تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


 موسیقی در ایران باستان بخش عمومی


6

طبق شواهد ایرانیان اولین انسانهایی بوده اند که برای موسیقی خطی(الفبایی) ابداع کردند.بنابر گزارش ها این خط- که ویش دبیره نامیده می شده و دارای 160حرف بوده که هر حرف وصدا نشانه ی جداگانه ای داشته است - به حدی کامل و جامع بوده که به وسیله ی آن حتی می توانستند اصوات موجود در طبیعت مانند صدای نغمه ی پرندگان و یا صدای وزش باد را ثبت کنند(این خط در زمان ساسانیان ترقی کرده،تعداد حروف آن از 160 به360 ارتقا پیدا کرد).
در این مقاله به موسیقی در ایران باستان ،انواع آن و کاربرد آنها اشاره ای مختصر می شود.
موسیقی مذهبی:این موسیقی اصولا در مراسم خاصی و توسط موبدان و هیربدان خوش آواز صورت می گرفته است. از آنجایی که هرودوت می نویسد:«ایرانیان برای قربانی در راه خداوند و مقدسات خود،کشتارگاه ندارند و بر روی قبور مردگان خود شراب نمی پاشند،در عوض یکی از پیشوایان مذهبی حاضر می شود و یکی از سرود های مذهبی را میخواند»،میتوان پنداشت که این نوع موسیقی در ایران باستان بسیار رایج بوده است.
نکته ی قابل توجه در مورد موسیقی مذهبی در ایران باستان آن است که ،ایرانیان بر خلاف اقوام بابلی،آشوری و سامی موسیقی مذهبی را بدون
همراهی با ساز اجرا می کردند و این نوع موسیقی صرفا موسیقی آوازی بوده است.
در حال حاضر ما دو منبع اصلی از موسیقی مذهبی باستانی در اختیار داریم:
1-ریگ ودا(کتاب مقدس آرییائیان هندی)
2-اوستا(کتاب مقدس آرییائیان ساکن نجد ایران)
آنچه که به موسیقی ایران باستان مربوط می شود کتاب مقدس اوستا است.
پس از آنکه زرتشت دین مزدایسنه را در دنیا پایه گزاری کرد ،شادی و شاد زیستن به عنوان یک اصل اساسی در دین زرتشتی مطرح شد؛هر چند از موسیقی آن دوران اطلاع چندانی در دست نداریم،اما به نظر می رسد با ظهور زرتشت پیامبر،در موسیقی آن دوران تحولی چشمگیر به وجود آمده باشد.
دلیل اصلی پیشرفت موسیقی مذهبی(و حتی غیر مذهبی) ایران باستان را باید در اساس تعلیمات دین مزدایسنه(زرتشتی) مبنی بر شاد زیستن جستجو کرد. در اوستا بارها در مورد به آواز خواندن گاتها تاکید شده است- و این بدان دلیل بود که آنان معتقد بودند که به آواز خواندن گات ها باعث تاثیر بیشتر در دل ها میشود-همچنین در اوستا بخشی به نام یشت وجود دارد که چم(معنی) آن آواز یا آواز نیایش گونه می باشد؛حتی تصور می شود واژه ی گاه در موسیقی سنتی ایران که به صورت پسوند در نام دستگاه ها و ردیف ها بکار می رود یادگارهمان «گات» باستانی باشد که در زبان پهلوی «گاث» و سپس در فارسی دری به شکل« گاه» در آمده است.
متاسفانه از موسیقی مذهبی در ایران باستان اطلاعات مناسبی در دست نیست؛اما از جشن هایی که می توان وجود موسیقی مذهبی را در آن اثبات کرد جشنی موسوم به سروشه است.سروشه که در زبان پهلوی به شکل سروش در آمده ،نام فرشته ای بود که در دین زرتشتی جایگاه ویژه ای داشت و روز هفدهم هرماه را منسوب به او میدانستند.مردم در آن روز به نیایشگاه ها رفته و دعا می خواندند،در این روز تفسیر و ترجمه ی اوستا را نیز به آهنگ خوش میخواندند.
موسیقی رزمی:موسیقی رزمی همانطور که از نامش پیداست موسیقی بوده که در جنگ ها به کار برده می شده.ایرانیان باستان همواره از موسیقی رزمی به عنوان ابزاری برای غلبه بردشمن سود می جستند.این نوع موسیقی که درسراسر تاریخ ایران باستان رایج بوده به تدریج رشد و تکامل یافته است.
از سازهای رزمی می توان به کوس، کرنا، نی، شیپور، سنج و درای اشاره کرد.
اساسا استفاده از موسیقی رزمی به سه دلیل انجام می گرفته:
1-بر انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان
2-ایجاد نظم و هماهنگی در میان سربازان
3-ایجاد حس وحشت و غافلگیری در میان سربازان دشمن
گزارش های بسیاری در مورد استفاده ی ایرانیان باستان از موسیقی رزمی وجود دارد؛برای مثال: گزنوفون تاریخنگار یونانی نوشته است: «کوروش بزرگ هنگام حمله به سپاهیان آشور بنا بر عادت خود سرودی آغاز کرد که سپاهیان با صدائی بلند توأم با ادب و احترام دنباله ی آنرا خواندند، و چون سرود بپایان رسید، آزادمردان با گامهای برابر، با نظم و ترتیب تمام براه افتادند.» در جای دیگر مینویسد: «کوروش برای حرکت سپاه چنین دستور داد که صدای شیپور، علامت حرکت و عزیمت خواهد بود و همینکه صدای شیپور بلند شد باید همه ی سربازان حاضر باشند و حرکت کنند.» و همچنین می نویسد، «در نیمه شب که صدای شیپور عزیمت و کوچ کردن بلند شد کوروش سردار سپاه را فرمان داد تا با همراهان خود در جلو صفوف منظم سپاهیان قرار گیرد.
بعد کوروش گفت همینکه به محل مقصود رسیدم و حملات دو سپاه نزدیک شد، سرود جنگی را میخوانم و شما بی درنگ پاسخ مرا بدهید. هنگام حمله چنانکه گفته بود کوروش سرود جنگ را آغاز کرد و سپاهیان همگی با وی هم آواز شدند.»
همچنین در سال 1336 خورشیدی، ضمن کاوشهای باستان شناسی پیرامون آرامگاه اردشیر سوم هخامنشی در تخت جمشید یک شیپور بلند فلزی- که اینک در موزه تخت جمشید نگاهداری میشود- بدست آمد. بلندی این شیپور120سانتی متر و قطر دهنه آن 50سانتیمتر میباشد. این نوع شیپور را در قدیم «کرنا» یا «کارنای»( یعنی: نای جنگی) مینامیده اند که هنگام جنگ بکار میرفته است.

در دوره ی اشکانی نیز از موسیقی رزمی استفاده ی بسیار می شده،و سواران تیر انداز اشکانی، طبلی به اسبان خود می آویختند و قبل از نزدیک شدن به دشمن، در حالی که به دشمن یورش می بردند،بر طبل می نواختند و از آن برای ایجاد ترس در سپاه دشمن سود می جستند؛برای مثال طبق روایت پلوتارک در جریان حمله ی کراسوس به ایران، زمانی که سپاهیان رومی در حال پیشروی در خاک ایران بودند؛ناگهان صدای طبل و شیپور کر کننده ای به گوش رومیان رسید و ناگاه سپاه سورن از دور نمایان شد.
در دوره ی ساسانیان موسیقی به اوج شکوفایی خود رسید و موسیقی رزمی نیز در این بین جایگاه ویژه ای به دست آورد؛به طوری که در زمان شاهنشاهی ساسانی ،وظیفه ی عده ای از سپاهیان ساسانی تنها نواختن ساز های رزمی بود.برای مثال امینوس مارسلینوس تاریخنگار مشهور رومی و یکی از افسران بلند پایه ی رومیان در زمان شاپور دوم(ذوالاکتاف) ضمن روایت جنگ بین شاپور و ژولیانوس(قیصر روم)به استفاده ی ایرانیان از موسیقی رزمی اشاره هایی می کند:«ایرانیان در صفوف منظم به پیش می آمدند منظر اندام و جنگ افزارهای آنان چشمگیر بود...
ایرانیان با کلاه خود های درخشان خود پیش می آمدند و جوخه های موسیقیشان همچنان می نواخت...
چنانکه عادت است صلای جنگ از دو طرف برخاست،طبلها و کوس ها روح سلحشوری لشکریان را بر می انگیخت؛وآنان را با تمام جنگ افزارهایشان به جان دشمنان می انداخت»
بدون شک مهمترین منبع در رابطه با موسیقی رزمی در ایران باستان شاهنامه ی فردوسی بزرگ است.فردوسی در جای جای شاهنامه از موسیقی-به ویژه موسیقی رزمی-سخن به میان آورده؛و ضمن معرفی موسیقی رزمی به آلات،شیوه،و دلایل نواختن آن پرداخته است.برای مثال:
بدانگه که لشگر بجنبید ز جای تبیره برآمد بهر دو سرای
زبس ناله ی بوق و کوس و درای همی آسمان اندر آمد زجای

بسیاری از اطلاعاتی که ما از موسیقی رزمی در ایران باستان داریم را مدیون شاهنامه ی فردوسی هستیم و اگر شاهنامه ی فردوسی نبود ،تقریبا ازموسیقی رزمی در ایران باستان هیچ نمی دانستیم.
موسیقی بزمی:در کنار دو نوع موسیقی که در بالا شرح داده شد نوع دیگری از موسیقی به نام موسیقی بزمی وجود داشته که در هنگام فراغت و در مراسم و مجالس کاربرد داشته است.از سازهای بزمی می توان به تنبور، زنگ، عود، بربط، چنگ، نای، قره نی و تمبک اشاره کرد.
از گزارش ها مشخص است که موسیقی بزمی در دوران هخامنشی بسیار رایج وپرکاربرد بوده است؛برای مثال آتنه مورخ یونانی نوشته است:
«در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می شد؛ خنیاگران(نوازندگان و خوانندگان) با اجرای برنامه هایی در مراسم شرکت می کردند... و نوازندگان و خوانندگان در این جشن سهم اساسی داشتند»
همچنین گزنوفون می نویسد:«اسکندر مقدونی از خزانه ی کوروش 320 فقره آلات موسیقی به دست آورد».
به نظر می رسد موسیقی در دوران اشکانی نیز همگانی بوده؛چه در کتاب« کارنامه ی اردشیر بابکان» اشاراتی به آن شده است.همچنین استرابو تاریخنگار و جغرافیدان مشهور یونانی از وجود«سامانه ی(سیستم)آموزش نوازندگی و خوانندگی» در دولت اشکانی سخن می گوید.حتی گفته شده اشکان(پارتیان) موفق به اختراع سازی به نام«کوس پایه دار»شدند؛که این ساز در زمان خود بی همتا(منحصر به فرد) بوده است.
متاسفانه در مورد موسیقی بزمی در دوران اشکانی منابع بسیار اندکند واطلاع جامعی در مورد موسیقی بزمی از آن دوران در دست نیست؛در عوض در مورد موسیقی بزمی در دوران ساسانی منابع بسیار و اطلاعات فراوانند.
دوران ساسانی را میتوان دوران اوج شکوه موسیقی در ایران باستان لقب داد.این پیشرفت و شکوفایی به حدی بود که نوازندگان و روحانیون بزرگ مسیحی از روم شرقی برای فراگیری موسیقی به ایران می آمدند.
دلیل اصلی این اوج گیری را می توان در توجه شاهنشاهان ساسانی به موسیقی جستجو کرد.برای مثال اردشیر بابکان موسیقیدانان را در طبقه ی سوم جامعه همپایه ی پزشکان، دبیران،دانشمندان و شاعران قرار داد.
در شاهنامه آمده است که بهرام پنجم(گور) به هنگام شکار بر روی شتری نیرومند چهار رکاب استوار می کرد(یک جفت زرین و یک جفت سیمین)که خود بر روی رکابهای زرین می نشست و نوازنده ای را در رکاب های سیمین می نشاند تا در حین شکار چنگ بنوازد.همچنین در روایات آمده است که بهرام گور فرمان داد که مردم نیمی از روز را کار کنند ونیمی دیگر از روز را به شادی بگذرانند و برای اینکه مردم از نوازنده بی بهره نباشند چندین هزار نوازنده از هند به ایران آورده،آنها را در شهرها و روستاها پراکنده کرد تا مردم را شاد بدارند.
روایتهایی نیز که در مورد انوشه روان دادگر وجود دارد نشان می دهد که وی نه تنها از موسیقی به طور کامل حمایت می کرده و در راه پیشرفت آن می کوشیده،بلکه خود نیز به موسیقی آشنا بوده و تعدادی از سازها را می نواخته.
شاهنشاهی خسرو پرویز دوران اوج شکوفایی هنر موسیقی(به ویژه موسیقی بزمی)بوده است.اهمیت موسیقی در این دوران به حدی بوده که برای رسیدگی به این امر سمت وزارت موسیقی به وجود آمد؛ و عملا شخصی به عنوان وزیر موسیقی در دربار شناخته می شده.در این دوران نوازندگان بسیاری در دربار وجود داشته اند که در میان آنان می توان:باربد،نکیسا(که یک زن بوده)،سرکش، بامشاد، رامتین،کوسان،کاسه گر، خوش آرزو، پهلبد،آفرین،خارکش،خسروانی ،آزادوار،بهروز و ریذک را نام برد.
در میان اینان به راستی باربد از دیگران برتر بوده؛آورده اند که وی به تعداد روزهای سال365دستان(نغمه)،وبه تعداد روزهای ماه 30لحن،و به تعداد روزهای هفته 7 آهنگ خسروانی ساخته بود که برخی از این نغمه ها هنوز در موسیقی ایران به نام گوشه وجود دارد.از 30 لحن باربد نام 29لحن تا کنون به جای مانده وآنان به ترتیب عبارتند از: آرایش خورشید، آیین جمشید،اورنگی،باغ شیرین، تخت تاقدیس، حقه ی کاووسی ، راح و روح، رامش جان، سبز در سبز، سروستان، سرو سهی،شادان مروارید،شبدیز، شب فرخ، قفل رومی، گنج ساخته(گنج بادآورد)، کین ایرج، خون سیاوش،ماه برکوهان، مشک دانه،مروای نیک، مشک مالی، مهرگانی، ناقوسی، نوبهاری، نوشین، باده،نیم روز،گنج کاروان.
باربد بسیار مورد توجه خسرو پرویز بوده؛چنان که نوشته اند هرگاه مشکلی پیش می آمد که کسی شهامت گفتن آن را به شاهنشاه نداشت باربد را به میانجیگری می فرستادند.برای مثال روزی اسب محبوب خسرو پرویز(شبدیز)به سختی بیمار شد(و این موضوع شاهنشاه را به سختی اندوهگین کرد) شبدیز پس از مدتی مرد؛هیچکدام از طبیبان شهامت گفتن این موضوع را به خسرو پرویز نداشتند،به ناچار رئیس پزشکان قصر از باربد خواست تا به شکلی این موضوع را به گوش خسرو پرویز برساند،ساعتی بعد در مجلسی که شاهنشاه ترتیب داده بود؛باربد چنان موسیقی جانگدازی نواخت که خسرو ناخودآگاه گفت:«گویی که شبدیز مرده است»!!.
داستان آشنایی خسروپرویز و باربد را اینگونه نقل می کنند که:باربد بسیار علاقه مند بود که به دیدار خسرو پرویز برسد،اما سرکش که از استعداد او با خبر بود و نگران این بود که با ورود باربد مقام نخستین نوازنده ی دربار را از دست بدهد؛باهماهنگی که با رئیس نگهبانان قصرانجام می دهد مانع ورود او به قصر سلطنتی میشود؛باربد برای اینکه به هدف خود برسد با موافقت مردویه نگهبان باغ اختصاصی خسرو،در روزی که خسروپرویز برای شکار به آن باغ رفته بود،در بالای درختی در باغ پنهان می شود و به هنگام شکار شاهنشاه شروع به هنر نمایی می کند.پس از پایان موسیقی، خسرو-که شدیدا مجذوب هنرنمایی باربد شده بود- به زیر آن درخت رفته از باربد می خواهد که به پایین بیاید بعد از پایین آمدن از درخت،خسرو جویای نام و نشان باربد میشود؛باربد خود را معرفی کرده و جریان اجازه نیافتن برای دیدار خسرو در کاخ سلطنتی را بازگو می کند،خسرو که به هنر مندی باربد بسیار علاقه مند شده بود،وی را به عنوان نوازنده ی دربار وارد قصر می کند. پس از آن باربد در زمان کوتاهی به مقام نوازنده ی اول دربار دست پیدا میکند.
پایان کار باربد را اینگونه نقل می کنند که:هنگامیکه خسروپرویز به دست پسرش شیرویه از سلطنت کنار رفته و به زندان افتاد،باربد خود را در زندان به خسروپرویز می رساند؛ترانه ای غمگینانه برای او می نوازد و پس از این آواز که آخرین ترانه او است،از روی وفاداری تصمیم میگیرد دیگر برای کسی ننوازد،به همین خاطر-در نزد شاه- چهار انگشت دست چپ خود را می برد تا دیگر نتواند ساز به دست گیرد؛سپس به خانه رفته تمام آلات موسیقی خود را می سوزاند.
پس از این ماجرا باربد ناپدید می شود ودیگر کسی ازاو نشانی نمی یابد.نه از نوازندگی اش و نه از خود او.
آری باربد رفت ؛اما نغمه های دل انگیز او در گوش ایرانیان به یادگار ماند.
سخن درباره ی موسیقی در ایران باستان بسیار است و در این 
مطلب نمی گنجد.
              
             تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

موسیقی در ایران باستان

هنر موسيقي درايران عمري به بلنداي تاريخ سرزمين آريايي دارد. درايران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشيد گروهي به نواختن طبل و كرنا مي‌پرداختند. درآن‌زمان3نوع موسيقي‌آئيني،بزمي و رزمي مرسوم بوده است. همچنين درجشن‌هاوروزهاي تاريخي و ملي نواي موسيقي‌ايراني بگوش مي‌رسيد. مي‌توان به طور خلاصه تاريخ موسيقي ‌ايران باستان را به هفت دوره تقسيم نمود :
 

۱- پیشدادیان(۲۴۴۱ سال- از ۳۵۶۹-تا ۱۱۲۸ قبل از میلاد)

۲-کیانیان(۴۲۰سال از ۱۱۲۸ تا ۷۰۸ق م)

۳-ماد ها (۱۵۸ سال از ۷۰۸ تا ۵۵۰ ق م)

۴-هخامنشیان ۲۲۰ سال از ۵۵۰ تا ۱۸۷ق م)

۵-سلوکیه(۱۴۳ سال از ۳۳۰ تا ۱۸۷ ق م)

۶-اشکانیان(پارتها) (۴۷۵سال از ۲۴۹تا۲۲۶بعد از میلاد)

۷-ساسانیان(۴۲۰ سالاز ۲۴۹ تا ۶۴۶ب م)

 

۱- پیشدادیان

برای شناخت موسیقی  دورهء  پیشدادیان به سنبل های اساطیری شاهنامه به عنوان

سند یاد می کنیم .

فردوسی شاعر و مورخ بزرگ ایرانی توسط خاطرات نیاکان ما گنجینهء ملی ایرانیان را

بوجود آورد و شاهنامه را به سه بخش

اساطیری ( از پادشاهی کیومرث تا ظهور فریدون)

پهلوانی (از قیام کاوه آهنگر تا کشته شدن رستم)

تاریخی (از اواخر عهد کیانیان تا مرگ یزدگرد سوم)

تقسیم کرد.

         سخن هر چه گویم همه گفته اند

                                                           بر باغ دانش همه رفته اند 

فردوسی در شاهنامه از هوشنگ اولین پادشاه پیشدادیان و نبیره کیومرث یاد می کند

همینطور نام های تهمورث، جمشید ، ضحاک ، فریدون ، ایرج ، منوچهر را آورده است.

فرد.سی در پادشاهی تهمورث از کوس یاد می کند:

         چو این کرده شد  ماکیان و خروس

                                                           کجا بر خروشید که زخم کوس

 

کوس بزرگترین ساز آلات کوبه ای که در ساختمان آن پوست بکار رفته و در میدان های

نبرد تحت عنوان کوس رویین نیز بکار می رفته و در جای دیگر از کرنای سخن می گوید:

            ز بس های و هوی و جرنگ و درای

                                                            بکردار  تهمورثی  کرنای

 

در زمان جمشید از رامشگر یاد می کند:

             بزرگان  به  شادی  بیاراستند

                                                 می و جام و رامشگران خواستند

     

     

 ۲) کیانیان

با آمدن کیقباد که نامش با کی همراه است ، در شاهنامه دورهء  کیانیان آغاز می شود.

در این دوره به تدریج جنبه های اساطیری شاهان کاسته می شود و شخضیتهای پهلوانی آنها ظاهر می شود.

فردوسی در شاهنامه می نویسد: رستم جهان پهلوان به دستور زال برای آوردن کیقباد رهسپار کوه البرز می شود. در دیدار رستم و کیقباد فردوسی از سرود و رامشگری یاد می کند.

          نشستند خوبان بربط نواز                        یکی عود سوز و یکی عود ساز

سرایندهء این سخن ساز کرد                            دف و چنگ ونی را هم آواز کرد

 

در این دوره مشاهده می کنیم فردوسی از سازهای بربط ، دف و چنگ و نی سخن می گوید

و می توان دریافت که در این دوره موسیقی بزمی بوده است.

 

 ۳) ماد ها

در مورد موسیقی دوره مادها مدارک بیشتری وجود دارد.

اولین موسیقیدان این دوره شخصی بنام  اوگارِِس بوده که در دربار آستیاک آخرین پادشاه ماد

زندگی می کرد.

او انقراض پادشاهی آستیاک را بدست کورش پیش گویی کرده بود.

موسیقیدانان در دربار پادشاهان ماد از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند.

 

 ۴) هخامنشیان

دولت هخامنشیان توسط کورش کبیر پایه گذاری شد.

مورخین می نویسند در این دوره سه نوع موسیقی وجود داشته : مذهبی ، بزمی و رزمی.

 

۵) سلوکیان

دولت هخامنشی به دست اسکندر منقرض شد و به دست سردار یونانی سولوکوس بنیان گذاری شد.

در این دوره موسیقی ایران تحت تاثیر موسیقی یونان قرار گرفت.

این دولت یونانی خدمات فرهنگی و هنری زیادی به ایرانیان کرد اما هرگز از همکاری و پشتیبانی مردم ایران برخوردار نشدند.

 

۶) اشکانیان

بعد از سلوکیان سلسله اشکانیان تشکیل شد.

پادشاهان این سلسله با اینکه ایرانی بودند ، همچنان تحت نفوذ تمدن یونان بودند.

 

۷)ساسانیان
 
دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.

بطوری که در تاریخ ایران آمده است این تنها نام مشاهیر هنری دوره ساسانی است که باقیمانده و از مشاهیر دوره های قبل، حتی نامی هم در بین نیست. تا جایی که عده ای به وجود نوابغ علوم و هنر در ایران تا پیش از این اعتقاد ندارند و ایرانیان قدیم را تنها افرادی که دارای استعداد نظامی و اقتصادی بودند، می شناسند.

با ظهور شخصیت هایی همچون مانی و مزدک، انواع ادبیات هنری (غیر شعری) و هنرهای ظریفه رشد پیدا کرده و طرفدارانی را به خود جلب کرد. در این میان می توان به نقاشی های مکتب مانی، کتابهایی نظیر کارنامه اردشیر بابکان، خداینامه (خواتای نامک) و دهها اثر دیگر که از آن دوره برجای مانده است اشاره کرد.

اردشیر بابکان طبقات مختلف موسیقیدانها را نیک می شناخت و برای هریک قانون مخصوصی وضع کرده بود. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت و بهرام گور خود چکام سرایی چیره دست بود.

با تشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقیدانها، مردم نیز بتدریج علاقمند به موسیقی شدند، بطوریکه در این دوره موسیقیدانان از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند. نام اولین موسیقیدان بزرگ ایرانی از قبیل باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین نیز از همان زمان برای ما به یادگار مانده است. همچنین نام بسیاری از الحان سازنده موسیقی و سازهای آن زمان.
 
اردشیر بابکان
رواج موسیقی در عصر ساسانی با نام اردشیر بابکان تداعی می شود. اردشیر بابکان طی سلطنت خود که کمتر از بیست سال بود (241-226 میلادی) ، ایران را به مدارج بالایی از نظم و اعتبار جهانی رساند.

تعیین نظام طبقاتی مردم و همچنین موسیقیدانها از ابتکارهای او بود. در این زمان خنیاگران و رامشگران که از دیرباز جزو طبقات متوسط و گاهی حتی پست جامعه بودند، به سطح درباریان ترقی داده شدند. او درباریان را به هفت طبقه تقسیم کرده بود که موسیقیدانان در طبقه پنجم محسوب می شدند.

آرتور کریستین سن مستشرق اروپایی که در باره تمدن ایران در عهدد ساسانی تحقیقات زیادی انجام داده است با تحسین و تعجب می نویسد :
"در زمان حکومت ساسانیان و اردشی، خنیاگران (نوازندگان و سازندگان) در ردیف مامورین عالیربته دولت بودند."

علامه عباس اقبال آشتیانی می نویسد :

"موسیقی در ایران قدیم، رونق بالنسبه کامل داشته است. اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانی در موقعی که درباریان و اعیان حضرت خود را به طبقات ممتاز تقسیم می نمود، مطربان و مغنیان را طبقه مخصوصی قرار داد و در میان طبقات ایشان را مقامی متوسط اعطا فرمود."
 
بهرام گور
بهرام گور پانزدهمین پادشاه ساسانی بود، او در نوجوانی با فرهنگ و ادب و هنر کشورهای دیگر آشنا شد و طبق رسم اشراف زادگان آن زمان، بعد از یادگیری علوم و فنون مختلف، موسیقی آموخت.
بهرام مردی جنگاور بود که بی اندازه به موسیقی علاقه داشت. بطوریکه بعد از نشستن به تخت پادشاهی اولین کاری که کرد رسیدگی به وضع موسیقیدانان و تامین رفاه آنها بود. او موسیقیدانها را از لحاظ مقام و رتبه بالاتر برد و گروهی از آنها را به طبقه اول برنشاند. جانشینان بهرام تا انوشیروان نیز این رسم را برپا داشتند.

علاقه بهرام گور به موسیقی به حدی بود که هنرمندان بزرگ را با مطربان برابر می نشاند و به دلخواه خود تعیین رتبه می کرد. تا جایی که اسباب ناخشنودی عده ای را فراهم می ساخت! او هرکس را که مایه خوشنودی خود می دید برتر می نشاند.

ابو منصور ثعالبی صاحب کتاب "غررالاخبار ملوک الفرس" آورده است که :

"بهرام گور چهارصد نوازنده را از هند به ایران خواند، و این هنرمندان را بر سایر طبقات مقدم شمرد. این هنرمندان به نام لولی یا سوری نامیده می شدند. آنان شوخ و ظریف بودند و در هر کوی و برزن، شهر و روستا برای مردم ساز می نواختند و می خواندند."

حمزه اصفهانی اضافه می کند : "اینان در ایران ماندند و زاد و ولد کردند که طایفه زط همین ها هستند."
 
انواع موسیقی در ایران
 
به طور کلی موسیقی در تاریخ ایران به نوع های زیر تقسیم می شود که در بالا به رواج آن ها در برخی ادوار اشاره نامی کردیم و حال برای آن ها توضیحی آورده ایم.

موسیقی بزمیدر شاهنامه به شواهدی برمی‌خوریم که می‌تواند نکاتی از موسیقی دوره‌ی میانه‌ی ایران را مشخص کند. معمولاً در شاهنامه واژه‌ی رامشگر به‌کار رفته است. در داستان کیکاووس می‌بینیم که دیو رامشگر می‌گوید: « من ماهرترین رامشگران مازندرانم » و چون شروع به خواندن آوازی درباره‌ی مازندران می‌کند، کیکاووس چنان تحت تأثیر قرار می‌گیرد که برای گرفتن مازندران مصمم می‌شود:

بــرفــت از بـــر پـــرده ســالار بــار     خــرامـــان بـیــامـد بــر شـهــریار
بگفتش کـه رامشگـری بر درست     ابــا بـربـط و نــغــز رامـشگــرست
بـفــرمــود تـا پیــش او خــوانــدنـد     بـــر رود ســازانــش بنـشـانــدنـد
بـه بربط چو بایست برخاست رود     بــرآورد مــــازنــــدرانــــی ســـرود

و باز در شاهنامه می‌خوانیم که اسفنديار در چهارمین خوان، هنگامی‌که در جنگل کنار چشمه‌ای نشسته است، تنبور می‌نوازد و از جنگ‌ها و سرگردانی‌هایش به‌آواز شکایت می‌کند:

هــمانــگــاه تـنـبــور در بــر گـرفــت     سـرايـیـدن از کـام دل در گـرفــت
همـی گفت با خـود یـل اسفنـدیار     که هـرگـز نبینـم مـی و میـگسار
نبـیــنــم جــز از شـیــر و از اژدهـــا     ز چـــنــگ بـــلاهــا نیـــابــم رهــا

و در زادن رستم، سام دستور می‌دهد که جشنی بیارایند و رامشگران را بخوانند:

بــه شـادی بــرآمـد ز درگاه کـوس     بیاراست ایوان چو چشم خروس
بـفـــرمــود آئـیــن کــران تــا کــران     همـه شهـر سگسـار و مـازندران
مـی آورد و رامشـگــران را بـخواند     به خواهندگان بـر درم بـر فشانـد

موسیقی رزمی
سرودهای پهلوانی و ابزار موسیقی در جنگ‌ها نیز به‌کار می‌رفته است و بنابر رویدادها، سرودها و سازها با یکدیگر هماهنگ می‌شدند. می‌توان از مثال‌هایی که در فارسی میانه‌ی مانوی آورده شده است استنباط کرد که در دوره‌ی ساسانیان موسیقی چون نیرنگی در جنگ به‌کار می‌رفته است. در روایت مانوی نقل شده است که مردان به دژی حمله کردند و به درون را نیافتند. پس، نگهبانان دژ را با آهنگ و سرود خوش فریفتند و چون آنان به دیدن نوازندگان رفتند ؛ دشمنان به دژ داخل شدند.
در شاهنامه زال به رستم می‌گوید که هنوز برای جنگیدن جوان است و بهتر است خودش را با گوش‌دادن به سرودهای پهلوانی سرگرم کند:

تـــو را گــاه بــزم است و آوای رود     کـشیـدن مـی و پـهلوانی سـرود
نـه هنــگام رزمـست و ننگ و نبرد     بــرآوردن از خـــاک بــر مــاه گــرد

موسیقی سوگواری
در « یادگار زریران »، در میدان جنگ « بستور » بر بالای پیکر مرده‌ی پدرش می‌رود و مرثیه‌ی کوتاه و عمیقی را می‌خواند و در شاهنامه، هنگامی‌که سهراب از مرگ « ژنده‌رزم » آگاه می‌شود به همراه خدمتکاران و رامشگران برای دیدن او می‌رود:

چـو بشنیـد سهـراب برجست زود     بــيــامــد بــر ژنــده بــر سـان رود
ابـا چـاکـــر و شـمــع و خنیـاگــران     بــیــامــد ورا دیـــد مـــرده چنــان

و چون خسرو گرفتار می‌شود و قباد شیرویه او را به تیسفون تبعید می‌کند ؛ باربد به درگاه او می‌رود و نوحه‌سرایی می‌کند:

بـــســـازید نـــوحــــه بـــه آواز رود     به بربـط همی مویـه زد با سـرود
اَبــَـرپــهلــوانـی بـــرو مــویــه کــرد     دو رخـسـاره‌ی زرد و دل پـر ز درد

موسیقی در شكار
نقش طاق‌بستان، خسرو پرویز را به‌هنگام شکار گراز نشان می‌دهد. در این نقش دو قایق به‌همراه قایق خسرو وجود دارد که در یکی از آنها زنان چنگ‌نواز هستند و در دیگری زنان خواننده که گروهی از آنها دست می‌زنند.
بهرام گور عادت داشت که با شتر به شکار رود و همواره گروهی از دختران آوازه‌خوان او را همراهی می‌کردند. موسیقی در ضمن شکار، تنها برای خوشی شکارچی نبوده است ؛ بلکه راهی برای به‌دام انداختن شکار نیز بوده است ؛ چون شکارچیان همواره بر این باور بوده‌اند که موسیقی سبب جلب شکار می‌شود و این سنت در هند هم موجود است.

موسیقی آموزشی
استرابو می‌گوید که استفاده از آوازهای داستانی برای آموزش در زمان پارت‌ها به‌کار می‌رفته است و آموزگاران کارهای بزرگان را همراه با آواز یا بدون آواز برای شاگردان شرح می‌دادند.

موسیقی دینی
در بندهش آمده است که : « وین‌بانگ آن است که پرهیزگاران نوازند و اوستا خوانند ؛ بربط، تنبور، چنگ و هر ساز زهی را که نوازند، وین خوانند. »
آثار استفاده از آوازهای مذهبی در ایران هم در متون باقی مانده است و هم در اشاراتی که به وسیله‌ی تاریخ‌نویسان باستان شده، وجود دارد. اگر چه، در قرن‌های بعد، میان دین و آئین‌های پهلوانی تداخل می‌شود، به طوری که داستان‌های قهرمانی وارد متن‌های مذهبی می‌شود و خدایان قدیم به صورت قهرمانانی در حماسه‌های غیرمذهبی در می‌آیند.
در دوره‌ی میانه‌، معابد مانوی از موسیقی استفاده‌ی کامل می‌کردند و ثروت عظیمی از سرودها و متن‌های مذهبی به‌جا گذارده‌اند. آنها که برای بیان احساس خویش از همه‌ی هنرها سود می‌جستند، به نقش موسیقی در شکل دادن و جایگزینی مفاهیم به‌خوبی آگاه بودند. با مطالعه در آثار مانوی و نواهای به‌جا مانده در سروده‌های آنها می‌توان گفت که:
۱. مانویان نوع مخصوصی از موسیقی برای معابد خود داشتند و نواهای به‌جا مانده تنها برای این آئین ساخته شده بود.
۲. از ابزار موسیقی، طبل، چنگ، شیپور و نای را در مراسم خود استفاده می‌کردند.
۳. روش همسرایی در خواندن سرودها به‌کار رفته است. این روش به این صورت بوده است که یک آموزگار (رهبر سرایندگان) سرودی را می‌خواند و بعد گروه همسرایان (آموزنده) آن سرود را تکرار می‌کردند. این روش هنوز در خانقاه‌ها مرسوم است.

منبع : http://danayetoos.blogfa.com/post-519.aspx

تاریخ تمدنکتابخانه- ایران باستانتبادل لینکچهره های ماندگار مشاهیراسطوره و افسانه های باستاندایرکتوری تبادل لینکابهر

موسیقی ایران باستان؛
موسیقی هخامنشی
وبلاگ دل آوا

۱) موسیقی مذهبی :

بر
اساس نوشته‌های هرودوت مورخ یونانی ، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز و با
نای سرودهای مذهبی می‌خواندند و از این نظر ، نه مثل سرود خوانان بابلی و
آشوری بودند و نه تحت تأثیر اقوام سامی . موسیقی این سرودها صرفاً موسیقی
آوازی بود و نه موسیقی سازی .
مشاهده می‌کنید که پرهیز از استفاده از
ساز و آلات در موسیقی مذهبی از ادوار گذشته تاریخی وجود داشته و اثرات آن
تا به امروز هم به چشم می‌خورد .
مسئولیت اجرای سرودهای مذهبی با
موبدان خوش آواز بوده و به قول “استرابو” دانشمند یونانی این نغمه‌ها منحصر
به مفاخر پهلوانی و مناجات با یزدان بوده است .

هرودوت همچنین می‌نویسد :

ایرانیان برای قربانی در راه خداوند و مقدسات خود ، کشتارگاه و آتشکده
ندارند و بر قبور مردگان شراب نمی‌پاشند ، در عوض یکی از پیشوایان مذهبی
حاضر می‌شود و یکی از سرودهای مذهبی را می‌خواند . ”


۲) موسیقی رزمی :
در دوران هخامنشی موسیقی به نوع دیگری هم موجود بوده است . یکی از انواع دیگر ، موسیقی رزمی یا جنگی بوده است .
گزنوفون دیگر مورخ یونانی در کتاب ” سیروپدیا ” می‌نویسد :

کورش کبیر به عادت دیرینه ، در موقع حمله به ارتش آشور سرودی را آغاز کرد و
سپاهیان او با صدای بلند آنرا خواندند و بعد از پایان سرود ، آزادمردان با
قدم‌های مساوی و منظم به راه افتادند . کورش در وقت حمله به دشمن سرود
جنگی را آغاز کرد و سپاهیان با او هماهنگ شدند . ”
” کورش برای حرکت سپاه دستور داد سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند ، زیرا صدای شیپور علامت حرکت است . ”
این سرودها برای بر‌انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان اجرا می‌شد و گزنوفون اضافه می‌کند که :

کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان
مازندرانی و طالشی سرودی خواند و این همان سرودی است که در ادوار بعد در
مراسم موسوم به  مرگ سیاوش  خوانده می‌شد . ”

afd32 Persianmusic 301 موسيقي ايران باستان   موسيقي هخامنشي  | عکس تصاویر تاریخ باستان تمدن عکسهای

این
مراسم هنوز هم در بین بسیاری از طوایف ایرانی وجود دارد و بنام ” سوگ
سیاوشان ” یا ” سووشون ” معروف است و بقایای این آئین قدیمی حتی در مراسم
آئینی ایران بعد از اسلام نیز دیده می‌شود .
از دوران هخامنشی سازهایی باقیمانده است از آن جمله می‌توان به کرنا ، نی ، شیپور ، کوس ( نوعی ساز ضربی ) ، درای و سنج اشاره کرد .
در
سال ۱۳۳۶ هجری شمسی در کاوش‌های تخت جمشید در حول و حوش آرامگاه اردشیر
سوم هخامنشی ، یک شیپور فلزی به طول ۱۲۰ سانتی متر بدست آمد که شبیه کرنای
است . قطر دهنه آن ۵۰ سانتیمتر و جزو سازهای جنگی محسوب می‌شود .


۳) موسیقی مجلسی :
اما
نوع دیگری از موسیقی بنام مجلسی نیز در آن روزگار مرسوم بوده است . موسیقی
مجلسی یا همان بزمی از دیر‌باز در تمدن ایران وجود داشته است . آوازهای
فراغت ، سرودهای شادی و سرور ، در جلسات بزم بکار می‌رفت و سازهای ویژه و
شیوه اجرای خاص خود را داشت .
گزنوفون و هرودوت هر دو از این نوع موسیقی نام برده‌اند و دیگر مورخ یونانی ” آتنه ” در این باره نوشته است که :

در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می‌شد ، نوازندگان و
خوانندگان با اجرای برنامه‌هایی در مجلس شرکت می‌کردند و خوانندگان و
نوازندگان در آن جشن‌ها سهم اساسی داشتند . ”

2e829 bishapur mosaic2 louvre موسيقي ايران باستان   موسيقي هخامنشي  | عکس تصاویر تاریخ باستان تمدن عکسهای

هرودوت
از وجود تعداد زیادی موسیقیدان در عصر هخامنشی یاد می‌کند و می‌نویسد که
آنها در دربار نیز زندگی می‌کردند و در روزهای جشن همچون مهرگان ، سده ،
نوروز و . . . به دربار خوانده می‌شدند و شادی و سرور برپا می‌کردند .
گزنوفون نیز می نویسد :

کورش برای کیاخسار تعدادی از موسیقیدان‌ها را برگزید . . . اسکندر مقدونی
از خزانه کورش ۳۲۰ فقره اسب و آلات موسیقی را بدست آورد . ”
و جالب اینجاست که در سفرنامه فیثاغورث نیز به مراسم تاجگذاری داریوش اشاره شده است :
” حدود ۳۶۰ دختر خنیاگر ( نوازنده یا خواننده ) به آوازخوانی و نوازندگی می‌پرداختند .


منبع: http://del-ava.blogfa.com/post-197.aspx

منبع +

www.TarikheMa.ir
/”>دانلود

۲۸م فروردین، ۱۳۸۸ گسترش دین مبین اسلام و تسخیر کشورهای وسیع متمدنی، مانند ایران و روم و مصر و تشکیل یک حکومت و گنجینه‌های هنری و علمی کشورهای گشوده شده از آن جمله ایران دستخوش بهم خوردگی و دگرگونی و احیاناً نابودی‌ها کرده. اما گاهی بر قسمتهایی که آثار پیشینش از بین رفته، اغلب از تمدن اسلامی یعنی تمدنی که از کشورهای متمدن پیش از خود بوجود آمده می‌توان پی برد. زیرا تازیان که دارای فرهنگ و تمدن چشمگیر و پراهمیتی نبودند، در اثر تسلط براقوام متمدن، تحت تأثیر آن فرهنگ‌ها قرار گرفتند و پایه تمدن عظیم اسلامی گذارده شد. یکی...

ادامه نوشته