بخش دوم
از ان می که در دل چو منزل کند
بدن را فروزان تر از دل کند
از ان می که گر عکسش افتدبباغ
کند غنچه را گوهر شب چراغ
از ان می که گر شب ببیندبه خواب
چوروز از دلش سرزندافتاب
ازان می که گرعکسش افتدبه جان
توانی به جان دید حق را عیان
از ان می که چون شیشه برلب زند
لب شیشه تبخاله از تب زند
ازان می که گر عکسش افتد به اب
بران اب تبخاله افتد جیاب
ازان می که چون ریزیش در سبو
برارد سبو ازدل اواز هو
ازان می که در خم چو گیرد قرار
برارد خم اتش زدل همچو نار
می صاف زالودگی بشر
مبدل به خیر اندرو جمله شر
می معنی افروز صورت گداز
مئی گشته معجون راز ونیاز
ازان اب کاتش به جان افکند
اگر پیر باشد جوان افکند
مئی را کزو جسم جانی کند
به باده زمین اسمانی کند
مئی از منی وتوئی گشته پاک
شودجان چکدقطره ای گر به خاک
به انوار میخانه ره پوی اه
چه میخواهی از مسجدوخانقاه
بیاتاسری درسرخم کنیم
من وتو تو ومن همه گم کنیم
پایان بخش دوم