سابقه دیرینه داشته و بعد از اسلام همچنان بین دو خاندان بنی امیه و بنی هاشم، ادامه پیدا کرد و بعد از قتل عثمان (خلیفه سوم) که از این طایفه بود بار دیگر نزاع بین این دو خاندان را تحدید کرد. خلفای اموی اکثرا مردانی خوشگذران و دنیا طلب بودند و به تبع حکومت های فارس و روم، بساط تشریفات و تجملات و عیش و نوش ملوک و سلاطین در دربار آنها و فساد در دستگاه حکومتی آنها رایج بود و در امور مربوط به دین و دینداری و حتی رعایت ظواهر اسلام، بی توجه و بی اعتنا بودند و به همین سبب عامه مسلمین و مخصوصا زهاد آنها در حق این طایفه بدبین بودند.
آغاز حکومت امویان (بنی امیه)
اولین حاکم بنی امیه "معاویة بن ابی سفیان" است که بعد از کشته شدن عثمان (خلیفه سوم) و خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام به بهانه خونخواهی عثمان، با آن حضرت، بیعت نکرد و مخالفت نمود و سران بنی امیه با خلافت آن حضرت، به مکه فرار کردند و چون معاویه از زمان خلیفه دوم (عمر) در ولایات شام حاکم بود و در فتوحاتی که در برخی از مناطق سرزمین شام شده بود امیر سپاه بود، لذا برای خود سپاهی حرفه ای و کارآمد داشت. از طرفی بعد از شکست سنگین جنگ جمل و شکست مخالفین، بنی امیه، راه نجات و کسب قدرت را در نزدیک شدن به معاویه (حاکم پرقدرت شام) دیدند. علی علیه السلام بعد از جنگ جمل، رهسپار شام شد تا معاویه را دفع کند. در «صفین» لشگر معاویه که برای جنگ با حضرت آمده بود، با لشگر علی علیه السلام روبرو شد و فرسایشی شدن این جنگ، اگر چه هدف معاویه و متحدان او نبود، اما به نفع او تمام شد زیرا در نتیجه «حکمیت» که با حیله گری انجام گرفت و فتنه ها و اختلافاتی که بوجود آمد معاویه فرصت پیدا کرد و به تجدید نیرو و تقویت موضع خود پرداخت و مدتی بعد که علی علیه السلام، به شهادت رسید و صلحی که امام مجتبی علیه السلام بنابر مصلحت اسلام، با معاویه کرد معاویه رسما خلافت خود را در شوال سال 40 هجری قمری در بیت المقدس اعلام و خود را امیرالمؤمنین خواند و حکومتش مدت 20 سال ادامه داشت.
حکام بنی امیه بعد از معاویه
1- یزیدبن معاویه: از خبیث ترین مردان تاریخ که حکومتش از سال 60 هـ ق شروع شد.
2- معاویة بن یزید: (معاویه دوم)! آغاز حکومتش ربیع الاول سال 64 هـ ق که فقط چند ماه بود.
3- مروان بن حکم: (مروان اول)! آغاز حکومتش، ذوالقعده سال 64 هـ ق.
4- عبدالملک بن مروان: آغاز حکومتش، رمضان سال 65 هـ ق که مدت 20 سال حکومت کرد.
5- ولیدبن عبدالملک: (ولید اول) حکومتش شوال سال 86 هجری قمری.
6- سلیمان بن عبدالملک: آغاز حکومتش جمادی الثانی سال 96 هجری قمری.
7- عمربن عبدالعزیز: آغاز حکومتش ماه صفر سال 99 هجری قمری. او تنها خلیفه اموی است که با «علویان» مدارا کرد، فدک را به «بنی فاطمه» برگرداند، سب و لعن علی علیه السلام را که به دستور معاویه بن ابی سفیان، و از زمان او شیوع داشت، ممنوع کرد و بسیاری از مالیات های ناروا را ملغی نمود و اصلاحات دیگری که در جای خود خواهد آمد ولی مدت خلافتش 2 سال بیشتر نبود.
8- یزیدبن عبدالملک: (یزید دوم). آغاز حکومتش، ماه رجب سال 101 هـ ق.
9- هشام بن عبدالملک: آغاز حکومتش شعبان سال 105 هجری قمری، او نیز مدت 20 سال حکومت کرد.
10- ولید بن یزید دوم: (ولید دوم). آغاز حکومتش، ربیع الثانی سال 125 هجری قمری.
11- یزیدبن ولید: (یزید ناقص، یزید سوم). آغاز حکومتش رجب سال 126 هجری قمری که فقط 6 ماه حکومت کرد.
12- ابراهیم بن ولید اول: آغاز حکومتش ذوالحجه سال 126 هجری قمری.
13- مروان بن محمدبن مروان: (مروان دوم که به مروان حمار معروف بود). حکومتش از ماه صفر سال 127 هجری قمری شروع و تا سال 132 هـ ق، که بطور کلی، حکومت بنی امیه با تبلیغ «دعاة» بنی عباس و «سعی» ابومسلم خراسانی منقرض شد و او به قتل رسید و سرش برای اولین خلیفه از عباسیان، فرستاده شد و با کشته شدن او حکومت موروثی بنی امیه با دو گروه از آنها بنام سفیانی (3 نفر) و مروانی (11 نفر) منقرض شد. بنی عباس شمار بسیار زیادی از بنی امیه را کشته و مردگان بیست ساله آنها را از گور بیرون کشیدند و بر آنها تازیانه زدند.
کارنامه بنی امیه
از اولین افراد بنی امیه مانند ابوسفیان، هند همسر ابوسفیان، معاویه، یزید و ... تا آخر آنها. تا آخرین نفر از این خاندان در هیچ زمانی از هیچ دشمنی و جنایت و خیانتی فروگذار نکرده و هرگونه ظلم و جوری را نسبت به اسلام و پیامبر و خاندان پیامبر انجام دادند (تنها عمربن عبدالعزیز مستثنی شده) از جمله:
1- حضرت حمزه، عموی پیغمبر را شهید و او را مثله کردند.
2- شیعیان مخلص علی علیه السلام را همچون حجربن عدی و مالک اشتر و عمروبن حمق را به شهادت رساندند.
3- شهادت حسین بن علی علیه السلام و یاران با وفای او، بدست خبیث ترین مرد تاریخ از این طایفه است.
4- کعبه را خراب و مسجد الحرام را منهدم کردند و مدینه را قتل عام نمودند.
5- سرزمین فدک را به نفع خود غصب کردند و بیت المال را در بین خود تقسیم می نمودند و از آن قصرهایی برای خود ساختند.
6- اوقات نماز را تغییر داده، شراب خورده و مست بالای منبر پیغمبر می رفتند و مست نماز می خواندند.
7- حرام هایی را حلال کرده و سنت پیغمبر خدا را تغییر دادند.
8- کشتن چندین هزار نفر به جرم تشیع و خشونت عمال آنها مخصوصا زیادبن ابیه، عبیدالله بن زیاد و حجاج بن یوسف نسبت به مسلمین و شیعیان عراق.
9- کشتن بسیاری از سادات بنی هاشم، بنی فاطمه و فرزندان امام حسن و امام حسین علیهم السلام، تا آنجا که ننگ تاریخ شدند.
بنی امیه در قرآن و احادیث
برخی از آیات قرآن کریم بر بنی امیه تطبیق داده شده است از جمله:
1- آیه 60 از سوره اسراء که «شجره ملعونه» در این آیه تعبیر به بنی امیه است.
2- مدت حکومت هزار ماه بنی امیه را برخی بر آیه «لیلة القدر خیر من الف شهر» (سوره قدر) تاویل کرده اند و هزار ماه، پیمان مدت سلطنت آنهاست.
3- از نظر شیعه امامیه در برخی منابع کفر بنی امیه، به علت جلوگیری آنها از نشر فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام و سب و لعن حضرت، تایید شده است (اگر چه عمربن عبدالعزیز را استثنا کرده اند).
4- از حضرت رسول روایت شده که فرمود: نخستین کسی که سنت مرا دگرگون کند، مردی از بنی امیه است (کنزالعمال).
5- امیرالمومنین علی علیه السلام در خطبه 93 نهج البلاغه، درباره بنی امیه بطور تفصیل سخن گفته است.
6- در زیارت عاشورا، آل ابوسفیان و معاویه و یزید و ... مورد لعن خداوند قرار گرفته اند.
7- نقل دیگری از امام باقر علیه السلام در لعن کردن آنها در زیارت (شیخ طوسی/775).
در بعضی روایت ها بسیاری از وقایع اواخر دوره بنی امیه و نشانه هایی از زوال آنهاست.
معاويه و جنگ جمل
معاويه و جنگ جملمصطفى معلّمىدر جنگ جمل بنى اميّه در كنار ام المؤمنين عايشه، طلحة بن عبيداللَّه و زبير بن عوام رو در روى سپاه خليفهى وقت، علىعليه السلام ايستادند. گرچه در منابع تاريخى و روايى تصريح شده است كه عايشه، طلحه و زبير در شورش بر ضد عثمان نقش مهمى ايفاء كردند، ولى كمتر كسى درصدد برآمده است تا نحوهى پيوستن بنىاميّه به اصحاب جمل را بررسى نمايد. اين پژوهش بر آن است كه چگونگى در كنار هم قرار گرفتن بنىاميّه و اصحاب جمل را تبيين كند.واژههاى كليدى: جنگ جمل، معاويه، طلحه، زبير، بنىاميّه.جنگ جمل نخستين پيكار بزرگى بود كه ميان دو گروه از مسلمانان روى داد. اين جنگ در آغاز خلافت حضرت علىعليه السلام در گرفت. اكثريت قريب به اتفاق مورّخان علّت برپايى جنگ ياد شده را مخالفت طلحه و زبير با علىعليه السلام، به بهانهى خونخواهى عثمان ذكر كردهاند. با آن كه دشمنى طلحه، زبير و عايشه…
ادامه مطلب...
افزودن نظر جدید ادامه مطلب...
نبردهاى «المنصور محمد بن ابى عامر» در اندلس
نبردهاى «المنصور محمد بن ابى عامر» در اندلسمصيب چراغىالمنصور محمد بن ابى عامر، حاجب قدرتمند هشام(المؤيد) خليفهى اموى اندلس (خلافت 366 - 399ق) بود. دوران او مقارن است با آغاز ضعف نظامى و آشفتگى و هرج و مرج حكومت مسلمانان در اندلس. از اين رو مسيحيان جرأت يافتند كه به سر حداّت و مرزهاى اندلس تجاوز كرده و به غارت و كشتار بپردازند. المنصور از شخصيتهاى بزرگى است كه در اين اوضاع پريشان و آشفته، به فكر دفاع از قلمرو مسلمانان افتاد و ضربههاى متعدد و هولناكى بر پيكرهى دولتهاى مسيحى شمال اسپانيا وارد ساخت. اين مقاله، به بررسى سلسله نبردهايى كه ميان المنصور و اسپانياىِ مسيحى رخ داده است مىپردازد.واژههاى كليدى: اندلس، اسلام، مسيحيت، المنصور محمد بن ابى عامر، ليون، قشتاله، جليقيه، نبرد شنت ياقب.شخصيت المنصور بيش از هر چيز، شخصيتى نظامى است. او توانست مسيحيان شمال اسپانيا را تا حدود ماوراى جبال پيرنه براند و آنان جز اين…
ادامه مطلب...
افزودن نظر جدید ادامه مطلب...
زندگى و كارنامه سياسى قتيبة بن مسلم باهلى
زندگى و كارنامه سياسى قتيبة بن مسلم باهلىزهرا نوروزىخراسان، قبل و بعد از اسلام، همواره شاهد حوادث مهم سياسى، اجتماعى و... بوده است. فتوحات عرب در ايران، خصوصاً خراسان حائز اهميت بسيارى است. وسعت قلمرو خراسان، نزديكى آن به سرزمينهاى خاور دور و نگرش فاتحان به اين منطقه به مثابه پل ورود به آسياى مركزى و خاور دور، تأثير فراوان بر جاى گذاشت. جهت شناسايى مسئله فتوحات، بررسى زندگى سرداران بزرگِ فاتح، ضرورى به نظر مىرسد. اين مقاله سعى دارد به معرفى زندگى، نسب، قبيله، خاندان، فرزندان و اقدامات سياسى اجتماعى قتيبة بن مسلم باهلى بپردازد.واژههاى كليدى: خراسان، وليدبن عبدالملك، حجاج بن يوسف، بخارا، قتيبة بن مسلم.مقدمهتاريخ حكومت بنى اميه از جنبههاى گوناگون محل توجه و بررسى است. اين خاندان در امور دينى، رفتار با اهل بيت رسول اللَّهصلى الله عليه وآله، و موالى، ترويج فساد اخلاقى و ظلم بر اهل ذمه كارنامه تاريكى از خود به جا گذاشته، لكن…
ادامه مطلب...
افزودن نظر جدید ادامه مطلب...
بُسر بن ابى ارطاه
بُسر بن ابى ارطاهمهتاب شورميجعُمير بن عُوَيمَر بن عمران بن الجُلَيس مشهور به بسر بن ابى ارطاه (متولد سال نهم هجرى) يكى از فرماندهان خون آشام و بىرحم معاويه و از سرسپردگان امويان به شمار مىرود كه فعاليتهاى سياسى قابل توجهى داشته است. وى نقشى چشمگير در عرصهى سياسى دوران خلافت معاويه ايفا كرد.در اين مقاله با ارائهى تصويرى كلى از جوانب مختلف زندگى بسر بن ابى ارطاه در عرصهى منازعات سياسى ميان معاويه و امام علىعليه السلام از جمله نقش وى در غارات و تحكيم پايههاى قدرت امويان، به بيان فعاليتهاى سياسى بسر در دوران خلافت معاويه مىپردازيم.واژههاى كليدى: علىعليه السلام، معاويه، بسر بن ابى ارطاه، صفين، غارات.مقدمهدر مورد صحابى بودن بسر بن ابى ارطاه كه اهل شام بود ميان مورخان اختلاف وجود دارد. حضور وى در صحنههاى سياسى و نظامى از دوران عمر و عثمان گزارش شده است. همچنين وى در زمان معاويه بن ابوسفيان، در فتح جزيره،…
ادامه مطلب...
افزودن نظر جدید ادامه مطلب...
بن مايهها و درون مايههاى رخداد عاشورا (بررسى تاريخى)
بنمايهها و درونمايههاى رخداد عاشورا (بررسى تاريخى)در سال 61ق، پنجاه سال بعد از رحلت پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله وسلم، جامعه اسلامى شاهد سانحهاى بسيار اسفبار بود; نوه پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم به طرز فجيعى به همراه ياران اندك خود به شهادت رسيد و اهل بيت او به اسارت رفتند. چرا عاشورا اتفاق افتاد؟ اين پرسشى است كه نوشته حاضر به منظور يافتن پاسخى قانعكننده به آن، بر آمده است.بر همين اساس مباحث ذيل را در اين مقاله مورد توجه و مداقه قرار دادهايم: بافت اجتماعى جزيرةالعرب قبل از بعثتبه عنوان مرده ريگ جاهليت، رخداد سقيفه به عنوان اولين انحراف بنيادين در حركت اسلامى كه در آن عقيده، فداى قبيله شد و نتايجى كه از اين اجتماع شتابآلود برآمد، سياست مالى خلفاى نخستين; به ويژه دوره عمر و عثمان و بدعتها و انحرافاتى كه در اين زمينه به وقوع پيوست، انحرافات فكرى كه معاويه و جانشين او يزيد ابداع…
ادامه مطلب...
افزودن نظر جدید ادامه مطلب...
اربعين حسيني واسراي كربلا
عنوان : اربعين حسيني واسراي كربلابيستم ماه صفر، چهل روز پس از شهادت امام حسين (ع) و ياران با وفاي آن حضرت، در تاريخ به "اربعين" حسيني مشهور شده است. اربعين واژه اي است عربي كه در متون ديني ما زياد به آن توجه شده است .به گونه اي كه اين كلمه از قداست خاصي برخوردار است .حضرت آيت الله جوادي آملي قائل است :در رقم اربعين خصوصيتي وجود دارد كه در ساير ارقام آن خصوصيت وجود ندارد .غالب انبيا در سن چهل سالگي به مقام رسالت رسيده اند . مدت مناجات حضرت موسي (ع)در كوه طور چهل شب بود .[1]گفته اند در نماز شب 40 مومن را دعا كنيد ...براي حسين بن علي (ع)آسمان و زمين چهل روز گريستند .[2] در برخي از روايات به بزرگداشت اين روز اشاره شده است . در حديثي از امام حسن عسكري (ع)زيارت اربعين به عنوان يكي از نشانه هاي مومن شمرده شده است .…
ادامه مطلب...
نظرات (1) ادامه مطلب...
تاسوعا
تاسوعا نهم محرم را، «تاسوعا» گویند. «تاسوعا» از ریشه «تسع» به معنای نُه می باشد.[1] چند روز قبل از تاسوعای سال 61 هـ .ق، عمر بن سعد فرمانده لشکر دشمن، نامه ای در ارتباط با عدم جنگ و صلح با امام حسین به عبید الله بن زیاد ، ـ فرماندار کوفه ـ نوشته بود؛ اما شمربن ذی الجوشن ـ که در آن زمان در کوفه بود ـ ابن زیاد را از این کار باز داشت. عبید الله نیز حرف او را پذیرفت . ابن زیاد نامه ای به ابن سعد نوشت و دستور داد که: اگر حسین بن علی تسلیم نشد، حمله کن و او و یارانش را بکش. به شمر هم گفت: اگر ابن سعد از این دستور سر باز زد، گردن او را بزن و خود فرمانده لشکر باش.[2] شمر نامه را پیش از ظهر روز پنج شنبه نهم محرم(تاسوعا) به کربلا رساند. ابن سعد كه نسبت به…
ادامه مطلب...
افزودن نظر جدید ادامه مطلب...
عمر بن عبدالعزيز (62 – 101 هـق)
عمر بن عبدالعزيز (62 – 101 هـق)زندگینامه"عمر بن عبدالعزيز بن مروان بن الحكم بن أبي العاص"، يكي از خلفاي اموي است. مادرش "امّ عاصم ليلي"، "دختر "عاصم بن عمر بن خطاب" است. وي در سال 62 هـ در شهر حُلوان مصر متولد شد. در كوچكي قرآن را حفظ كرد. وقتي به سن بلوغ رسيد، علاقهاش به فراگيري دانش افزايش يافت. هنگامي كه پدرش خواست او را همراه خود به شام ببرد، وي درخواست كرد تا او را به مدينه بفرستد تا با فقها نشست و برخاست كرده و خلق و خوي ايشان را بگيرد، پدرش نيز پذيرفت[1]. او با بزرگان مدينه محشور شد و علم دين آموخت. عمربنعبدالعزيز از افرادي چون انس بن مالك، سائب بن يزيد، يوسف بن عبدالله بن السلام و تعدادي ديگر از تابعين روايت كرده است. احمد بن حنبل ميگويد: من سخن هيچكدام از تابعين را جز عمربنعبدالعزيز حجّت نميدانم.[2] عمر تا سال 85 هـ، سال…
ادامه مطلب...
افزودن نظر جدید ادامه مطلب...
تكميل ضرب سكه در اسلام
تكميل ضرب سكه در اسلامابن خلدون می گوید:«سكه و آن مهر زدن بر دينارها و درهمهايی است كه درميان مردم رايج است و با آنها معامله ميكنند. و مهرى كه بكار ميبرند، عبارت از تكه آهنى است كه بر آن صورتها يا كلماتى معكوس مينگارند و آنرا بر روى دينار يا درهم ميزنند و در اين هنگام صورتها يا كلمات منقوش بر آن بطور طبيعى و مستقيم پديد ميآيد. اما نخست عيار مسكوكات را از هر نوع فلزى كه باشد در نظر ميگيرند و براى تصفيه آنها از مواد ديگر چندين بار آنها را در ريختهگرى ميگذارند.و پس از سنجش و اندازهگيرى جسمهاى درهمها و دينارها بوزن معين كه مقرر و متداولست آنها را در داد و ستد از لحاظ عدد بكار ميبرند». در راستای سیاست های اداری، عبد الملک مروان در سال هفتاد و شش هجری،جنبش تعریب مسکوکات در حوزه جغرافیایی سرزمین های اسلامی آغاز شد. این امر در…
ادامه مطلب...
افزودن نظر جدید ادامه مطلب...
هلاكت يزيد بن معاويه
هلاكت يزيد بن معاويه يزيد بن معاويه بن ابي سفيان دومين خليفه اموي در سال 22 يا 25 هجري به دنيا آمد.[1] مادرش ميسون دختر بجدل بن انيف كلبي بود.[2] معاويه در اواخر دوره حكمراني خويش، موفق شد با تهديد و تطميعِ مسلمانان، براي يزيد به عنوان خلافت بيعت بگيرد و عليرغم مفاد صلح نامهاي كه با امام حسن(ع) امضاء كرده بود فرزند (فاسد) خويش را حاكم جامعه اسلامي گرداند.[3] يزيد در سال 60 هجري به حكومت رسيد و تا سال 64 هجري، حکومتش به طول انجاميد. اخلاق و شیوه زندگی یزیدعموم مورخان، یزید را فردی شرابخوار، میمون باز، سگ باز و بی اعتنا به احکام و دستورات اسلامی معرفی کردهاند. در تاریخ آمده است: «عبد الله بن حنظله و گروهی از اهل مدینه به منظور آشنایی با شیوه زندگی یزید به دمشق سفر کردند. آنها پس از بازگشت به مدینه و در معرفی یزید گفتند: ما از نزد مردی آمدیم که…
ادامه مطلب...
افزودن نظر جدید ادامه مطلب...
بیشتر...
اسپانيا و استقبال از رزمندگان مسلمان(1)
اسپانيا و استقبال از رزمندگان مسلمان (2)
قيام ابن حفصون و جايگاه آن
تاريخ اندلس
« شروع قبلی 2 1 بعدی انتها »
صفحه 1 از
خلافت امويان و عباسيان
نامه معاویه درباره ایرانیان
پس از شهادت حضرت علي(ع ) در رمضان سال 40 هجري و خلافت كوتاه مدت حضرت امام حسن (ع) و صلح او با معاويه، خلافت بر معاويه بن ابي سفيان كه از خاندن بني اميه بود مسلم گرديد. معاويه از سالهاي پيش ، يعني تقريبا از همان اوايل فتح شام و فلسطين از سوي عمر و بعد از سوي عثمان، والي دمشق بود. وي، پايه هاي حكومت خود را در شام استوار ساخته بود. به همين سبب، توانست پس از قتل عثمان با حضرت علي (ع) مخالفت كند و در برابر او بايستد. سرانجام، پس از جنگ صفين و ضعف قواي كوفه، حكومت خود را بر مصر نيز مسجل سازد. پس از آنكه معاويه به خلافت رسيد، تحكيم اساس حكومت بني اميه را آغاز كرد و براي پسرش يزيد، از بزرگان و اشراف به استثناي چندتن از جمله ، حسين بن علي (ع ) و عبداله بن زبير بيعت گرفت. او در سياست خارجي هم موفق بود و بر متصرفات مسلمانان در ولايتهاي تابع دولت بيزانس افزود. همچنين، نيروي درياي مهمي نيز در مديترانه به بوجود آورد. معاويه با جلب افرادي مانند زيادبن ابيه و مغيره بن شعبه و عمرو عاص قدرت بني اميه را در سرتاسر عالم اسلامي بسط داد .
اگر چه اين بسط و استحكام به قيمت زيرپا نهادن بسياري از اصول اسلامي، از جمله ارثي ساختن خلافت و تبديل دستگاه خلافت به سلطنت و پادشاهي و تعيين مبلغان براي تحقير و توهين خاندان حضرت رسول اكرم (ص) و غير آن تمام شد. معاويه در سال 60 هجري از دنيا رفت و خلافت پسرش يزيد با كارهاي خلافي، از قبيل قتل حسين بن علي ( ع ) و محاصره مكه آغاز شد ولي مدت زيادي به طول نينجاميد و سرانجام يزيد در سال 64 هجري در گذشت. . پس از وي در نتيجه حوادثي خلافت بني اميه به شاخه " مروانيان " انتقال يافت .
عبدالملك بن مروان پس از كشتن عبدالله بن زبير، خليفه مسلم و بلامنازع گرديد . همچنين ، با مسلط ساختن مرد سفاك آهنيني مانند حجاج بن يوسف ثقفي، حكومت بني اميه را استحكامي تازه بخشيد. حكومت اسلامي در زمان خلافت عبدالملك و وليدبن عبدالملك، به منتهاي وسعت خود رسيد. "قتيبه بن مسلم باهلي" سردار حجاج، بلاد شمالي خراسان و خوارزم و ماوراءالنهر و سغد را كه مركز آن سمرقند بود فتح كرد و تا نزديكيهاي كاشغر پيش رفت. همچنين، در زمان حجاج ايالت سند هم فتح شد. در جانب مغرب، مسلمانان تا سواحل اقيانوس اطلس پيش رفتند و اندلس (جنوب اسپانيا ) را متصرف شدند. طي خلافت نود ساله بني اميه، اوضاع اجتماعي ايران دگرگون شد و اكثريت عظيم ايرانيان، دين اسلام را پذيرفتند. اما، ايرانيان تحقير و توهين سرداران عرب را كه از خود حكام بني اميه الهام مي گرفتند تحمل نكردند. مردم خراسان با استفاده از خصومت ميان قبايل عرب حاكم بر خراسان و ماورالنهر، جانب داعيان و مبلغان بني عباس را گرفتند. بني عباس به سبب خويشاوندوي نزديكتر با حضرت رسول اكرم (ص ) خود را براي خلافت و حكومت شايسته تر مي ديدند. در اين راستا، ابومسلم سردار ايراني توانست با حمايت ايرانيان و قبايل عرب مخالف، حكومت بني اميه را سرنگون سازد و عباسيان را به قدرت برساند. بني اميه در زمان حكومت عبدالملك و وليد و هشام ، تنها در اثر توفيق در فتوحات شرق و غرب و سياست داخلي مبني بر فشار بسيار زياد بر طبقات مردم، توانستند به حكومت خودادامه دهند. فشار حكام و واليان تعيين شده از سوي آنان، مردم عراق و ايران را ناراضي ساخت. همچنين، بي اعتنايي بعضي از آنان به اصول دين اسلام موجبات ناخشنودي اهل دين و تقوا را فراهم آورد. سياست مالي و اداري آنان نيز در سرزمينهاي مفتوح و مغلوب موفق نبود. مهمتر آنكه طرفداري آنان از عصبيت عربي و تحقير ملل مغلوب كه همه را موالي (يعني بندگان) خود مي دانستند، به تدريج مايه هاي عصيان و قيام را به خصوص در ايران و خراسان فراهم ساخت. سال 132 هجري، پايان حكومت نود ساله بني اميه و آغاز حكومت بني عباس است. از اين سال، خلافت و قدرت شرعي و صوري ايشان در حدود پانصد سال ادامه يافت. لازم به ذكر است كه قدرت واقعي ايشان، گاهي به حدود عراق و بين النهرين محدود مي شد و حتي، گاهي در خود بغداد نيز از قدرت و اعتبار محروم بودند .
اگر چه منصور – خليفه دوم عباسي – با قتل " ابو مسلم خراساني " ناسپاسي خود را به اين سردار بزرگ ظاهر ساخت، ولي براي استوار ساختن قدرت خود از اين كار ناگزير بود. با قتل ابومسلم، نه تنها نفوذ ايرانيان كه آغاز شده بود از ميان نرفت، بلكه با ورود دبيران و وزيران ايراني در دستگاه خلافت عباسي، نفوذ فرهنگي و سياسي ايرانيان گسترش بيشتري نيز يافت. قتل برمكيان هم كه از خاندان اصيل ايراني بودند، نتوانست جلو آن نفوذ را بگيرد درقرن سوم هجري، عنصر مهم ديگري وارد حكومت اسلامي شد. آن عنصر مهم، تركان بودند كه به صورت غلامان جنگي در دستگاه حكومتي وارد شدند و به تدريج، قدرت نظامي را از قوم غالب عرب گرفتند. اين نفوذ تا بدان جا ادامه يافت كه عزل و نصب خلفا هم به دست آنان انجام مي گرفت و هيچ خليفه اي بي رضايت ايشان، نمي توانست كاري بكند .
اين قدرت غلامان ترك در قرن چهارم متوقف شد و قدرت سياسي و نظامي به دست "ديلميان" كه ايراني بودند افتاد. با آمدن سلجوقيان، قدرت نظامي و سياسي تركان در عالم اسلامي، به طور قطع مسلم و مسجل گرديد. در اين زمان، ايرانيان به اداره امور مالي و ديواني دستگاههاي حكومتي پرداختند. اما، فرهنگ نوپا و نوبنياد اسلامي به صورت عمده در دست ايرانيان بود. اگر چه ماده اصلي آن، قرآن و حديث و زبان عربي و ماده مهم فكري آن يوناني بود. اما پرچمداران اين فرهنگ در همه شاخه ها ايرانيان بودند. ايرانيان با اتكاء به فرهنگ قديم و با اتكاء به گذشته نيرومند سياسي، مليت خود را در داخل حكومت اسلامي حفظ كردند. ايشان بر خلاف ملل مغلوب ديگر ، نه تنها در مليت عرب مستهلك نشدند، بلكه ادبيات ملي بسيار غني خود را نيز به وجود آوردند .
منبع:راهنمای پایگاه پیامبر(ص)
/خ
چنانکه می دانیم از سال 41 هجری تا 132 یعنی نزدیک یک قرن امویان بر جهان اسلام حکومت راندند. امویان، اصلی را که اسلام میرانده بود، یعنی امتیازات قومی و نژادی، کم و بیش زنده کردند، میان عرب و غیر عرب بالخصوص ایرانی تبعیض قائل می شدند، سیاستشان سیاست نژادی بود.
امویان حساسیت خاصی علیه ایرانیان داشتند که با سایر نژادهای غیر عرب مثلا قبطیها، نداشتند. علت اصلی این حساسیت تمایل نسبی ایرانیان نسبت به علویین خصوصا شخص امام علی علیه السلام بود، نقطه حساس سیاست اموی جنبه ضد علوی آن است و نظر به اینکه سیاست علوی بر اجراء جنبه های ضد نژادی و ضد طبقاتی اسلام بود و طبعا اجراء این اصل بر عرب خصوصا قریش که خود را نژاد برتر می دانست دشوار بود، امویان از نخوت عربی و قرشی به سود حکومت خویش بر ضد علویان استفاده می کردند.
لهذا امویان با هر عنصر طرفدار علویین اعم از عرب یا ایرانی یا آفریقایی یا هندی مبارزه می کردند، مظالمی که آل علی و پیروان عربشان از امویان دیدند از مظالمی که بر ایرانیان در آن دوره وارد شد بسی بیشتر و جانگدازتر بوده است.
از سال 132 که عباسیان روی کار آمدند دفتر سیاست ورق خورد. سیاست عباسیان تا زمان معتصم که عنصر ترک روی کار آمد بر مبنای حمایت از ایرانیان و تقویت ایرانیان علیه اعراب بود. صد ساله اول عباسی برای ایرانیان عصر طلایی بوده است. برخی وزرای ایرانی مانند برامکه که از اولاد بوداییان بلخ بودند و فضل بن سهل ذوالریاستین سرخسی، بعد از خلیفه بزرگترین قدرت بشمار می رفتند.
ایرانیان در قرن اول حکومت عباسی هر چند در رفاه بودند، ولی از نظر سیاسی جزء قلمرو خلافت اسلامی بودند و حکومت مستقلی نداشتند. اما پس از صد سال یعنی از زمان حکومت طاهریان بر خراسان و بالخصوص از زمان صفاریان حکومت مستقل تشکیل دادند.
و البته این حکومتهای مستقل در عین حال تا پایان خلافت عباسی تحت نفوذ معنوی خلفای عباسی بودند، مردم ایران برای مقام خلافت به اعتبار نام جانشینی پیامبر اکرم نوعی قداست قائل بودند و حکومت هیچ حاکمی را در ایران مادامی که منشوری از خلیفه نمی آورد شرعی و قانونی نمی دانستند، تا آنکه در قرن هفتم دستگاه خلافت عباسی برچیده شد و این جریان خاتمه یافت. پس از برچیده شدن خلافت عباسی، خلفای عثمانی در غیر ایران تا حدی نفوذ معنوی داشتند، ولی در ایران به علت تشیع این مردم و غیر شرعی دانستن خلافت، به هیچ وجه نفوذی نداشتند.