوش نمونه کوچک عمارت پرسپولیس را دید و تصویب کرد، دستور داد که شهری در منطقه ای که باید آن کاخ بنا گردد بسازند تا اینکه بتوان کارگران و خانواده های آنان را در آن شهر جا داد و این همان شهری است که بعد شهر پرسپولیس شد.

لذا شهر پرسپولیس که نباید آن را با کاخ اشتباه کرد، در آغاز شهر کارگران بوده، منتها آن شهر را طوری ساختند که بعد از خاتمه بنای عمارت پرسپولیس و رفتن کارگران یا ادامه سکونت آنها، دیگران هم بتوانند در آن شهر سکونت نمایند.

می دانیم که کاخ پرسپولیس در یک منطقه کوهستانی به وسعت سیزده هکتار(به مقیاس امروز) و به ارتفاع بیست متر(نسبت به جلگه) ساخته شد و جلگه ای وسیع را که مقابل آن است امروزه «مرودشت» می خوانند و شهر پرسپولیس که در آغاز برای سکونت کارگران بنا گردید در جلگه مرودشت ساخته شد.

ادامه نوشته


ایرانیان باستان




: بخوانید و بر حال ایران زمین بگریید+منابع



آیا می دانید ؟

+منابع


کلمه شاهراه از راهی که کورش کبیر بین سارد پایتخت کارون و پاسارگاد احداث کرد گرفته شده است
.

 

کورش کبیر در شوروی سابق شهری ساخت به نام کورپولیس که خجند امروزی نام دارد .

منبع : www.khujand.tj

مبنع : کورپلیس . [ رُ پ ُ ](اِخ ) ۞ یونانیها به شهری می گفتند که کورش در ساحل رودخانه سیحون بنا کرده بود. این شهر بعدها به «دورترین شهر کورش » موسوم گردید و تا زمان اسکندر، آباد و پابرجا بود و به دست سپاهیان او خراب شد. (از ایران باستان ج 1 صص 375-376).

 

کورش پس از فتح بابل به معبد مردوک رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشت و در همان معبد که بیش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری کرد .

منبع : ایران باستان ج 1 صص 232-477 


اولین هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط کورش کبیر در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شد

ادامه نوشته

داریوش هخامنشی

داريوش در 1142 پيش از تاریخ خورشیدی پس از مرگ كمبوجيه Cambyses و فرونشاندن شورش بردياي دروغي Gaumata از سوي بزرگان ايران به پادشاهي برگزيده شد. داريوش هنگامي به پادشاهي رسيد كه به سبب غيبت زياد كمبوجيه از ايران و رويداد گئوماتا، تمام استانهاي كشور در شورش بسر ميبرد. داريوش براي بازگردانيدن آرامش و برقراري يكپارچگي كشور 70 سال جنگيد و در نزديك به 20 جنگ شركت كرد و سرانجام شاهنشاهي ايران را كه رو به نيستي ميرفت دوباره زنده كرد و دوران پادشاهي شاهنشاهان هخامنشي را به اوج خود رساند. در دوران او ايران از 30 استان (ساتراپ ) تشكيل شد و مصر ششمين استان ايران بود.

ادامه نوشته

تخت جمشید.................+عکس سربازان هخامنشی


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

داریوش هخامنشی واقدامات او


داریوش هخامنشی ، چگونگی به سلطنت رسیدن و اقدامات او

پس  از وفات پدر پارسیان ( كوروش كبیر) در سال 529 قبل از میلاد، ماجرای قتل بردیاو بر تخت نشینی مغ مادی به نام گئومات روی داد. مردم و درباریان به علت شباهت او به بردیا او را همان شاهزاده ی هخامنشی در نظر گرفتند. داستان از این قرار بود كه كمبوجیه پسر ارشد كوروش كبیر ، هنگام لشكر كشی به مصر برای جلوگیری از كودتا و قیام برادر كوچكتر خود دستور داد تا او را مخفیانه  به قتل رسانند. اما یكی از نگهبانان متوجه این موضوع شد و یكی از اقوام خود را كه بسیار به بردیا شباهت داشت را از این موضوع با خبر ساخت. او كه یك مغ مادی بود و همچنین كینه ای دیرینه از كوروش كبیر  به خاطر بر كناری مادها از قدرت داشت دست به چنین اقدامی زد و چون كسی از این موضوع اطلاعی نداشت .مردم حرف اورا باور كردند و به خاطر محبوبیت بردیا نزد مردم مورد حمایت آن ها قرار گرفت. كمبوجیه كه مصر را فتح كرده بود از این موضوع با خبر شد و سریعاً عازم وطن شد ولی در راه به طرز مشكوكی به قتل رسید. در این باره در كتیبه ای متنی به این مضمون آمده است:‌ « او توسط خود كشته شد.» كه بعضی از مورخین این جمله را این گونه تفسیر كرده اند كه منظور این است كه وی خود كشی كرده است و بعضی معتقدند كه منظور از خود ، یكی از وسایل خود مثلا شمشیر او بوده است. به این گونهكه مثلا هنگام پیاده شدن از اسب ناگهان شمشیر او بر اثر اتفاق او را مجروح ساخته و باعث مرگ وی شده باشد. امابرداشت من از این كلمه این است كه كه خود منظور خودی یا خویشاوند است. در هر حال دیری نگذشت كه بزرگان هخامنشی متوجه دروغی بودن این بردیا شدند .  گئومات برای حفظ موقعیت و كسب مقام و منزلت نزد مردم ریا، مالیات سه سال آن ها را بخشید. در این هنگام 6 تن از افراد گارد شاهی به نام های:

ادامه نوشته


روزی کودکی میخواست متولد بشه و پا به این دنیای پوچ بذاره،به همین خاطر میره پیش خدا و راجع به ندیده هاش توی این دنیا سوال میکنه؛کودک از خدا میپرسه:خدا وقتی من دنیا اومدم بعد از اینکه چشم باز کردم مادرم رو چطوری پیدا کنم؟خدا میگه نترس من فرشته ای رو بهت معرفی میکنم که بهت کمک میکنه!کودک میگه خوب چطوری غذا بخورم؟چی بخورم؟بازم خدا میگه نترس! من فرشته ای رو بهت معرفی میکنم که بهت میگه.کودک در ادامه میپرسه:خداجون بعد از اینکه بزرگ شدم واین کارهارو کردم چطوری باید راه برم،حرف بزنم،بخندم و...؟بازم خدا بهش میگه نترس من فرشته ای رو بهت معرفی میکنم که همه این کارهارو بهت یاد بده!کودک آخر حوصلش سر میره و از خدا میپرسه آخه این فرشته کیه؟ خدا میگه اون فرشته همه جا پیشته و همه چیز رو بهت یاد میده و تو میتونی مادر صداش کنی

بنظر من بهترین راه تشکر از خدا تشکر از مادر است. کسی که خدا وجود خودشو در اون بما نشون داد. کسی که بهشت رو زیر پاهای اون قرار داد و کسی که خیلی وقتا یادمون میره که همه چیزمونو از اون داریم!


برچسب‌ها: تشکر از خدا, تشکر از مادر

ادامه نوشته

وصـیت نامه داریوش هخامنش

وصـیت نامه داریوش هخامنش
*اینــــــک که من از دنیا میروم بیست و پنج کشور جزو امپراطوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران دارای احترام می باشند.

ادامه نوشته

هخامنشیان دودمانی پارسی بودند که در حدود سالیان 550 تا 330 پیش از زایش مسیح بر سرزمین ایران، حکومت می کردند. دودمان هخامنشیان، تبار خود را به هخامنش که تبار او هم بر می گردد به جمشید جم، که به اصطلاح، جمشیدیان خوانده می شدند، می رساندند. هخامنش فرنشین( رئیس) تیره پاسارگادیان بود که نجیب ترین قوم پارسی بودند.  دودمان هخامنشی در سرزمین انشان یا همان استان فارس امروزی، حکومت می کردند. دودمان های پارسی هخامنشیان به فرمانروایی کوروش بزرگ، نخست بار بر آزی دهاک یا آستیاگ و یا همان ضحاک چیره شدند و سراسر سرزمینی که متعلق به مادها بود، را تسخیر کردند. کوروش بزرگ، فرزند ماندانا و کبوجیه بود. ماندانا دختر آستیاگ و کبوجیه هم پس از پدرش، کوروش نخست، شاه انشان بود. شرح زایش کوروش بزرگ در هاله ای از افسانه قرار دارد.
در کل چهار قدرت آن روزگاران، تهدیدهای بالقوه ای برای هخامنشیان محسوب می شدند.

ادامه نوشته




هخامنشیان از پارسیان بشمار می روند.
پارسیان مردمانی آریایی نزاد بودند که تاریخ آمدن ایشان به ایران معلوم نیست. در کتیبه های آشوری از سده ی نهم پیش از میلاد آمده است. از همان تاریخ آنان در ناحیه ی انشان که در مشرق شوشتر و حوالی کارون واقع بود دولت کوچکی تشکیل دادند که در ابتدا از دولت ماد اطاعت می کردند . جد ایشان هخامنش همه ی قبیله های پارسی را زیر فرمان خود در آورد.

img/daneshnameh_up/a/a4/gard.jpg

تمدن و فرهنگ هخامنشی

شاه : این نام که از سه هزار سال پیش در زبانهای ایرانی رواج دارد ، از پارسی باستان گرفته شده است که پس از تحولات تاریخی بسیار به صورت « شاه » در آمده است .
چون پس از اتحاد ماد و پارس بدست کوروش بزرگ، (550 ق . م ) اصطلاح شاهنشاه بکار رفت . این بدان جهت بود که مردم آریایی و غیر آریایی فلات ایران و پیرامون آن به کشور هخامنشی پیوستند و خصوصا پادشاهان و شهریاران آنها نیز برتری کوروش را پذیرفتند .
شاهنشاه در پارسی باستان خشایه ثیه یعنی شاه شاهان آمده است.

لباس ویژه شاهنشاه
شاهنشاه درهنگام صلح جامعه ای بلند از دیبای ارغوانی که آستینهای فراخ داشت و در زیر آن پیراهن بلندی می پوشید که تا زانو می رسد و مغزی سفید داشت و کمر بندی روی آن می بست . کفش شاه نیز ، زرین و پاشنه دار و نوک تیز بود . یونانیــان تـاج شاهنشاهیان هخــامنشی راتیار و یا گیسداریس خوانده اند .
شاه ، ریش دراز و موهای مجعد داشت و بر تخت زرین می نشست و عصای زرین به دست می گرفت .

فرمانها و نامه های سلطنتی به مهر شاه می رسید و نسخه ای از آن در دفاتر شاهی نگهداری می شد .

کشورداری

داریوش پس از اینکه بر اوضاع کشور ایران مسلط شد، ایران را به سی و سه خشتره یا استان تقسیم کرد و ادارة آنها را به افرادی که مورد اعتماد شاهنشاه بودند واگذار نمود.
از زمان جانشینان خشایارشاه که دولت هخامنشی روی به ضعف نهاد استانداران یک نوع خود مختاری پیدا کرده حتی ریاست سپاه محلی را که بر عهدة سرداری به نام کارانا بود نیز بدست گرفتند.

اختیارات شاهان یا امیران محلی با قوت یا ضعف حکومت مرکزی تغییر می کرد. ضرب سکه طلا از مختصات شاهنشاه بود . اما استانداران می توانستند گاهی سکه هایی از نقره یا مس بزنند .
در اوایل دورة هخامنشی سالی دوبار بازرسان شاهنشاهی که چشم و گوش شاه خوانده می شدند به استانها گسیل می گشت .

img/daneshnameh_up/a/a4/sarbazghermez.jpg


سپاه ایران

سپاه جاویدان
پیش از داریوش ایران سپاه منظمی نداشت و ارتش آن بصورت افراد غیر حرفه ای اداره می شد . داریوش به تشکیل سپاه جاودان پرداخت که شمار ایشان به ده هزار تن می رسید . در هر شهر پادگانی وجود داشت که در ارگ آن شهر جای داشتند و فرماندة آن دژها را ارگبد می گفتند .

لشکر ایران به دو دستة پیاده و سواره تقسیم می شدند و مسلح به تیر و کمان و نیزه و شمشیر و زوبین و خنجر و کمند و سپر و کلاهخود و زره بودند .
اسب و فیل و شتر را هم زمان در جنگ بکار می بردند .

ایرانیان در تیر اندازی مهارت داشتندچنانکه هرودت می نویسد پارسیان از کودکی به فرزندان خود سه چیز می آموختند که :
  • راست بگویند
  • راست بر اسب سوار شوند
  • راست تیر بیندازند .
از زمان داریوش دوم ، جنگاوران یونانی نیز بعنوان مزدور در ارتش ایران راه یافتند و همین امر باعث تن پروری ایرانیان و انحطاط ارتش ایشان گردید .

در ایران از زمان کوروش گردونه های جنگی نیز به کار می رفت . چرخهای این گردونه ها غالباً مجهز به داسهای برنده بودند .


img/daneshnameh_up/2/2b/Achaemenid_Battleship.jpg


نیروی دریایی :

در زمان هخامنشی ایران به دستیاری رعایای فینیقی و یونانی خود دارای نیروی دریایی مهمی گردید . این نیرو ، ایران مرکب از سه گونه کشتی بود :

اول - کشتیهای جنگی که پاروزنان آن در سه ردیف یکی بالای دیگری قرار می گرفتند.

دوم - کشتیهای دراز که برای حمل و نقل اسبها و سواره نظام بکار می رفت .

سوم - کشتیهای کوچکتر که برای حمل و نقل خوار و بار استعمال می شد .


میراث تمدنهای گذشته

دولت هخامنشی وارث تمدنهای قدیم پیش از خود بود و همة علوم و معارف ملل پیش ، مانند : آشور و بابل و عیلام ، در بین اهل آن ، در آن کشور پهناور رواج داشت .

بزرگترین شهر علمی و دانشگاهی آن ، امپراتوری بابل بود . در این شهر تعلیم معارف قدیم ، به دست کاهنان بابلی و مغان بود .
آثار و تألیفات قدیم را به زبانهای اکدی و سومری و عیلامی و آرامی می خواندند .
ستاره شناسان و ریاضیدانان بابلی در عصر خود مــشهور آفاق بودند و علوم خود را همراه با سحر و جادو به شاگردان خود می آموختند .


پدر : پارسی ها بوسیله كوروش دولت مادها را از میان برداشته و سلسه هخامنشی را تأسیس كردند. پوشش در دوره ی پارسی ها با دوره ی مادها چندان تفاوتی نكرده است در این دوره چنین نوشته اند : « از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی بر می‌خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است. 1» و یا ویل دورانت در این زمینه می نویسد : « زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی‌شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، حتی پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش‌هایی که درایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمی‌شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد. 2»مریم : یكی از دوستانمان می گوید : « آیا در زمانی که امپراطوری ایران لوح حقوق بشر داشت و عرب در بیابان پا برهنه دنبال گرفتن سوسمار برای خوردن بود، تمدن بزرگ ایران چگونه بود. من بعید می دانم که حجاب خیلی پوشیده ای داشته اند. واقعا معلوم نیست اما اندیشه ی پاک و روح و روانی اهورایی داشتند. »

ادامه نوشته

ادامه نوشته

داريوش هخامنشي ، چگونگي به سلطنت رسيدن و اقدامات او

پس  از وفات پدر پارسيان ( كوروش كبير) در سال 529 قبل از ميلاد، ماجراي قتل بردياو بر تخت نشيني مغ مادي به نام گئومات روي داد. مردم و درباريان به علت شباهت او به برديا او را همان شاهزاده ي هخامنشي در نظر گرفتند. داستان از اين قرار بود كه كمبوجيه پسر ارشد كوروش كبير ، هنگام لشكر كشي به مصر براي جلوگيري از كودتا و قيام برادر كوچكتر خود دستور داد تا او را مخفيانه  به قتل رسانند. اما يكي از نگهبانان متوجه اين موضوع شد و يكي از اقوام خود را كه بسيار به برديا شباهت داشت را از اين موضوع با خبر ساخت. او كه يك مغ مادي بود و همچنين كينه اي ديرينه از كوروش كبير  به خاطر بر كناري مادها از قدرت داشت دست به چنين اقدامي زد و چون كسي از اين موضوع اطلاعي نداشت .مردم حرف اورا باور كردند و به خاطر محبوبيت برديا نزد مردم مورد حمايت آن ها قرار گرفت. كمبوجيه كه مصر را فتح كرده بود از اين موضوع با خبر شد و سريعاً عازم وطن شد ولي در راه به طرز مشكوكي به قتل رسيد. در اين باره در كتيبه اي متني به اين مضمون آمده است:‌ « او توسط خود كشته شد.» كه بعضي از مورخين اين جمله را اين گونه تفسير كرده اند كه منظور اين است كه وي خود كشي كرده است و بعضي معتقدند كه منظور از خود ، يكي از وسايل خود مثلا شمشير او بوده است. به اين گونهكه مثلا هنگام پياده شدن از اسب ناگهان شمشير او بر اثر اتفاق او را مجروح ساخته و باعث مرگ وي شده باشد. امابرداشت من از اين كلمه اين است كه كه خود منظور خودي يا خويشاوند است. در هر حال ديري نگذشت كه بزرگان هخامنشي متوجه دروغي بودن اين برديا شدند .  گئومات براي حفظ موقعيت و كسب مقام و منزلت نزد مردم ريا، ماليات سه سال آن ها را بخشيد. در اين هنگام 6 تن از افراد گارد شاهي به نام هاي:

ادامه نوشته

اهميت و مقام دولت هخامنشي

 

 

هخامنشيان مدت دو قرن در شرق ، آرامش و امنيت حكمفرما كردند و براي

 

نخستين بار به دولت هاي زير دست  استقلال داخلي دادند .

 

هخامنشيان براي بسط و نشر تمدن يونان در آسيا و ايجاد يك تمدن تركيبي

 

شرقي و غربي زخمت كشيدند ، و  در واقع بزرگترين عامل ارتباط بين

 

شرق و غرب  و بزرگترين سرمش و دولتهاي شرقي و غربي گشتند .

 

بنابراين كنت گوبينو حق دارد بر شكست ايرانيان در ماراتن تاسف بخورد و

 

بگويد اگر ايرانيان در نبرد با يونان فاتح مي شدند دنيا از پيروزي  خشايارشا ه

 

چيزي از دست نمي داد زيرا يونان و ايران هر دو از نژاد آرايائي  و هر دو با

 

فرهنگ و متندن بودند در حقيقت بايد گفت جنگ بين ايران و يونان ، يك نوع

 

جنگ داخلي ( مانند  جنگ بين اسپارت و آتن ) بود .

 

اگر ايران در اين جنگ پيروز مي شد . مدنيت ماد و پارس كه يكي از

 

درخشانترين مدنيت هاي شرق بود ، با مدنيت درخشان يونان مخلوط شده

 

يك تمدن عالي شرق و غربي ايجاد مي شد .

 

اينكه ايران دوره ي هخامنشي تا چه اندازه با شكوه بود براي هميشه بر ما

 

مجهول  خواهد ماند زيرا اسكندر مقدوني كليه آثار ايران هخامنشي  را نابود كرد .

 

ما فقط از  آثاري كه در پرس پليس باقي مانده و مطابي كه مورخين يوناني 

 

نوشته اند مي توانيم تصوير ناقص تمدن ايران هخامنشي را نقاشي كنيم .

 

قدر مسلم آن ست كه جامعه هخامنشي در ايران بيش از هر جامعه ديگر پيش

 

رفته بود .

 

هم آهنگي عجيبي بين دستگاههاي اداري وجود داشت . دستگاه عدالت كه از

 

طبقه سالخوردگان برگزيده و مجرب انتخاب مي شد تابع قوانين عالي تغيير ناپذير

 

بود ولي در عين حال داوران در دعواها آزاد بودند كه مطابق با وضع خاص

 

خاطي ، راي خود را صادر كنند .

 

دستگاه پست كه تا آنروز در نزد هيچ ملتي سابقه نداشت و بوسيله داريوش كبير

 

ايجاد شده بود اجزاء پراكنده امپراطوري  عظيم هخامنشي را بهم وصل كرده

 

موجبات آشنائي ملل با هم را فراهم نموده بود .

 

كوتاه سخن ، هخامنشيان براي نخستين بار توانسته بودند در سراسر جهان آن

 

روز نظم و امنيت بي سابقه اي حكمفرما سازند . يگانه اتفاقي كه موجب از هم

 

پاشيدن اين نظم گردي . شكست ايرانيان  در ماراتن و پلاته بود.

 

 

ادامه نوشته

سخنان گرانبها از بزرگان

خدایا دوستت دارم....


هنوز به دیدار خدا می روند
خدایی که در یک مکعب سنگی خود را حبس کرده !!
خدا همین جاست ، نیازی به سفر نیست !
خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند ،
خدا در دستان مردی است که نابینایی را از خیابان رد می کند،
خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را
هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد ،
خدا در جمله ی " عجب شانسی آوردم"است !!
خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو!!
خدا کنار کودکی است که می خواهد از فروشگاه شکلات بدزد !!
خدا کنارساعت کوک شده توست، که می گذارد 5 دقیقه بیشتر بخوابی!!
از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند و یک عکس با روبان مشکی،
از تولدت تا آن روبان مشکی ، چقدر خدا را دیدی ؟!
خدا را 7 بار دور زدی یا زیر باران کنارش قدم زدی؟
خدا همین جاست، نه فقط در عربستان!
خدا زبان مادری تو را می فهمد، نه فقط عربی را !
خدایا دوستت دارم...

زندگینامه کوروش کبیر

 

 

زندگینامه کوروش کبیر

 


زندگینامه کوروش کبیر

● از تولد تا آغاز جوانی کوروش کبیر

دوران خردسالی کوروش کبیر را هاله ای از افسانه ها در برگرفته است. افسانه هایی که گاه چندان سر به ناسازگاری برآورده اند که تحقیق در راستی و ناراستی جزئیات آنها ناممکن می نماید. لیکن خوشبختانه در کلیات ، ناهمگونی روایات بدین مقدار نیست. تقریباً تمامی این افسانه ها تصویر مشابهی از آغاز زندگی کوروش کبیر ارائه می دهند،تصویری که استیاگ ( آژی دهاک )، پادشاه قوم ماد و نیای مادری او را در مقام نخستین دشمنش قرار داده است.

 

ادامه نوشته

وطن پرستی

وطن پرستی از خیال تا واقعیت

 

امروز بحث وطن پرستی را باری دیگر در پارسیان دژ باز میکنم

 

شاید با شنیدن نام وطن پرستی تعریفی در ذهن شما پدیدار شود با این نعاریف:پرستیدن وطن(میهن) به جای خداوند یکتا،ملی گرایی افراطی

 

در صورتی که این تعاریف کاملا نادرست و ناپسند است.

 

یک میهن پرست واقعی با ارق ملی (غیرت ملی) خود زندگی میکند،وقتی از خواب بیدار می شود و یا زمانی که می خواهد بخوابد همیشه عشق به میهنش را با تمام وجود حس میکند.

 

نکته اصلی:یک میهن پرست سعی میکند همه تعاریفش از زندگی را یا تعاریف از میهنش که بر راستی آنها اعتقاد دارد تعریف کند که خداوند هم از این جمله هست.
یعنی خداوند برای یک میهن پرست خداوندگاری است که علاوه بر  تعاریف معمول یک هدف خاص هم دارد و آن هم این است که کشورش را از شر دشمنان حفظ کند و همیشه محافظ کشورش است البته یک میهن پرست می تواند مسلمان باشد زرتشتی باشد و یا مسیحی،مهم آن است که تعاریف دین را برای خودش بر اساس میهن پرستی بیان می کند.

 

هرگز پایش را جلو پدر و مادرش دراز نمیکرد،همیشه مودب و با احترام با آنان رفتار میکرد.روزی که پیکرش را از جبهه آوردند تا به خاکش بسپارند،در غسالخانه  غلش دادندو.مادر شهید قدم قدم جلو امد و روبروی تخت پسرش ایستاد و آرام گفت ،تو هیچ وقت جلو من پاتو دراز نمیکردی حالاچی شده پسرم ؟؟!!ناگهان از گوشه ی چشم شهید قطره اشکی سرازیر شد....

به قول قدیما ،ما هم بچه بودیم طوری که پاهامونو جلو پدر و مادرمون دراز نمیکردیم.......حالا چی؟ 


عکسهای قدیمی حرم امام رضا

قدیمی ترین عکسهای حرم مطهر امام رضا علیه السلام :

ادامه نوشته


قدیمی ترین عکس از کربلا



قدیمی‌ترین نانوائی در تهران +عکس

از طرفی قدیمی‌ترین فرهنگ لغتی که از این نان خوش طعم نام برده «برهان قاطع» است که در سال 1062 هجری قمری نوشته شده، مؤلف این فرهنگ در معنی واژه سنگک می‌نویسد: «و نوعی از نان هم هست که بر روی سنگ‌ریزه‌های گرم بپزند.» پیشینه تاریخی نان سنگک دقیقا روشن نیست و حرف و حدیث های زیادی درباره اش گفته شده است، اما آنچه که معلوم است، اینست که واژه "سنگک " از دو جزء " سنگ " و "ک " نسبت ساخته شده و آن نانی است که بر روی سنگ‌ریزه (ریگ) پخته می شود.

قدیمی‌ترین نانوائی در تهران

 یک نانوایی سنگکی در دوره قاجار 

چگونگی مرگ کوروش بزرگ

 

منبع های ایرانی و هخامنشی درباره ی مرگ کوروش شرحی روایت نکرده اند اما مورخان یونانی همچون «هرودوت»، «گزنفون»، «کتزیاس» و ... هر کدام مرگ کوروش را به گونه ای روایت کرده اند که در این جا به چند نمونه از آن ها اشاره می کنیم:

ادامه نوشته

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .

شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و گفت:‌

درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می کند.

بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.

در همین حال برادری که ازدواج کرده بود با خودش فکر کرد و گفت :‌ درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم. من سر و سامان
گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نکرده و باید آینده اش تأمین شود.

بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت(راد اس ام اس) و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.

سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند که چرا ذخیره گندمشان همیشه با یکدیگرمساوی است. تا آن که در یک شب تاریک دو برادر
در راه انبارها به یکدیگر برخوردند. آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن که سخنی بر لب بیاورند کیسه هایشان را زمین
گذاشتند و یکدیگر را در آغوش گرفتند

 

فروهر(فرّ کیانی) نشان ایرانیان باستان:

 

اگر شما تا حالا به تخت جمشید سرزده باشید می دانید که کلمه ی (فروهر) اشتباه است! اصل آن کلمه فرّ کیانی می باشد که به اشتباه برخی ، فروهر یا نشان اهورامزدا جا افتاده است. واژه ی فرّ کیانی به معنی پیش برنده می باشد و یکی از نیرو های 5 گانه وجود انسان می باشد.فرّ کیانی

در حقیقت ذره ای از پرتوی اهورایی می باشد که در وجود انسان از طرف خداوند به ودیعه گذاشته شده است و باعث تکامل انسان می شود . پس از مرگ ، فرّ کیانی انسان به همان صورت اولیه به اصل می پیوندد . زرتشتیان برای فرّ کیانی شکلی رسم کردند که مفهوم خاصی دارد:

 

1- پیرمرد : پیری جهاندیده و دانا میباشد.

2- دستهای افراشته به بالا : ستایش به درگاه ایزد یکتا.

3- حلقه : پیمان با خدای یکتا.

4- بالهای سه طبقه : اندیشه و گفتار و کردار نیک است.

5- دایره ی میان فروهر : بی پایانی روزگار و برگشت اعمال انسان به خود او.

6- دو رشته : سپنتامینو و انگره مینو است.

7-دامن سه طبقه : بد اندیشی (دژمت) بدگفتاری (دوژوخت) بدکرداری (دژورشت)

 

nasi3x36gosv1cnud5de.jpg

آخر پاییز در آرتیمان کهن

kll9ad443xn1fbf5wo.jpg

زیبایی باغهای گردوی آرتیمان