کردستان
آداب و رسوم نوروزی
مرکز گردشگری علمی-فرهنگی دانشجویان ایران:در
اساطير ايران، پيدايش نوروز را به بر تخت نشستن جمشيد پيشدادي نسبت
دادهاند. اما در نزد مردم کُرد، رأي غالب مربوط به داستان کاوه آهنگر و
ضحاک ميشود. هنگامي که کاوه بر ضحاک پيروز شد مردم به مناسبت اين پيروزي
بر کوهها آتش افروختند و دست در دست هم به شادماني پرداختند. از آن سال
تاکنون مردم کُرد هر ساله در اول بهار به بزرگداشت آن روز فرخنده، آتش
روشن ميکنند و به شادماني و شادخواري ميپردازند. از طرفي ديگر در
افسانههاي مردم کُرد، «خاتو زمهريري» که نماد زمستان است دو پسر داشته که
با رسيدن فصل بهار ميمُردند و سال ديگر در زمستان متولد ميشدند. اين
افسانه با توجه به وضع اقليمي کردستان توجيهپذير است. در مناطق کُردنشين
رسمهاي ديگري نظير ميرنوروزي و کوسهگردي نيز در نزديکيهاي بهار انجام
ميشده است که همگي آنچه گفته شد نشان از اهميت آمدن بهار براي قوم کُرد
دارد.
اما اينکه چگونه و به چه نحو اهالي سنندج به پيشواز نوروز رفته و آن را
برگزار کردهاند، داستاني است که آقاي ايازي در کتاب آينه سنندج به صورتي
بسيار مفيد به آن پرداخته است که ما نيز در اينجا گوشههايي از آن را
آوردهايم.
در شهر سنندج از نيمههاي اسفندماه و شايد زودتر خانوادهها دست به تدارک
نوروز ميزدند. از جمله اين تدارکات تهيه سمنو بود. خانمهاي خانه گندم،
عدس و کنجد را در پارچهاي ريخته و در ظرفي مسي قرار ميدادند. بعد از
ريختن آب بر روي آن در جلوي نور ملايم خورشيد ميگذاشتند تا دانهها جوانه
بزند.
لازم به ذکر است مردم سنندج به مانند اعياد مذهبي که روز قبلِ آن را عرفه
مينامند، روز قبل از عيد نوروز را نيز عرفه ميناميدند. اين روز
شلوغترين روز سنندج بوده است. خانواده، لباسهايشان را از خياطي
ميگرفتند، مردمها به سلماني ميرفتند، و زنها در پي خريد تخم مرغ بودند.
در خانوادههاي سنندجي کمتر از يک تغار (30 عدد) تخممرغ نميخريدند.
تعداد اين تخم مرغها گاهي به سه تا چهار تغار نيز ميرسيد. تخممرغها
آبپز ميشد و همگي اعضاي خانواده دست به رنگ کردن آنها ميزدند تا با
برابر قرار دادن زمين و تخممرغ، با رنگ کردن آن، زمين را نيز رنگ زده
باشند.
چند روز قبل از عيد، جوانان روستا، بوتههاي خار را جهت فروش به شهر
ميآوردند. خانوادهها آن را تهيه کرده و بر پشت بام ميگذاشتند. از ديگر
موارد جهت آتشبازي فيشک (فشفشه)، ماتاو، تقه، کوزي و تيزان بود.
از جمله چيزهايي که قبل از عيد توسط بچهها تهيه ميشد، «نوروزنامه» بود.
نوروزنامه عبارت از يک صفحه سفيد بود که در بالاي آن اشکالي مانند سماور،
قليان، سمنو، تخممرغ رنگ شده، شيريني و ماهي نقاشي ميشد و پايين آن در
چهار ستون اشعاري که هر مصرع در يکي از سطرهاي اين ستونها جاي ميگرفت
مينوشتند. بچهها اشکال را رنگآميزي کرده و موقع تحويل سال به پدر و مادر
خود ميدادند و عيدي طلب ميکردند.
در نوروز خوانچههايي براي عروسهاي نامزد شده يا دخترهايي که به خانه
شوهر رفته بودند ميبردند. گاه تعداد اين خوانچهها به دوازده نيز ميرسيد.
طلا، عطر، دستمال، جوراب، تخممرغ رنگ شده، صابون، پارچه، ماهي، شربت،
سمنو، شيريني و آجيل و از همه مهمتر سيب سرخ زرورق زده شده، از اقلامي بود
که در خواچهها وجود داشت. در شب نوروز بوتههاي خارِ آماده شده توسط پدر
خانواده آتش زده ميشد و بچهها نيز شروع به آتشبازي ميکردند. لازم به
ذکر است در مناطق کُردنشين، آتش مخصوص نوروز بوده و در چهارشنبه سوري
(چوارشهمه کوله) به هيج وجه آتش روشن نميشد. بعد از خاموش شدن آتش،
خانواده به خانه رفته و شام ميخوردند. در سنندج معمولاً اين شام حلوا بوده
و غذاي اصلي که پلو خورشت است را براي فرداي آن صرف ميکردند.
در قديم که راديو و تلويزيون در سنندج نبود، مردم از روي تقويمهاي جيبي
منجمباشي يا تقويم پيوندي کردستاني ساعت و دقيقه سال تحويل را
ميدانستند.
مردم سنندج به هنگام تحويل سال، آينه تمام قد سنگي يا نيم قد را به ديوار
تکيه داده و در دو طرف آن شمعداني با شمع روشن قرار ميدادند. جلوي آينه
سفره کوچک سفيدي پهن ميکردند که روي آن سمنوي تزئين شده با روبان قرمز،
تخم مرغ رنگ شده، ماهي، شيريني، آجيل و تنگهاي رنگارنگ شربت قرار
ميدادند. پدر خانواده وضو ميگرفت و با تحويل سال براي خانواده و آشنايان
دعا ميکرد.
بچهها «نوروزنامه»ها را ميدادند و عيدي ميگرفتند. خانوادههايي که دختر
شوهر داده يا عروس داشتند منتظر عيد ديدني بچههايشان ميشدند و کوچکترها
نيز به عيد ديدني بزرگترها ميرفتند. بچهها هر يک سهم خود را از
تخممرغها دريافت ميکردند و جهت انجام «هيلکه شکينه» به کوچه ميروند.
رسم تخممرغ شکستن در سنندج به اين نحو است که هر يک از دو نفر
تخممرغهايشان را در دست گرفته و بر روي هم ميزنند. تخممرغ هر کدام
شکست، بايد آن را به طرف ديگر که تخممرغاش سالم مانده بدهد. اين رسم به
صورت ديگري نيز اجرا ميشود. چند نفر که در اين کار شرکت ميکنند
تخممرغهايشان را به هم ميزنند و هر تخممرغي شکسته شد آن را روي زمين
گذاشته و اين کار را تا زماني که تنها يکنفر تخم مرغ نشکسته داشته باشد
ادامه ميدهند. تمام تخممرغهاي روي زمين ازان کسي است که تخم مرغ سالم
دارد.
در مناطق ديگر کُردنشين رسمهاي زيادي در رابطه با نوروز وجود دارد. از
جملهي اين رسمها به کوه و دشت رفتن مردم در صبح زود است. آنها دست خود را
با شبنم تر کرده و بر صورت و لباس خود ميکشند و اعتقاد دارند اگر کسي
مريض باشد شفا مييابد. در ديگر مناطق مردم صبح زود از روستا به راه افتاده
و با خود آرد ميبردند.
وقتي به کوه رسيدند آرد را خمير کرده و دستهاي گُل در آن فرو ميکنند.
خمير و گل را به روستا آورده و روي درب منزلشان ميگذارند. آنها اعتقاد
دارند با اين کار بهار را به خانهشان آورده و باعث خير و برکت ميشود.
صنایع دستی و سوغات
در استان کردستان تهيه و توليد انواع فرآورده هاي دستي از ديرباز مرسوم
بوده و برخي از اين صنايع دستي از آوازه جهاني برخوردار است که عبارتند از:
سفالگري و سراميک سازي: هنر سفالگري از زمانهاي بس کهن در
کردستان رايج بوده و ظرفهاي سفالين متعددي در زير زمين کشف شده و نشان مي
دهد که اين هنر در دوره پيش از تاريخ در کردستان مورد توجه فوق العاده مردم
بوده و تعدادي از آنها را در گورهاي مردگان پيدا کرده اند. در دوره
ساسانيان جنس لعاب تکامل يافت و کردستانيها ظروف لعابدار بسيار زيبايي مي
ساختند که تعدادي از اين ظروف از زير خاک بيرون آمده است. هنر سفال سازي از
آن تاريخ به بعد در ايران رونق پيدا کرد و ظروف لعابدار با گل معمولي
ساخته مي شد و آن از خاک رس بدون ماسه و شن و مواد آهکي بود و اين نوع ظروف
در کردستان به وفور پيدا مي شود.
کاشي کاری: صنعت کاشي کاري نيز در کردستان رونق بسياري
دارد و اين صنعت از قرن سيزدهم هجري قمري به بعد رو به پيشرفت گذاشت و داخل
مسجد "دارالاحسان" و مسجد "دارالامان" و خانه هاي قديمي سنندج از کاشيهاي
معرق پوشيده است و هنر ساختن کاشيهاي معرق در زمان " امان الله خان اول
اردلان " ( -هجري) اوج گرفت و صنعت کاشي سازي در اين زمان رو به تکامل
گذاشت.
قاليبافي: قالي بافي در کردستان بسيار رايج است و نام کردستان هميشه مترادف
با مهمترين قاليهاي دستباف بوده که با کمال ذوق و سليقه پديد آمده است و
قالي افشار و سنندج و بيجار و بوکان امروز شهرت جهاني دارد و به تحقيق يکي
از پرارزشترين فرشهاي ايران است. بيشتر طرحهاي مورد استفاده قاليبافان در
کردستان طرحهاي شکسته بوده و بندرت از طرحهاي ديگر استفاده مي شود، از ميان
اين طرحها مي توان به طرح ماهي درهم (هراتي)، ريزماهي نقش بته اي، گل
وکيلي، گل ميرزاعلي، گل مينا و شاخ گوزن و ميناخاني اشاره کرد.
گليم: مشهورترين گليمهاي کردستان، سنه است که اکنون شامل سنندج و اطراف آن مي شود، اين منطقه از مراکز مهم توليد قالي و گليمهاي کردستان
به شمار مي آمده است. سنه از زمان سلطنت صفويان پايتخت کردستان بوده است و تاثير صفويان در گليمهاي به جاي
مانده از قرون هجدهم، نوزدهم و اوايل قرن بيستم
به وضوح ديده مي شود. گليمهاي قبايل سنجابي و جاف تحت تاثير آويزهاي
زربافت و قلاب دوزي شده صفوي است، گليمهاي سنه چه از نظر فني و چه از لحاظ
زيبايي شناسي با ديگر گليمهايي که توسط قبايل و چادرنشينان کرد بافته شده، تفاوت دارد. در بافت آنها نوعي ذوق هنري ديده مي شود و بيش از گليمهاي ديگر به فرش- هاي گره دار ايراني شبيه است.
منبت کاري: منبت کاري چوب در کردستان از قديم رواج داشته و
درهاي چوبي در کردستان و برخي از روستاهاي آن که به جاي مانده متعلق به
دوران صفوي بوده که داراي کنده کاريهاي دقيق و به صورت گل و کتيبه هاي
گوناگون است. اکنون در سنندج معروفترين و زبردست ترين منبت کاران در کارگاه
هاي خود مشغول به کارند همراه با سبکهاي جديد، که در آن ابداع و ابتکار
خود را محفوظ داشته اند.
نازک کاري چوب: ساخت فرآورده هاي چوبي و نازک کاري در
سنندج سابقه طولاني دارد و محصولات چوبي اين شهر از قديم الايام خواستاران
فراواني داشته، بويژه تخته شطرنج هاي سنندج از مرغوبيت خاصي برخوردار است و
در کارگاه هاي نازک کاري علاوه بر تهيه تخته شطرنج محصولهاي ديگري از قبيل
قوطي سيگار و شيريني خوري و کيف زنانه و جعبه و لوازم آرايش و سيني و
بشقاب و غيره توليد مي شود. امروز کارگاه هاي خراطي کردستان بيشتر به تهيه
قليان، پيپ چپق، عصا، چوب دستي و چوب سيگاري مي پردازند.
موج بافي: يکي ديگر از صنايع دستباف کردستان موج بافي
است، کردها از موج براي نگهداري رختخواب و وسايل اضافي بهره برداري مي کنند
و در ضمن به عنوان پشتي هم از آن استفاده مي نمايند و زيبايي خاصي به محل
زندگي مي دهد. تهيه موج که مانند پارچه نازک و لطيف است در اغلب شهرها
منجمله سنندج، سقز، بانه و مريوان رواج دارد.
شالبافي: شال يک نوع پارچه است که براي تهيه لباس کردي مورد استفاده قرارمي گيرد.
سوغات كردستان
مهمترين صنايع دستى استان شامل فرش، گليم، سجاده، نمد، نازككارى، زيورآلات
كردى و آلات موسيقى است. فرش سنندج در نوع خود بىنظير است و فرش و گليم
بيجار نيز معروفيت خاصى دارد. شايد بتوان گفت بعد از فرش، مهمترين سوغات
استان صفحه شطرنج و ساير مصنوعات چوبى است كه توسط هنرمندان حرفهاى اين
ديار ساخته و روانه بازار مىشود.

همدان
آداب و رسوم نوروزی
در استان همدان نيز همچون ديگر نقاط
ايران عيد نوروز جايگاه ويژهاى داشته و هميشه مراسم آن با آداب و سنن خاص
کهن برگزار مىشده است. در گذشته از اوايل اسفندماه خانوادهها در تدارک
کارها و تهيه مقدمات برنامههاى نوروزى بودند. اولين اقدامات، تهيه مواد
لازم جهت پخت شيرينى بود. تهيه لباس نو و مايحتاج شب عيد مانند برنج و روغن
نيز از جمله اين اقدامات بهشمار مىرفت. از ديگر برنامههاى نوروز،
خانهتکانى بود و گردگيرى و بهاصطلاح ”دودهگيري“ انجام مىشد. از جمله
کارهاى مربوط به ايام عيد تميز کردن و شستن فرش بود. يکى از راههاى تميز
کردن فرش، فرش تکانى بود که در بيشتر محوطه کوچهها و خانهها ديده مىشد.
سبزه انداختن نيز از رسوم ديگر نوروز بود. بر مبناى عقيده ايرانيان قديم
سبزه هميشه مظهر حيات و سبزى و شادى زندگى و سمبل اقتصاد و برکت خانوادهها
بود و چون نزد ايرانيان باستان گندم سمبل برکت و اقتصاد بهحساب مىآمد،
از قديمالايام براى انداختن سبزه نوروزى از گندم استفاده مىکردند. بعضى
خانوادهها از شاهي، ماش يا عدس سبزه مىانداختند.
کوسه و زن کوسه: يکى از مراسم جالب سنتى در روزهاى قبل از عيد، کوسه و زن
کوسه بود، که در نقش زن و شوهر چوپان ظاهر مىشدند و با ساز و دهل از
روستاها بهراه مىافتادند و به شهر مىآمدند. تمام اندام اين دو پوشيده
شده بود و فقط دو سوراخ جلو چشمان و يک سوراخ جلو بينى داشت. روى لباس نمدى
کوسه تعدادى منگوله دوخته شده بود که به اطراف آويزان بود و چون بلندى در
دست داشت که يک سر آن برجسته بود و به آن ”قورچنگ“ مىگفتند.زن کوسه نيز
روى لباس نمدى خود يک دامن کوتاه از چيت رنگارنگ مىپوشيد. به اين دامن
پرچين، ”تنبانقري“ يا به گويش محلى ”تومن قري“ مىگفتند؛ کوسه و زنش با
ساز و دهل وارد شهر مىشوند و تعدادى بچهها بهدنبال آنها راه مىافتادند.
آنها به هر خانهاى که درش باز بود وارد مىشدند و معمولاً وارد خانه
اعيان و اشراف مىشدند و در محوطه حياط شروع به حرکات جالب و خندهدار و
رقص و پاىکوبى مىکردند. صاحبخانهها نيز در حد وسع و طبع خود کمکى نقدى
يا جنسى به آنها مىدادند. کوسه و زن کوسه همچون حاجى فيروز پيامآورن شادى
نوروزى و بهار بودند.
چهارشنبهسورى: مراسم آتشبازى نيز مفصل انجام مىشد. انواع و اقسام ترقه و فشفشه و کوزه آتشفشان وجود داشت.
تحويل سال: دقايقى پيش از تحويل سال تمام اعضاءِ خانواده
دور سفره هفتسين نشسته و شروع به خواندن دعا مىکردند. رفتن مسافرت در
گذشته اساساً متداول نبود و برعکس کسانى که در سفر بودند، سعى مىکردند
براى عيد خود را به تويسرکان برسانند تا لحظهٔ سال تحويل کنار خانواده خود
باشند. در لحظات قبل از تحويل بزرگ خانواده مرتب دعا مىخواند و بقيه نيز
دعاى سال تحويل را بهصداى بلند مىخواندند. پس از تحويل سال روبوسى
مىکردند و به يکديگر تبريک مىگفتند. بزرگترها به کوچکترها عيدى مىدادند.
کوچکترها به ديدار بزرگترها مىرفتند و ديد و بازديدهاى فاميل و دوستان
شروع مىشد.
سيزده بدر: در همدان نيز مانند ساير مناطق ايران روز
سيزده نوروز با آداب و مراسم خاص برگزار مىشد. از ساعات اوليه بامداد تمام
اعضاءِ خانوادهها دستهدسته به طرف باغها و چمنزارهاى کنار رودخانهها و
کوهپايهها مىرفتند و به شادى مىپرداختند.
صنایع دستی و سوغات
قاليبافی: قالي بافي در سطح کشور به واسطه دوام و استحکام
آن مشهور است و صنعت قاليبافي در شهر همدان در قرن اخير پيشرفت کرده است.
اهميت قاليبافي استان همدان از اين نظر است که ميزان محصول قاليچه هاي
ارزان و متوسط آن بيشتر از ساير نواحي قاليبافي است . نقشهاي قالي که در
همدان جهت بافت استفاده مي کردند، بغير از چند تايي که نقشه کشهاي همداني
طراحي مي کردند، اغلب متعلق به شهرهاي ديگر بود و خود شهر همدان نقشه بخصوص
ندارد. نقشه هاي رايجي که قاليبافان همدان از آن استفاده مي کردند عبارت
بودند از : خاتم شيرازي، اصفهان، جوزان، اژدر، دست دلبر، شکاري، ماهي و ...
که نقشه ماهي با طراحيهاي گوناگون بيشتر از همه بافته مي شود. به هر حال
يکي از صنايع دستي پررونق و معروف و مشهور همدان از قديم تا کنون قالي بافي
بوده است. قالي همدان از جهت نوع جنس و مقاومت و رتبه در ايران جايگاه سوم
را دارد.
از انواع فرشهايي که در همدان بافته مي شود يک نوع ريز بافت آنکه در اندازه
هاي کله گي بافته مي شود معروف و مشهور است و ساير اندازه هاي ديگر مانند:
کناره، دوزرعي، پنج چارک، خرک، پشتي، روکرسي و سجاده اي نيز در همدان
بافته و عرضه بازار مي شود. طرحهايي که بيشتر در همدان بافته مي شود طرح
ماهي و ترنج دار است که در گذشته از انواع رنگهاي الوان و ثابت که از شيره
گياهان مي گرفتند و پشم را رنگ مي زدند جهت بافت اين قاليها استفاده مي
کردند که به آنها قاليهاي با رنگهاي ثابت مي گويند و هر چه کهنه تر شود رنگ
آن جلا و زيبايي خاص خود را پيدا مي کند. ولي در حال حاضر بعضاً از رنگهاي
شيميايي و دباغي استفاده مي کنند که بعد از بافت، رنگ فرشها تغيير کرده و
رنگ اصلي آنها از بين مي رود و بيرنگ مي شود.
از جهت بازار فروش، فرشهايي که در داخل همدان خريدار زيادي دارد، دوزرعي و
پنج چارک است ولي بقيه اندازه ها مانند فرشهاي خرک، کناره، پشتي و رو کرسي
طالب چنداني در بازار ندارد و مشتري آن کمتر است.
سفالگری: هم
اکنون مهمترين مراکز توليد سفال در استان همدان، لاله جين- در حدود 25
کيلومتري همدان- و فرسفج در شهرستان تويسرکان است. سفالينه هاي لالجين از
ديد تاريخ ساخته شدن به دو بخش است : نخست آنکه تا هفتاد هشتاد سال پيش و
ديگر آنها که تا بيست سي سال پيش هم ساخته مي شد.
در حال حاضر، سفالسازي در لاله جين همدان، اگر چه به لحاظ کمي و تعداد دست
اندرکاران و ميزان توليد سالانه، افزايش چشمگيري نسبت به گذشته و حتي هر
سال نسبت به سال پيش، يافته است اما روز به روز از ميزان توليد سفالينه
هايي که شاخص لاله جين همدان بود و با رنگهاي فيروزه اي، سبز، خردلي و قهوه
اي مشخص مي شد و توليدات کاملاً مصرفي را شامل مي شد و به مرور زمان شاهد
کاهش نسبي کيفيت و نقش ها هم بوده ايم گو اينکه هنوز هم سفال سازي در لاله
جين، "هنر- صنعت" مطرح استان همدان بوده و لاله جين بزرگترين مرکز سفالگري
ايران است.
چرم سازی: در گذشته اي نه
چندان دور چرم توليدي در همدان به علت کيفيت و کميت خاص آن مشهورترين و
مرغوب ترين چرم در سراسر کشور شمرده مي شد و آوازه کيفيت آن به کشورهاي
ديگر نيز رسيده بود. در گذشته در
شهر همدان سه دباغ خانه وجود داشت. دباغ خانه سنگ شير، دباغ خانه قانتور
واقع در بلوار سفيد آبي و دباغ خانه آقايي واقع در بلوار سفيد آبی.
متاسفانه پس از گذشت زمان دباغ خانه سنگ شير و قانتور به مرور تعطيل و از
بين رفته اند.
صنايع دستي چوبی: توليد انواع صنايع دستي با استفاده از
چوب ازديرباز در استان همدان بويژه مناطق شهري از جمله همدان، ملاير،
تويسرکان، سرکان رواج داشته است.
صنايع دستي چوبي شامل خراطي، نازک کاري، منبت کاري و معرق کاري است که در اين استان خراطي و بويژه منبت کاري بيشتر رواج دارد. گفتني است که طي سالهاي اخير منبت کاري در تويسرکان و جوکار ملاير رونق بسيار چشمگيري يافته است.
پوستين دوزي: در گذشته پوستين دوزي از مهمترين مشاغلي
بوده که در شهر و روستا وجود داشته است و پوستين دوزان پوست گوسفند و بره
را پس از پاکيزه ساختن آن و بدون تراشيدن پشم آن با استفاده از مواد اوليه
ساده ايي همانند آردجو، زاج و مازوج بصورت پوستين و يا زيرانداز در مي
آورده اند، هم اکنون هم در بعضي از روستاهاي استان عده معدودي از روستاييان
مبادرت به اين امر مي کنند. اما به علت گراني بيش از حد پوست هر روز تعداد
اين افراد کاسته مي شوند.
گليم بافي: گليم بافي در گذشته در اکثر روستاهاي همدان از رونق خاصي برخوردار بوده که هم اکنون نيز برخي از نمونه هاي آن در منازل ساکنين در حال مصرف است.
گيوه بافي: گيوه نوعي کفش است که رويه آن را معمولاً از نخ پنبه اي تابيده و
زيره آنرا از چرم يا آجيده انتخاب مي کنند. تمام محاسن گيوه در زيره و
رويه خنک آن خلاصه مي شود، بنابراين اگر چنانچه گيوه اي با رويه يا زيره
پلاستيک تهيه شود اصالتش را از دست داده و همانند کفشهاي معمولي فاقد ارزش
کيفي و بهداشتي است.در سطح استان همدان هم اکنون چهار روستا با اسامي ذيل
توليد رويه گيوه را توسط خواهران به عنوان يکي از مشاغل موجود در روستا
اختيار کرده اند. روستاهاي دهفول، کفراش، فهرومند، آرتيمان. ولي مهمترين
مرکز توليد کننده گيوه در استان همدان روستاي دهفول نهاوند است و بايد گفت:
پس از کشاورزي و دامداري که از رونق خوبي برخوردار است گيوه بافي سومين
منبع درآمد اهالي است و تقريبا تمام زنان و دختران در اين روستا با گيوه
بافي آشنايي دارند.
سنگتراشي: سنگتراشي يکي از کهنترين پيشه هاي ايران است و استان همدان يکي از مراکز مهم استخراج سنگ و هنر سنگتراشي است.
حجاری: اگرچه کار سنگتراش نسبتاً خام است همکار وي حجار
(نقار) کتيبه هاي سنگي بسيار ظريف و حجاري تزييني دقيقي به نام قلمزني يا
حجاري ظريفه يا منبتکاري روي سنگ انجام مي
دهد که به کار مسجدها، آرامگاه مردمان سرشناس و ديوارهاي ساختمانهاي مهم
مي خورد. حجار صاحب هنر و صنعتي است که شاهکارهاي ديوارهاي کاخهاي
هخامنشيان در تخت جمشيد و شوش را به وجود آورد و تا روزگار ما همانند اين هنر ذوق و استادي ديده نشده است.
شيشه گري دستي: توليد و تهيه مصنوعات شيشه اي در سالهاي اخير بيشتر جنبه شهري پيدا کرده وکارگاه هاي شيشه گري اکثراً در مناطق
شهري استقرار يافته اند ولي با اين وجود، هنوز در بسياري از مناطق روستايي ساخت فرآورده هاي شيشه اي ساده رواج دارد. شيشه دست ساز از جمله اصيل ترين و ارزنده ترين محصولات دستي است که در ايران داراي سابقه اي طولاني بوده و ظروف و اشياء شيشه اي بدست آمده از روزگاران پيش دلالت بر وجود اين صنعت در ادوار بسيار دور و حتي پيش از ميلاد دارد.
حصيربافي: حصيربافي يکي از حرفه هاي بسيار کهن و قديمي است و شامل انواع محصولاتي است که با استفاده از الياف، ساقه و شاخه هاي گياهان مختلف ساخته مي شود.
نساجي سنتي: امروزه
دستبافي به صورت تهيه و توليد انواع پارچه ها و برخي زيراندازها نظير:
جاجيم، جاجيمچه، روتختي، روميزي، روتختي، روسري، لباسهاي محلي، ملحفه، شمد و
... در بسياري از مناطق روستايي و برخي نقاط شهري استان همدان مرسوم است.

سوغاتی ها
انگشت پیچ، سیر تند، شیر شیره، قیسی، مویز، شیره انگور، کماج، حلوا زرده،
گردو، مربای پوست پسته. دارتول، باسلق، شیرمال، معجون، مربای گل رز، نان
قندی، کاک.
مرکزی
آداب و رسوم نوروزی
مراسم عيد نوروز در استان مركزي نيز مانند تمام نقاط ايران با تدارك سفره
هفتسين آغاز ميشود.در محلات چند روز قبل از عيد، مردم شروع به تميز كردن
خانهها و شستن قاليها ميكنند. پنبه لحاف كهنه را دوباره حلاجي كرده و
تمام خانه را آب و جارو ميكنند. آنها از يكي از دو هفته مانده به عيد،
عدس، نخود، ماش يا گندم سبز ميكنند. مردم شهرستان اراك در آخرين پنجشنبه
سال بر سر مزار اموات خود رفته و سپس به ديدار كساني كه به تازگي عزيزي را
از دست دادهاند، ميروند و با خود گلاب، خرما و حلوا ميبرند. در روستاي
خورهه محلات قبل از تحويل سال عدهاي به امامزاده حكيمه خاتون ميروند و
بعد به خانه خود رفته و دوباره بعد از تحويل سال نيز به امامزاده ميروند و
به اين كار زيارت دو ساله ميگويند.
مردم شهرستان دليجان نيز نوروز را با شور و هيجان غيرقابل وصف جشن
ميگيرند، يكي از رسوم گذشته در اين منطقه هلههله است، اين مراسم 50 روز
به عيد مانده انجام ميشد، عدهاي از جوانان در حالي كه كولههايي روي دوش
خود داشتند، دور هم جمع ميشدند، يكي از آنها لباس زنانه ميپوشيد و ديگري
به نقش تگه (بز) در ميآمد و زنگولههاي زيادي به كمر خود مي بستند و در
روستا به راه ميافتاندند و با سر و صدا و شادي ميخواندند:
هله، هله، هو، هو صد غله، هو، هو
يعني 100 روز جمعآوري غله (گندم و جو) مانده است، 50 روز به نوروز داريم
*در شهر ساوه در شب قبل از عيد مراسمي توسط زنان انجام ميشود، در اين شب
زناني كه نذر دارند نيت كرده و اسم خود را روي كاغذ مينويسند و كاغذ را
داخل بستو (كوزه سفالي) مياندازند، گاهي به جاي نوشتن اسم، يك سكه، انگشتر
و يا چيز ديگري را براي نشان داخل ظرف مياندازند، صبح روز بعد يكي از
زنان مورد اعتماد در حالي كه دعا ميخواند هر يك از نشانهها را بيرون
آورده و بدين صورت هركس به نيتش ميرسد. در روستاي آقچه قلعه در اين شب
مراسم شال سان ماخ اجرا ميشود، در اين شب جوان روستا به گروههاي سه تا
پنج نفري تقسيم ميشوند، هر يك از گروهها محدودهاي از منازل روستا را
براي خود مشخص ميكند و گروهها به پشت بامخانهها رفته و با استفاده از
طناب، چارقدي كه همراه دارند را به داخل ايوان خانه ميفرستند، صاحبخانه كه
از اين مراسم مطلع است و متوجه حضور آنها ميشود، تخممرغ، جوراب، پول و
يا هر چيز ديگري را كه از قبل آماده كرده است، داخل چارقد آنها ميگذارد.
آخرين روز سال علفه نام دارد، در اين شب مردم شهر خمين سعي ميكنند در همه
اتاقها چراغ روشن كنند. در روستاي مكان در روز علفه مقداري علف سبز از
كنار جوي آب ميچينند و در طاقچه اتاقنشيمن ميگذارند. در روستاي خوگان در
روز عرفه از كنار جوي آب مقداري علف سبز ميچينند و بر سر در همه اتاقهاي
منزل نصب ميكنند و نيز بر روي بام خانهاي آتش روشن ميكنند، در آغاز سعي
ميكنند بر روي بام خانهاي آتش روشن كنند كه در آن سال يكي از افراد
خانوادهاش مرده باشد. در اين شب بچهها پشت در خانههاي روستاييان ميآيند
و از هر منزل تخممرغ پخته و شيريني ميگيرند. در روستاي دره شور در روز
علفه مقداري علف از بيابان ميچنيند و داخل طاقچه ميگذارند و كنارش آيينه،
قرآن و چراغ روشن ميگذارند.
تحويل سال: به هنگام تحويل سال همه افراد خانواده در منزل
بزرگ فاميل يعني پدر يا پدر بزرگ خود جمع ميشوند و دور سفره هفت سين
مينشينند و قرآن ميخوانند و گاه با حافظ نيز تفال ميزنند.در سفرههاي
هفت سين انواع خوراكيها مانند سبزي، سير، سنجد، شيريني، تخمه، نقل، كشمش،
نخود، علف سبز، تخممرغ رنگ شده، انواع ميوهها و آيينه قرآن و چراغ نفتي
ميگذارند و بعد از تحويل سال كوچكترها دست بزرگترها را بوسيده و همه با
هم روبوسي ميكنند و عيد را به يكديگر تبريك ميگويند، سپس بزرگ خانواده به
هر يك از حاضرين دو عدد تخم مرغ و يك جفت جوراب و يا پول عيدي ميدهد، پس
از آن نيز به خوردن خوراكيهاي داخل سفره مشغول ميشوند. پختن رشته پلو در
شب عيد بسيار مرسوم است.اين امر اشاره به پيوستگي رشته زندگي و محبتها
دارد، در روستاي درهشور از توابع شهرستان خمين در ظهر روز عيد آشي به نام
جودوغ ميپزند و در شب عيد غذاي ويژه اين شب يعني سبزي پلو با ماهي، پخته
ميشود.در روستاي برزيجان از توابع شهرستان محلات در مجمعاي گندم بو داده و
تخم مرغ ميگذارند و معتقدند كه اين غذاها متعلق به قره يا پيرزن است كه
در موقع عيد ميآيد و سهم خود را برميدارد، علاوه بر آن نانهاي
سوراخدار ميپزند و داخل مجمع ميگذارند تا پيرزن بيايد و از آن بخورد. در
شهرستان محلات كاسه ماستي را در سفره ميگذارند و اعتقاد دارند كه ننه
پيرزن ميآيد و انگشت به ماست ميزند و بدين ترتيب ماست بركت پيدا ميكند.
در گذشته به جاي سفره هفت سين در موقع تحويل سال سيني بزرگي مرسوم به مجمع
را پر از بادام فندق پسته شيرني، سبزي تخممرغ رنگ شده، كشمش، نخودچي،
گردو، انجير خشك و آيينه و قرآن ميكردند آنها معتقد بودند در موقع تحويل
سال تخممرغ در سيني تكان ميخورد، حيوانات نشخوار ميكنند و آب از حركت
ميايستد، هر كس در اين وقت دعايي بكند، دعايش مستجاب ميشود، آنها به
سفره هفت سين سرفه سال ميگفتند.
در روستاي قيدو از توابع شهرستان خمين، همه اهالي روستا با خود ميوه و
شيريني ميآورند و در مسجد محل جمع ميشوند و مراسم ديد و بازديد عمومي را
آغاز ميكند. معمولا تا سه روز رفتن به خانه بزرگترها به صورت دسته جمعي
ادامه مييابد و پس از آن هر يك از افراد يك روز را براي بازديد مشخص
ميكنند.
صنایع دستی و سوغات
در اکثر شهرستان های استان مرکزی صنایع مختلف دستی وجود دارند که عمدتاً
خاص عشایر منطقه اند . عشایری که در محدوده استان زندگی می کنند بومی منطقه
نیستند و اکثر آنها از نواحی دیگر به این منطقه مهاجرت کرده و سکنی گزیده
اند.
اهم صنایع دستی استان عبارتند از: فرش ساروق، اراک و محلات، قالیچه ساوه،
گلیم و جاجیم تفرش، گیوه اراک و محصولات مسی که در شهرهای استان تولید می
شود.
سوغات استان مركزى انواع مواد خوراكى از جمله انار انگور لبنيات كشمش گردو بادام شيره انگور است.

قم
آداب و رسوم نوروزی
مراسم شب پيش از سال نو: شب پيش از عيد نوروز را عرفه يا
برات مىنامند. در اين روز مردم براى ديدار رو زيارت قبور، راهى
امامزادهها مىشوند. در اين شب مراسم مختلفى در اماکن گوناگون انجام
مىشود. در شب عید نوروز بسیاری از مردم به عنوان بزرگترین زیارتگاه استان
قم به زیارت حضرت معصومه (س) می روند. در دیگر زیارتگاه های این استان نیز
کم و بیش این مراسم رعایت می شود.
چهارشنبهسورى: براى آتشافروزى در غروب آخرين سهشنبه
سال، بوته و ... جمعآورى مىکنند و با جمعآورى پشتهاى از آنها و آتش زدن
به آن از روى آتش مىپرند و با خوشحالى مىگويند: "زردى من از تو، سرخى تو
از من"
در مراسم چهارشنبهسورى روستائى برخى افراد به در منازل رفته و دستمالى به
آن خانهها پرتاب مىکنند و صاحبخانه داخل دستمال، پول و آجيل يا تختممرغ
رنگى مىگذارد و صاحب دستمال آنرا بر مىدارد.
قاشقزنى: جوانان بهخصوص دختران، به در خانهٔ همسايهها رفته و با پنهان
کردن روى خود و بدون آشنائي، خواستار هديهاى مىشوند. صاحبخانه معمولاً
نقل، آجيل، آبنبات و ... در کاسه قاشقزن مىريزد.
مراسم تحويل سال نو و ايام نوروز: در هنگام تحويل سال
مردم قم و برخى از استانهاى ديگر در حرم حضرت معصومه (س) حضور مىيابند.
با خواندن دعاى تحويل، سال آغاز مىشود و لحظهٔ تحويل سال با پراکندن نقل و
شيرنى و گلاب و شادى مردم به اوج مىرسد. پس از تبريکگوئي، مراسم گلباران
ضريح مطهر انجام مىشود. اين مراسم که توسط خادمين حرم و زائرين به شکل
خاصى انجام مىشود، در امامزادههاى ديگر نيز برگزار مىشود.آخرين روز
مراسم نوروز، سيزدهبدر است. در اين روز مردم و بهصورت گروهى به کنار آب و
نواحى سرسبز يا زيارتگاه رفته، دختران به هنگام برگشت سبزه گره مىزنند.
عدهاى نيز هفت عدد سنگ را به داخل آب مىاندازند به اين نيت که در دو بلاى
آن سال را به آب بدهند.
صنايع دستي و سوغات
صنايع
دستي استان قم به سه دسته شهري، روستايي و عشايري تقسيم ميشود. مرغوبترين
و بهترين آنها به دليل وجود امكانات كافي؛ صنايع دستي شهري است. بافت
قالی به خصوص قالیهای ابريشمی، ازجمله مهمترين صنايع دستی رايج قم است.
قالیهای طرح قم از ارزش ويژهای در داخل و خارج از کشور برخوردار هستند.
سراميک، ظروف سفالی، منبت كاری، درودگری، رنگرزي، آجرپزی و صنايع دستی
سنگی (شامل ساخت انواع ظروف سنگی ، گچی ، سراميک و اشياء تزيينی چينی) ديگر
صنايع دستی استان قم را تشکيل میدهند. در این میان صنايع دستي شهرستان قم
شامل قاليبافي، سفالگري، سراميكسازي، معرق كاري، كاشيسازي، كاشي هفت
رنگ، درودگری، آجرپزی، صنايع دستی سنگی (شامل ساخت انواع ظروف سنگی ، گچی ،
سراميک و اشياء تزيينی چينی، رنگرزي و كليه امور مربوط به توليد فرش،
منبتكاري، گچبري دستي، آيينهكاري، نقاشي، طراحي، شعربافي، گليم بافي،
جاجيم بافي، مرواربافي و سوزندوزي است .
درودگري: دست ساختههای چوبی هنرمندان استان قم نظیر
منبتکاری روی ضریحها، صندوقها، منبرها، درهای زیارتگاهها خياطی پایه
میز صندلی، کار آلاتسازی و گره چینی روی تخت و پوشش طاقها مي باشد.
صنعت سنگ بري: صنعت سنگبری در ارتباط با فرآوردههای معدنی است در این هنر
بعضی از اشیا سنگی توسط سنگبرها ساخته میشود. این اشیا عبارتند از هاون
سنگی، ظروف، اشیای تزئینی و...
سرامیک و کاشیسازی: نواحی دشتی این استان به خصوص اطراف
جاده کاشان از خاک بسیار خوبی برخوردار است. وجود همین خاک مرغوب موجب رونق
هنر سرامیکسازی، کاشيسازی، سفالگری و آجرپزی در قم شده است.
قالي: قالی قم هنوز دارای محبوبیت ایرانی و جهانی است. قالیهای قم با
طرحهای سنتی و ابتکاری، اغلب از جنس ابریشم در ا بعادی کوچک که برگرفته از
ویژگی خاص قم به عنوان شهری زیارتی است، بافته شده و از آنجا که هر دار
قالی اغلب توسط یک بافنده مدیریت میشود، دارای بافتی یکدست و یکنواخت است .
شهر قم دارای کارگاههای مجهز برای انجام عملیات تکمیلی قالی نیز هست و
هنوز هم از نواحی مختلف ایران برای پرداخت و سر راست کردن قالی به این
کارگاهها مراجعه میشود .
سوهان مهمترين سوغاتي استان قم است. مهر و تسبيح نيز از ديگر سوغات استان قم است.



اصفهان
آداب و رسوم نوروزی
فالگوش: يكي از مراسم آخر سال فال ”فالگوش“ است كه بعضي
از خانمها در سرشب آخرين چهارشنبه سال به طور شانسي درب يكي دو تا از منازل
اطراف رفته و چند دقيقهاي به صداهاي داخل آنجا گوش ميدهند حال اين صدا
ميتواند صداي اذان و قرآن يا صداي گريه و سروصداي بچه يا خنده وشوخي و
.... باشد. كلاً با هر صداي شنيده شده فال ميگيرند مثلاً صداي خنده و شوخي
يعني سال آتي هميشه لبخند بر لب خواهند داشت.
قاشقزني: رسم ديگر ”قاشقزني“ است كه فرد با پوشيدن
لباسهاي ناشناس و مندرس به نحوي كه شناخته نشود با بدست گرفتن قاشق و كاسه
فلزي به درب منزلي رفته و شروع به زدن قاشق به كاسه ميكند صاحبخانه از سر
لطف تكهاي نبات يا پول خرد يا هر چيز خوشايند ديگري در كاسه اش مياندازد.
اما اگر كودك يا فردي ناوارد با قاشقزن روبرو شود و به جاي استقبال از
او، حرف نامربوط يا برخورد ناشايست كند ميگويند سال آينده براي آنها سال
خوب يا بدي خواهد بود.
فال بولوني: بولوني ظرف سفالي شبيه كوزه مي باشد با اين
تفاوت كه دهانهاش به تنگي دهانه كوزه نيست و ظرف مخصوص نگهداري ترشي نيز
ميباشد. عصر آخرين سهشنبه سال (شب چهارشنبهسوري) يكي از خانمهاي فاميل
به تعداد افراد فاميل يا به تعداد افراد مورد نظر اشياء ريز شبيه دانههاي
مختلف تسبيح، دگمه و چيزهايي از اين دست را داخل بولوني ميريزد، هر كدام
از دانهها براي يكي از افراد در نظر گرفته ميشود. آن شب درب بولوني را با
چيزي ميپوشاند و آن را داخل تنور گذاشته و در تنور را ميگذارد. فردا صبح
مواد مخصوص تهيه آش رشته يا كوفته را آماده ساخته و غذا را تهيه ميكند.
مدعوين دور هم جمع شده و بولوني را از داخل تنور بيرون آورده و آنرا كنار
دختر بچهاي گذاشته و يكي از سالمندان فاميل ديوان حافظ را در دست ميگيرد
دختر بچه دستش را داخل بولوني كرده و يكي از دانهها را بيرون ميكشد و كسي
كه كتاب حافظ در دست دارد كتاب را باز ميكند، فال گرفته شده مربوط به
همان كسي است كه دانهاش از بولوني بيرون كشيده شده. شعر با صداي بلند
خوانده ميشود و بقيه شعر را مطابق نيت فرد تعبير و تفسير ميكنند اين كار
تا آخرين دانه داخل بولوني ادامه مييابد و در آخر نيز غذا صرف ميشود.
فلسفه اين كار هر چه بوده اما دو اثر مثبت آن كاملاً مشخص است: يكي صله رحم
فاميل و ديگري مانوس شدن بيشتر با اشعار حافظ ...
البته اين كارها تقريباً فراموش شده است و خيليها حتي نامش را نشنيدهاند
اما هنوز برخي از سر اعتقاد يا به خاطر تفنن و سرگرمي سالي يكبار به اين
كار مبادرت ميكنند.
صنایع دستی و سوغات
شهرستان های اصفهان و کاشان دو قطب بزرگ و با اهميت صنايع دستی استان به
شمارمی آيند که بيش ترين وزنه صنايع دستی ناحيه را به سمت خود متمايل نموده
اند. صنايع دستی شهرستان اصفهان و صنايع دستی شهرستان کاشان شامل دست ساخت
های زيادی می شوند که مهم ترين آن ها قالی بافی، قلم زنی، خاتم سازی،
مينياتور، ميناكاری، قلم كاری، كاشی سازی و کاشی کاری، شعربافی، سرمه دوزی،
نقره دوزی، ابریشم دوزی، مخمل دوزی، مضاعف دوزی، انواع رودوزی ها (قلاب
دوزی، سوزن دوزی، مليله دوزی، چشمه دوزی و ژوردوزی)، فيروزه کوبی، منبت
كاری، گلاب گيری و سفالگری هستند. سيم كشی، زری كشی، زری بافی، کرباس بافي،
لنگ بافی، گلابتون دوزی، پولک دوزی، چادرشب، زنجيره بافی، قالی بافی و
نساجی از صنايع رايج دستی اصفهان است. اين صنايع در عهد شاهان صفوی رونق
فراوان داشت.
سوغات
گز سوغات مخصوص اصفهان است که مورد علاقه گردشگران داخلی و خارجی می باشد
از دیگر سوغات این شهر میتوان پولک، نبات و صنایع دستی را نام برد که چشم
هر بیننده را به خود جلب میکند.



یزد
آداب و رسوم نوروزی
مراسم نوروز: مراسم استقبال از نوروز از اوایل اسفندماه
با خانهتکانى آغاز مىشود. چيدن سفره هفتسين از ديگر ارکان اصلى جشن
نوروز است. در اين سفره نمادهاى سبزي، آب و نمادهاى مذهبى ديده مىشود.
غذاى سنتى اين روز سبزى پلو با گوشت است. بعد از تحويل سال کوچکترها به
ديدن بزرگترها مىروند و اين ديدارها تا روز سيزدهم فروردين بهطول
مىانجامد.
سيزدهبدر: مردم استان يزد در روز سيزدهم فروردين به
باغها و مراتع مىروند و به شادى و تفريح مىپردازند. دخترها سبزه گره
مىزنند. در اين روز مادرشوهر و خواهران شوهر و ساير اقوام دامادهاى تازه
ازدواج کرده به ديدن عروس خود رفته و او را براى گردش و در کردن نحسى به
باغ و سبزهزار مىروند.
صنایع دستی و سوغات
زيلو بافي:از ديگر زيراندازهاي معروف استان زيلو است،
زيلو يكي از مناسبترين و بادوامترين كف پوشها، به ويژه براي مناطق كويري
است. مركز زيلو بافي استان، شهرستان ميبد است كه تا مدتها پيش مخارج صدها
خانوار از توليد آن تامين مي شد.
شعر بافي: اين صنعت داراي رشته هاي مختلف است . اساس كار
شعربافان دستگاههاي چوبي است كه به اقتضاي نوع توليد در ابعاد مختلف طراحي
وساخته مي شود.
كارهاي « شعر بافی» متنوع و دست بافته هاي آن بدين گونه است : ترمه، زري،
مخمل، شمد، چادر شب ،دستمال يزدي، دارايي ( ايكات)،روتختي، خورجين بافي،
جيم، بقچه ، احرامي، قناويز، دنداني شال بافی رو فرشي.
سفال و سراميك: ميبد مركز مهم سفال و سراميك استان يزد
است كه عمده فعاليتهاي سفال وسراميك درآنجا متمركز شده است .در اصطلاح محلي
به توليدات سفال كواره مي گويند. با استفاده از منابع گل رس و با
برخورداري از قرنها تجربه و كارآزمودگي توليد انواع ظروف سفالي وسراميكي در
ميبد رواج دارد.
گيوه بافي : زنان روستايي در اوقات بيكاري خود با استفاده از ابزارهاي ساده، رويه گيوه مي بافند و يا به قول خودشان مي چينند.
آهنگري (چيلانگري): آهنگران قديمي يزد با استفاده از وسايلي ساده نظير دم و
انبر و چكش به توليد ابزار آلات مورد نياز مردم چون قپان، قند چين، چاقو،
زنجير، انبر، قفل و كارد مي پردازند.
حصيربافي: حصير بافي با بافت بوريا از قديمي ترين صنايع
دستي در ايران است. در استان يزد در مناطقي چون بافق، بهاباد، مباركه و
روستاي زردين اردكان بافت حصير با استفاده از الياف درخت خرما رواج دارد
انواع توليدات آنها شامل : حصير زيرانداز، انواع كلاه، بادبزن، جارو، سبد
وپادري است.
كاشي سازي: مقصود كاشي هاي زيبا و گوناگون سنتي است كه در
معماري بناها به كار ميرود و حاصل كار صنعتگران و هنرمندان اين رشته است .
از انواع كاشي ها مي توان به كاشي يزدي، كاشي كمك، كاشي شبكه، كاشي شش
گوش، كاشي حاشيه، كاشي كمند، جوك وكاشي هفت رنگ اشاره نمود.
سريشم سازي: سريشم نوعي چسب حيواني است و بيشتر به مصرف خاتم كاري مي آيد .
از ديگر صنايع دستي استان يزد مي توان به قلم زني، شيشه گري، بافت پادري، كف پوش و چرم سازي، موتابي و نمد مالي اشاره كرد.
از بهترين سوغاتى هاى شهر يزد، شيرينى هاى آن است. باقلوا، قطاب، زولبيا،
پشمك، لوز بيد مشك، حاجى بادام و لوز پسته از شيرينى هاى معروف يزدى است.
سوهان، عرقيات سنتى و حلوا ارده يزد نيز معروف است.
چهارمحال و بختیاری
آداب و رسوم نوروزی
جشن نوروز
نوروز باستانی در میان مردم چهارمحال و بختیاری جایگاه ویژه ای دارد. همه
مردم اعم از شهر نشین، روستایی و کوچ نشین از اواسط اسفند ماه با خرید و نو
کردن لباس و لوازم منزل و خانه تکانی و خرید شیرینی و گل به استقبال نوروز
می روند. در خانه یک یا چند ظرف غلات و حبوبات سبز می کنند. اگر بین اقوام
و دوستان کدورتی باشد با وساطت بزرگان به صلح و آشتی تبدیل می شود.
غذای شب عید از اهمیت خاصی برخوردار است. در موقع تحویل سال، اگر چه در
نیمه های شب باشد یا در منزل بزرگ خانواده جمع می شوند و یا در زیارتگاه ها
و اماکن متبرکه تجمع می کنند.
روز عید اول به دیدن پدر و مادر و بزرگ خانواده و فامیل می روند و سپس با
رفتن به خانه اقوام و دوستان سال نو را تبریک می گویند. بچه ها در دسته های
مختلف به خانه ها می روند و عیدی می گیرند و سعی میکنند تا قبل از ظهر از
خانه های مورد نظر عیدی خود را بگیرند، زیرا اگر ظهر شود، به آنها گفته می
شود عید رفت به روستای پایین دست.
شنبه گردش: اولین شنبه سال نو را زنان و کودکان از خانه
بیرون می روند و با چیدن گیاهان خوراکی که تازه سر از خاک در آورده اند در
مزارع و باغات نحسی، بدی، پلیدیاین روز را دور می کنند و به آن «شنبه گردی
_ شنبه گردش» می گویند. شنبه گردی به صورت خانواری نیست و غذای روز به
خارج از منزل برده نمی شود و بیش تر خاص زنان و کودکان است. دختران به امید
باز شدن «بخت» در این روز هم چون سیزده بدر سبزه گره می زنند.
سیزده بدر: روز سیزده بدر اگر هوا مساعدت نماید، کمتر
خانواده ای است که در استان چها محال و بختیاری آن روز را در طبیعت
نگذراند. نهار سیزده بدر را در منزل پخته و همراه میوه، چای و آجیل با خود
می برند. سبزه عید را به آب می اندازند، جوانان مشغول بازی های محلی می
شوند، زنان و کودکان اوقاتی را به آب بازی می پردازند و آتش در جای جای
بیابان افروخته می شود. دختران سبزه گره می زنند و بزرگ ترها سال نو را
برنامه ریزی می کنند. اگر روز سیزده بدر هوا ابری، طوفانی یا بارانی بود،
روز چهاردهم نوروز را با نام « چارده بدر» همانند سیزده بدر به جا می
آورند. اگر در این روز هم هوا مساعدت نداشت سیزده بدر به سال بعد موکول می
گردد.
در بختیاری با خانه تکانی که به طور معمول دو هفته قبل از عید شروع میشود
به استقبال سال نو میروند. فرشهای آویخته از در و دیوار بیشتر از هر چیز
دیگر به انسان یادآوری میکند که عید نزدیک است، آب ریختن دانههایی مانند
گندم، عدس و ماش برای تهیه سبزه سفره هفت سین نیز از حدود ده روز قبل از
عید آغاز میشود. در بختیاری به خاطر موقعیت طبیعی و اقلیم کشاورزی به سبزه
عید اهمیت زیادی داده میشود و سبزهها اغلب یک یا سه است چرا که سبزه
نشانه شروع سالی سبز و پر برکت به خصوص در زمینه زراعی است. در گذشتهای
دور سبزه را از صحرا میچیدند، آنرا در بشقابی میگذاشتند و پای آن را خاک
ریخته و برای سبز ماندن به آن آب میدادند.
چهارشنبهسوری نیز در این منطقه از قدمت زیادی برخوردار است شب چهارشنبه
آخر سال مردم با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن سلامتی و رزق و روزی و
پایان غم را طلب دارند. پریدن از روی آتش سه بار تکرار میشود. هنگام پریدن
از روی آتش شعر زیر را میخوانند:
تش تش نوروز ایکنم شادی هر روز ایکنم
سرخی تو سی مو زردی مو سی تو
غم بره شادی بیا محنت بره روزی بیا
تعداد آتشها را نیز مانند سبزهها فرد میگیرند و معتقدند کسی از روی آتش زوج بپرد سال آینده چهارشنبه سوری نخواهد داشت.
در مناطق بختیاری به چهارشنبه سوری "چهارشنبه سیری" یا "تش پرک" میگویند.
تهیه گندم برشته که به آن گندم بو داده میگویند از رسوم دیرینه این منطقه
است به طور معمول گندم برشته را با شاهدانه مخلوط میکنند و در روز عید،
عیدی میدهند. برای تهیه گندم برشته، گندم را پس از شستن در شیر میجوشانند
و بعد روی ساج یا تاوه تهیه میکنند.
یکی دیگر از رسوم این منطقه برگزاری عید رفتگان است، این عید که یک روز پیش
از روز عید برگزار میشود "عید علفه" یا عید کوچک نیز خوانده میشود، در
این روز مردم به زیارت اهل قبور می روند و روی مزار آنها سبزه میگذارند.
رسم سمنو پختن نیز از رسومی است که در این نقطه به آن اهمیت زیادی داده می
شود. با توجه به پیوند سنتهای ملی و مذهبی سمنو را از حضرت زهرا (س) می
دانند و معتقدند سمنو وقتی کامل پخته می شود که حضرت زهرا دست خود را روی
آن بگذارند.
قبل از تحویل سال نو سفره هفت سین را پهن می کنند علاوه بر هفت سین گذاشتن
قرآن، گلاب، آینه، تخممرغهای رنگی، و انواع آجیلها و میوه و شمع یا
چراغی (که تا هنگامی که خودش خاموش نشود خاموش نمیکنند) در سفره مردم
مرسوم است.
عشایر بختیاری همزمان با تحویل سال به مکان سبزتری رفته و سیاه چادر خود را
در آنجا برپا میکنند، در هنگام تحویل سال بزرگ خانواده قرآن میخواند و
همه برای شروع نیک یا قرآن میخوانند یا روی آیات قرآن نگاه میکنند.
پدر خانواده بین صفحات قرآن پول گذاشته و بعد از تحویل سال آن پول را بین
اعضای خانواده تقسیم میکند این پول نشانه برکت و رزق و روزی است.
مردم منطقه بختیاری به طور معمول به قدم اولین کسی که روز عید پایش را در
خانه میگذارد معتقدند. اگر کسی قدمش برای اهالی خانه خوب بوده باشد از او
دعوت میکنند تا اولین کسی باشد که به خانه آنها وارد می شود.
زنان در روز قبل از عید به سر و دستهای خود حنا میگذارند.
صنایع دستی و سوغات
صنايع دستي بختياريها، ويژگيها و مختصاتي دارد که با انواع توليدات مشابه
به دست ديگران قابل تميز دادن است بخشي از اين ويژگيها به اين شرح است:
فعاليت در رشته صنايع دستي کاري است صد در صد زنانه که تمام مراحل آن را
زنان و دختران انجام مي دهند و مردان در توليد آنها هيچ نقشي ندارند. برخی
از آنها عبارتند از: فرش (فرش
چالش تر با طرحهايي از قبيل خشتي، لچك، ترنج، سرو و كاج، گل مينا، بي بي
باف، كف ساده، بته اي و...)، جاجیم، گلیم، قالی ( بی بی باف)، گیوه، نمد،
چوخا ( چوغا یا چغا)، خورجین، سیاه چادر، خور، پلاس، کمچه دان.
صنايع دستي بختياري فقط انواع بافتها را
شامل مي شود. معمولا از مواد اوليه توليد شده توسط خودشان بهره مي گيرند و
در موارد محدودي از نخ پنبه اي کارخانه اي به عنوان تار بافته هايشان
استفاده مي کنند. نقش ها و طرحهايي که در قاليبافي منطقه به کار مي رود
عبارتند از نقشه هاي خشتي، بيد مجنون، ترنج، طاووس، سرو، کاج، گلدان، و گل
چالشتري.
انواع بافته هاي عشاير بختياري: در چهارمحال و بختياري،
صنايع دستي متنوعي وجود دارد که عشاير از مواد اوليه تهيه شده از طريق
دامهايشان به مصرف ريسندگي و بافندگي مي رسانند. اين دسته از هموطنان بر
مبناي مختصات زندگي اجتماعي شان که خود توليدي و خود مصرفي را ايجاب مي
کند، محصولات متنوع و متعددي توليد مي کنند که برخي از آنها عبارتند از لي،
هورژين (خورجين)، قالي، خرسک، سياه چادر، چوقا، موج، وريس، نمکدان (کيسه
اي جهت نگهداري نمک)، سفره آردي.
گز بلداجی از دیگر سوغات این استان می باشد.
کهگیلویه و بویر احمد
آداب و رسوم نوروزی
عيد نوروز در كهگيلويه و بويراحمد از مراسم بسيار پراهميت است. در آخرين
چهارشنبه سال معمولاً بچه هاي هر محل و آبادي در كوچه ها با هيزم جمع آوري
شده آتش روشن مي كنند. آنان از روي آتش مي پرند و اين شعر را كه زردي من از
تو سرخي تو از من مي خوانند. همچنين دو سه روز پيش از آغاز سال نو را عرفه
يا خيرات نيمه برات مي گويند. در اين ايام تمامي خانواده از شير و برنج و
دانه هايي نظير سياه دانه، رازيانه نوعي غذاي محلي به نام شير برنج تهيه مي
كنند و همراه با نوعي حلواي محلي بين همسايگان توزيع مي كنند. اين رسم
ميان تركها و لرها بطور يكسان رايج است و معتقدند هر كس بايد براي شادي روح
اموات خود تا قبل از آغاز سال نو، به هفت خانوار خيرات بدهد. مردم بعد از
خوردن خيراتي كه معمولاً همراه با نان محلي است براي مردگان آن شخص فاتحه
مي خوانند. همچنين قبل از سال نو افراد محل به خانواده شخصي كه يكي از
بستگان خود را از دست داده مي روند و از آنها مي خواهند كه لباس هاي مشكي
خود را در بياورند و لباس هاي ديگري بپوشند. در گذشته كه وسايل ارتباط جمعي
وجود نداشت، معمولاً ساكنان منطقه لحظه تحويل سال نو را نمي دانستند از
اين رو معتقد بودند كه حيواناتي نظير گوسفند، اسب و يا پرندگاني چون مرغ و
خروس در لحظه تحويل سال حركاتي از خود نشان مي دهند. مثلاً اسب شيهه مي كشد
يا خروس بانگ مي زند. اكنون با آمدن راديو و تلويزيون اين مشكل رفع شده
است. با شروع سال جديد ابتدا به سراغ بزرگان فاميل مي رفتند. اين ديد و
بازديد ها تقريباً در تمامي سيزده روز نوروز ادامه داشت. پيش از سيزدهم
زنان روستايي معمولاً سنگهاي اطراف اجاق خود را بيرون مي انداختند و مرغ يا
گوسفندي را ذبح مي كردند و خونش را در اجاق مي ريختند و سپس گوشت قرباني
را بين خانواده ها تقسيم مي كردند. اين مراسم براي دفع بلا در طول يك سال
آينده صورت مي گرفت. همچنين قبل از سال نو مراسم چاله گرم كنون و سفره پر
كنون در كهگيلويه و بويراحمد مرسوم است. در چاله گرم كنون هر خانواده حتماً
غذاي گرم و مناسب تهيه مي كرد. زمان اين رسم شب قبل از آغاز سال نو بود.
در منطقه بويراحمد شب چاله گرم كنون هر خانواده سفره خود را از نان پر مي
كرد به اين اميد كه سال پرخيز و بركتي داشته باشد.
صنایع دستی و سوغات
صنایع دستی عشایر استان کهگیلویه و بویراحمد همانند دیگر عشایر ایران از
جایگاه ویژه ای برخوردار است و چون دامپروری و پرورش دام یکی از محورهای
اصلی زندگی آنهاست. پشم و موی حاصل از طریق دامداری به مصرف تهیه و تولید
صنایع دستی و دستبافت های متعددی می گردد. که عشایر این خطه می توانند
علاوه بر مصرف شخصی، بخشی از آنها را به عنوان صنعت دستی به جامعه
غیرعشایری عرضه کنند.
از جمله این صنایع دستی می توان به قالی و قالیچه، گلیم، گبه، خورجین، جاجیم و … اشاره نمود.
انواع محصولات كشاورزى مانند گردو عسل روغن محلى لبنيات سيب انگور نيز از جمله سوغات اين استان به شمار مى آيند.
بوشهر
آداب و رسوم نوروزی
عيد نوروز مانند ساير نقاط كشور جشن گرفته ميشود و مردم از چند روز قبل از عيد خود را آماده ميكنند.
خانه تكاني: سه روز قبل از عيد خانمخانهدار تمامي وسايل
منزل را بيرون آورده و گردگيري ميكند. همچنين فرشها و پتوها را ميشويند و
خانه را آب و جارو ميزنند. به اين منظور خانه تكاني انجام ميشود كه
اعتقاد دارند در سال جديد خانه بايد تميز باشد.
لباس عيد: مردم سعي ميكنند قبل از عيد لباس نو بخرند براي كودكان نيز لباس نو ميخرند و در روز عيد حتماً بايد لباس نو بپوشند.
سبزه: دو هفته قبل از عيد دانههاي گياهي مانند گندم و عدس و لوبيا را سبز
ميكنند كه براي سفره هفتسين آماده باشد. بعد از بزرگ شدن با روبان قرمز
اطراف سبزهها را بسته و سرسفره ميآورند.
پختن نان شيرين: زنان خانهدار با پختن نانهاي مخصوص به
استقبال عيد ميروند. انواع نانهاي شيرين در اندازههاي مختلف طبخ ميكنند.
يك نوع نان گرد و كوچك بنام پادرازك كه پر از هل و گلاب است در شمال استان
در تنور ميپزند. همچنين نان شيرين ديگري كه دارچين روي آن ميپاشند نان
را روي تابه پخته سپس آن را لوله ميكنند. اين نان به قراپيچ مشهور است.
نان شيرين با طعمهاي مختلف در اكثر شهرها و روستاها پخته ميشود.
سفره هفتسين: در شب عيد سفره هفتسين در خانهها گسترده
ميشود كه تا روز عيد نيز سفره همچنان پهن ميكنند. علاوه بر هفتسين سير و
سيب و سركه و سكه و سبزه و سماق و سنجد سعي ميشود سبزيهاي تازه مانند
كاهو و باقلاي سبز كه نشانه بركت ميباشد روي سفره چيده شود.
ديد و بازديد: در ايام نوروز دوستان و اقوام به ديدن
همديگر ميروند. بزرگتران به كودكان عيدي(پول) ميدهند و از مهمانان با
شيريني و شربت و ميوه پذيرايي ميشود. كساني كه نسبت به همديگر كدورتي
دارند سعي ميكنند در عيد به ديدن هم بروند و كدورتها را از دل بزدايند.
سيزدهبدر: روز سيزدهم فروردين مردم همراه با خانواده به
صحرا و دشت ميروند و به شادي ميپردازند. غذا در اين روز باقلاپلو با مرغ
تهيه و همراه خود به صحرا ميبرند و در اين روز جوانان در صحرا دو بوته علف
را بهم گره ميزنند به اين نيت كه در آينده بختشان باز شود.
چهارشنبه سوري: چهارشنبه آخرسال مردم به كنار دريا
ميروند و سه توده آتش روشن ميكنند و از روي آتش ميپرند. جوانان به گرد
آتش به رقص و پايكوبي ميپردازند.
صنایع دستی و سوغات
با توجه به وضعيت خاص اقتصادي در استان بوشهر صنايع دستي و بويژه صنايع
دستي روستائي از گذشته داراي نقش تعيين كننده و مهمي در معيشت روستائيان
منطقه بوده و بيشتر ساكنان نواحي روستايي به علت محدود بودن بخش كشاورزي و
بيكاريهاي فصلي ناشي از آن كوشيده اند تا از امكانات موجود و مواد اوليه اي
كه طبيعت در اختيار آنان قرار داده است به عنوان وسيله اي براي كسب در آمد
بيشتر و امرار معاش استفاده كنند و به توليد محصولاتي مانند قالي، گبه،
عبا، گليم، حصير، سفال، گيوه، مشك، دولچه، زنبيل، سبد، تور، سوزن دوزي،
نساجي و مصنوعات رودوزي شده اقدام كنند.
گبه بافي : برجسته ترين صنعت دستي و خانگي استان بوشهر كه
تقريباً در بيشتر نقاط روستايي و حتي شهري رايج بوده و شغل اول يا حرفه
دوم تعداد زيادي از خانوارها محسوب مي شود، بافت گبه است.
گليم بافي : تقريباً
در بيشتر نقاط روستايي رايج است. فصل بافت گليم معمولاً در زمستان مي باشد
و خانواده هاي روستايي در كنار ساير فعاليتهاي كشاورزي و دامپروري، از
اوايل پاييز كه فصل چيدن پشم گوسفندان آغاز مي شود خود را براي شروع كار در
زمستان آماده كرده و تدريجاً شستشو، ريسيدن پشم و رنگرزي را آغاز مي كنند و
در اوايل ديماه بكار بافت مي پردازند. تار گليم هاي روستايي اغلب از موي
بز كه داراي استحكام بيشتري مي باشد انتخاب مي شود. ولي پود مصرفي تماماً
ار پشم است.
لنج و قايق سازي ( گلافي): لنج و قايق سازي از قديمي ترين
و مهمترين صنايع دستي بوشهر محسوب مي شود كه سابقه آن به دوره افشاريه مي
رسد. نيروي شاغل در اين بخش منحصر به همان سازندگان لنج و قايق ( گلافان )
قديمي مي گردد. مصالح اوليه مورد نياز چوبهاي جنگلي مقاوم در مقابل رطوبت
براي اسكلت و تخته هاي مرغوب هندي به نام ( ساي ) براي بدنه آن است و بقيه
از محل تأمين مي شود.
معروفترين سوغات استان بوشهر شامل خرما مسقطي، شيره خرما و ارده ماهي و ميگو است.
آداب و رسوم نوروزی
خريد لباس عيد :از يکی دو ماه به نوروز مانده شيرازی ها به بازار مي روند و لباس عيدشان را می خرند پارچه هايي معمولاً خريداری می شود که دارای رنگ روشن و سرخ يا زرد باشد و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهای دوشنبه يا جمعه قيچی کنند و نيز معتقد بودند که روز پنج شنبه ساعت سنگين است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بريده شود نصيب دزد يا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسايل خانه نيز بايد عوض شود و يا تميز گردد. پختن نان شيرين از جمله کارهايي است که حتماً بايد قبل از عيد و برای عيد انجام بگيرد. سبز کردن گندم، عدس، تره تيزک، ده پانزده روز به عيد مانده در خانه های شيراز صورت می گيرد. برای اين کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس يا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی امام زمان می ريزند و به ترتيب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند .
خانه تکانی يا رفت و روب: يکی دو هفته پيش از عيد خانه تکاتی يا رفت و روب انجام می گيرد و مجدداً اثاثيه را جابه جا می کنند و گرد گيری می کنند و دوباره آنها را می چينند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند.
سفره و ساعت تحويل سال: برای تحويل سال همه در يکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند.پيش از هر چيز آيينه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سين را می گذارند.
هفت سين عبارت است از سماق، سير، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی.
در شيراز علاوه بر هفت سين( هفت ميم ) را هم درسفره می گذارند که هفت ميم عبارتند از: مدنی ( ليمو شيرين )، مرغ، ماهی، ميگو، مسقطی، ماست و مويز. به علاوه کنگر ماست، عسل، خرما، کره، پنير، کاهو، تخم مرغ رنگی و .... موقع تحويل سال همه اهل خانه بايد با لباس نو بر سر سفره باشند اسپند نيز دود می شود و هر کدام از اين ها فلسفه ای دارد. شمع برای روشنايي خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که بايد در آغاز سال به خداوند داشته، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن يار و مددکار اهل خانه خواهد بود.
پول نشان از خير و برکت و رفاه، اسپند برای دوری از چشم زخم حسود، برنج، نشانی از خير و برکت و فراوانی، آب, نشان صافی و پاکی و روشنايي و گشايش کار. ماهی قرمز، شگون دارد. آيينه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و يکرنگی. طلا، نشانی از اميد به وضع مالی خوب در سال نو. بعد از تحويل سال نبايد شمع ها را با فوت خاموش کرد بلکه بايدگذاشت تا آخر بسوزند و يا با نقل و مسقطی خاموششان کرد .يکی ديگر از اعتقادات مردم شيراز اين است که هنگام تحويل سال در حرم حضرت شاهچراغ (ع) باشند که در آنجا شمع روشن می کنند و در دست می گيرند به اين معنی که هميشه زير نور شاهچراغ باشند . و يک نفر واعظ بالای منبر می رود و دعا می خواند و مردم صلوات می فرستند و از طرف خادمين شاهچراغ روی مردم گلاب پاشيده می شود و همه به هم تبريک می گويند.
ديد و بازديد: از بامداد نوروز ديد و بازديدها آغاز می شود در همه خانواده ها رسم است که به ديدار کسی که از نظر سن و شخصيت بر ديگران مزيت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبريک بگويند و او نيز عيدی که شامل سکه يا پول است به آنها بدهد. بعضی نيز صبح عيد نوروز يک بشقاب گندم برشته که شامل: کنجد، گندم، شاهدانه، نخودچی و کشمش است به اضافه يک بشقاب نان شيرين به اضافه تخم مرغ رنگی يا سکه به کوچک ترها می دهند.
سيزده بدر : صبح سيزده فروردين همه دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شيراز می شوند و معتقدند در روز سيزده فروردين نبايد در خانه ماند زيرا اين روز نحس و بديمن می باشد. روز سيزده پيش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر اين روز ويژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشايش بخت خود اين کار را می کنند و ترانه هايي می خوانند چنانچه سيزده به ماه رمضان بيفتد. مراسم را بعد از تمام شدن ماه رمضان در اولين جمعه يا اولين عيد انجام می دهند.
صنایع دستی و سوغات
هم اکنون تولید انواعی از صنایع دستی در مناطق عشایری و روستایی و نیز در شهرهای استان فارس رواج دارد. بیشترین تعداد صنعتگران دستی در گروه بافته های داری قالی, گلیم و گبه قرار دارد. پس از آن باید از خاتم خاتم سازی و خاتم کاری یاد کرد. پس از آن معرق چوب, منبت کاری چوب, ریزه کاری, نقاشی روی چوب سفال و سرامیک سازی, کاشی معرق کاشی هفت رنگ و نقاشی روی سفال. از رشته های رایج در استان فارس طراحی و نگارگری (نگارگری، گل و مرغ سازی، تذهیب و تشعیر) است.
رنگرزی گیاهی و استفاده از مواد ملونه طبیعی در رنگرزی خامه و ابریشم نیز کاری پررونق در استان فارس است. در زمینه فلز کاری و هنرهای مرتبط با فلز نیز استان فارس از سابقه طولانی برخوردار و آثار نقره کاری و قلمزنی روی نقره آن شاخص است. سایر رشته های صنایع دستی رایج در این استان عبارتند از: دوخت لباسهای محلی عروسک سازی، در پیکر تراشی، نمدمالی، سراجی، رودوزی های سنتی، بافتنی ها، نقشه کشی فرش، گچ گلیم.
در استان فارس بخش عمده ای از تولید گلیم توسط زنان و دختران عشایر ساکن و کوچ رو قشقایی انجام می شود. برای بافت گلیم معمولاً از نقشه استفاده نمی کنند. نقشه ها ذهنی هستند و معمولاً از طرح هایی استفاده می شود که از نسل های گذشته به حال انتقال یافته و تغییرات جزیی در همان چهارچوب آداب و رسوم موجود در منطقه است. مهمترین مراکز تولید گلیم در استان فارس منطقه فیروزآباد، ممسنی و داراب است. گلیم های قشقایی نه تنها در ایران که در سطح جهان نیر به واسطه اصالت نقش ها و رنگ های زیبا و کیفیت ممتاز بافت مشهور و مورد تقاضا است.
فرش های قشقایی معمولاً به طریق «ذهنی بافی» بافته می شود. این نقشه های ذهنی نوعی بازآفرینی سنتی است که از نسل های پیشین به امروزیان رسیده است. بافندگان ایلی همان نقوش را تکرار می کنند بدون آنکه از نقشه استفاده کنند. از این رو معمولاً هیچ دو فرشی کاملاً و عیناً شبیه یکدیگر نیست. قالی های فارس اکثراً نرم و تا اندازه ای ظریف و نازک هستند و وجه تمایز آنها با سایر فرش ها نیز همین صفات است. بافت قالی در اکثر مناطق عشایری و روستایی استان فارس رواج دارد و افزون بر مناطقی که ایل قشقایی در آن اسکان دارند. قالی بافی در دیگر شهرها و روستاهای استان منجمله در آباده و شیراز و فسا نیز مرسوم و متداول است.
رنگرزی سنتی: در شیراز و برخی دیگر از شهرهای استان فارس، کارگاههای متعدد رنگرزی با مواد ملونه طبیعی (گیاهی) وجود دارد که در این کارگاهها با بهره گیری از مواد رنگزایی همچون نیل، اسپرک، خوشک، روناس و ... و استفاده از دندانه هایی نظیر زاج سفید، زاج سیاه و زاج سبز، اقدام به رنگرزی خامه و ابریشم می کنند. رنگهای طبیعی به واسطه دوام زیاد، متناسب بودن با مواد اولیه مورد استفاده در بافت زیراندازها و حالت زیبا، مخملی و دل نوازی که به بافته ها می بخشد درمقایسه با رنگهای شیمیایی (حتی رنگهای کاملاً ثابت شیمیایی) از رجحان و برتری برخوردار است.
رند: رند, نوعی گلیم بسیار ریزبافت و ظریف منطقه فارس است که به آن سوزنی هم می گویند. این بافته فرش مانند از کارهای زیبای عشایر قشقایی است. شیوه بافت آن مانند ورنی و شیرکی پیچ به طریق پودپیچی است.
رنگ این نوع بافته معمولاً تیره و روشن و نقوش آن همان نقوشی است که در قالی و گلیم به کار می رود.
خوابگاه (مفرش): عشایر قشقایی از مفرش برای جای دادن رختخواب و البسه استفاده می کنند. این محصول به شکل مکعب مستطیل بوده و اندازه آن تقریباً ۸۰×۸۰×۵۰ سانتیمتر است که به وسیله بندهای چرمی و قلاب های نر و ماده بسته می شود. در دو طرف مفرش دو دستگیره چرمی دارد. مفرش از وسایل اصلی هر سیاه چادر و هر خانواده ایلی است. تار مفرش از نخ و پود آن پشمی است و رنگ های به کار رفته در آن بیشتر قرمز, سرمه ای و آبی است. نقش های مفرش محدود است و این به علت شیوه بافت آن است, در حقیقت رنگ به وجود آورنده نقش در مفرش است و نوع بافت در همه نقوش یکسان است.
خاتم سازی: از دوره صفویه به این سو, شهر شیراز به عنوان خواستگاه هنر خاتم سازی, مهمترین مرکز خاتم سازی ایران بوده و هست و شاخص ترین خاتم سازان شیرازی چون صنیع خاتم، گلریز خاتمی، حکیم الهی و ... همواره سهم شایسته ای هم در تولید و عرضه آثار ممتاز خاتم و هم در تربیت نیروی انسانی و خاتم سازان جدید داشته اند. خاتم شیراز به واسطه کیفیت مناسب و طرحهای اصیل و مواد اولیه مرغوب, از جایگاه مناسبی در خاتم سازی ایران برخوردار است.
منبت کاری: در استان فارس و بویژه در شهر آباده، منبت کاری شهرتی دیرینه دارد و در این شهر زیباترین آثار منبت چوب به صورت جعبه ها، صفحات شطرنج، مبلمان، میز و ... عرضه می شود. ضمن آنکه منبت کاری در شهر شیراز هم از رونق خوبی برخوردار است.
ساخت و قلمزنی نقره: شهر شیراز به واسطه آثار تهیه شده از نقره و نیز قلمزنی های شاخص انجام شده بر روی نقره که با طرح های زیبایی از تخت جمشید مشخص می شود و به صورت گیره های استکان و لیوان, سینی و ظروف دیگر عرضه شده است. از قدیم الایام دارای شهرت و اعتبار بوده است و در حال حاضر این «هنر صنعت» اگر چه همچون گذشته های نه چندان دور رونق ندارد اما همچنان به حیات خود ادامه می دهد و آثار تولیدی از کیفیت مطلوبی برخوردار است.
سایر صنایع دستی
در استان فارس, گیوه بافی و گیوه دوزی، نمدمالی و کلاه مالی، رودوزی های سنتی، سفال و سرامیک و کاشی و برخی دیگر از انوع صنایع دستی همچون آئینه کاری، گل سازی، ساخت زیورآلات و ... نیز مرسوم و متداول است.
سوغات عمده شیراز آبلیمو و آبغوره میباشد. همین طور بهارنارنج شیراز زبانزد خاص و عام است. همینطور شیرازیها نوعی پالوده به همان نام پالوده شیرازی دارند که یکی از بهترین انواع پالوده در ایران است.
عرقيات و شربت هاي طبيعي بهترين سوغاتي هاي شيراز است. عرق شاتره، نسترن، بيديمشك، اترج، تارونه، بهار نارنج، نعنا چهل گياه، كاسني، شربت به ليمو و نارنج، گاوزبان و كيالك از اين نمونه اند كه هركدام داراي خاصيت خود ميباشند.
گلاب ميمند از سوغاتي هاي مهم فارس و شيراز است.
ديگر سوغاتي هاي شيراز و استان فارس عبارتند از :
كلوچه و مسقطی شيراز، ليمو ترش جهرم، خرماي جهرم، نان شيرين فسا، حلواي ارده و نان كنجدي، حلواي مسقطی لار، حاج بادام و نان كماج ني ريز، پرتقال داراب، گيوه آباده و رب انار ارسنجان.