اوستا، کتاب مقدس پارسیان
اوستا کهن ترین نوشته ایرانیان و کتاب دینی زرتشتیان است. بخش های گوناگون این کتاب طی صدها سال تدوین شده است. کتاب اوستا در روزگار باستان دارای ۸۱۵ فصل در بیست و یک کتاب بوده است. آن گونه که در روایات اسلامی آمده اوستا بر روی ۱٢۰۰۰ پوست گاو نوشته شده بود که اسکندر رومی بخش علمی آن را به یونانی ترجمه کرد و بقیه را پراکنده و سوزاند.
نخستین کسی که به جمع آوری اوستا اقدام کرد «بلاش» یکی از پادشاهان اشکانی بود دستور سپس در دوره ساسانیان، اردشیر بابکان به توسط «تنسر یا توسر» و بعد از او پسر اردشیر (شاپور اول) به جمعآوری و تدوین اوستا پرداختند. در زمان شاپور دوم «آذرباد مهرپسندان» اوستا را بررسی و در زمان انوشیروان به دستور او این کتاب بازبینی شد. البته از مجموع روایات زردشتی چنین برمیآید که گردآوری و نقل اوستا همواره به صورت شفاهی و سینه به سینه بود تا آن که در قرن ٤ میلادی، در زمان شاپور دوم، آن را با الفبایی که از روی الفبای زردشتی و پهلوی مسیحی «خط زبوری» اختراع شد، نگاشتند.
اوستا در شکل کنونی خود شامل شش بخش گاهان، یَسنه یا یسنا (شامل گاتها و غیر آن)، یشتها، وندیداد، ویسپرد و خردهاوستا است. بخشهای اوستا بنا بر تحقیق آنوبانینی در دورانهای مختلف توسط اشخاص متعدد تالیف شده است.
قدیمیترین بخش اوستا «گاهان» نامیده میشود و گفته میشود بخشی از آن، سرودههایی است که به زرتشت الهام شده و بر زبان وی جاری شده است. اوستا را از نظر زمانی میتوان به سه بخش تقسیم کرد:
بخش نخست اوستای کهن که مضامین آن از نظر زمانی متعلق به روزگار پیش از زرتشت (پیش از حدود دو هزار و هشتصد سال پیش) است؛ اما نگارش آن متعلق به عصرهای پس از زرتشت است و هنگام این نگارش و بازنویسی دگرباره، تا اندازهای مضامین و باورهای جدیدتر را به متنهای كهن اضافه كردهاند.
بخش دومِ اوستا از نظر زمانی شامل "گـاتـهـا" است كه سرودههای مینوی شخص زرتشت، پیامآور بزرگ آريايی به شمار میرود كه هر چند از نظر مضمون پس از اوستای كهن سروده شده است؛ اما از نگاه زبان و نگارش، كهنترین بخش اوستای موجود است.
بخش سوم اوستا از نظر زمانی شامل یـسـنـا، یـشـتهای جدید، ویـسـپـرد، ونـدیـداد و خـرده اوسـتـا است كه همگی جزو اوسـتـای نـو به حساب میآیند. اما بسیاری از مضامین همین بخشهای جدید نیز برگرفته و اقتباس شده از باورها و نوشتارهای كهن است؛ اما این آمیختگی به حدی است كه امكان تفكیك را امكانپذیر نمیسازد.
بخش های اصلی کتاب اوستای امروزین عبارتند از:
1- یسنا: که به معنای نیایش است و مشتمل بر هفتاد و دو فصل می باشد. گات ها که منسوب به خود زرتشت است و به لحاظ دینی ارزشی بیش از سایر قسمت های اوستا دارد در این بخش واقع شده است.
2- ویسپرد: که مشتمل بر ۲۳ فصل است و وظایف دینی و اخلاقی پیشوایان دینی را بیان می کند. معنی آن "همه ی ردان و پیشوایان" است
3- یشت ها: که به معنای نیایشهاست و در گذشته به تعداد روزهای ماه بود اما امروزه از آن بیش از ۲۲ یشت در دسترس نیست
4- خرده اوستا: که به معنای اوستای کوچک است و شامل نمازهای روزانه نیایش ها و توبه نامه ها و ذکر هایی است که زرتشتیان باید به صورت روزانه یا در جشنهای خاص بخوانند
5- وندیدا: که به معنای کتاب داد و قانون است که مطالبی درباره آفرینش جهان و تاریخ و مهاجرت آریاییان و قوانین مربوط به کشاورزی، حقوق، طهارت، کفن و دفن و ... دربر دارد. در اصل وندیودات بوده است، یعنی ادعیه و اوراد بر ضد دیوان و اهریمنان.
کلمه اوستا در اصل «اَوْپِسْٰتاک» است به معنى بنيان جاافتاده و محکم، کنايه است از آيات محکمات و شريعت پابرجای، و به صيغهٔ صفت مشبهه است. واژه اَوِستا بنا به تحقیق آنوبانینی در خود کتاب نیامده به معنی دانش و شناخت هم هست و با واژه «ودا»، نام کهنترین کتاب دینی هندوان هم ریشه است. بر روی هم اوستا را میتوان به معنی «آگاهینامه» یا «دانشنامه» دانست كه آن را مرجع نامه نيز مینامند. در تاريخ طبرى و ديگر متقدمان از مورّخان عرب نام اوستا،«ابستاق» و «افسقاق» ضبط شده است و در زبان درى «اُوْستا ـ اُسْتا ـ وُسْت ـ اُسْت» به اختلاف ديده میشود.
-------------------------------------------------------رش به: ناوبری, جستجو
زبان اوستایی از شاخهٔ زبانهای ایرانی باستان است. نسکهای اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان را بدین زبان نوشته اند. این زبان همریشه با سانسکریت و نزدیک به پارسی باستان میباشد. تنها اثر به جا مانده به آن اوستا است. از مطالعهٔ اوستا بر میآید که دو گویش گوناگون از این زبان در اوستا به کار رفته است که یکی کهنهتر مینماید. نخستین لهجهٔ گاهانی است که سرودههای شخص زرتشت به آن است. به علاوه یسنهای ۳۵ تا ۴۱ (هفت هات) و نیز چهار دعا از یسن ۲۷ به این لهجه است. لهجهٔ پسینتر لهجهٔ سایر قسمتهای اوستای امروزی است.
سایت آموزش زبانهای باستانی (اوستایی- میخی- پهلوی)
محتویات[نهفتن] |
خاستگاه زبانی [ویرایش]
اوستایی به احتمال قوی از زبانهای نواحی شرقی ایران بوده و در آن دو گویش باستانی (گاهانی) و جدید میتوان تشخیص داد. تاریخ متروک شدن زبان اوستایی بدرستی دانسته نیست. کهنترین قسمت اوستا (سرودهای زردشت) محتم میان قرون ۱۰ و ۶ ق. م. تنظیم شده ولی قسمت عمدهٔ آن که جدیدتر است متعلق بدورهٔ هخامنشی است. اوستا که تنها اثر این زبان است بخطی که در اواخر دورهٔ ساسانی برای نوشتن اوستا از روی خط پهلوی تنظیم شده، نوشته شده. تحقیق زبان اوستایی با توسعهٔ زبانشناسی تطبیقی پیشرفت بسیار کرده اما هنوز فهم همهٔ نکات اوستا به آسانی ممکن نیست.
الفبا و نگارش زبان [ویرایش]
در دورهٔ ساسانیان الفبایی برپایه الفبای زبوری و پهلوی اختراع شد و اوستا بدان نوشته شد. این الفبا را خط اوستایی یا دین دبیره نامیدهاند. این الفبا برای هر یک از آواهای اوستایی یک نشانه دارد.نشانههای الفبایی جدا از هم نوشته میشده و در هر جای کلمه که میآمده یک صورت داشته است. دین دبیره دارای 48 نویسه است و آواهای زبان را بخوبی از یکدیگر متمایز میکند. دلیل این دقت بالا در ابداع خط آن است که این خط را برای ثبت متون مقدس ساخته بودند و میبایست صورت دقیق تلفظ را بازتاب میداده است.
متنهای اوستایی [ویرایش]
متون بجای مانده به این زبان همگی در حیطه مجموعه اوستا قرار دارند. اوستای باستانی دارای بیست و یک کتاب مجزا بوده که امروزه تنها پنج بخش آن به ما رسیدهاست. قدیمیترین بخش اوستا سرودهای گاهان است که زرتشت را سراینده آن دانستهاند. سابقه این اشعا برپایه گمانهزنی های زبانشناختی به اوایل هزاره نخست پیش از میلاد میرسد. سایر بخشهای اوستا در قرنهای بعدی تکمیل شده اند. اوستای کنونی بجز گاهان دارای پنج بخش دیگر است که زبانی نسبتا یکدست دارد. این بخشها شامل یسنا، یشت، ویسپرد، وندیداد و خرده اوستا میباشد.
آواشناسی [ویرایش]
آواها در زبان اوستایی نقش عمدهای ایفا کرده و بدلیل ویژگی تصریفی زبان در تغییر حالات نقش مهمی داشته اند. آواهای زبان اوستایی بر اساس آوانویسی دوران جدید که برای سهولت مطالعه این زبان توسط متخصصان ایجاد شده به دو بخش واکه و همخوان تقسیم میشوند.
واکهها:
- a ā ə ə̄ e ē o ō å ą i ī u ū
| واکه پیشین | واکه مرکزی | واکه پسین | ||||
|---|---|---|---|---|---|---|
| کوتاه | بلند | کوتاه | بلند | کوتاه | بلند | |
| بسته | i /i/ | ī /iː/ | u /u/ | ū /uː/ | ||
| میانه | e /e/ | ē /eː/ | ə /ə/ | ə̄ /əː/ | o /o/ | ō /oː/ |
| باز | a /a/ | ā /aː/ | å /ɒː/ | |||
| خیشومی | ą /ã/ | |||||
همخوانها:
- k g γ x xʷ č ǰ t d δ ϑ t̰ p b β f
- ŋ ŋʷ ṇ ń n m y w r s z š ṣ̌ ž h
| لبی | دندانی | لثهای | پیش-کامی یا کامی |
نرمکامی | لبی-نرمکامی | چاکنایی | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| انسدادی خیشومی | m /m/ | n /n/ | ń [ɲ] | ŋ /ŋ/ | ŋʷ /ŋʷ/ | ||||||||
| کامی | p /p/ | b /b/ | t /t/ | d /d/ | č /tʃ/ | ǰ /dʒ/ | k /k/ | g /ɡ/ | |||||
| سایشی | f /ɸ, f/ | β /β/ | ϑ /θ/ | δ /ð/ | s /s/ | z /z/ | š /ʃ/ | ž /ʒ/ | x /x/ | γ /ɣ/ | xʷ /xʷ/ | h /h/ | |
| ناسوده | y /j/ | w /w/ | |||||||||||
| لرزشی | r /r/ | ||||||||||||
دستور زبان [ویرایش]
بازخوانی متون اوستایی [ویرایش]
| [نهفتن] زبانهای ایرانی | |
|---|---|
| شاخه |
زبانهای ایرانی غربی
|
| شمال غربی | |
| جنوب غربی∗ |
باستان: پارسی باستان میانه: پارسی میانه (پهلوی) نو: فارسی · لری · بختیاری · بشاکردی · کمزاری · تاتی اران |
| شاخه |
زبانهای ایرانی شرقی
|
| شمال شرقی | |
| جنوب شرقی | |
------------------------------------------------------
| زبانهای هندوایرانی افغانستان | ||||
| زبان نیا-هندوایرانی | ||||
| ایرانی | ؟ | هندوآریایی | ||
| ایرانی باستان (تا سدۀ سوم ق.م.) |
هندی باستان | |||
| شرقی | جنوبغربی | |||
| اوستایی -zṛd-, zərəd* | پارسی باستان -dṛd* | ؟ | سانسکریت ودایی -hṝd-, hṝdaya | |
| ایرانی میانه (سدۀ دوم ق.م. - سدۀ هفتم م.) |
؟ | هندی میانه | ||
| شمالشرقی | شمالغربی | |||
| باختری سُغدی خُتَنی (یا سکا) خوارزمی |
پارتی zīrd | ؟ | گندهاری | پراکریت haḍa(k)a-, hiaa-, پالی -hitaa-, hadaya |
| جنوبغربی | ||||
| پارسی میانه dīl | ||||
| ایرانی نو (از سدۀ هشتم میلادی به بعد) |
نورستانی | داردی | هندی نو | |
| شمالشرقی | شمالغربی | |||
| پشتو zṛə زبانهای پامیری: -شُغنی zårδ -روشانی zårδ -اِشکاشِمی (ąvzók) -سَنگلیچی (åvzųy) -واخی (pozịv) -مُنجی (zil(ǧ |
بلوچی (del, dil) | کهته zirə̄ وایگَلی zȫ اَشکویی židī, žédī پارونی zir, zər |
پشهای h)ār گَوَر-باتی wụṛə تیرو hiṛạ |
پنجابی hiāű سِندی hio هِندکو hȁ |
| جنوبشرقی | جنوبغربی | |||
| پراچی zȫṛ, zóṛ اورمُری zle, zlī |
فارسی del | |||
منابع [ویرایش]
-------------------------------------------------------به نام دادار هورمزد
واژه نامه اوستايي - پهلوي
136 سپنتمد گات گات ها يكي از 5 قسمت گاتها به چم
137 ستر - استر كسي كه فرزندي نداشته باشد در آئين مزديسنا هر ايراني كه فرزندي نداشته باشد در آن دنيا هنگام عبور از پل جينوت نميتواند گذر كند
- با پوشيدن لباسي 9 تكه - بدون يقه آستين كوتاه و بدون آستين صورت مي گيرد - در اوستا وهومنه واستره ناميده شده است
138 سدره مراسم ديني ايرانيان براي دختر و پسر از 15 سالگي اين مراسم واجب است كه بايد لباسي سفيد بر تن كنند
139 سرذ سال - سرد از آغاز قصل سرد گفته ميشده است - واژه اي اوستايي
140 سروش نيوشايي
141 سنسكريت زبان مشترك آريايي ها از زبانهاي كهن كه نزديكي با اوستا دارد و در بين ايرانيان و هنديان مشترك بوده است
142 سوزيانا خوزستان مركز دولت عيلاميان بوده است و مهمترين بناي آن دوره معبد زيگورات است
143 سوشيانت ناجي به چم نجات دهنده در دين بهي است كه مهدي موعود مانند همين است
144 سولان كوه سبلان كوهي كه زرتشت مدت ده سال را در آنجا از مردم دوري گزيد - آتشكده آذرگشنسب در آنجاست در كنار اردبيل
145 سكاها - سيت ها تورانيان باستاني قومي آريايي كه در پيش از ظهور زرتشت با ايرانيان داراي دين مهر بودند
146 سياوخش - سياورشن سياوش پسر كيكاووس كه متهم به عاشق شدن نامادري اش گشت و بهمين جهت مجبور به آزمايش عبور از آتش شد
147 سير سور جشن ايرانيان باستان در روز 14 از ماه دي ايرانيان شراب و سير ميخوردند براي دفع شر و شيطان از زندگيشان
148 شادشاهپور قزوين قزوين در پيش از اسلام شادشاپور نام داشت كه شاهنشاه شاپور اول آنرا ساخت
149 شهريور نام 6 ماه سال - روز 4 ماه ايراني اوستايي آن خشتروئيريه است - پهلوي آن خشتريور - به چم آرزوي شهرياري و شاهنشاهي ايران
150 شكاف رستم سزارين شكافي كه بر بدن مادر رستم زده شد تا رستم از آن بيرون آيد - ژول سزار نيز همينگونه بدنيا آمد - سزارين امروز
151 شيرآف سيراف يكي از بندرهاي مهم ايراني پيش از اسلام در جنوب ايران از زمان كيكاووس