به هر برزنی جشنگاهی سده *** همه گرد بر گردش آتشکده

جشن سده ، بزرگترین جشن آتش و از نظر بزرگی بعد از نوروز با ارج ترین جشن ایرانیان است
این جشن چهل روز بعد از یلدا و در شامگاه بهمن ماه (آبان روز ِ بهمن ماه) برگزار می گردد
در این مراسم مردم با افرختن آتش بروی پشت بام ها شروع به خواندن سرود می کنند و به این امیدند که سرما رخت بربسته و گرما جایگزین آن شود
سده در زبان اوستایی به معنای طلوع کردن است و در باستان اعتقاد بر این بوده که در شب یلدا نطفه ی مهر بسته می شود و چهل روز (دهم بهمن) بعد مهرگان فرزند خود را تقدیم می کند لذا پس از جشن سده از شدت سرما کم شده و روز به روز گرما فزونی می یابد
در شاهنامه جشن سده جشن کشف آتش توسط هوشنگ است
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد *** سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار *** بسی باد چون او دگر شهریار
فردوسی در چند جای شاهنامه نابودی ایران را با مصرع هایی مانند
نه نوروز ماند نه جشن سده
و یا
شدی تیره نوروز و جشن سده
توصیف می کند ، که این عبارات بیان گر اهمیت بسیار زیاد این جشن نزد ایرانیان است به طوری که نابودی آن بیان گر شروع آخرالازمان و فرجام ایرانیان محسوب گشته
پ ن :
واژه ی سده هم به معنی طلوع و هم به معنی غروب می باشد
لذا می توان گفت که انتخاب این واژه برای این جشن به علت طلوع و آغاز گرما (نماد هرمزد و اهورامزدا) و همزمان با آن غروب و پایان سرما (نماد اهریمن و انگره مینیو) بوده است ، (در اعتقادات مردم گرما نیز چون نور می توانسته نماد خوبی ها باشد و همین طور است رابطه ی سرما و تاریکی با بدی ها)
ولی رضا مرادی غیاث آبادی در کتاب "پژوهش های ایرانی" معتقدست که
در حدود پنج هزار سال پیش و در نخستین شبهای بهمنماه، رویداد جالبی رخ میداده كه بعید نیست با آیینهای جشن سده در پیوند باشد. این رویداد عبارت است از طلوع و غروب همزمان دو ستاره پرنور و درخشان آسمان به نامهای «سماك رامح» و «نسر واقع» در شمال شرقی و شمالغربی آسمان. احتمالاً طلوع و غروب همزمان دو ستاره درخشان آسمان، موجب پیدایی معنای دوگانه و متضاد واژههای اوستایی «سد» و «سده»، و نیز عاملی دیگر برای جشن سده بوده است