
کنم ازشام تا سحر فریاد
کس بدادم نمیرسد صدداد
گه زنازم کشید گه از غمزه
هرزمان شیوه ای کند بنیاد
میکشد لطفش اه ازاین جادو
میبرد دستش اه از این جلاد
همه دیوانه پیش او عاقل
همه شاگرد پیش او استاد
سر عشق از چه گفتنی نبود
گفتم این رمز هرچه بادا باد
ا نیت از عادت مسلمانی
روزی هیچ کافری مکناد
هجر بس نیست وصل غیرم کشت
رضیا مرگ تو مبارک باد
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۲ ق.ظ توسط سیدرضامیرمعینی
|