

زهی طراوت حسن وکمال نور وصفا که از جمال تو بیناست چشم نابینا
کدام خوب علم گشت درجهان به وفا تواز مقوله ی خوبان عالمی حاشا
بهار عشق دل از دیده مبتلا گردید هران وفا که تو بینی بلاست برسرما
زذوده اند حریفان زدل غم کم وبیش بریده اند زبان غازیان زچون وچرا
اگرتو مرد رهی در طریق عشق رضی رهی ز میکده نزدیک مدان به خدا
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۰ ساعت ۷:۱۸ ب.ظ توسط سیدرضامیرمعینی
|