همه اقوام ايراني دست در دست يكديگر بايد گذارند و شهرهاي از دست رفته خود را به ايران پيوند دهندسرزميني كه هفتهزار سال پابرجا مانده است و هزاران باور و آداب و رسوم مختلف ملي براي خود داردملتي كه هويت خود را از دست بدهد هيچ سخني براي گفتن در دنيا نداردwww.ariarman.comاين جشن كه براي استقبال از نوروز است بدون ترديد يك سنت ملي و ميهني به جاي مانده از زرتشتبزرگوار است . ولي روز چهارشنبه آن بر طبق اسناد كهن پس از اسلام به روي آن گذاشته شده است . زيرادر ايران پيش از اسلام روزهاي به اين صورت ناميده مي شدند : هرمزد روز , بهمن روز , ارديبهشت روزو . . . پس چهارشنبه بر اين باور تازيان كه روزي نحس است بروي جشن چهارشنبه سوري گذاشته شد . (والاربعا يوم ضنك و نحس ) . منوچهري دامغاني در اين باره ميگويد :چهارشنبه كه روز بلاست باده خورwww.ariarman.comبه ساتگين مي خور تا به عافيت گذردتازيان به اين انديشه كه توانسته اند ايران را با ضرب و شتم و شمشير تصرف كنند ميتوانند آداب و رسومايراينان را تغيير دهند اين جشن را به عنوان روز نحس آخر سال ناميدند . ولي ايرانيان همچون گذشته اينجشن را براي شادي روح نياكانشان و گرامي داشت آتش اشو زرتشت برگزار نمودند . مردم ايران آتشچهارشنبه سوري را بايد روشن نگاه دارند تا روز نوروز و سپس آنرا خاموش نمايند زيرا باورهاي مليباستاني ما اينگونه بوده است .واژه چهارشنبه سوري تشكيل شده از چهارشنبه كه پنجمين روز هفته است و سور كه در زبان شناسيپهلوي واژه اي است كهن كه از " سوريك" گرفته شده و در چم سرخ و آتشين است . در كل اين جشن بهنام چهارشنبه سرخ و آتشين ناميده شده است . در اصفهان چهارشنبه سرخي , در بندر عباس چهارشنبهآخر , در مازندران آخر چهارشنبه , در سمنان وفس , در گويش هاي كردي , لري , لكي نيز سور پهلويگفته مي شود . در گيلان نيز گول گوله چهارشنبه , در بيجار دو چهارشنبه آخر سال را گرامي مي دارند وشادي ميكنند . در اردبيل سه چهارشنبه آخر سال را جشن ميگيرند به نام هاي : توز چهارشنبه ( چهارشنبهطوسي ) , كول چهارشنبه ( چهارشنبه خاكستري ) , گول چهارشنبه ( چهارشنبه سرخ و آتشين ) . در قروه سهچهارشنبه آخر سال را مردم شادي ميكردند و آتش مي افروختند . ولي مراسم آتشين آنها "چوارشمهwww.ariarman.comكولي" نام دارد كه آنرا باشكوه تر از همه برگزار مي نمايند . در قزوين نيز "كوله چهارشنبه" ناميده شدهو آنرا بسيار باشكوه و باشادي و رقص برگزار مينمايند . در آذربايجان همه خريدهاي چهارشنبه سوري ازبازار چهارشنبه انجام ميگرد و و مردمان ايران در آنجا بازارها را چراغاني ميكنند و به شادي مي پردازند .قابل توجه است كه اين مراسم نه تنها در ايران بلكه در كردستان عراق , كردستان تركيه , هرات , كابل ,تاجيكستان , آذربايجان و . . نيز برگزار ميشود . زيرا همه آنان قسمتهاي از نژاد ايراني هستند كه بي لياقتيحكام زمان خود باعث جدا شدند آنان از ايران گردد . جدا از كشورهاي منطقه خاورميانه- بسياري ازكشورهاي اروپاي و امريكايي كه ايرانيان آنجا ساكن هستند در اجراي اين مراسم كهن تلاش فراوان مينمايند . پس از روي كار آمدن جمهوري اسلامي اين مراسم خرافاتي و زشت ناميده شد و تلاش بسياريبراي نابودي آن صورت گرفت و چندين بار به نياكان و برگزار كنندگان آن واژه هاي زشت و زنندهخطاب داده شد . براي نمونه سخنان حيرت آور مرتضي مطهري كه كل تاريخ پيش از اسلام ايراني را ردكرد و آنان را مشتي نفهم و ابله توصيف نمود يا علي لاريجاني و يا علي شريعتي . به هر روي مردم ايران وفرهنگ ايراني به هيچ وجه با چنين سخناني و چنين دشمني هايي نابود نمي گردد بلكه روز به روز قوي ترو جهاني تر ميگردد .www.ariarman.comچگونگي آتش افروزي و سروده هاي آن :ايرانيان نور را مظهر يزدان پاك مي دانسته اند و ستايش از آن را واجب . آتش نيز بزرگترين نماد و قدرتاهورامزدا است كه بايد آنرا درود فرستيم و بزرگ بپنداريم .در شهر خور ديد و بازديد هاي شبانه را " آيرون " مينامند كه در گويش خوري آتش است . آذربايجاننيز مهد آتش و نگهدارنده آتش ايران زمين است . در يزد نيز همين ديد و بازديد هاي شبانه "آتشون"گفته مي شود . در جشن هاي ملي آتش بازي از مهم ترين كارهاي ايرانيان است . در بسياري از عروسيهاي اقوام ايراني آتش افروخته مي شود . دهها آتشكده در ايران به همين دليل بنا گشت كه بسياري ازآنان توسط تازيان ويران گشته ولي برخي ديگر پابرجاست . در قلب كوير ايران خور مردمان پس ازدرگشت نزديكان خود تا سه شبانه روز هنگام غروب آفتاب آتش مي افروزند و عده اي ديگر در آن هنگامبه فاصله چند متر از يكديگر نياكان خويش را نيايش ميكنند .هنوز هم در بسياري از نقاط كردستان ايران نه تنها چهارشنبه سوري بلكه شبهاي نوروز نيز آتش افروختهمي شود . عده اي از مورخين قديمي براي ملي كردن نام چهارشنبه تازي گفته اند كه زماني كه زرتشتگاه شماري براي ايران بنا كرد نوروز به چهارشنبه افتاده بود و براي همين ايرانيان شب قبل از نوروز راwww.ariarman.comشادي وپايكوبي مي نمودند . ولي بي شك چهارشنبه واژه اي تازي از پس از اسلام است . ولي جشنچهارشنبه سوري از هزاران سال پيش از اسلام برقرار بوده است .در اصفهان به پاسداشت ابر مرد فيلسوف جهان اشو زرتشت سه كپه آتش در شب چهارشنبه سوريدرست مي نمودند كه همان "كردار نيك , گفتار نيك , پندار نيك" است و با اين شعار جهاني زرتشت بهاستقبال سال جديد مي روند . تا سال آينده سالي باشد كه يزدان پاك انان را در پناه انسانيت و دوستي وصلح به سوي روشنايي هدايت كند .در روستاهاي اطراف بندر عباس از ساعتي مانده به غروب ساز و دهل مي نوازند و شروع به رقص وشادي مي نمودند . در همان هنگام زناني كه به تماشا ايستاده اند "كي كنك" يا هلهله مي كنند . سپسساعتي پس از رقص و شادي آتش ها را كپه كپه با فاصله اي از يكديگر بنا مي نمودند و از روي آن ميپريدند و اين را بلند مي گويند :زردي مه به تو , سرخي تو به مهمردمان خراسان با بر پا كردن هفت كپه آتش مقدس چهارشنبه سوري را گرامي مي دارند . حتي زناني كهبچه شيرخواره دارند با بغل كردن آنان از روي آتش مي پرند . هفت كپه آتش از همان عدد هفت مقدسwww.ariarman.comايراني سرچمشه گرفته است . در شهرهاي خراسان همان زردي من از تو و سرخي تو از من گفته مي شودولي در روستاها اين شعر محلي خوانده مي شود :آلا به در بلا به در , دزد هيز از دها به دردر خور نيز چهارشنبه سوري به همين شكل برگزار ميگردد كه غروب خانواده ها چند برگ خشك خرما بهپشت بام مي برند و آنرا زير ناودان بام مي گذارند و آتش مي زنند . وقتي شعله شكيد از بام به كوچهپرت ميكنند و سپس كوزه اي پر از آب را روي آتش مي اندازند . زيرا هم آب و هم آتش هر دو ازبزرگترين فروزه هاي خداوند هستند و هردو نماد پاكي و روشنايي . خور يكي از شهرهاي است كه برايآتش احترام بسيار ميگذارند . در انارك نيز شعر زير را در شب چهارشنبه سوري مي خواننند :غيلا بي در , غيلا بي در , مرد مي بد , از ما بي دردر نائين نيز آتش را از بام به كوچه مي اندازند و كوزه اي از آب را به درون آن پرتاب ميكنند . سپسهمگان به دور آن جمع مي شوند و شادي مي كنند . عده اي بر اين باور هستند كه پرت كردن آتش از بامبه خيابان قدمت بيشتري دارد و اين كار براي درست كردن دود است تا فروهر هاي نياكانشان با استفادهاز دود آنجا را پيدا كنند .www.ariarman.comدر همدان پس از آتش افروزي و پريدن از روي آن - آتش را به هوا پرتاب ميكنند و جاروها را آتش ميزنند و به سوي آسمان پرت ميكنند .در آشتيان مردم پيش از غروب آفتاب سه كپه هيزم و بوته كه به زبان محلي "ورك" ناميده مي شودفراهم ميكنند و سپس آنرا روشن و از روي آن مي پرند . سپس شروع به شادي و رقص ميكنند . در نهايتمردمان آشتيان آتش را خاموش نمي كنند و مي گذارند به خودي خود خاموش گردد .در سنندج پس از افروختن آتش يك جارو را داخل كوزه سفالي آتش مي زنند و مقداري اسفند در آنميريزند . بعد كه از روي آن پريدند كوزه و جارو را از خانه بيرون ميگذارند . كسي كه جارو و كوزه را ازخانه بيرون مي برد نبايد به پشت سر نگاه بياندازد . عده اي از مردمان آنجا اخگرهاي از آتش را از روزنههاي راهرو و اتاق به داخل مي اندازند و بر اين باور هستند كه اين كار مايه تحكيم بنيان خانواده و مهر ودوستي بسيار موثر است . در بيجار عروسكي را از پارچه هاي رنگي ساخته و از خانه بيرون مي برند . اينعروسك را بلاگردان خانواده در سال جديد مي دانند . در كرمانشاه در هنگام پرش از روي آتش ميگويند : زردي مه اراي تو , سرخي تو اراي مهدر تبريز و ديگر شهرهاي آذري زبان ايران اين سروده را ميخوانند : بختيم آچيل چارشنبهwww.ariarman.comدر رضائيه از سومين چهارشنبه سال جشن شادي شروع ميگردد . آنان سرودهاي ملي را اينگونه ميخوانند :يالانچي چرشنبه , خبر چي چرشنبه , آخر چرشنبه .سپس در آخرين چهارشنبه ميگويند : عاطل باطل چرشنبه بخيتم آچيل چرشنبهمردم در بزرگ آباد رضائيه چهار هفته قبل از نوروز شبهاي چهارشنبه بر پشت بام خانه هاي خود آتشمي افروزند و به اين نام ميخوانند : 1 - مشتلق چي 2- كوله 3- قره 4- آخر چارشنبه . در سومينچهارشنبه همه بايد به پشت بام بروند و بگويند روغن خودمان مال خودمان به همسايه نرود .در آستارا چهارشنبه سوري را بسيار احترام ميگذارند . آنها كپه هاي آتش را به تعداد 3 يا 5 يا 7 بنا مي كنندسپس همه با فاصله از روي آن مي پرند . در آستارا سالخوردگان براي پريدن از روي آتش بر ديگرانبرتري دارند . در هنگام پرش همه سروده هاي دست جمعي مي خوانند و شادي ميكنند .در گيلان چهارشنبه سوري را گول گول چهارشنبه مي نامند و ساقه هاي برنج كلوش يا گون را بروي آتشمي اندازند و برافروختن آن كمك ميكنند . در بندر پهلوي هنگام چهارشنبه سوري اين سروده را بلند ودسته جمعي ميخوانند :www.ariarman.comگول گول چارشنبهبه حق پنشنبهنكبت بيشه شوكت بي يزردي بيشه سرخي بي يگول گول چارشنبهدر لاريجان اين سروده را ميخوانند :چهارشنبه سوري كممهپار دسوري كممهمه زردي بورت كشته قرمزي بي ي م كشدر اشكور بوته هاي آتش را بر پشت بام مي برند و آنجا آتش مي زنند و اين سروده را ميخوانند :كل كل چهارشنبهگل گل چهارشنبهwww.ariarman.comفردا بهاره شنبهفردا بهار شنبههرنج و رنجي بكلهگرفتاريها و رنج بريزدمي سكه رنجي به كلهرنج من كه مثل رنج سگ است بريزدسپس خاكستر را در كوچه ها مي ريزند و صبح چهارشنبه يك كوزه شكسته و مقداري خاكستر و يك جارو7 , 5, كهنه بر ميدارند و در وسط كوچه قرار ميدهند . در بيشتر روستاهاي طبرستان ايران دسته هاي 3تايي آتش برپا ميگردد . كه بيشتر از بوته هاي گون ياني و ساقه برنج است . همه افراد بايد 7 بار از رويآن بپرند . سپس اين سخن را تكرار ميكنند :من پرمه ته سرمي زرده تهتي سرخه مهwww.ariarman.comارمني هاي ايران جشن چهارشنبه سوري را با نام " درن دز " برگزار ميكنند . آتشي برافروخته ميكنند و ازرويش ميپرند . شمع هاي روشن ميكنند و به خانه هايشان مي برند . تا بركت آتش به خانه هايشان بيايد .اين جشن در سال 1347 برابر با 25 بهمن در ايران بسيار باشكوه برگزار شد بوده است .در شهرهاي ايران كه گويش ها يكي است اين سروده هاي خوانده مي شود :بتركه چشم حسود و بيگانهچه بيرون و چه تو خانهشنبه زا , يكشنبه زا , دوشنبه زا , سه شنبه زا , چهارشنبه زا , پنجشنبه زا , جمعه زاهركه از دروازه ها تو ميادهر كي از دروازه ها بيرون ميرهزاغ چشم , سياه چشم , ارزق چشمبتركه چشم حسود و بيگانهچه بيرون و چه تو خانهwww.ariarman.comكوزه شكستن در شب چهارشنبه سوري :برای پيشواز رفتن جشن نوروز جشن کوزه شکستن چهارشنبه سوری يکی از مراسمهايی است که برای استقبال ازآن انجام می گيرد . مردم برای رفع بلا ها و مشکلات و چشم های بد کوزه های آب قديمی خود را می شکستند . درخراسان پس از جشن و شادی شب چهارشنبه سوری مردم درون کوزه کمی زغال و نمک و يک سکه می گذاشتند وهمه افراد خانواده آن را دور سر خود می چرخانند و سپس آنرا از بالای پشت بام به بيرون پرت ميکنند تا سياه بختی- چشم شوری و فقر از خانه هايشان در آغاز سال نو بيرون رود .در يوالار رضائيه و برخی نقاط کردستان , مردم پيش از طلوع خورشيد روز سه شنبه از هر خانواده ای يک نفرسرچشمه می روند و کوزه را از آب پر ميکنند و به خانه ها می آورند . روز سه شنبه کوزه های آب را در گوشههای خانه می گذارند و آنرا در پخت نان مخلوط ميکنند و نان می پزند . در تبريز برخی مردم برای شوخی شبچهارشنبه سوری از بالای پشت بام ها بر سر يکديگر آب می ريزند و آب را مايه روشنايی ميدانند . اين مراسم درزمان ساسانيان نيز انجام می گرفت .اسفند دود كردن و به صحرا رفتن شب چهارشنبه سورياين مراسم در بيشتر نقاط ايران زمين انجام می گيرد . هدف سلامتی و تندرستی و رفع چشم های بد است . درکردستان و کرمانشاه مقداری پياز , چند جفت جوراب و چند ظرف شکسته نيز بيرون می ريزند . کردستان و اقوامکرد در شب چهارشنبه سوری همانند سيزده به در به صورت دسته جمعی يا تک تک به صحرا می روند و بهآبهای زلال چشمه ها نگاه ميکنند . مدتی در صحرا شادی و رقص ميکنند و زنان چند تار موی بچه هايشان را قيچیميکنند و به دست نسيم , باد , آب رودخانه و . . . می سپارند . سپس با کوزه های آب به خانه هايشان می آيند .www.ariarman.comتخم مرغ شكني شب چهارشنبه سوريتخم مرغ شکستن يکی ديگر از بازيهای مخصوص اين شب است که با هلهله کردن و رقص و شکستن تخم مرغصورت می گيرد . در کرمانشاه "خاجنگی" , در يوالار رضائيه "يومورتا ساواشديرماخ" گفته می شود . برای اينکار معمولا تخم مرغها را رنگ ميکنند . سپس يک نفر تخم مرغ را در مشت خود قرار ميدهد به طوريکه سر تخممرغ بيرون باشد و شخص ديگری با تخم مرغ خود به آن ضربه می زند . هريک از تخم مرغ ها که شکست آنشخص بازنده و بايد تخم مرغی را به برنده بدهد . بسيار مشاهده شده است که يک شخص دهها تخم مرغ را در اينشب برنده شود و بسياری به جای آن از گوسفند و مرغ و خروس نيز استفاده ميکنند . مردمان گرگان چند ساعتیقبل از اجرای مراسم در جنگلها می روند و پياده روی ميکنند و سپس شروع به جشن گرفتن و شادی ميکنند .شال اندازي شب چهارشنبه سورياين مراسم در مناطق شمال غربی و غرب ايران به وفور صورت می گيرد , در رضائيه , شاهپور شهر , تبريز ,کردستان , کرمانشاهان و . . . . در شاهپور شهر آذربايجان مردم از بالای پشت بام شالی بلند را به درون خيابانآويزان ميکنند . مردمان از خانه هايشان بيرون می آيند و شالها را پر از ميوه و آجيل ميکنند و سپس افراد بالای بامشال را به بالا ميکشند . عده ای که نامزد يا دوست دختر يا پسر دارند به خانه های نامزدشان يا دوستانشان می روندو با آنان اين مراسم را اجرا ميکنند . آذری ها می گويند : شال سالماخ . در کردستان نيز به وفور اين مراسم انجاممی گيرد و قبل از آن در بامهای خود آتش می افروزند. در کردستان می گويند : هتری و متری شتيکمان بوبخه نهبن چيری . سپس مردمان هدايا را بين خود تقسيم می کنند و در آخر شب به خانه های خود باز ميگردند .www.ariarman.comمراسم فال گوشي شب چهارشنبه سوريپس از آنکه آتش افروزی به پايان رسيد زنان و مردان ايرانی آرزوی خود را برای سال جديد در ذهن ياد آوریميکنند و سپس به گوشه ای مخفی می شوند . در رضائيه و نقاط شمال غربی ايران مردمان پارچه هايی بر سر خودمياندازند . سپس در سر کوچه های , داخل خانه های و سر گذرها مخفی می شوند . سپس مشغول فال گوش شدنمی شوند و به سخنان افراد عابر خيابانها , ساکنين منازل و مردمان ديگر گوش فرا می دهند . سپس سخن او را بااين برداشت می پندارند که پاسخ به آروزيشان در سال جديد بوده . پيش خود اين امر را تداعی ميکند که سخن آنفرد در جواب نيت او است و چون در روزهای نوروز بيشتر سخنان مردم درباره شادی و سلامتی و نيکی است پسبيشتر حاجت ها را برآورده شده ميدانند . در رضائيه مردم هنگام مخفی شدن کليدی را زير پای خودشان می گذارندکه اين کار برای گشايش کارها در سال جديد است . در کردستان و کرمانشاه ايرانيان برای اثبات فالگوشی به دربخانه سه نفر می روند تا از پاسخ به نيتشان مطمئن گردند .مراسم فال كوزه در شب چهارشنبه سورياز زيباترين مراسمهای ايرانی مخصوص چهارشنبه سوری مراسم فال کوزه است . پس از پايان آتش افروزی ومراسمهای جشن و شادی و رقص دسته جمعی زنان و مردان ايرانی به داخل خانه هايشان باز ميگردند و شروع بهفال گرفتن برای آرزوهای خود ميکنند . وسيله نخست اين بازی دسته جمعی کوزه است . در اصفهان اين مراسم را" فال بولونی" , در گودين کنگاور" فال قزيل" يا " فال گوشه" می گويند . زنان شب قبل از چهارشنبه يک کوزهآب نديده را بر می دارند سپس هر نفر يک قطعه انگشتر يا سنجاق يا گوشواره يا انگشتانه را داخل کوزه می اندازندو پر از آب ميکنند . سپس روی دهانه کوزه سينی , صابون , کيسه حنا , سورمه دان و نقل می گذارند . دخترwww.ariarman.comکوچکی کوزه را داخل تنور می گذارد و سينی را روی آن . روز چهارشنبه سوری پس از خوردن آش رشته که ازغذاهای اصلی اين شب است و پايان آتش بازی همان دختر کوزه را به زير دامن خود قرار ميدهد و يک نفر ديگرهم ديوان حافظ را می آورد . سپس هر قطعه را برای نيت يک نفراز داخل کوزه بيرون می آورد و برايش فال میگيرند . در خراسان آب داخل کوزه نمی ريزند . در اصفهان به جای حافظ " چاربيتو" می خوانند . در کنگاورکرمانشاهان روستای گودين بدون آنکه آب درون کوزه بريزند نشانه ها را داخل ميکنند و درب کوزه را با دستمالميبندند . سپس با ريسمانی از ناودان آويزان ميکنند . در خور اين مراسم " فال هنشکو" نام دارد .آجيل شب چهارشنبه سوريپايان شب چهارشنبه سوری پس از رقص و پايکوبی های دسته جمعی و آتش افروزی خانواده ها دور هم جمع میشوند . سالخوردگان شروع به خواندن داستانهايی از شاهنامه می کنند . زنان اسفند دود ميکنند و سپس سينی هایآجيل را می آورند . مواد داخل اين آجيل در نقاط مختلف ايران گوناگون است . برای نمونه در خراسان انجير –کشمش - خرما – توت خشکه – فندق – پسته و بادام است . در بزرگ آباد رضائيه : کشمش – مويز – گردو – بادام– سنجد – خرما – انجير – شيرينی – آب نبات – تخمه – قاقوت – و تخم مرغ رنگی است . در شاهپور آذرآبادگان: کشمش - نخود – گردو – فندق – انجير- بادام – شاهدانه است و بسياری بازارهايشان را چراغانی ميکنند . دربسياری ديگر از نقاط ايران زمين آجيل شب چهارشنبه سوری به شرح زير است : تخمه – شاه بلوط – باسلق –برنجک – مغز گردو – برگه هلو – برگه زردآلو – جوزقند و آلو است .www.ariarman.comآش شب چهارشنبه سوريدر بيشتر نقاط ايران در اين جشن ملی آش می پزند . آش در لاريجان هفت نوع بنشن – هفت جور سبزی و هفتترشی را در خود دارد که هفت ترشی آش ناميده می شود . در خراسان چهار رنگ پلو برای چهارشنبه سوریدرست ميکنند . که بيشتر رشته پلو – عدس پلو – زرشک پلو و ماش پلو است . سپس آنرا بين اقوام خود تقسيمميکنند . در شاهپورشهر آذرآبادگان در بيشتر منازل پلو می خورند . در رضائيه کوفته می خورند . در بندر عباسپس از خوردن غذای معمولی نان و نمک و پياز را در سفره می پيچند و سپس در زنبيل مخصوص خود که "کندوک " نام دارد و از برگ خرماست قرار می دهند ولی تا صبح نبايد دست بخورد . اين کار بدين جهت است کهخير و برکت برای خانوداه هميشگی باشد . در اصفهان ظهر مراسم جشن آش رشته درست و ميل ميکنند . زنانسمای مازندران در شب مراسم گندم خيس ميکنند و روز چهارشنبه سوری با آن گندم و چند نوع سبزی صحرايیآش درست ميکنند و برای همسايگان خودمی فرستند . در برخی مناطق رسم است که همسايه نبايد ظرف آش رابشويد و همانگونه آشی بايد تحويل کسی که آش را تقسيم کرده است بدهد . در آلاشت آش ترشی درست ميکنند .قاشق زني در جشن چهارشنبه سورياين مراسم مخصوص شب جشن است و هدف از آن جمع آوری حبوبات يا پول آن برای پختن آش شب چهارشنبهسوری است . زنان و جوانان با انداختن روکشی بر سر خود بر در منازل می روند و با زدن قاشق بروی پياله ایدرخواست حبوبات می کنند بدون آنکه سخنی بگويند و معمولا خود صاحب خانه مقداری مواد لازم برای آش را درپياله آنان می ريزند . در خراسان به جای قاشق از ملاقه استفاده ميکنند . رسم بر اين است که خانواده هايی کهمسافر يا بيمار دارند به شخص قاشق زن چيزی نمی دهند و با گفتن ناخوش داريم و سفری داريم شخص را دورwww.ariarman.comميکنند . اين کار برای جوانان بيشتر جنبه تفريح و شادی دارد ولی برای زنان هدف و گرفتن مراد خود اين کار راانجام می دهند . شخص قاشق زن نبايد سخن بگويد . نبايد رويش را بر دارد زيرا بد يومن خواهد بود . در کرمان بهجای پياله کيسه ای را بر ميدارند و به در منازل می روند .به خشنودي نياكان ايران زمين كه هر چه ما امروز داريم از رشادت ها و وطن پرستي هاي آنان داريمبه كوشش : ارشام پارسيپاينده ايران
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۰ ساعت ۸:۴۶ ب.ظ توسط سیدرضامیرمعینی
|
