هخامنشیان از پارسیان بشمار می روند.
پارسیان مردمانی آریایی نزاد بودند که تاریخ آمدن ایشان به ایران معلوم نیست. در کتیبه های آشوری از سده ی نهم پیش از میلاد آمده است. از همان تاریخ آنان در ناحیه ی انشان که در مشرق شوشتر و حوالی کارون واقع بود دولت کوچکی تشکیل دادند که در ابتدا از دولت ماد اطاعت می کردند . جد ایشان هخامنش همه ی قبیله های پارسی را زیر فرمان خود در آورد.

img/daneshnameh_up/a/a4/gard.jpg

تمدن و فرهنگ هخامنشی

شاه : این نام که از سه هزار سال پیش در زبانهای ایرانی رواج دارد ، از پارسی باستان گرفته شده است که پس از تحولات تاریخی بسیار به صورت « شاه » در آمده است .
چون پس از اتحاد ماد و پارس بدست کوروش بزرگ، (550 ق . م ) اصطلاح شاهنشاه بکار رفت . این بدان جهت بود که مردم آریایی و غیر آریایی فلات ایران و پیرامون آن به کشور هخامنشی پیوستند و خصوصا پادشاهان و شهریاران آنها نیز برتری کوروش را پذیرفتند .
شاهنشاه در پارسی باستان خشایه ثیه یعنی شاه شاهان آمده است.

لباس ویژه شاهنشاه
شاهنشاه درهنگام صلح جامعه ای بلند از دیبای ارغوانی که آستینهای فراخ داشت و در زیر آن پیراهن بلندی می پوشید که تا زانو می رسد و مغزی سفید داشت و کمر بندی روی آن می بست . کفش شاه نیز ، زرین و پاشنه دار و نوک تیز بود . یونانیــان تـاج شاهنشاهیان هخــامنشی راتیار و یا گیسداریس خوانده اند .
شاه ، ریش دراز و موهای مجعد داشت و بر تخت زرین می نشست و عصای زرین به دست می گرفت .

فرمانها و نامه های سلطنتی به مهر شاه می رسید و نسخه ای از آن در دفاتر شاهی نگهداری می شد .

کشورداری

داریوش پس از اینکه بر اوضاع کشور ایران مسلط شد، ایران را به سی و سه خشتره یا استان تقسیم کرد و ادارة آنها را به افرادی که مورد اعتماد شاهنشاه بودند واگذار نمود.
از زمان جانشینان خشایارشاه که دولت هخامنشی روی به ضعف نهاد استانداران یک نوع خود مختاری پیدا کرده حتی ریاست سپاه محلی را که بر عهدة سرداری به نام کارانا بود نیز بدست گرفتند.

اختیارات شاهان یا امیران محلی با قوت یا ضعف حکومت مرکزی تغییر می کرد. ضرب سکه طلا از مختصات شاهنشاه بود . اما استانداران می توانستند گاهی سکه هایی از نقره یا مس بزنند .
در اوایل دورة هخامنشی سالی دوبار بازرسان شاهنشاهی که چشم و گوش شاه خوانده می شدند به استانها گسیل می گشت .

img/daneshnameh_up/a/a4/sarbazghermez.jpg


سپاه ایران

سپاه جاویدان
پیش از داریوش ایران سپاه منظمی نداشت و ارتش آن بصورت افراد غیر حرفه ای اداره می شد . داریوش به تشکیل سپاه جاودان پرداخت که شمار ایشان به ده هزار تن می رسید . در هر شهر پادگانی وجود داشت که در ارگ آن شهر جای داشتند و فرماندة آن دژها را ارگبد می گفتند .

لشکر ایران به دو دستة پیاده و سواره تقسیم می شدند و مسلح به تیر و کمان و نیزه و شمشیر و زوبین و خنجر و کمند و سپر و کلاهخود و زره بودند .
اسب و فیل و شتر را هم زمان در جنگ بکار می بردند .

ایرانیان در تیر اندازی مهارت داشتندچنانکه هرودت می نویسد پارسیان از کودکی به فرزندان خود سه چیز می آموختند که :
  • راست بگویند
  • راست بر اسب سوار شوند
  • راست تیر بیندازند .
از زمان داریوش دوم ، جنگاوران یونانی نیز بعنوان مزدور در ارتش ایران راه یافتند و همین امر باعث تن پروری ایرانیان و انحطاط ارتش ایشان گردید .

در ایران از زمان کوروش گردونه های جنگی نیز به کار می رفت . چرخهای این گردونه ها غالباً مجهز به داسهای برنده بودند .


img/daneshnameh_up/2/2b/Achaemenid_Battleship.jpg


نیروی دریایی :

در زمان هخامنشی ایران به دستیاری رعایای فینیقی و یونانی خود دارای نیروی دریایی مهمی گردید . این نیرو ، ایران مرکب از سه گونه کشتی بود :

اول - کشتیهای جنگی که پاروزنان آن در سه ردیف یکی بالای دیگری قرار می گرفتند.

دوم - کشتیهای دراز که برای حمل و نقل اسبها و سواره نظام بکار می رفت .

سوم - کشتیهای کوچکتر که برای حمل و نقل خوار و بار استعمال می شد .


میراث تمدنهای گذشته

دولت هخامنشی وارث تمدنهای قدیم پیش از خود بود و همة علوم و معارف ملل پیش ، مانند : آشور و بابل و عیلام ، در بین اهل آن ، در آن کشور پهناور رواج داشت .

بزرگترین شهر علمی و دانشگاهی آن ، امپراتوری بابل بود . در این شهر تعلیم معارف قدیم ، به دست کاهنان بابلی و مغان بود .
آثار و تألیفات قدیم را به زبانهای اکدی و سومری و عیلامی و آرامی می خواندند .
ستاره شناسان و ریاضیدانان بابلی در عصر خود مــشهور آفاق بودند و علوم خود را همراه با سحر و جادو به شاگردان خود می آموختند .


پدر : پارسی ها بوسیله كوروش دولت مادها را از میان برداشته و سلسه هخامنشی را تأسیس كردند. پوشش در دوره ی پارسی ها با دوره ی مادها چندان تفاوتی نكرده است در این دوره چنین نوشته اند : « از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی بر می‌خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است. 1» و یا ویل دورانت در این زمینه می نویسد : « زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی‌شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، حتی پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش‌هایی که درایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمی‌شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد. 2»مریم : یكی از دوستانمان می گوید : « آیا در زمانی که امپراطوری ایران لوح حقوق بشر داشت و عرب در بیابان پا برهنه دنبال گرفتن سوسمار برای خوردن بود، تمدن بزرگ ایران چگونه بود. من بعید می دانم که حجاب خیلی پوشیده ای داشته اند. واقعا معلوم نیست اما اندیشه ی پاک و روح و روانی اهورایی داشتند. »

ادامه نوشته

ادامه نوشته

داريوش هخامنشي ، چگونگي به سلطنت رسيدن و اقدامات او

پس  از وفات پدر پارسيان ( كوروش كبير) در سال 529 قبل از ميلاد، ماجراي قتل بردياو بر تخت نشيني مغ مادي به نام گئومات روي داد. مردم و درباريان به علت شباهت او به برديا او را همان شاهزاده ي هخامنشي در نظر گرفتند. داستان از اين قرار بود كه كمبوجيه پسر ارشد كوروش كبير ، هنگام لشكر كشي به مصر براي جلوگيري از كودتا و قيام برادر كوچكتر خود دستور داد تا او را مخفيانه  به قتل رسانند. اما يكي از نگهبانان متوجه اين موضوع شد و يكي از اقوام خود را كه بسيار به برديا شباهت داشت را از اين موضوع با خبر ساخت. او كه يك مغ مادي بود و همچنين كينه اي ديرينه از كوروش كبير  به خاطر بر كناري مادها از قدرت داشت دست به چنين اقدامي زد و چون كسي از اين موضوع اطلاعي نداشت .مردم حرف اورا باور كردند و به خاطر محبوبيت برديا نزد مردم مورد حمايت آن ها قرار گرفت. كمبوجيه كه مصر را فتح كرده بود از اين موضوع با خبر شد و سريعاً عازم وطن شد ولي در راه به طرز مشكوكي به قتل رسيد. در اين باره در كتيبه اي متني به اين مضمون آمده است:‌ « او توسط خود كشته شد.» كه بعضي از مورخين اين جمله را اين گونه تفسير كرده اند كه منظور اين است كه وي خود كشي كرده است و بعضي معتقدند كه منظور از خود ، يكي از وسايل خود مثلا شمشير او بوده است. به اين گونهكه مثلا هنگام پياده شدن از اسب ناگهان شمشير او بر اثر اتفاق او را مجروح ساخته و باعث مرگ وي شده باشد. امابرداشت من از اين كلمه اين است كه كه خود منظور خودي يا خويشاوند است. در هر حال ديري نگذشت كه بزرگان هخامنشي متوجه دروغي بودن اين برديا شدند .  گئومات براي حفظ موقعيت و كسب مقام و منزلت نزد مردم ريا، ماليات سه سال آن ها را بخشيد. در اين هنگام 6 تن از افراد گارد شاهي به نام هاي:

ادامه نوشته

اهميت و مقام دولت هخامنشي

 

 

هخامنشيان مدت دو قرن در شرق ، آرامش و امنيت حكمفرما كردند و براي

 

نخستين بار به دولت هاي زير دست  استقلال داخلي دادند .

 

هخامنشيان براي بسط و نشر تمدن يونان در آسيا و ايجاد يك تمدن تركيبي

 

شرقي و غربي زخمت كشيدند ، و  در واقع بزرگترين عامل ارتباط بين

 

شرق و غرب  و بزرگترين سرمش و دولتهاي شرقي و غربي گشتند .

 

بنابراين كنت گوبينو حق دارد بر شكست ايرانيان در ماراتن تاسف بخورد و

 

بگويد اگر ايرانيان در نبرد با يونان فاتح مي شدند دنيا از پيروزي  خشايارشا ه

 

چيزي از دست نمي داد زيرا يونان و ايران هر دو از نژاد آرايائي  و هر دو با

 

فرهنگ و متندن بودند در حقيقت بايد گفت جنگ بين ايران و يونان ، يك نوع

 

جنگ داخلي ( مانند  جنگ بين اسپارت و آتن ) بود .

 

اگر ايران در اين جنگ پيروز مي شد . مدنيت ماد و پارس كه يكي از

 

درخشانترين مدنيت هاي شرق بود ، با مدنيت درخشان يونان مخلوط شده

 

يك تمدن عالي شرق و غربي ايجاد مي شد .

 

اينكه ايران دوره ي هخامنشي تا چه اندازه با شكوه بود براي هميشه بر ما

 

مجهول  خواهد ماند زيرا اسكندر مقدوني كليه آثار ايران هخامنشي  را نابود كرد .

 

ما فقط از  آثاري كه در پرس پليس باقي مانده و مطابي كه مورخين يوناني 

 

نوشته اند مي توانيم تصوير ناقص تمدن ايران هخامنشي را نقاشي كنيم .

 

قدر مسلم آن ست كه جامعه هخامنشي در ايران بيش از هر جامعه ديگر پيش

 

رفته بود .

 

هم آهنگي عجيبي بين دستگاههاي اداري وجود داشت . دستگاه عدالت كه از

 

طبقه سالخوردگان برگزيده و مجرب انتخاب مي شد تابع قوانين عالي تغيير ناپذير

 

بود ولي در عين حال داوران در دعواها آزاد بودند كه مطابق با وضع خاص

 

خاطي ، راي خود را صادر كنند .

 

دستگاه پست كه تا آنروز در نزد هيچ ملتي سابقه نداشت و بوسيله داريوش كبير

 

ايجاد شده بود اجزاء پراكنده امپراطوري  عظيم هخامنشي را بهم وصل كرده

 

موجبات آشنائي ملل با هم را فراهم نموده بود .

 

كوتاه سخن ، هخامنشيان براي نخستين بار توانسته بودند در سراسر جهان آن

 

روز نظم و امنيت بي سابقه اي حكمفرما سازند . يگانه اتفاقي كه موجب از هم

 

پاشيدن اين نظم گردي . شكست ايرانيان  در ماراتن و پلاته بود.

 

 

ادامه نوشته

سخنان گرانبها از بزرگان

خدایا دوستت دارم....


هنوز به دیدار خدا می روند
خدایی که در یک مکعب سنگی خود را حبس کرده !!
خدا همین جاست ، نیازی به سفر نیست !
خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند ،
خدا در دستان مردی است که نابینایی را از خیابان رد می کند،
خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را
هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد ،
خدا در جمله ی " عجب شانسی آوردم"است !!
خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو!!
خدا کنار کودکی است که می خواهد از فروشگاه شکلات بدزد !!
خدا کنارساعت کوک شده توست، که می گذارد 5 دقیقه بیشتر بخوابی!!
از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند و یک عکس با روبان مشکی،
از تولدت تا آن روبان مشکی ، چقدر خدا را دیدی ؟!
خدا را 7 بار دور زدی یا زیر باران کنارش قدم زدی؟
خدا همین جاست، نه فقط در عربستان!
خدا زبان مادری تو را می فهمد، نه فقط عربی را !
خدایا دوستت دارم...