
اینجا هم مدرسه ابتدایی ابوریحان بیرونی است که حالی بدتر از مدرسه راهنمایی داره صحنه هایی ناراحت کننده اینجاهم تبدیل شده بود به کمپ ترک اعتیاد.یادمه روز اول مدرسه که تازه میخواستم درس خوندن رو شروع کنم به زور آوردنم مدرسه اما حالا دوباره به زور باید از اونجا رد بشم اما این به زور اومدن کجا و اون به زور اومدن کجا .اون موقع نمیخواستم از خونه جدا بشم اما حالا نمیخوام ازبین رفتن این مدرسه باخاطراتم رو ببینم چه خوب وچه تلخ.زمین خوردنهای روزهای اول مدرسه یواش یواش بزرگ شدن و رفتن از این مدرسه به راهنمایی و بازم بزرگ شدن و دبیرستان و دنبال سرنوشت از زادگاه خود رفتن حالا دیگه انقدر بی معرفت شدیم که کم کم به خاطرات سر میزنیم.افسوس...................
اینم راهرو مدرسه ابتدایی که یادش به خیر چه بدو بدویی تو راهرو میکردیم هروقت این عکسها رو نگاه میکنم یاد مراسم دهه فجر می افتم ابتدایه راهرو سن بسته میشد تا روی اون مراسم رو اجرا کنن همه سالن نیمکت میشد تا بچه ها روش بشینن نگاه کنن یکی دوتا از محصلهایی که خوب طنز بازی میکردن دیگه زنده نیستن .خدا روحشون رو شاد کنه.حالا به این روز افتاده و همه خاطرات مارو داره از بین میبره.
{یه زمانی کلاس}
بدون شرح................................
اینجا هم یه زمانی دفتر مدرسه بوده اتاق اول دفتر مدرسه اتاق دوم و سوم سرویس بهداشتی و آبدارخانه بوده حالا انگار آفت گرفته که با هیچ دارویی خوب نمیشه......................
این نوشته هم حدود 30 ساله اونجاست و فکر کنم تنها قسمتیه که هنوز نتونستن بلا سرش بیارن.اینجاهم شرح زیادی نداره خوتون قضاوت کنید



