\







خشت زنی
خشت زنی یکی از شغلهای دیگری بود والبته خشت رابیشتر موقعی می زدند که کسی برای ساختن خانه سفارش میداد خشت رااز خاک سرخ میزدند این خاک توسط چارپایان به محل تخت وسیعی حمل ودر آنجا آب میگرفتند وبا یک قالب چوبی تقریبا سی در سی به صورت خشت میزدند و آنرا چندروزی  در آفتاب رها میکردند تا خشک شود بعدبا چارپایان به محل ساختن خانه حمل میشد.اکثر خانه های قدیمی آرتیمان خشتی با دیوارهای پهن یک ونیم متری است که البته الان خیلی کم ازاین خانه ها سالم وقابل استفاده میباشد.وجوددیوارهای خیلی پهن ساختمانها از ورود سرما وگرما به داخل خانه ها جلوگیری میکرد.وبه همین خاطر خانه های قدیمی در زمستان گرم ودر تابستان بسیار خنک می باشد.درحال حاظر تعدادکمی خانه خشتی وجود دارد که اکثر مخروبه وبدون استفاده میباشد.سقف این خانه ها با چوب صنوبر پوشانده میشد که به آن تیر به شاخه هایی که روی آنها میریختند تا خاک را نگه دارد پردو میگفتند در بعضی خانه هاچوبهای بزرگی به جای پلهای امروزی به کار میرفت که به آن حمال میگفتند خانه سازی در قدیم آنقدر سخت نبود کهع کسی نتواند از عهده ساختن خانه برنیاید چرا که مصالح به کار گرفته شده در داخل آبادی وجود داشت ووقتی خشت وچوب آن آماده می شد معمولا مردان فامیل جمع شده وظرف یکی دو روز اتاقی را به کمک هم ساخته و آماده میکردند.توقعات هم آنقدر کم بود که افراد خانواده به راحتی در یک اتاق دوازده متری زندگی می کردند البته این خانه ها مختص افراد کم درآمد بود وافرادی که دستشان به دهنشان میرسید اتاقهای بیشتر با حیاط بزرگتری داشتند دیوارخانه ها هم از داخل کاهگلی وبا خاک سفید مخصوصی هر ساله پیش از اسباب کشی از باغ سفید میشد.درقدیم شبها برای روشن کردن اتاق از چراغی به اسم پیه سوز استفاده میشد اما با آمدن نفت به ده چراغهای نفتی به میدان آمد که با توجه به شکل ظاهری آن چراغ موشی خوانده میشد بعد از چراغ موشی چراغهای شیشه دار به نام گردسوز وچراغهای دسته دار انگلیسی واین اواخر پیش از امدن برق این چراغها جای خود را به چراغهای توری دادند که با فشارباد ونفت کار میکردند البته چراغ انگلیسی هنوز هم برای آبیاری باغها در شب استفاده می شود چراغهای انگلیسی همان چراغهای دسته دار میباشند.اولین رادیوئی که به آرتیمان آمد به آن جعبه آواز میگفتند بعدها کم کم گرامافون پیدا شد البته شاید در همه آرتیمان یک جعبه آواز بیشتر وجود نداشته است وزمانی هم که گرامافون آمد دوسه نفر بیشتر از این گرامافون ها نداشتند پیش از آمدن برق یعنی اوایل انقلاب اکثر خانواده ها رادیوهای ترانزیستوری توشیبا داشتند که به آن توشیبای بغدادی میگفتند چون اکثر آنها از مرز عراق وارد میشد.