بالاخره با موفقیت پدر بچه نام مورد نظر را انتخاب وروی بچه گذاشته میشد ودر روز دهم تولد نوزاد زنان فامیل جمع شده وزن زائو را به حمام برده واز حمام به خانه زن زائورفته وناهر را مهمان انان بودند وقتی دو بچه با هم ویا در فاصله چهل روز از تولد بچه دیگر به دنیا میامد مادر وپدر بچه نمیبایست با یکدیگر ملاقات ودیداری داشته باشند چون معتقد بودند چله ی انها به هم شکسته و باعث بیماری بچه ها میشود وچنانچه ناخواسته پدر ومادر بچه ها به هم می رسیدند اعتقاد داشتند که چله انها به هم شکسته ومیبایست از روی ادرار هم رد می شدند تا خطرات احتمالی رد شود خلاصه مادر وبچه تا چهل روز تنها نبودند واز حمایت کامل اهل فامیل برخوردار بودند.معمولا برای سلامتی بچه ومادر نظر میکردند وغذای مخصوصی را در یک روز مخصوص از سال مثل عاشورا هر ساله پخته وبین همسایه و فامیل تقسیم میکردند این نذری تا پایان عمر توسط پدر ومادر وبعد توسط خود بچه ادا میشد از دیگر چیزهایی که برای سلامت ماندن بچه لازم بود دعاهای مختلفی بود که توسط دعا نویس ها نوشته میشد ودر کیسه کوچکی به گردن بچه اویزان میکردند واین دعاها معمولا تا هفت سالگی همراه بچه بود
