پیشگوییهای زرتشت

گشتاسب شاه پرسید :

این دین  ( زرتشت ) چند سال روا باشد  و پس از آن چه هنگامه و زمانه و مردمانی در ایرانشهر خواهند بود؟

و جاماسب ( چشم خداوند و پرتوهای آسمان ) پاسخ میدهد :

این دین هزار سال روا باشد و پس از آن مردمان به پیمان شکنی ایستند و با یکدیگر رشک ودروغ کنند و موبدان در کار شاهانه وارد شوند و این زمانیست که تازیان هر روز نیرومند تر شوند .

.....

و بیگانگان با ایرانیان گمیزند ( آمیزش کنند ) و ناپاکی در نژاد ایرانیان آید . چونان که ایرانیان از نا ایرانیان  نا پیدا شود و این زمانیست که پدرو مادران دختران را به بها بفروشند و آن را به دین نسبت دهندو پسران پدر و مادران را زند و درشتی کند و دختران عشق را دروغ پندارند و برادر بر برادر ناسپاسی کند و زنان شوی خویش را به  دروغ و دزدی تشویق کنند و مردان بر هر زنی به دیده بد نگرند و این زمانیست که مرگ برای این مردم خوشی باشد از برای این همه نا سپاسی .

مردمان در روزگاری چند ( امروزه ) شبها با یکدیگر نان گندم میخورند و روزهای از برای جان و مال هم چاره می اندیشند و چونان که جنگی نیست ولی مرگ زود رس فراوان است

و در این هنگامه واژگون آن را که فرزند نیست فرخنده دارند و شاهان بر کم بودن فرزندان فرمان میدهند و آن را که فرزندان بسیار است نکوهش میکنند .

و اندر هوا چونان دود اند است که گویی ایرانشهر را میسوزانند و بادهای سرد وگرم و زمستان و تابستان در هم آمیزد و براروان ( گیاهان ) کم شوند و آهن زیاد و زمین از بیابان شود و مردمان بر زمین ناسپاسند و بر آن آب دهان اندازند و زباله

و بوم گزنک ( زمین لرزه ) بسیار شود و ویرانی بکند و باران بسیار بارد و بی موقع و آنگه که باریده شود بی سود باشد  

.....

( جاماسب نامه - پیشگوییهای زرتشت از آینده ایران )