آزاده

 هنرمند نوازنده چنگ در دربار بهرام گور و دلداده بهرام  

آزاده بانوی چنگ نواز ، در دربار بهرام گور بود و همواره در شکار ، بهرام را همراهی میکرد . 

ازاده نوازنده ماهری بود و در زمان بهرام ، موسيقی‌دان‌ها بر ساير طبقات مقدم بودند و او به آن‌ها بسيار ارج می‌نهاد . 

 بهرام گور از پادشاه هندوستان درخواست می کند که ده هزار «لولی» خنیانگر رامشگر مرد و زن به ایران گسیل دارد ، و این لولیان در روستاهای ایران به راه افتادند ... و با خویش  ، نغمه های خوش را به آفاق دور دست بردند .

بهرام گور خود نیز به موسیقی علاقه ی فراوانی داشته است و در شاهنامه چنین آمده که در شکارگاه بر شتری نیرومند ، چهار رکاب می نهاده اند و او بر رکاب های زرین آن بر می نشسته است و کنیزکی رامشگر چنگ نواز ( ازاده ) را بر رکاب های سیمین می نشانده ، تا در بیابان و به دنبال نخجیر نیز از نوای او بهره مند شود . و این زن چنگ نواز «آزاده» و دیگری «آرزو» ، که با چنگ زنی و میهمان نوازی از بهرام دل بردند ، در حلقه ی زنان مشکو (حرمسرا)ی بهرام جای گرفتند .

  میگویند روزی در شكارگاه‌ بهرام‌ با تير دو شاخ‌ آهوی نری را از سرش‌ جدا میکند و‌ در پی‌ آهوی‌ ماده‌ دو تير مثل‌ شاخ‌ بر سرش‌ مینشاند . دل آزاده‌ بر آهو میسوزد و به‌ بهرام‌ میگوید كشتن‌ آهوان‌ آنسان‌ كه‌ تو می‌كشی‌ رسم‌ جوانمردان‌ نيست ‌. بهرام‌ خشمگين‌ میشود و او را از پشت‌ شتر بر زمين‌ می اندازد . كنيزك‌ جسور زير پای‌ حیوان جان‌ میدهد...

حکیم فردوسی ، از او در شاهنامه یاد کرده‌است :

کُجا نام آن رومی ازاده بود     ...    که رنگ ِ رُخانش به می داده بود

 تـرامـــوزا
ملکه ایتالیایی تبار اشکــانـی 
 مادر فرهاد پنجم  و  همسر فرهاد چهارم او  کنیزی رومی بود که اوگوست ، امپراتور روم ، او را در ازای استرداد درفشهای روم که سپاه کراسوس آنها را در جنگ حران ، از دست داده بود و هنوز در ایران مانده بودند به  فرهاد چهارم ، پادشاه اشکانی هدیه کرد . استرداد این درفشها موجب جشن و شعف فوق‌العاده‌ای در روم گشت . تراموزا کنیزک رومی که در این هنگام زوجهٔ فرهاد چهارم و در واقع ملکهٔ دربار وی شده بود نیز در این کار نقش عمده‌ای داشت‌ . چند سال بعد هم ، این زن که کودکی به نام  فرهادک برای شاه زاییده بود ، به بهانهٔ لزوم تأمین جان این فرزند و اجتناب از هر گونه توطئه احتمالی داخلی ، فرهاد را وادار کرد تا سایر پسران خود را از دربار دور سازد . فرهاد هم چهار پسر را با اقربای آنها که در حرم وی بودند به روم فرستاد تا در آنجا تربیت شوند . فقط فرهادک را با مادرش نزد خود نگه داشت ‌. وقتی که فرهادک به سن بلوغ رسید ، به تحریک مادر و از بیم آنکه برادرانش عنوان ولیعهدی را به دست آورند ، پدر را زهر داد و خود به نام فرهاد پنجم با مادرش موزا بتخت نشست . در سال دوم میلادی فرهادک با مادر خود موزا ، با وجود مخالفت و خشم بزرگان و مردم و بر خلاف آموزه های زرتشت ازدواج کرد . این عمل که در نزد یونانیان و رومیان چندان ناپسند نبود و در گذشته افرادی مانند اسکندر مقدونی نیز چنین عملی را مرتکب شده بودند ، بسیار برای ایرانیان ناگوار آمد خصوصا اینکه اشک در یک سمت سکهٔ خود تصویری هم از این زن رومی نقش زد که در نزد بزرگان ، رمزی از اظهار تابعیت وی نسبت به دشمن محسوب شد و سخت ناپسند افتاد .  وی روی هم‌رفته پادشاهی نالایق و شخصاً عنصری فاسد بود . از لحاظ سیاست هم نخستین شاه این دورهٔ تاریخ بود که در برابر رومیها از ابهت دولت پارت کاست و از مسالهٔ ارمنستان نیز صرف‌نظر کرد .بالاخره شورشی بر ضد وی طرح شد که موجب فرارش به روم گردید و ظاهراً در راه کشته شد .واقعهٔ مهم زمان او تولد عیســی مسیــح بود .

 

تعدادی از سرداران زن در ایـــران باستـــان

 نام تنی چند از سرداران و جنگاوران زن که از زمان مادها ، هخامنشیان٬ ‌اشکانیان و ساسانیان به جا مانده اند ولی متاسفانه از انها هنوز آگاهی چندانی در دست نیست  :

آذرین  :  شاهدخت هخامنشی و سردار سپاه

آپاما  :  دختر سپیتمن و از سرداران هخامنشی

داناک  :  سردار سپاه هخامنشی

اریاتیس  :  سردار ارتش هخامنشی

مهرمس  :  سردار هخامنشی

ورزا  :  سردار هخامنشی

وهومسه  :  سردار هخامنشی

هومی یاستر  :  سردار هخامنشی

آذرنوش  :  شاهدخت  و  سردار ساسانی

اسپــاس :  دختر اردشیر دوم و  فرمانده سپاه ساسانی 

 ابردخت :   سردار ساسانی

برزآفرید  :   سردار ساسانی

برزین دخت :    سردار ساسانی

نوشین :  سردارنامی ساسانی در زمان انوشیراوان دادگر

گُردویه  :  فرمانده سپاه ساسانی

گلبویه  :   سردار ساسانی

ماه آذر  :  سردار ساسانی

مهریار  :  سردار ساسانی

ماه آذر :   سردار ساسانی

مهر یار :  سردار ساسانی

میتراداد  :  سردار اشکانی

میترادخت :  سردار اشکانی


آمیتیـس

عامل ساخت باغ های معلق بابل

 دختر ایختو ویگو (اژی دهاک) و نوهٔ هوخشتره (پادشاه ماد)

 با بخت‌النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد

 هووخشتره برای استوارسازی اتحاد خود با  نبوبلسر شاه بابل دختر خود امتیس را به همسری پسر نبوپلسر یعنی  بخت النصر دوم در آورد . امتیس از زندگی در جلگه میان‌رودان دلگیر شد و برای کوه‌های بلند میهنش دلتنگی بسیار کرد . سرزمین ماد که آمیتیس از آن می‌امد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقه‌ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود . یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود .

بنابراین بخت‌النصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد کلمه معلق که برای این باغها استفاده می‌شود در حقیقت به این معنی نیست که باغها به‌وسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده‌اند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه‌ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده‌است .

 اومتی یا امیتیس به معنی «دارندهٔ اندیشهٔ نیک» است

آرتـا دخـت

وزیر خزانه داری ، در زمان اشکانیان ( پارتها )

آرتادخت  اقتصاد دانی بود که در دوره اردوان چهارم ، آخرین پادشاه اشکانی ، به طور مستقیم در امور مالیات و خرج و دخل کشور دخالت داشت و در واقع نقش وزیر دارایی امروز را داشت . 

 او بی آنکه فشاری بر مردم بیاورد و باج و خراج را افزون نماید ٬ کشور را به توانگری میرساند . چنانچه برآمده است ٬ از کارهای بزرگ او در گردآوری دارایی کشور ٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه درباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است .

نام  ارتادخت به معنی  :  دختر راستگو