011212115438.jpg
..............................
..............................
..............................
خانه قدیمی دیگر آرتیمان به نام خانه حاج  عبدالغنی که این خانه هم مثل خانه حاج حبیب از جمله خانه هایی بود که چندین خانواده توی آن زندگی میکردند وتنها یک ورودی وخروجی داشت......

011212112835.jpg

خانه های آرتیمان که در کمر کش کوه اشتوار قرار گرفتند خانه ها ان بافت قدیمی خودشون رو به علت نو سازی از دست دادند

011312165647.jpg

بوته های موسیر که هرسال به صورت فراوان کنار رودخانه رشد میکند وهمه ازآنها استفاده میکنند

011312165926.jpg

این سنگ که داخل باغ قرار گرفته به بزرگی یک کامیون است که در قدیم از کوه اشتوار سرازیر شده وسالهاست که در اینجا قرارگرفته

011212114020.jpg

میدان آ میرمعین بزرگ که در ضلع شمال غربی ارتیمان قرار گرفته ای میدانه کوچک ورودی امامزاده عبدالله میباشد

عکسهایی که ازدور از محله پایین وبالا ی آرتیمان گرفته شده که طبیعت چهارفصل رو نشون میده تو آرتیمان

46637340900692967201.jpg20114801350541297335.jpg77262575878223384723.jpg

34991725217921353308.jpg23812112713230935362.jpg20581671361247308135.jpg

[000825].jpg36062963611708111800.jpg07677910090624407276.jpg

GoogleEarth_Image.jpgGoogleEarth_Image.jpg
عکس هوایی از آرتیمان.گرفته شده توسط ماهواره.با کلیک روی عکس تصویر زیبای آرتیمان را از بالا ببینید
 
GoogleEarth_Image.jpgGoogleEarth_Image.jpg
عکس 4عکس فضایی از آرتیمان/تویسرکان/سرابی/وسرکان/که در تصویر خودنمایی میکنند

[000714].jpg

خانه های  آرتیمان که روی کوه اشتوار ساخته شدند باغای وسط ارتیمان خانه های روبه رو را خانهایی که روی کوه نثار ساخته شده رو جدا میکنه

[000803].jpg

قسمتی از باغهای ارتیمان که زردی برگهای درختها داره اومدن زمستان رو  نشون  میده

[000107].jpg

خانه های آرتیمان از رو به رو پاییز آرتیمان رو نشون میده

[000084].jpg
نمایی از کوههای ارتیمان که از داخل آرتیمان گرفته شده.پر ازبرف که صلابت رشته کوههای الوند رو نشون میده کوههای آرتیمان متصل به رشته کوههای الونده

[000091]_1.jpg
فصل پاییز آرتیمان که دیگه درختهای گردو کم کم برگهاشون داره زرد میشه و محصول گرد برداشت شده تا مردم انتظار زمستان بسیار سرد آرتیمان رو بکشند

(00)011212110531.jpg

در ورودی خانه های قدیم آرتیمان ای خانه ها کاملا از خشت خام درست شدند.که دیوارهای آنها دارای ضخامت بسیار زیادی هستند و دارای تابستانهای خنک و زمستانهای گرمی بودند این دیواره با خاک رس و {کاه}که از خوردهای ساقه گندم درست میشدند و برای همین است که این خصوصیات را دارند.


cbgu7pwfi1vttpgm8izu.jpg


 

عجب رسمیه رسم زمونه

قصه ی برگ و باد خزونه

میرن آدما ازونا فقط

خاطرهاشون بجا می مونه

کجاست اون کوچه

چی شد اون خونه

آدماش کجان

خدا می دونه

بوته ی یاس باباجون هنوز

گوشه ی باغچه توی گلدونه

عطرش پیچیده تا هفت تا خونه

خودش کجاهاست

خدا می دونه

تسبیح و مهر بی بی جون هنوز

گوشه ی تاقچه توی ایوونه

خودش کجاهاست

خدا می دونه

پرسید زیر لب یکی با حسرت

از ما آدم ها چی یادگاری می خواد بمونه

خدا می دونه


یه زمانی این خونه ابهتی برای خودش داشت رفت و آمدی توش برقرار بوداما حالا فقط خرابه ازش مونده نوشتن این مطلب راحت نیست من با حالت بغض دارم مینویسم خیلی ها از ساکنین قدیم این خونه دیگه زنده نیستن .........واقعا عجب رسمیه رسم زمونه............

سلام

نعمت مادر نعمت بزرگی است که وجودش برکت هر خانه ای است ونبودنش بار سنگینی است که تحمل آن در خانه سخت است.یادش به خیر مادربزرگ من هردوتاشون چند سالی است که رحمت خدا رفتند ولی هنوز نتونستم نبودنشون رو باور کنم همیشه تکیه گاه دوران کودکی من بودند به طوری که هر زمان مشکلی برایم پیش می آمد پیششون میرفتم و جوری آرومم میکردند که انگار اصلا اتفاقی نیافتاده.ولی همیشه تکیه گاه محکمی برام بودند هر شب جمعه که میشه دلم براشون تنگ میشه آرزو دارم که دوباره ببینمشون ولی خوب یه چیز غیر ممکنه فقط میشه  برای آرامش روحشون فاتحه بخونم که اروم بشم.

روح همه بزرگان وپدران ومادران از دست رفته شاد باد



باغبان هستي:

                 مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من،

              گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند.              گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.

گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند.

گاهِ اندرزم،حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد.

گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.


 گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛

تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.


 
خشم لبريز از مهرباني:

 مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.

 آرتیمان در 13فروردین1391.jpg

رودخانه آرتیمان از داخل باغهای محل بالا رد شده به باغهای محل پایین رسیده از انجا هم دیگر باغهای روستاهای دیگر را آبیاری میکند.

از باغهای دره سیلی که روی دامنه کوه قرار گرفته به زبان محلی به عکس پایین {کولا}میگن وبه ربان عامیانه آلاچیق میگن.البته به خاطر بارش برف زیاد در زمستان خراب شده که باید بازسازی بشه تا بتونیم از اون استفاده کنیم


011312163504.jpg

تابلو پایین به اسم سیداحمدمیرکیا که متعلق به سیداحمدمیرکیا میباشد ودر داخل حسینییه مسجد جامع به خاک سپرده شده وی بزرگ خاندان و بنیانگذار طایفه بزرگ میرمعینی در آرتیمان بوده که حدود پانصد سال پیش در آرتیمان که قبلا به اسم آوردیمان بوده زندگی میکرده

 سید احمد میر کیا در داخل حسینییه مسجد جامع آرتیمان که بالای چهار صد صال قدمت دارد.jpg




مو احوالم خرابه گر تو جویی
جگر بندم کبابه گر تو جویی
ته که رفتی و یار نو گرفتی
قیامت هم حسابه گر تو جویی

زخور این چهره‌ات افروته‌تر بی
تیر عشقت بجانم روته‌تر بی
مرا اختر بود خال سیاهت
ز مو یارا که اختر سوته‌تر بی

مرا دیوانه و شیدا ته دیری
مرا سرگشته و رسوا ته دیری
نمیدونم دلم دارد کجا جای
همیدونم که دردی جا ته دیری

زدست عشق هر شو حالم این بی
سریرم خشت و بالینم زمین بی
خوشم این بی که موته دوست دیرم
هر آن ته دوست داره حالش این بی

عزیزون از غم و درد جدایی
به چشمونم نمانده روشنایی
گرفتارم بدام غربت و درد
نه یار و همدمی نه آشنایی

ته که خورشید اوج دلربایی
چنین بیرحم و سنگین دل چرایی
به اول آنهمه مهر و محبت
به آخر راه و رسم بی وفایی