
- چهره سالخورده فروهر، یادآور بهره گیری از تجربه پیران خردمند است.
- دست فروهر رو به سوی جلو است تا آرمان انسان همواره به سوی پیشرفت و بالندگی باشد.
- حلقه دست این نگاره جلوه گاه آیین مهر و نشان پیمان انسان با خداوند در پیوستن به اشویی است.
- بال فروهر سه قسمت دارد تا فراگیری اندیشه، گفتار و کردار نیک را به انسان سفارش کند.
- حلقه دور کمر فروهر، نشان وارستگی انسان از امیال نا هنجار و نیروی پرواز او به سر چشمه خورشید است.
- دو رشته آویخته در پایین، نشان پیوستن به منش پاک و پشت سر گذاشتن اندیشه پلید است.
- قسمت زیر بال فروهر نیز سه قسمتی است تا نفرت انسان و زیر پا گذاشتن اندیشه،گفتار و کردار نا پاک را یاد آوری کند.

در آئین زرتشت انسان ها از هر نژاد ملیت و قوم باهر زبان و رنگ پوست دین و عقیده از حقوقی برابر برخوردارند.
برتری طلبی دینی قومی و نژادی در این آیین نیست. زرتشت تنها عامل برتری را پایبندی به قانون اشا وپیروی از اندیشه ، گفتار وکردار نیک می داند. از دیدگاه اشو زرتشت ، خداوند ، همه انسان ها را آزاد آفریده و آنها را از نعمت آزادی و خرد برخوردار ساخته تا با بهره گیری از اندیشه خویش ،دیدگاه و پیشنهاد های گوناگون را مورد ارزیابی قرار دهند و با اختیار کامل بهترین راه را در زندگانی بر گزینند.چنانکه انسان ها از آزادی اندیشه وبیان برخوردارند. از حق آزادی در انتخاب دین و آیین نیز بهره مند هستند. وقتی انسان ها از حقوقی مساوی برخوردار باشند ، زن و مرد نیز در تمام مراحل مادی ومینوی زندگی حقوقی برابر دارند.
.............................................................
من کوروش هستم ، شاه هخامنشی
ای مردی که هرکه هستی و از هرکجا می آیی
زیرا می دانم که خواهی آمد :
من کوروش هستم که به ایران شاهنشاهی بخشید
با من مشاجره مکن
یگانه چیزی که هنوز برای من باقی مانده است
یک مشت خاک است
که پیکر من را پوشانده است.
..................................

در زمان پادشاهی منوچهر در جنگی با توران، افراسياب سپاهيان ايران را در مازندران محاصره مي کند. سرانجام منوچهر پيشنهاد صلح مي دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می پذیرند قرار بر اين مي گذارند که کمانداری ایرانی برفرازکوه البرز تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از پهلوانان ايران داوطلب این کار می شود. به فراز دماوند میرود و تیر را پرتاب می کند. تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جيحون یا آمودریا بر درخت گردويی فرود مي آيد. و آنجا مرز ایران و توران می شود. پس از اين تيراندازی آرش از خستگی مي ميرد. آرش هستی اش را بر پای تیر می ریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می شود و جانش در تیر دمیده می شود. مطابق با برخی روايت ها اسفندارمذ تيرکمانی را به آرش داده بود و گفته بود که اين تير خيلی دور می رود ولی هر کسی که از آن استفاده کند خواهد مرد با اين وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تير و کمان استفاده کند
بسیاری آرش را از نمونههای بیهمتا در اسطورههایجهان دانستهاند؛ وی نماد جانفشانی در راه میهن است
سیاوش کسرایی چامه سرای ایرانی نیز چامهای به نام آرش کمانگیر و با موضوع آرش دارد که در پی میآید.

دراين نوشته بگونه اي کوتاه آورده مي شود که زرتشت از چه و چگونه ساخته شد و براي چه پا بدين دنيا گذاشت و دليل مبارزه اش چيست.
از انروز که اهريمن بد نهاد به جنگ با هرمزد آغاز کرد ، شش هزار سال گذشته بود و دراين مدت، اهرمن دوبار با (آفات و ديوان و تاريکي و بيماري و درد و نياز و خشم و دروغ) به جهان هورمزد کمين زده و آب و خاک و گياه و حيوان و مردم را آزار کرده بود. در سه هزار سال سوم، هورمزد براي رهايي ازين آفت ها ، زرتشت را به اين گيتي فرستاد و دين و آيينهاي خود را به او سپرد تا مردمان را به سوي نيکي راهبري کند و جهان را به راستي و پاکي و آباداني از شر و بديِ اهريمن آزاد گرداند تا پيروزي هورمزد به انجام برسد. در پايان آن سه هزار سال، (رستاخيز) خواهد شد و بدي و زشتي و ناپاکي از ميان بر خواهد خاست و دست اهريمن تا ابد از دامان آفريدگان اهورامزدا کوتاه خواهد شد و جهان، پاک و فرِ نخستين را باز خواهد يافت.
بنابر گفتارهاي زرتشتي ، براي...
آریو برزن يكي از سرداران بزرگ تاريخ ايران است كه در برابر يورش اسكندر مقدونی به ايران زمين دليرانه از سرزمين خود پاسداری كرد و در اين راه جان باخت و حماسه «دربند پارس» را از خود در تاريخ به يادگار گذاشت . برخی او را از اجداد لرها يا كردها می دانند.
اسكندر مقدوني در سال 331 پيش از ميلاد، پس از پيروزی در سومين جنگ خود با ايرانيان ( جنگ آربل يا گوگامل) و شكست پايانی ايران، بر بابل و شوش و استخر چيرگی يافت؛ و برای دست يافتن به پارسه، روانه اين شهر گرديد. اسكندر برای فتح پارسه سپاهيان خود را به دو پاره بخش كرد : بخشي به فرماندهی «پارمن يونوس» از راه جلگه رامهرمز و بهبهان به سوی پارسه روان شد؛ و خود اسكندر با سپاهان سبك اسلحه راه كوهستان كهگيلويه را در پيش گرفت و در تنگه هاي دربند پارس با مقاومت ايرانيان روبرو شد.
در جنگ دربند پارس، آخرين پاسداران ايران با شماری اندك به فرماندهی آريو برزن در برابر سپاهيان پرشمار اسكندر دلاورانه دفاع و سپاهيان مقدونی را ناچار به عقب نشينی کردند. با وجود آريو برزن و پاسداران تنگه های پارس، گذشتن سپاهيان اسكندر از اين تنگه هاي كوهستاني امكان پذير نبود. از اين رو، اسكندر به نقشه جنگي ايرانيان در جنگ ترموپيل متوسل شد؛ و با کمک یکی از اسیران از بيراهه گذشت و با گذر از راههاي سخت كوهستاني خود را به پشت نگهبانان ايراني رساند و آنان را در محاصره گرفت.
آريو برزن، با چهل سوار و پنج هزار پياده و وارد كردن تلفات سنگين به دشمن ، خط محاصره را شكست و براي ياري به پایتخت به سوي پارسه شتافت؛ ولي سپاهياني كه به دستور اسكندر از راه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پيش از رسيدن او به پايتخت، به پارسه دست يافته بودند.
آريو برزن، با وجود واژگوني پايتخت و در حالي كه سخت در تعقيب سپاهيان دشمن بود، حاضر به تسليم نشد؛ و آن قدر در پیكار با دشمن پا فشرد که گذشته از خود او همه يارانش از پاي در افتادند و جنگ هنگامي به پايان رسيد كه آخرين سرباز پارسي زير فرمان آريو برزن به خاك افتاده بود.

بهترین گفته ها را به گوش بشنوید,با اندیشه روشن بر آن بنگرید,سپس هر زن و مرد آزادانه راه خود را بر گزیند.

عربهای پیش از اسلام همانگونه که هیچ فرهنگ و دانشی نداشتند و زیر چادرها با شتران خود میزیستند و بیشتربه راهزنی وچپاول میپرداختند درباره خوراک هم از همه ملت ها و کشورهاپس مانده بودند و خوراک های شگفت آور و پلید برای خود درست می کردند. تنک دستان آنها که بیش از 90 درصد بودند ونمیتوانستند گوشت شتر یا گوسفند بخورند از گوشت سوسمار- ملخ – سوسک و عقرب خود را سیر می کردند.گاهی هم کرک شتر را میکوبیدند و نرم می کردند و با خون کنه ای که به تن شترها و گوسفند ها میچسبیدند می آغشتند و آن را علهز میگفتند میپختند و می خوردند. هنگامی که تازیان بر ایران چیره شدند و وارد ایران شدند از دیدن آن همه دانش و فرهنگ ایران خود را باختند ونمیدانستند چه کار کنند برای نمونه هنگامی که یک مرد عرب کیسه ای از کافور یافت چون تا آن زمان کافور ندیده بود گمان کرد که نمک است و مقداری از آن را در خوراک خود ریخت و چون آن را خوشمزه نیافت در برابر یک تن پوش کهنه واگذار کرد. همان هنگام نان لواش ایرانی را فکر میکردند کاغد است. کوتاه سخن اینها کسانی هستند که میخواهند اسم خلیج فارس ما را تغییر دهند. خیلی پررو هستید تازی های کثیف.