آل کرت

تازه کردن چاپ
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > دوره های تاریخی
جامعه و علوم اجتماعی > تاریخ > تاریخ اسلام
آل کرت --> (cached)



ملوک هرات / ملوک آل کرت

«783 643 ق/ 1381 1345م»

مقارن ایام ایلخانان، دولتی محلی در هرات و غور و نواحی مجاور کسب قدرت کرد که به آن خاندان ملوک هرات یا ملوک کرت می‏گفتند. وجه تسمیه نام این سلاله به کرت، بیشتر به خاطر کرت نامه و اشعاری است که ربیعی پوشنجی در مدح ملک فخرالدین سرود و تا حدی به خاطر شرح مْطَول تفتازانی بر تلخیص است که نویسنده ، آن را به معزالدین آل کرت اهدا کرد و در ادبیات باقی ماند. دولت آل کرت هم مثل طفا تیموریان ، در اواخر عهد با سربداران سبزوار درگیری پیدا کرد. در مقابله با سربداران که مظهر مقاومت تشیع بودند، دولت آنها قلعه محکم تسنن محسوب می‏شد و در مقایسه با نظام سربداران که تجسم یک آنارشی لجام گسیخته طبقات ناراضی بود، دولت آل کرت، تجسم یک حیله‏گر و قدرت طلب محسوب می‏شد، با شیوه‏هایی که گویی بیش از وقت، درس سیاست به ماکیاولی می‏داد.

آل کرت منسوب به شمس‏الدین محمد غوری ، معروف به کرت بودند که نژاد آنها به پادشاهان غوری می‏رسید و حکومت او و اخلافش هم مثل حکومت غوریان نشانه‏هایی از خشونت کوه نشینان و بی‏رحمی طوایف و اقوام محرومیت کشیده نواحی دور از تمدن را با خود همراه داشت. اکثر پادشاهان این سلسله به سست عهدی و بی‏وفایی و خشونت طبع و بی‏اعتمادی شهرت داشتند. بسیاری از آنها نیز فرمانروایی خود را با اظهار تبعیت نسبت به ایلخانان آغاز کردند و کارشان در طی فرمانروایی‏شان به تمرد و عصیان نسبت به آنها می‏کشید. گویی حکومت را اعمال خشونت لجام گسیخته‏ای و بی‏حد و حصری می‏دانستند که بدون اعمال نیرنگ و فریب، چاشنی مطبوع نمی‏یافت.

محمد کرت, بنیانگذار ملوک هرات

بنیانگذار در این سلسله شمس‏الدین محمد کرت بود که پدرش ملک رکن الدین غوری حکومت کوچکی در نواحی غور و حلقه خیسار بین غور و هرات به دست آورده بود. وی بعد از جلب اعتماد خانان مغول در خراسان ، ولایت غور جام، سیستان ، هرات و نواحی اطراف را ضمیمه قلمرو خود کرد و با فتح غرجستان ، قدرت خود را که در واقع تفاوتی با قدرت مغولان نداشت و متکی بر آن بود، در سراسر نواحی تحت تصرف خود بسط داد.

فرمانروایان آل کرت :










اوضاع هرات در عهد فرمانروایی آل کرت

آل کرت پس از 140 سال حکومت که فرمانروایان آن سرمشقی از خشونت ، تعصب، نیرنگ، بد عهدی و بی‏وفایی بودند، با فتح هرات به دست تیمور در 783 ق/ 1381 م فرو پاشید. در روزگار آل کرت، هنر و ادبیات به سبب تشویق برخی از فرمانروایان آن ، رونق گرفت و تعدادی از شاعران و هنرمندان سایر شهرهای ایران به هرات روی آوردند. برخی از پادشاهان این سلسله همچون شمس‏الدین محمد، غیاث الدین بن فخرالدین و فخرالدین بن رکن الدین خود شعر می‏سرودند که ابیاتی از سروده‏های آنان باقی است. از شاعران این دوره یکی خواجه معین الدین محمد بن شمس الدین -وفات 783 ق / 1381 م -است که مادرش دختر ملک رکن الدین ، دومین حکمران این سلسله است. نامدار ترین شاعر دربار این پادشاهان، صدرالدین خطیب معروف به ربیعی پوشنگی (= پوشنجی ) است که دارای منظومه‏ای تاریخی است. از عالمان و ادیبان بزرگ روزگار آل کرت، سعدالدین تفتازانی است . وی از نزدیکان ملک فخرالدین بود و کتاب مشهور مطول را به نام او تألیف کرد. تفتازانی بعدها به دعوت تیمور به سمرقند رفت و در همان جا درگذشت.

شاهان آل کرت در دوره زمامداری خود در آبادانی هرات اهتمام داشتند و بناهای مهمی نیز در آن دیار احداث کردند. از جمله آثار این سلاله : قلعه خیسار است که از قلاع مهم و تسخیر ناپذیر آن دوره بود. قلعه امان کوه، قلعه اختیار الدین که همان ارگ کنونی هرات است از بناهای دوره ملک فخرالدین به شمار می‏رود. مسجد فلک الدین ، بارگاه و خانقاه ملک فخرالدین، و مصلای هرات از بناهای عصر معزالدین است.

         ملوک کرت 

ملوک آل کرت طبقه ای از ملوک ایران شرقی اند که از نیمه اول  قرن هفتم هجری تا اواخر قرن هشتم در آن محدوده سلطنت داشتنه اند وپایتخت آنان همیشه شهر هرات بوده و اگر چه در تاریخ سیاسی اسم ورسم چندانی از این سلسله بجا نمانده جمعی از آنان به سست پیمانی وبی وفایی شهرت یافته اند درادبیات ما نامی به خیراز خود  باقی گذاشته اند .

اول کسی که از این خاندان در تاریخ اسم ورسمی معتبرپیدا کرده ملک رکن الدین بن تاج الدین است که دختر سلطان غیاث الدین محمود غزنوی به همسری داشته واز طرف آن سلطان به حکومت قلعه ی خیسار از قلاع سرحدی بین هرات و غور منصوب بوده است.

ملک رکن الدین درآخرعمر دخترزاده ی خویش شمس الدین محمد بن ابی بکررا که خود یا پدر او به کرت شهرت داشته به جانشینی برگزید واین شمس الدین محمد کرت در حقیقت موسس آل کرت است.

 کوتوالی ملک رکن الدین برقلعه ی خیسار باشروع استیلای مغول مصادف بود باشروع استیلای مغول ملک رکن الدین صلاح خود راتبعیت از چنگیزخان مغول دانست وبرای آنکه وفاداری خود را کاملا به اثبات رسانده باشد نواده وجانشین خویش شمس الدین محمد کرت را به مصاحبت خان تاتارفرستاد وتا سال 643 که فوت کرد هم چنان مطیع مغول بود .

جانشین ملک رکن الدین یعنی شمس الدین محمد (643-676) اگر چه اوایل امر موردحسد  بعضی امرای مغول واقع شدوجغتای می خواست اورا به اتهام همدستی با مسلمین مغلوب محاکمه کند لیکن چون از خوشبختی اودر همان اوان جغتای مرد وشمس الدین به اردوی منگوقاآن رسید خان مغول به پاس سوابق ووفاداری او وخاندانش حکومت هرات وجام وباخرز وپوشنگ و غور وخیسار وفیروزکوه و غرجستان  ومرغاب و مروالرود وفارایاب تاکنار سیحون واسفزار وفراه و سیستان وکابل را تا کنار سند به او واگذاشت وملک شمس الدین ازحدود 648 حکمران مستقل ممالکی به این وسعت شد و در احدی که هلاجگو برای قلع اسماعیلیه به ایرا آمد بهشرحی که سابقا گذشت ملک شمس الدین از اولین کسانی بود کهبرای ادای خدمت به حضور هلاوو شتافت و او به دستور هلاگوناصرالدین عبدالرحیم محتشم قهستانی به اطاعت مغول درآورد وتا هلاگو حیات داشت همچنان به خدمت گزاری به مغول می زیست.

در عهد ایلخانی اباقا وهجوم یراق خان به خراسان ملک شمس الدین جانب یراق را گرفت اما چون یراق مغلوب شد ملک شمس الدین از ترس به قلعه خیسارپناه بردوتا674در آنجا متحصن بود .عاقبت  به دستیاری خواجه شمس الدین صاحب دیوان بخشوده شدو به همراهی خواجه هارون پسر صاحب دیوان به تبریز حضور ایلخان رفت. اما اباقا او را مورد نظرقرار نداد ووملک شمس الدین در تبریز مقیم بود تا در676  مسموم شد .

 

جانشینان ملک شمس الدین کرت به شرح ذیل اند:

 

1.ملک رکن الدین بن شمس الدین(677-705)

اباقا پس از فوت ملک شمس الدین پسرش رکن الدین رابه حکومت هرات واداره ی قلمروه آل کرت فرستاد و او را به لقب پدرش شمس الدین خواند و او را برای تمییز از پدرش اورا شمس الدین کهین می خواند .شمس الدین کهین پس از فوت اباقا در قلعه خیسار متحصن شدوتا آخر عمر در آنجاماند.

2.ملک ففخرالدین رکن الدین (705-706)

ملکفخرالدین چون در ایام پدر از اوتمکین نمی کرد  ملک رکن الدین او را مقید کرده بودتا آن که امیر نوروز فرمانده سپاه مغول در خراسان به اصرار رکن الدین رکن الدین را به آزادی پسر واداشت و امیر نوروز از غازان حکومت هرات را در سال 695 برای فخرالدین گرفت ودختر برادر خود را نیز زوجیت او داد وچون رکن الدین به شرحی که گفقتیم درخیسار تحصن اختیار کرده بود امارات حوزه آل کرت در حقیقت با فخرالدین بود .

فخرالدین با وجچود همه ی حقوقی که امیر نوروز بر او داشتعاقبت آن امیر غازی را که به اعتماد همین سوابق به فخرالدین پناه جسته بود دستگیر کرد وبه قتلغ شاه سپرد وقتلغ شاه نوروز را در ذی الحجه ی 696 کشت .

سه سال پس از این واقعه فخرالدین از فرستادن مالی که به دیوان خراسان تعهد کرده بود تخلف نمود و با بعضی از ایالات راهزن سیستان هم که مغضوب غازان خان بودند همدستی کرد. غازان اولجایتو برادر خود را به دفع ملک فخرالدین فرستاد . لیکن چون اولجایتو به نیشابور رسید ملک فخرالدین امان خواست واولجایتو به علت آن که به تسخیر قلعه هرات اطمینان نداشت به قبول صلح تن داد . ولی کینه ملک فخرالدین که به بی وفایی و بد عهدی مشهور بود از دل بیروننکرد تا آن که اولجایتو ایلخان شد و فخرالدین از رفتن به حضور او برای عرض تبریک خوداری نمود اولجایتو یکی از سرداران خویش را با ده هزار سپاهی به تنبیه ملک فخرالدین فرستاد . اما این سپاه  کاری از پش نبرد وسردار اوجایتو در 706 کشته شد . اولجایتو اردویی دیگر مرکب از سی هزار تن روانه هرات نمود ودر حینی که این لشکر به تسخیر آن شهر مشغول بودند ملک فخرالدین مرد وسپاهیان مغول هرات را در ذی الحجه ی  706  گرفتند و  به دستور اولجایتو امارات را به پسر فخرالدین سپردند و این پسر ملک غیاث الدین لقب دارد .

3. ملک غیاث الدین (707- 729)

دوره ی امارتاین ملک غیاث الدین که با اولجایتو و ابو سعید گاهی در صفا می زیستند و گاهی نیز راه خلاف می رفته واقعه مهمی ندارد جز اقدام او در قتل امیر چوپان به تاریخ 727 بود .

سال بعد از قتل امیر چوپان  ملک غیاث الدین به دربار ابوسعید رفت تاشاید در ازای خدمتی که به ایلخان کرده بود مورد عنایت پیشتر شود ولی به علت نفوذ بغدادخاتون التفاتی در حق او  نشد وغیاث الدین مایوس به هرات برگشت وسال بعد مرد.

4.5.6. پسران غیاث الدین (729 - 771)

بعد از مرگ ملک غیاث الدین امارت دودمان کرت به ترتیب  به سه پسرش شمس الدین محمد(729 730 ) و ملک حافظ(730 - 732) و ملک معزالدین حسین (732 -  771) رسید ومشهور ترین آنها معزالدین حسین است کهاز مربیان بزرگ اها علم وادب بوده وسعدالدین تفتازانی از علما وفضلای بزرگ کتاب مشهور خود معطول را به نام او تالیف کرده است .

جلوس ملک معزالدین  مقارن شد با ظهور سلسله ی سربداران در سبزوار وبسط دامنه استیلای آنان بر خراسان واقتدار امیر قزقن در ترکستان ومعزالدین را با سر بداریه وامیر فزفن وقایعی است که بعد به آن اشاره می شود

7.ملک غیاث الدین ثانی(771 783 )

 ملک معزالدین بعد اتز سی ونه سال حکومت در 771 درفوت کرد وپسرش ملک غیاث الدین ثانی بر جای او نشست ولی او در آخر کار با بایورش امیرتیمور گورکانی به خراسان مئاجه شد وامیر تیمور در 783 هرات را مسخر وملک غیاث الدین را دستگیر کرد و او را در 787 باپسر و برادرش در ماوراءالنهر کشت و سلسله آل کرت برافتاد.

اسامی ملوک آّل کرت

1.ملک شمس الدین بن ابی بکر کرت               از 643 تا 676

2.ملک رکن الدین بن ملک شمس الدین            از 677 تا 705

3. ملک فخرالدین بن ملک رکن الدین               از 705 تا 706

4.ملک غیاث الدین بن ملک فخرالدین               از 706 تا 729

5.ملک شمس الدین بن غیاث الدین                 از 729 تا 730

6. ملک حافظ بن غیاث الدین                        از 730 تا 732

7.ملک معزالدین بن غیاث الدین                     از 732 تا 771

8.ملک غیاث الدین بن معزالدین                      از 771 تا 783