

جاده دنیا سربه سر نوک سنان وخنجر است
پا بدین ره کی نهد ان را که چشمی بر سر است
سر به بالین چون نهد ان را که دردی در دل است
خواب شیرین چون کند ان را که شوری در سر است
هفت کشور گشتم و درمان دردم کس نکرد
یارب این درمان دردم در کدامین کشور است
پارسایی راست ناید یار ما اسوده باش
حقه بازی دیگر و شمشیر بازی دیگر است
راست بنگر جانب این پیر زال کج نهاد
کین جلب پیوسته رنگین پاره خون شوهر است
در فراقم یاد ان شب همچو اب واتش است
در مزاقم حسرت ان لب چو شیر وشکر است
از خرابات وحرم چیزی نشد حاصل رضی
انقدر معلوم شد کان نشعه جایی دیگر است


+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۰ ساعت ۷:۴۷ ب.ظ توسط سیدرضامیرمعینی
|