145
کودتای 28مرداد1332درایران
منبع تهیه مجله علم و جامع
يرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايران59همنشين بهار : خاطرات خانه ی زندگان) ( چشم انداز ايران ، شمارهء ٢٤ ، بهمن/ اسفند ١٣٨٢ترجمهّ لطف الله ميثمیهعماج نيويورك, تابستان ٢٠٠١ ,(Science and Society) مجلة علم و(Ervand Abrahamian) يرواند آبراهاميان١۴۵آودتاي ٢٨ مرداد ١٣٣٢ در ايرانwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايراناشاره: درحالي آه پنجا هسال از آودتاي ٢٨ مرداد ١٣٣٢ م يگذرد, هنوز نكت ههاي بسياري در مورد اينآودتا, نقش دستگا ههاي اطلاعاتي امريكا و انگليس و دس تهاي مرموز ايراني ناگفته مانده است. بههمين دليل مطالعة تحقيقات و نوشت ههاي مستندي آه به روشنگري در زواياي تاريك اين آودتاپرداخت هاند, ضروري م ينمايد. متن حاضر, ترجم هاي است از مقال هاي آه توسط آقاي يرواند آبراهاميان,به رشتة تحرير درآمده است. وي در اين متن, تحقيقات ،« ايران بين دو انقلاب » نويسندة آتابگسترد هاي از اسناد و آتا بهاي گوناگون انجام داده است.فرمولي آه در آودتاي ٢٨ مرداد ١٣٣٢ به آار گرفته شد, درابتداي انقلاب اسلامي نيز در حالجنگ » پياد هشدن بود. (حسين آباديان, بقايي در برابر انقلاب, روزنامة شرق, ٢٩ آبان ١٣٨٢ ) اين فرمولامروز نيز همچنان زنده وفعال است و سياستمداران آنوني نيز بايد به آن توجه داشته باشند. « سردرا جرياني آودتايي, نفتي و سلطنتي مي ديد, مثلثي آه داراي « راست در ايران » مرحوم مصدق, جرياناضلاع نفت, اسلحه و سرآوب مي باشد. اين سرآوب شامل سرآوب سياسي, نظامي, آودتا و جنگداخلي است.اين ترجمه را به طراحان راهبردي ايران تقديم م يآنيم و مطالعة آن را به تمامي علاقه مندان وخوانندگان نشريه توصيه م ينمايم.لط فالله ميثمي( آودتاي ٢٨ مرداد ١٣٣٢ در ايران ( ١(Ervand Abrahamian) يرواند آبراهاميانهعماج نيويورك, تابستان ٢٠٠١ ,(Science and Society) مجلة علم وايناتيرب روزنامة نيويورك تايمز اخيراً گزارشي از سيا را به چاپ رساند آه به عمليات مشترك امريكا و١٣٣٢ ) براي سرنگوني مصدق, نخس توزير ايران مربوط م يشد. نيويورك تايمز اين ) در سال ١٩٥٣گزارش را ب هعنوان تاريخچة سري يك آودتاي سري معرفي نمود و آن را جايگزين ارزشمندي برايپروند ههاي دولت ايالات متحده آه هنوز قابل دسترسي نيستند قلمداد آرد. اما بازسازي آودتا از ميانمنابع ديگر, خصوصاً اسناد موجود در آرشيو وزارت خارجة بريتانيا نشان م يدهد آه گزارش سيا ب هشدتپاآسازي شده است. اين گزارش از مسائلي همچون مشارآت مستقيم سفير امريكا در عملياتسرنگوني, نقش مشاوران نظامي ايالا تمتحده, سرآوب طرفداران حزب نازي و تروريس ت هاي مسلماندر ايران و رو يآوردن به عمليات ترور براي ب يثبا تآردن دولت, ب هطور سرسري گذر م يآند. از آن مه متر,گزارش سيا آودتا را بيشتر درقالب جنگ سرد تحليل م يآند تا بحران نفت ايران و انگليس؛ يعني تقابلآلاسيك مل يگرايي و امپرياليسم در جهان سوم.» هنگامي آه در ماه اوت, مصدق با حمايت حزب آمونيست به چنان قدرتي دست يافت آه ديكتاتوربلامنازع ايران به نظر مي رسيد, بحران در بدترين شكل خود اوج گرفت؛ حتي يك ديپلمات ارشد توصيهwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانآرد آه ما به مقابلة او برخيزيم... ولي متأسفانه, وفاداري ارتش و هراس از آمونيسم در آن زمان منجي«. وي شدكي نتشذگ شتر از سوراخ سوزن آسا نتر از دستيابي يك تاري خنگار به آرشيو سيا درخصوص آودتاي١٣٣٢ ايران است. اگرچه ني مقرن از آن واقعه گذشته و سلسلة پهلوي سقوط نموده, جنگ سرد تمامشده, بيشتر دس تاندرآاران آودتا جان سپرد هاند و مطالب مربوط به ديگر عمليات سري همچون گواتمالامنتشر گرديده است، اين آرشيو هنوز غيرقابل دسترسي است. جالب آن است آه طبق بخشنامة سال١٩٩٥ , دستگا ههاي دولتي موظ فاند پس از ٢٥ سال اسناد طبق هبند يشده را ب هصورت خودآار ازطبق هبندي خارج نمايند. در اوايل دهة ١٩٩٠ سيا خواستار مهلت بيشتري براي خارج آردن اسناد آودتاي١٣٣٢ ايران از طبق هبندي شد. چون بودجة لازم براي مجلدآردن و انتشار اين اسناد حجيم را نداشت. بااين حال, در اواخر دهة ١٩٩٠ سيا باز هم مدعي شد اين پرونده قابل آزادآردن نيست، چون در اوايلدهة ١٩٦٠ ب هصورت غيرعمدي از بين رفته است. هنگامي آه در ماه آوريل ٢٠٠٠ يكي از گزار شهايسيا در مورد آودتا بدون هيچ توضيحي پس از يك سكوت ٤٥ ساله به بيرون درز پيدا آرد, مسئله بغرن جترشد. ابتدا خلاصة اين مقاله در نيويورك تايمز ( ١٦ آوريل ٢٠٠٠ ) به چاپ رسيد؛ سپس متن آام لترولي خلاصه شدة هشتادصفح هاي آن روي وب سايت همان روزنامه قرار گرفت؛ وhttp:// بالاخره متن آمتر خلاصه شدة آن در ١٦٩ صفحه در و بسايت ديگريمنتشر شد. cryptome.org/cia-iran-all.htm)١٣٣٣ ) توسط دونالد ) در سال ١٩٥٤ « سرنگوني نخس توزير ايران, مصدق » گزارش مزبور باعنوانمأمور سيا نوشته شده آه در آودتا نقش داشت. سفارش نوشتن آن توسط بخش (Wilber) ويلبرتاريخي سيا داده شده و قرار بود از آن ب هعنوان راهنمايي براي آودتاهاي بعدي استفاده شود. اينگزارش براي مقامات ارشد دولت امريكا در سيا و همچنين در پنتاگون, وزار تخارجه, آاخ سفيد و آميتةروابط خارجي سنا تنظيم شده بود. اين سند به سرعت از جايگاه يك متن معتبر برخوردار گرديد ومعرفي نمودآه اطلاعات بسيار مهمي را درخصوص « تاريخچة سري » روزنامة تايمز آن را ب هعنوان يكسازوآارهاي دروني آودتا ارائه م يآند ( ٢٠ آوريل و ١١ ژوئن ٢٠٠٠ ). روزنامة گاردين چاپ لندن اين سندتوصيف آرد. ( ١٧ آوريل ٢٠٠٠ ). در همين « اولين شرح تفصيلي دولت امريكا از ماجراي آودتا » را ب هعنواناست و در راه رفع طبق هبندي از اسناد (NGO) آه يك سازمان غيردولتي « آرشيو امنيت ملي » راستادولتي تلاش مي آند، از اين سند به عنوان يك گزارش بسيار مهم از پيام هاي مبادل هشده در داخل سيا ومصاحب ههاي ب هعمل آمده با شرآت آنندگان عمليات در ايران آه پس از واقعه نگاشته شده تجليلم يآند. اين اظهارنظرها سؤالاتي را در ذهن برم يانگيزد. اين درست است آه گزارش مزبور اندآي پساز واقعه به رشتة تحرير درآمده، ولي منابع اولية آن يعني پيا مهاي مبادل هشده ميان واشنگتن, لندن وتهران همچنان دست نيافتني است و اگرچه گزارش ب هدست يكي از شرآ تآنندگان در آودتا نوشتهشده، ولي وقايع آودتا و منابع اولية اطلاعات آن همگي از فيلتر نگاه نويسنده عبور آرده است. بدينغلبه دارد. MI- ترتيب, جنگ سرد در گزارش مزبور بر بحران نفت سايه افكنده و نقش سيا نيز بر نقش 6درست است آه آن گزارش محرمانه تلقي م يشده، اما اين بدان معنا نيست آه ويلبر در نگارش آندچار خودسانسوري نشده است. ويلبر آه اين گزارش را براساس يك سفارش م ينوشت، دقت آرده تاچندان به نقش پنتاگون و وزار تخارجه نپردازد. البته روشِ تمرآز بر نقش سيا صحيح است چون بالاخرهاين سازمان از مسئولان اجراي چنين عملياتي است، ولي اي نآه سفيران و مشاوران نظامي سفارتخانهرا ب هعنوان مجريان فعال عمليات سرنگوني دولت ميزبان معرفي نموده، مطلب ديگري است. به همينترتيب, گفتن اين مطلب صحيح است آه سيا عليه دولت مصدق جنگ تبليغاتي به راه انداخت, به هزينةخود مزدوران را به خيابا نها ريخت و به حق ههاي آثيفي متوسل شد و افسران را به آودتا تشويق نمود.لكن بيان اين آه سيا با ناز يهاي ايران رابطه داشت و در آد مربايي, قتل, شكنجه و قت لعا مهاي خيابانينقش مستقيم ايفا آرد، مسئله ديگري است. شايد به همين دليل بتوان دريافت آه چرا آرشيو سيا درزمينة آودتاي ايران برخلاف پرونده هاي مربوط به گواتمالا همچنان بسته باقي مانده است. نقشايالا تمتحده در ايران مستقيم بود, اما در مواردي همچون عمليات گواتمالا اين نقش آمتر جنبة مستقيمداشت. اگرچه اصل اسناد سيا در دسترس نم يباشد, اما م يتوان قطعات اصلي معمّاي آودتاي ١٣٣٢را از منابع مختلف آنار هم چيد و آامل آرد. اين منابع عبارتند از: آرشيو وزار تخارجة بريتانيا در ادارةاسناد دولتي لندن (اگرچه اين بايگاني تا حدودي پاآسازي شده, ولي دربردارنده هزار سند در موردايران است آه برخي از آنها فتوآپي اسناد دولت ايالات متحده م يباشد)؛ خاطرات نوشت هشده توسط١٣٥٧ ] بسياري از مل يگرايان و چ پگرايان خاطرات خود را از آودتا به ] ايراني ها (پس از انقلاب ١٩٧٩www.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانرشتة تحرير درآوردند)؛ دو پروژة تاريخ شفاهي (يكي از آنها در رابطه با چپ گرايان احمدي, ٩٥ ١٩٨٥١٣٧١ ])؛ شرح ] ٧٣ ١٣٦٣ ]؛ و ديگري در رابطه با تعدادي از افراد برجستة قديمي لاجوردي, ١٩٩٣ ]نوشته شده توسط دو تن از برنام هريزان آليدي آودتا آه عبارت بودند از آرميت روزولت ( ١٩٧٩ ) رهبربريتانيا ( ١٩٨٢ )؛ و اطلاعات پراآندة به دست MI- عمليات سيا, و مونتاگ وودهاوس, همتاي وي در 6و خصوصاً توسط محققان آآادميك مثل مارك گازيروفسكي MI- آمده از جاسوسان رده پايي نتر سيا 6١٩٧٩ ) و استفان دوريل ( ٢٠٠٠ ). اين مقاله قصد دارد تا براي بازسازي آودتا از اين منابع استفاده آند. )[ ٣٠ ١٣٢٧ ] ( ريش ههاي بحران نفت ( ٥١ ١٩٤٨ريش ههاي آودتا به بحران نفت ايران و انگليس در سال هاي ٥٣ ١٩٥١ بازم يگردد آه به نوبة خودزاييدة مذاآرات ناموفق نفتي در پايان جنگ جهاني دوم بود. در سال ١٩٤٨ , مجلس ايران پيشنهادشوروي براي دريافت امتياز نفت استا نهاي شمالي ايران را رد آرد. اگرچه قرارداد پيشنهادي براي ايراندر منافع, مديريت و توزيع نفت, سهم مساوي قائل م يشد، وزارت سوخت بريتانيا به وزار تخارجة آنآشور اخطار آرد:» آ هب قدرت بريتانيا در عرصة نفت وابسته ن است آه ما در تمام جهان از امتيازات نفتي برخوردارباشيم و براساس آن خود به توليد نفت بپردازيم و توزيع آن را در اختيار بگيريم. اگر آشورهاي ديگر خودشروع به توليد نفت نمايند، موضع ما تضعيف خواهد شد. اگر ايران بخواهد خود از نفت شمالبهر هبرداري نمايد, مدت زيادي نخواهد گذشت آه در جنوب نيز تصميم به انجام همين آار بگيرد. ما نبايد«. آنها را تشويق نماييم آه خود به توليد نفت بپردازندمحمد مصدق, سياستمدار اشراف زاده آه به نمايندة فسادناپذير ملي گرايان مبدل شده بود، ب هشدتبا پيشنهاد شوروي مخالفت آرد، چون آن را موجب افزايش نفوذ مسكو در شمال و افزايش فشارآشورهاي غربي جهت اخذ امتياز در ديگر نقاط آشور مي دانست. او هشدار داد آه نتيجة نهايي اين آارمثل هشدن ايران خواهد بود.٢٩ ١٣٢٨ ] شرآت نفت ايران و انگليس در ايران صاحب بزر گترين ] در سا لهاي ١٩٥٠ ١٩٤٩پالايشگاه نفت جهان, دومين منبع صدور نف تخام و سومين حجم ذخاير نفتي در آل دنيا بود. اين منبعبراي خزانة بريتانيا سالانه ٢٤ ميليون پوند درآمد مالياتي و ٩٢ ميليون پوند درآمد ارزي به همراه داشت,٨٥ % نياز سوختي نيروي دريايي بريتانيا را تأمين م يآرد و ٧٥ % سود سالانه را نصيب شرآت نفتايران و انگليس مي نمود. بيشترين سودِ اين درآمد نصيب سهامداران انگليسي شرآت مي شد وبخشي نيز براي سرمايه گذاري در آويت, عراق و اندونزي صرف م يگرديد.يليمكت آه مذاآره و انعقاد آن ب هطور محرمانه صورت (Supplementary Agreement) موافقتنامةگرفته بود, مزاياي ناچيز و ديرهنگامي را براي ايران قائل م يگرديد. مطابق اين موافقتنامه سهم ايران ازچهارشيلينگ به شش شيلينگ در هر تن رسيد و سهم ايران از سود شرآت نيز از ١٧ درصد به ٢٤ درصدافزايش پيدا آرد. ايران با الهام از قرارداد ميان امريكا و ونزوئلا ب هدنبال آسب ٥٠ درصد سود شرآت بود،اما موضع شرآت چنين بود آه ايران بايد از مأموريت شرآت براي به ارمغان آوردن تمدن, ممنون باشد،چون شرآت مبالغ زيادي را در ايران سرماي هگذاري آرده, صحراها را به شهرهاي پررونق مبدل ساخته و٧٥٠٠٠ شغل ب هوجود آورده آه ٧٠٠٠٠ تاي آن متعلق به ايران يهاست و مردم را از نعماتي همچوناستخرهاي شنا برخوردار ساخته بود. علاوه بر آن, شرآت از عم لآردن به وعد ههاي خود مبني برارتقاي دانشِ آار آارآنان ايراني به سطوح فني مديريتي خودداري آرده بود، چون به اعتقاد شرآت,آنها از مهارت لازم براي قبول مسئوليت چنين مشاغلي برخوردار نبودند.مهم شرآت همچنين در رسيدگي به شكايات ديگر ايران آوتاهي آرد آه ترين آنها عبارت بود از مدت١٣٧٠ ] اعتبار داشت)؛ پرداخت ح ق السهم به صورت ارزي (اين آار ] قرارداد (اين قرارداد تا سال ١٩٩٢ايران را به حوزة نفوذ استرلينگ متصل م يآرد), فروش نفت به نيروي دريايي بريتانيا با تخفيف خيليزياد؛ فروش نفت به ايران براساس قيم تهاي بازار جهاني ب هجاي قيمت توليد محلي (بين اين دو نرخاختلاف فاحشي وجود داشت)، خودداري شرآت از بازآردن حساب هاي خود به روي حسابرسان ايراني,سوزاندن گاز طبيعي ب هجاي انتقال آن با لوله براي مصارف داخلي و ادارة شهر آبادان به صورت تبعي ضآميزwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانب هگون هاي آه فروشگاه ها و باشگا هاي شهر بين انگليس يها و افراد محلي فرق م يگذاشتند. علاوه برآن, شرآت ب هعنوان يك قدرت استعماري تلقي م يشد آه با عزل و نصب وزيران, فرمانداران, شهرداران,فرماندهان نظامي, رؤساي پليس, نمايندگان مجلس و البته, رؤساي قبايل محلي, حكومت ايران را تحتاختيار و سلطة خود گرفته بود.يكي از مديران شرآت استاندارد اويل آه ب هعنوان مشاور دولت (Max Thornburg) ماآس تورنبرگايران به آن آشور سفر آرده بود, توصيه آرد آه موافقتنامة تكميلي ازسوي دولت ايران رد شود چونهي چآس در جهان » مبتني بر اصل ٥٠ ٥٠ نبود و متن آن به قدري مبهم تنظيم شده بود آهشرآت نفت ايران و انگليس علناً بر اين موضوع پافشاري «. نم يتوانست مفهوم واقعي آن را درك آند,« محاسبة سود شرآت ب ينهايت دشوار است » م يآرد آه پذيرش اصلي ٥٠ ٥٠ عملي نيست، چونب يمعني, غيراقتصادي و بسيار » اما در پشت پرده به آابينة بريتانيا اعلام نمود آه اين پيشنهاددر مكالم هاي بي پرده با نخس توزير (Shepherd) سفير بريتانيا, سرفرانسيس شپرد «. اغرا قآميز استشده و تنها امتيازي آه شرآت حاضر است به مزاياي قبلي دولت « حريص » ايران عنوان نمود آه ايرانايران اضافه آند, معالجة رايگان برخي از نمايندگان ديوانة مجلس است آه همچنان با موافقتنامةتكميلي قرارداد الحاقي مخالفت م يورزند. شرآت و همچنين دولت بريتانيا در ادامة مواضعانعطا فناپذير خود از ايران انتظار داشتند آه تسليم آنان گردد يا دس ت آم پيشنهادهاي تازه اي را مطرحآند. در لندن آسي انتظار نداشت آه نفت ايران مستقيماً ملي شود، اگرچه تورنبرگ به هنگام بازگشتبه واشنگتن هشدار داد آه سرسختي بريتانيا ممكن است موجب تلاش ايران براي اتخاذ چنين اقدامخطرناآي شود.مجلس پس از رد قرارداد الحاقي گس گلشائيان, صنعت نفت را ملي اعلام آرد و دآترمصدق راب هعنوان نخست وزير برگزيد، زيرا وي تنها نامزد تصدي اين پست بود آه تمايل داشت قانون مل يشدن١٣٣٠ ] قول داد آه غرامت ] صنعت نفت را اجرا نمايد. مصدق پس از تصدي اين مقام در آوريل ١٩٥١عادلان هاي به شرآت پرداخت آند, بنابراين شرآت ملي نفت ايران را تأسيس نمود و از آارآنانانگليسي دعوت به همكاري با شرآت تازه تأسيس نمود. اگرچه طرفداران مصدق يعني اعضايجبه ةملي فقط تعداد آمي نماينده در مجلس داشتند, موفق شدند بر ديگر نمايندگان غلبه نمايند، چونديگر نمايندگان حاضر به حمايت علني از شرآت نفت ايران و انگليس نبودند.ههبج شپرد با اآراه اعتراف نمودآه دآترمصدق قلوب ملت ايران را فتح آرده است و ملي, سازي رادليل » : م ينوازد آه عواطف طبقات مختلف مردم ايران را برانگيخته است. آاردار سفارت نيز اضافه آرداصلي آن آه نخست وزير توانسته افكار نمايندگان پارلمان و مردم را در اختيار بگيرد اين است آه وي دردر اوايل بروز اين بحران، دآترمصدق به ايالا تمتحده «. ميان مردم از محبوبيت فردي برخوردار م يباشدسفر نمود. گزارش وزار تخارجة امريكا به ترومن حاوي اين نكته بود آه نخست وزير, مورد حمايت اآثريتمردم ايران است و فردي است هوشيار, نكت هسنج, مهربان, صادق و مطلع. به ترومن توصيه شد آهمكالمات خود را با وي ب هسمت مباحث آلي در مورد آمونيسم, ب يعلاق هگي امريكا به موضوع نفت وحسن نيت ايالا تمتحده نسبت به ايران هدايت آند. سفارت امريكا در گزارش محرمان هاي آه پس ازخاتمة آامل بحران تنظيم گرديد اذعان نمود آه مصدق, ب هعنوان يك فرد مقدس, هنوز به افكارعموميغلبه دارد, سمبل آرما نهاي ملي گرايانه ب هشمار م يرود و ساية بلند وي بر جانشينان او به شدتاز » : سنگيني مي آند. در همين راستا, در گزارش وزارت خارجة انگلستان پس از پايان بحران نيز آمده بودمنظر جنگ طبقاتي, جنبش تحت هدايت دآترمصدق، يك حرآت انقلابي به شمار م يرفت آه در طي آنسه طبقة پايين دست عليه طبقه بالادست و انگليس يهاي همدست اين طبقه به جنگ برخاستند.تسخن دوران وزيري دآترمحمد مصدق (آوريل ١٩٥١ [ارديبهشت ١٣٣٠ ] تا( [ اوت ١٩٥٣ [مرداد ١٣٣٢اگرچه انگليس يها در پي شبيني مل يشدن نفت از خود آُندي نشان دادند، اما به سرعت به سهنتيجة مغرورانه اما واقعي دست يافتند: نخست آ نآه, مصدق در مورد ملي آردن نفت جدي بود و برايآنترل آامل صنعت نفت توسط ايران تلاش و مبارزه م يآرد. ثانياً, انگلستان نم يتوانست اجازة چنينwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانآاري را به ايران بدهد. ثالثاً, تنها راه حفاظت از منافع انگلستان, برآناري مصدق بود. تا روز سقوطمصدق آه ٢٨ ماه بعد اتفاق افتاد, لندن آم و بيش به اين نتيج هگير يهاي خود وفادار ماند.قح ارزيابي بريتانيا آن بود آه موضوع اصلي براي دآترمصدق افزايش السهم نيست، بلكه موضوعاصلي حاآميت ملي است, يعني اعمال آنترل نسبت به استخراج, توليد و توزيع نفت.از نظر مصدق, ايران فقط ازطريق رفع سلطة بريتانيا از صنعت نفت ايران م يتوانست به استقلالواقعي دست پيدا آند. مصدق اغلب به مردم يادآوري مي آرد آه سياستمداران قبلي, با دادن امتيازاتاقتصادي به قدر تهاي بزرگ, حاآميت ملي را تضعيف نمودند. او م يخواست با پ سگرفتن اين امتيازاتايران را به استقلال برساند. او همچنين خاطرنشان ساخت آه وقتي قدر تهاي بزرگ اطمينان پيدا آنندآه به رقباي آنها نيز امتيازي داده نخواهد شد، به حاآميت ايران احترام خواهند گذاشت. او نام اينگذاشت و آن را درمقابل سياست موازنة مثبت قرار داد آه مورد علاقة « موازنة منفي » سياست راسياستمداران متحد بريتانيا, روسيه، آلمان و ايالا تمتحده بود.يم اگرچه دولت بريتانيا درك نمود آه ايران درصدد ب هدس تآوردن آنترل نفت است, اصرار داشت آهاين آنترل را از دست ندهد يا دست آم به ايران واگذار نكند. دولت انگلستان مايل بود به شرآت نفتآنسرسيومي ,« هف تخواهران نفتي » فشار بياورد تا امتياز خود را با ديگر شرآت ها تقسيم آند و باتشكيل دهد. اما انگلستان تحت هيچ شرايطي حاضر نبود قدرت تصميم گيري را درخصوص ميزان و زمانتوليد نفت و مقصد فروش آن به ايران واگذارد. اگر ايران اين قدرت را پيدا مي آرد, م يتوانست بر قيمتجهاني نفت اثر بگذارد يا حتي تصميم بگيرد آه نفت را براي نس لهاي آينده ذخيره آند و فقط برايتأمين نيازهاي ضروري نفت بفروشد. در يكي از يادداش تهاي وزارت خارجة انگلستان ب يپرده چنين آمدهتوافق جديد هرچه باشد, بايد آنترل مؤثر اين دارايي در دست ما باقي بماند... ما م يتوانيم در » : آهمورد ميزان سود, ادارة شرآت يا حتي شراآت با دولت ايران از خود انعطاف نشان بدهيم, وليوزارت سوخت بريتانيا نيز در همين راستا به وزار تخارجة ايالا تمتحده «. درخصوص موضوع ”آنترل“, هرگزمصدق از اين آه ببيند صنعت نفت با بهره وري پايين و بدون مديريت خارجي اداره مي شود, » : هشدار دادخشنود خواهد شد. اين موضوع مشكلي را به همراه خواهد داشت: امنيت دنياي آزاد وابسته به حجمعظيم نفتي است آه در خاورميانه توليد مي شود. اگر ديدگاه ايران به عربستان سعودي يا عراق نيزسرايت آند, ممكن است آل اين ساختار به همراه توانايي هاي دفاعي ما فروبريزد. بدي نترتيب, خريدن«. نفتي آه به ميزان آم توليد م يشود آثار زيانباري را به همراه خواهد داشتآنترل, موضوعي بود آه در يادداش تهاي متعدد وزار تخارجة انگلستان ب هچشم م يخورد, اگرچه اينموضوع، آمتر در اظهارنظرهاي علني مورد اشاره قرار م يگرفت. اشاره به اين موضوع در اظهارنظرهايعلني به قدري آمرنگ بود آه امريكايي ها تصور آردند مي توانند با ميانجي گري, امتياز ”منصفان هتري“ رابه توافق طرفين برسانند. به همين ترتيب, بسياري از تاري خپژوهان آه در اين خصوص به مطالعهپرداخت هاند، در اين دام افتاد هاند آه تصور نمايند, اگر يكي از طرفين و مشخصاً مصدق, آيند هنگريبيشتري از خود نشان م يداد, امكان مصالحه وجودداشت. اما دولت انگلستان، خود هرگز در اين دامنيفتاد. آنها از همان ابتداي اختلاف دريافتند آه اين يك مبارزه با حاصل جمع صفر است: يا ايران آنترلصنعت نفت را ب هدست م يآورد و يا ب هدست نم يآورد. مصدق نيز از اين موضوع آگاه بود.هب يتح شپرد طور خصوصي گفته بود آه اگر بريتانيا آنترل نفت را در اختيار داشته باشد حتي بهبسيار بعيد است آه بتوانيم با مصدق به » : تقسيم ٤٠ ٦٠ درآمد نيز م يتواند رضايت دهد. او اضافه آردتوافق برسيم... ما بايد آنترل مؤثر را به دست بگيريم. ما ابزارهاي مختلفي را براي پنهان آردن اينحقيقت دشوار پيدا آرديم، ولي به را هحلي نرسيديم آه بيش از اندازه خطرناك و بيش از اندازه آشكار «. حتي براي ايران يها نباشدوزارت خزانه داري توصيه آرد در مورد برخي موضوعات حاشي هاي امتيازاتي داده شود, ولي درخصوصدر تمام طول بحران, موضع نخس توزير » : مسئلة آنترل آه امري حياتي است, قاطعيت آامل حفظ گرددايران آاملاً ثابت بوده است. در مورد هدف اصلي وي هيچ ترديدي وجود ندارد... او پيش از هرچيز يك«. مل يگراستwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايراناولين اثر مل يشدن » : وزارت خارجة انگلستان مسئلة اصلي را براي وزارت خارجة امريكا چنين بيان آردنفت آن است آه آنترل نفت را به دست ايراني ها م يدهد. از ديدگاه دولت بريتانيا, مسئلة حاضر فقط بهسرنوشت دارايي هاي بزرگ آن دولت مربوط نم يشود. اين مسئله به بزر گترين دارايي ما در زمينةموادخام مربوط است. آنترل اين دارايي داراي اهميت اساسي است. موضوع اهميت اين دارايي برايطراز پرداخت هاي ما و برنام ههايي آه در زمينة بازسازي تسليحاتي در پيش داريم پيشتر توضيح دادهشده، ولي در مذاآرات دوجانبه, از دس تدادن اين دارايي عظيم در عرصة موادخام, آثار فزاينده و غيرقابلمحاسب هاي در برخواهد داشت. ب هعلاوه, تصور اي نآه بين جهان غرب و ايران در زمينة ميزان توليد نفت ومقصد وشرايط فروش آن اشتراك منافع وجود دارد غلط است. ايران يها م يتوانند تمام نفت و ارز موردنياز خود را با ميزان توليد بسيار پايي نتر ب هدست آورند. به همة اين دلايل, دولت بريتانيا بايد آنترل منابعمزبور را در اختيار داشته باشد. بايد اين نكته را نيز در نظر داشت آه احساسات نمايندگان مجلس ومردم انگلستان با اين موضوع آه ما آنترل مؤثر چنين دارايي عظيمي را از دست بدهيم همراه نيست.هجيتن نيموس اي آه انگليسي ها به آن دست يافتند اين بود آه بحران فقط با حذف مصدق از صحنهپايان خواهد يافت. در نخستين هفت هاي آه دآترمصدق به نخس توزيري برگزيده شد, دولت بريتانيا ادعاآرد آه "وي فقط يك موج گذرا را رهبري مي نمايد و دادن امتياز به وي فقط او را جري تر خواهد نمود."وزير خارجة انگلستان به وزير خارجة ايالا تمتحده, دين آچسون اطمينان داد آه مصدق مدت زياديدوام نخواهد آورد, تضعيف وي موجب قدر تگرفتن آمونيس تها نخواهد شد و توافق بد, بسيار خطرناك تراز عدم توافق است.متخصص مطالعات ايران شناسي در انگلستان و وابستة مطبوعاتي (Ann Lambton) آن لمبتونسابق سفارت انگلستان در تهران ب هشدت با مصالحه مخالف بود و تضعيف سيستماتيك [وآيا » برنام هريزي شده] مصدق را پيشنهاد م يآرد. وزار تخارجه گزارش داد آه وي در پاسخ به پرسشاو اصرار داشت آه اگر انگلستان قاطعيت نشان دهد، «! نه » , با تأآيد گفته است « بايد سازش آنيممصدق سقوط خواهد آرد و توصيه نمود آه بايد امريكا را قانع ساخت تا از فكر مصالحه منصرف شود. وياضافه آرد آه "امريكاي يها براي درك مسائل ايران، از تجربه و بينش روانشناسانة لازم برخوردارنيستند."شپرد نيز به همين صورت پيشنهاد آرد آه مذاآرات, حت يالامكان تا تشكيل يك دولت تازه در ايرانما م يتوانيم پيشنهادهاي خود را براي دولت بعدي روي ميز بگذاريم. م يتوانيم » : بايد متوقف شودب هسرعت پرسنل خود را از آبادان و ميادين نفتي فرابخوانيم... اين يعني سقوط مصدق. ديدگاه سفارتآن است آه تنها راه پيشرفت، واردآردن يك ضربة غافلگيرانة شديد و گرفتن يك موضع سخت درمقابل«. تاآتي كهاي منفي و زنانة مصدق استبلاطم اين , خلاصة سياست بريتانيا در برابر مصدق بود اما با چند پي شبيني؛ نخست آ نآهانگليس يها انتظار داشتند آه مصدق با پاي خود از صحنه آنار برود؛ با اين پي شزمينه ذهني آه چنددولت قبلي تشكيل شده در تهران نيز بيش از ده ماه دوام نياورده بودند. وقتي اين انتظار محقق نشد,آنها در برآناري شاه, مجلس شورا و سنا پافشاري نمودند. با شكست اين طرح, آنها تلاش آردند ازطريق واردآردن فشارهاي اقتصادي, فعالي تهاي تبليغاتي و دادن سوبسيد به مخالفان, موجباتب يثباتي وي را فراهم آنند. دس تآخر, آنها به ايالا تمتحده روي آوردند و سازمان سيا را با خود همراهآردند. در تمام مدتي آه انگليسي ها آرزوي مرگ مصدق را داشتند, با تبليغات فراوان اصرار م يآردند آهبراي رسيدن به يك را هحل معقول، اشتياق فراوان دارند. اما درحقيقت آنها در تمام طول بحران با١٣٣٠ ] آغاز ] سو ءنيت پشت ميز مذاآره م ينشستند. اين مذاآرات با مأموريت هريمن در ژوئية ١٩٥١شد (ترومن, آوريل هريمن را به عنوان نمايندة ويژة خود براي پايان بخشيدن به اختلافات به تهرانفرستاد)؛ آه با مأموريت استوآس در ماه اوت ادامه يافت (سر ريچارد استوآس, لرد عضو شورايخصوصي پادشاه براي مذاآره از طرف شرآت نفت ايران و انگليس و دولت حزب آارگر به تهران اعزام[١٣٣٠] شد)؛ با مذاآرات و مباحثات دوطرف در سازمان ملل متحد, لاهه و واشنگتن در پاييز ١٩٥١باز هم ادامه پيدا آرد و مباحثات به عمل آمده در محل وزارت خارجه امريكا و بانك جهاني در سال ١٩٥٣١٣٣٢ ] پايان يافت. آنها آه فقط به ظاهر مطالب نشريات و روزنام ههاي بريتانيا توجه م يآردند, اعتقاد ]داشتند آه مذاآرات ب هدليل سرسختي ايران شكست خورد. درواقع, مقالة اخير نيويورك تايمز درخصوصwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانگزارش سيا دقيقاً اين آلمات ويلبر را تكرار مي آند آه "مذاآرات آلاً ب هدليل عدم انعطاف مصدق بهشكست انجاميد."يلع بلطم رغم اين , يادداش تهاي محرمانة دولت بريتانيا تصوير آاملاً متفاوتي را از وضعيت ارائههرچه باشد, دولت ؛« اصل ملي شدن را م يتوان پذيرفت » م ينمايد. استوآس به آابينه اعلام آردآهحزب آارگر خود چندين صنعت مختلف را در انگلستان ملي اعلام آرده بود. اما در عين حال, وي تأآيدوي افزود آه «. در اين مورد خاص, مل يشدن نفت ايران نم يتواند حقيقي و عملي باشد » نمود آهبريتانيا بايد در ظاهر ملي شدن را بپذيرد, ولي بر حفظ شروطي آه ضامن در دست داشتن آنترل شرآتنفت است پافشاري آند. او ب هطور خصوصي اذعان آرده بود آه حفظ ظاهر يا چاشني ملي شدن رام يپذيرد، ولي معتقد به حفظ اساسي آنترل است.در جريان مذاآرات هريمن, انگليس يها تلاش آردند تا با قبول واگذاري يك سري اختيارات, موضوعاصلي را دور بزنند. در طول مذاآرات واشنگتن, وزار تخارجه انگلستان پيشنهادهايي را مطرح ساخت آهم يدانست طرف مقابل, آن را رد خواهد نمود و بدي نترتيب از دستيابي به راه حلي آه براي آنها بسيارناراح تآننده بود جلوگيري آرد. به همين ترتيب, وزارت سوخت آن آشور نيز اعلام آرد:» اگر دآترمصدق استعفا دهد يا برآنار شود, شايد بتوانيم از مل يشدن مستقيم صنعت نفتجلوگيري نماييم و به چيزي دست پيدا آنيم آه بيشتر به شراآت شبيه باشد... مسلماً پيشنهادواگذاري آنترل واقعي عمليات نفتي در ايران بسيار خطرناك خواهد بود. اگرچه م يتوان تا حدودي ظواهررا حفظ آرد، ولي نبايد فراموش آنيم آه پيشنهادهاي ما درحقيقت فقط پوشاندن لباس تازه به قالب«. قديمي آنترل نفت توسط شرآت خواهد بوديسيل انگ ها درحال يآه مذاآرات را از مسير خارج م يآردند, ب هشدت مشغول رايزني در ايالات متحدهبودند. جلب نظر شرآ تهاي نفتي آمريكايي به تلاش زيادي احتياج نداشت. اگرچه ممكن بود اينشرآ تها به اصل ٥٠ ٥٠ رضايت بدهند, ولي مسلماً از مل يشدن نفت نفرت داشتند. در اوايل بحران,پيامدهاي احتمالي بحران در » سفير بريتانيا در واشنگتن گزارش داد آه شرآ تهاي امريكايي نگرانمناطق تحت نفوذ خود خصوصاً امريكاي لاتين و اندونزي هستند. در اين شرايط, تفكر آنها بيشتر با ما«. همسو شده يعني اي نآه حفظ آنترل نفت را براي بريتانيا ضروري م يدانندوزير سوخت انگلستان گزارش داد آه شرآت رويال داچ شل نيز به اندازة شرآت نفت ايران و(Socony انگليس نگران موضوع آنترل است و شرآ تهاي استاندارد اويل نيوجرسي و سوآوني واآيومنيز حداآثر تلاش خود را به عمل م يآورند تا وزارت خارجه را قانع سازند آه اگر تجربة Vacuum)مل يآردن نفت در ايران موفق باشد, آثار مصيب تباري براي امتيازات نفتي آنها به همراه خواهد داشت. اوبه شرآت نفت ايران و انگليس اطمينان داد آه شرآ تهاي بزرگ امريكايي, مصالحه و آنارآمدن با ايرانرا در راستاي منافع خود نم يبينند.نمايندة انگلستان در سازمان ملل متحد گزارش داد آه هريمن, حتي پيش از مأموريت خود به تهران,توسط شرآت هاي امريكايي قانع شده بود آه دادن امتيازات زياد به ايران براي ديگر آشورهايتوليدآنند ة نفت خطرناك است. هريمن به هنگام بازگشت خود به انگليس يها اطمينان داد آه حصولتوافق با مصدق امكا نپذير نيست و دو قدرت بزرگ انگلستان و آمريكا بايد با يكديگر در پيداآردن راه حلموضوع همكاري نمايند. در جريان مذاآرات مقامات رده بالاي وزار تخارجة انگلستان و ايالات متحده,حمايت م يآنند. در مذاآرات « حفظ آنترل » امريكاي يها به انگليسي ها اطمينان دادند آه از سياستوضعيت ايران هر روز وخيم تر مي شود و دآترمصدق حاضر » بعدي, دوطرف به اين نتيجه رسيدند آهنيست از آنترل نفت گذشت آند؛ دولت وي اساساً يك دولت مطلوب نيست و بايد شاه را تشويق نموددر اين جلسات, يك گروه تحقيقاتي مشترك براي ارزيابي وضعيت «. آه يك ژنرال را جايگزين وي آند«. ارتش ايران و ميزان وفاداري ژنرال ها به شاه تشكيل شد١٣٣١ ] تشكيل جلسه داد، يعني يازد هماه پيش از آ نآه آيزنهاور جايگزين ] اين گروه در فورية ١٩٥٢ترومن شود, ولي س هماه پس از پيروزي چرچيل بر دولت حزب آارگر، انگليس يها يك جنگ تبليغاتي بهراه انداختند. آنها از ب يب يسي خواستند آه ميزان برنام ههاي فارسي خود را دوبرابر آند و خبرنگار خودwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايراندر تهران را آه حاضر به همكاري نبود برآنار نموده, يك مخبر دائمي ويژه را جايگزين وي نمايد آه اينوابستة خبري (Elwell-Sutton) شخص م يتوانست هرآسي باشد ب هجز پروفسور ال.پي.الول ساتناسبق سفارت آه به طرفداري از ايراني ها شناخته شده بود. انگليس يها همچنين مقالاتي را درروزنام ههاي مهم انگليسي و امريكايي منتشر مي ساختند. ب هطور مشخص, مجلة آبزرور,مصدق را يك فرد "متعصب روبسپيرمآب" و يك "فرانكشتين تأس فبرانگيز" تصوير نمود آه (Observer)سري بزرگ اما خالي از عقل دارد و سرشار از عقدة بيگان هستيزي است. مجلة تايم، مصدق را ب هعنوانمردي ترسو معرفي آرد آه وقتي عقدة شهادت بر وي غلبه م يآند، به طرز خطرناآي شجاع م ي شود.يكي از يادداش تهاي وزارت خارجه آه با دستخط نوشته شده ب هصورت گذرا به اين نكته اشاره مي آندآه سفارت انگلستان در تهران براي وابستة خبري سفارت آن آشور در واشنگتن ب هطور مرتب مطالب ومقالات زهرداري را ارسال م ينمود آه طرح آن در ب يب يسي چندان به صلاح نبود. اين يادداشتدرو پيرسون «. واشنگتن از اين مطالب مسموم به خوبي استفاده م يآند » همچنين اضافه مي آند آهروزنام هنگار پرسابقة امريكايي در روزنامة واشنگتن پست به دروغ ادعا آرد آه (Drew Pearson)دآترحسين فاطمي, وزير خارجة ايران چندين بار ب هخاطر سو ءاستفاده از اموال محكوم شده است. او باطعنه سؤال آرد, آيا امريكاي يها ماي لاند چنين فرد نابابي همچنان زمام بحران نفت خاورميانه را در دستداشته باشد؟ اين فرد آسي است آه تصميم م يگيرد آيا ما بايد از نفت سهم داشته باشيم و آيا بايدوارد جنگ جهاني سوم شويم يا خير. از وابستة خبري انگلستان در واشنگتن نيز خواسته شد با انتشاراين شايعه آه مصدق معتاد به استفاده از ترياك است، مردم را به وحشت بيندازد. مقامات بريتانيا بهخود و به ديگران اطمينان مي دادند آه جبه هملي چيزي نيست جز يك دستة پر سروصدا از افراد ناباب ومصدق فردي است وحشي, ب يمنطق, عجيب و غريب, ديوانه, گانگستر مآب, متعصب, پو چگرا, ديكتاتور,آتشين مزاج و سرسخت و ب يمنطق, و ايران يها ذاتاً همچون آودآان, خست هآننده و ب يعقل, ب يميل بهقبول حقايق, دمدمي مزاج و بي ثبات, داراي عواطف عرفاني, ناتوان از تبعيت از منطق و عقل سليم ومقايسة آلي ميان مل يگرايي » پيرو احساسات خالي از محتوا هستند. در يك سند چاپ شده باعنوانشپرد به مقامات وزارتخان هها اعلام نمود آه مل يگرايي ايران اصيل نيست و به شدت ,« در ايران و آسيابه يك دست هدايت آننده نياز دارد. نجات ايران، تنها در صورت اشغال بيست سالة آن آشور توسط يكقدرت خارجي امكا نپذير است (مثل اشغال هائيتي توسط ايالا تمتحده).او افزود آه مصدق فردي است فريبكار, در معرض خطا, آاملاً ب يآفايت, شبيه اسب گاري, آه بويتند ترياك مي دهد و آاملاً از تعادل رواني بي بهره است. چون ازعنوان عاليجناب خوشش نم يآيد, ازسوارشدن به اتومبيل دولتي امتناع م يآند و بالاخره ب هعنوان آخرين اتهام اي نآه دختر وي در يكآسايشگاه رواني در سوئيس بستري است.در يكي ديگر از يادداشت هاي چاپ شدة سفارت انگلستان در تهران آمده است آه بيشتر ايران يهادرونگرا هستند. تخيل آنها قوي است و طبعاً به شكل آرماني مسائل گرايش دارند عاشق شعر و بح ثو گف توگو پيرامون مسائل آلي مي باشند. احساسات آنها قوي است و به اندك تلنگري برانگيختهم يشود. اما آنها همواره از آزمودن تخيلات خويش درمقابل واقعي تها عاجزند و نم يتوانند احساساتخود را تابع عقل نمايند. آنها فاقد عقل سليم هستند و نم يتوانند بين عواطف و واقعيت ها تفكيك قائلشوند. ضعف شناخته شدة آنها بيشتر بي اعتنايي به حقيقت است تا قبول عمدي راه اشتباه. اين شدتتخيل و ب يميلي به حقايق منجر به ناتواني آنها در بررسي دقيق جزييات امور م يشود. اغلب,هنگام يآه دنيا را به آام خود نم ييابند به جاي پشتكار, تسليم مي شوند. اين گرايش با مرگ طلبي درمذهب آنها تقويت مي شود. آنها ب هشدت فردگرا هستند، يعني منافع شخصي خود را به هر قيمت طلبم ينمايند, نه اي نآه بخواهند بدون آمك ديگران روي پاي خود بايستند. تقريباً همة طبقات مردم ايراندرپي يافتن منافع شخصي خويش هستند و آماده اند تا براي پول هر آاري انجام بدهند. آنها از وجداناجتماعي بي بهر هاند و نم يتوانند منافع شخصي را فرع بر منفعت جمعي قرار دهند. آنها ب يهدف ومغرورند و مايل نيستند اشتباه خود را بپذيرند. آنها همواره ديگران را مقصر قلمداد م ينمايند. برخلافتصور برخي محققان فرهنگي, اين ديدگاه هاي نژادپرستانه دليل اصلي شكست مذاآرات بود. اينمطالب فقط جزو آثار و محصولات جانبي شكست مزبور ب هشمار م يرود.ييايناتيرب دليل اصلي آن بود آه ها آگاه بودند در مورد مسئلة آنترل نفت, بين آنها و ايراني ها اختلافنظر اساسي وجود دارد. به عبارت ديگر, علت پيدايش ب نبست را نمي توان وجود تعصبات نژادي قلمدادآرد، بلكه موضوع, اختلاف ديدگاه اقتصادي و برخورد بين امپرياليسم و مل يگرايي بود. انگليس يها درwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانعين انتظار براي سقوط مصدق, فشارهاي اقتصادي بر ايران را افزايش دادند. آنها داراي يهاي ارزي ايراندر لندن را مسدود آردند, صدور تجهيزات به ايران را منع نمودند و همچنين نظر واشنگتن را درخصوصآمك به ايران خصوصاً در رابطه با اعطاي يك وام ٢٥ ميليون دلاري از بانك صادرات و واردات امريكا عوض آردند. آنها پرسنل شرآت را متقاعد ساختند آه ديگر براي ايران آار نكنند, و براي يافتن اطميناناز استعفاي همة آنان, اعلام آردند آه درآمد آنها قابل تبديل به ارز نخواهد بود. ايران علي رغم ازدس تدادن اين پرسنل فني, توانست پالايشگاه آبادان و همچنين چاه هاي اصلي نفت را در حال آار وعمليات نگاه دارد. انگليس يها همچنين ديگران را وادار آردند آه نفت ايران را نخرند و تهديد نمودند آه ازخريداران نفت ايران شكايت م يآنند و در عمل چند نف تآش ناقض تحريم اقتصادي ايران را توقيف آردند.اجراي اين تحريم اقتصادي آسان بود، چون بخش قابل توجه ناوگان نفت آش جهان متعلق به شرآ تهايبه حيات خود ادامه مي داد. براي « اقتصاد بدون نفت » بزرگ نفتي بود. بدي نترتيب, ايران م يبايست بااي نآار, دولت اجراي تمام طرح هاي توسعه را متوقف آرد, رو به استقراض و درخواست وام آورد, حقوقآارآنان دولت را آاهش داد و براي تأمين هزين ههاي فوري اسكناس چاپ آرد. مبارزه ميان ايران وانگلستان در اواسط سال ١٩٥٢ به ب نبست رسيد، چرا آه عل يرغم تمام فشارهاي وارده, انگلستانموفق به برآناري دآترمصدق نشد و علت عمدة اين امر آن بود آه نمايندگان مجلس شورا, سناتورها وشخص شاه از رويارويي علني با تودة مردم واهمه داشتند. انگليسي ها در ژوئية ١٩٥٢ ي كبار ديگر برايبرآناري مصدق تلاش نمودند. آنها با حمايت ايالات متحده, شاه و حاميان وي در مجلسين را وادارساختند آه نخس توزيري را به احمد قوام بسپارد آه از سياستمداران آهنه آار بود و سا لها با سياستخارجي مصدق مخالفت آرده بود.اما آل اين ماجرا به سرعت مبدل به يك رسوايي خو نبار شد آه به نام س يتير شهرت يافت. دآترمصدق با خطاب قراردادن ملت اعلام نمود آه صنعت نفت دوباره ب هدست انگليسي ها م يافتد و شاه نيزبا اعمال آنترل بر نيروهاي مسلح در سياست، دخالت غيرمجاز انجام م يدهد. او با استناد بهقانو ناساسي استدلال نمود آه شاه بايد سلطنت آند، نه حكومت و حق انتخاب رؤساي ارتش و وزيرجنگ با نخس توزير است. جمعيت زيادي آه ابتدا از طرفداران جبهة ملي تشكيل مي شد و سپسطرفداران حز بتوده نيز به آن پيوستند, به خيابا نها سرازير شدند و بعد از سه روز درگيري و خونريزي,شاه مجبور شد آه نه تنها مصدق را به سمت نخست وزيري برگرداند. بلكه حق تعيين وزير جنگ را نيز بهاو سپرد.يك روز پس از پايان درگير يها, آاردار سفارت بريتانيا اعلام آرد آه شاه آنترل اعصاب خود را از دستداده بود, هرچند ارتش در تمام مدت نظم خود را حفظ نمود و تعداد تلفات آمتر از ٢٠ آشته و ٢٠٠ نفرزخمي بوده است. اما دو روز بعد, همين آقاي آاردار عاقل اعلام نمود آه "ب ينظمي در استا نها بيش ازحد تصور ما بود, جمعيت آنترل شهر اصفهان را ب هدست گرفت و فقط در همين شهر تعداد آشته شدگاناآنون انجام يك آودتا ضروري است، چون توهمات مصدق ب ه حد » به ٢٠٠ تن رسيد." او تأآيد نمود آهاو همچنين عنوان نمود آه لوي «. جنون رسيده و بايد مثل يك آودك ب يعقل او را به سخره گرفتمصدق به حدي » : هندرسون, سفير امريكا نيز اآنون اعتقاد دارد آه تنها راه خروج از بحران, آودتاستقدرت خود را وابسته به حضور مردم نموده آه بعيد است بتوان او را از طريق شيو ههاي معمول منطبق باتا آن زمان, هندرسون نيز مانند بيشتر مقامات دولت ترومن ترجيح م يداد «. قانو ناساسي برآنار آردبراي برآناري مصدق از فشارهاي اقتصادي و شيو ههاي قانوني استفاده شود.٣٠ تير ١٣٣١ ), وزارت جنگ بريتانيا طي تلگرامي آه براي وابستة ) روز پس از خونريزي ٢١ ژوئيه ١٩٥٢نظامي آن آشور در تهران مخابره شد، درخصوص موضوعات زير از وي سؤال آرد: روحية نيروهايمسلح؛ وفاداري آنها در صورت برخورد شديد ميان شاه و دولت؛ توانايي آنها براي اجراي آودتا؛ و رهبراناحتمالي آودتا. وابستة نظامي آه پيشتر گزارش داده بود يونيفور مهاي نظامي به قدري در ميان مردممنفور است آه در خيابا نها به روي آن تف م ياندازند, فوري پاسخ داد آه چهارنفر را م يتوان برايرهبري آودتاي آينده نامزد آرد آه يكي از آنها ژنرال فض لالله زاهدي بود .او با آرامش خيال, خاطرنشانساخت آه سياست مصدق براي محدودآردن قدرت ارتش و بازنشسته آردن ١٣٦ نفر از افسران ارشد,موجب دورشدن فرماندهان عال يرتبه از وي گرديده است.هب دياب او همچنين تأآيد نمود آه آودتا نام شاه صورت گيرد. آسان يآه با گزارش وابستة نظاميآشنايي داشتند تأمل بيشتر را جايز نديدند. شاه از زمان رسيدن به تاج و تخت توجه بسيار زيادي بهwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايراننيروهاي نظامي خود نشان داده بود و ازجمله به وضعيت محل خدمت, يونيفور مها, پادگا نها و مانورهايآنان رسيدگي م يآرد؛ دائماً ب هدنبال دريافت آم كهاي نظامي و تجهيزات جنگي مدرن بود, و با نهايتدقت بر انتصاب مقامات ارشد نظامي در وزارت جنگ, ارتش, ژاندارمري, پليس و دستگاه اطلاعات نظاميمراقبت م ينمود و از همه مه متر آن آه ترفيع درجات افسران ارشد را خصوصاً در رسته هاي زرهي خودشخصاً انجام م يداد. روشن بود آه اين نيروها مي توانستند نقش مهمي در آودتا ايفا آنند چه بهسود وي و چه به زيان وي سفارت امريكا به اين نتيجه رسيد آه پس از حمام خون س يتير, شاههمچنان از وفاداري شخصي تعداد زيادي از افسران برخوردار است، اگرچه قدرت انتصاب مقامات ارشد رااز دست داده بود و ديگر از فرماندهان ارتش, پليس, ژاندارمري و سازمان اطلاعات نظامي, گزار شهايهفتگي دريافت نم يآرد.م انداز ايران ، شwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايران( آودتاي ٢٨ مرداد ١٣٣٢ در ايران( ٢( چشم انداز ايران ، شمارهء 25 ، فروردين ١٣٨٣ )( مارهء 25 ، فروردين ١٣٨٣www.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانمقدمات آودتاتساي اميدهاي بريتانيا براي به راه انداختن آودتا با انتخاب آيزنهاور به ر جمهوري در نوامبر ١٩٥٢ تقويت شد.دولت جديد، برخلاف دولت پيشين امريكا، واهمه چنداني براي سرنگون ساختن حكومت آشورهاي ديگر از خودنشان نم يداد و از همراهي با شرآت هاي نفتي نيز ابا نداشت. يك عامل شخصي نيز دولت جديد را به بحرانايران ربط مي داد، چون جان فاستر دالس، وزير خارجه و آلن دالس، رئيس سيا از قديم جزو اعضاي يك دفتر وآالتبودند آه دفاع از منافع شرآت نفت ايران و انگليس را در ايالات متحده برعهده داشت.نخست، وزير خارجه امريكا با آنتوني ايدن، وزير خارجه دولت چرچيل براي بحث درباره مسئله ايران ملاقات آرد.همين موضوع را با رئيس بخش خاورميانه سيا مورد بحث قرار داد. آيزنهاور، اندآي پس از MI- يك هفته بعد 6انتخاب خود به رياست جمهوري، ايدن را به آاخ سفيد دعوت آرد تا براي حل معضل ب هدنبال را ههاي ابتكارآميزتريبگردند.جهت به راه انداختن MI- مطابق سند ويلبر، نتيجه اين ملاقات چراغ سبزي بود براي سيا و 6ارائه آردند. امريكا نيز پروژه اي را آه از سال ١٩٤٨ و با (Boot) جنگ.انگليس يها طرحي را باعنوان عمليات چكمههدف مقابله با حزب توده روي آن آار آرده بودند در جلسه معرفي نمودند. از ادغام اين دو طرح، نقشه عملياتب هوجود آمد. آنها نخست مرآز عمليات خود را در لندن قرار دادند و سپس به دليل امكان (Ajax) موسوم به آژاآسارتباط آسان تر با انگلستان و ايران، اين مرآز به قبرس منتقل شد. نقشه نهايي در اول ژوئيه به تأييد چرچيل و در١١ ژوئيه به امضاي آيزنهاور رسيد. آرميت روزولت آه فارسي بلد نبود و با ايران نيز آشنايي آمي داشت، به عنوانرهبر عمليات محلي برگزيده شد. او م يتوانست بدون شناخته شدن به ايران سفر آند؛ به عنوان يك امريكاييب هراحتي به سفارت آن آشور دسترسي داشت و به عنوان نوه تئودور روزولت و برادرزاده فرانكلين روزولتمي توانست ب هعنوان نماينده رئي سجمهور امريكا با شاه صحبت آند. انگليس يها به سهم خود امكاناتارزشمندي را در اختيار آل عمليات گذاشتند. اولاً، آنها از نيروهاي آارآزموده اي برخوردار بودند آه با ايران آشناييديپلمات گوشه گير و مسئول ميز ايران در وزارت ،(Lane Peyman) آامل داشتند. اين افراد عبارت بودند از لين پيمنخارجه انگلستان از اواخر دهه ١٩٣٠ . در سال ١٩٥٢ ، شاه از اين موضوع ابراز نارضايتي آرد آه پيمن در سال١٩٤١ شخصاً طراحي عمليات برآناري پدر وي از سلطنت را برعهده داشت. عوامل ديگر عبارت بودند از نورمنو مسلط به زبان فارسي آه بيشتر مدت MI- يكي از جاسوسان قديمي 6 ،(Norman Darbyshire) داربي شايرآه از دهه ١٩٢٠ مرتب به (Geaffrey Willer) زمان جنگ جهاني دوم را در ايران حضور داشت؛ سرهنگ جفري ويلروابسته ،(Robin Zahner) ايران سفر آرده بود و در مذاآرات اخير نفتي نيز نقش مترجم را ايفا آرده بود؛ رابين زانرخبري و متخصص عرفان اسلامي آه بعدها به مقام استادي دانشگاه آآسفورد در زمينه مذاهب و اخلاق شرقيرسيد؛ و البته خانم پروفسور لمبتون در لندن آه همچنان بر ضرورت سرنگو نآردن مصدق اصرار م يورزيد.در تهران متخصص مسائل ايران نبود، اما از جنگ هاي داخلي MI- رئيس عمليات 6 (Woodehouse) وودهاوسيونان تجربيات بسياري آموخته بود.دوم آ نآه، انگليس يها يك شبكه غيررسمي را در داخل نيروهاي مسلح اداره مي آردند. از زمان جنگ دوم،اين شبكه از ميان افسران محافظ هآار آه عمدتاً به خانواد ههاي اشرافي تعلق داشتند، تشكيل شد. اين افرادعبارت بودند از: ژنرال حسن عرفا، ژنرال [سرهنگ] تيمور بختيار، سرهنگ هداي تالله گيلانشاه و از همه مه متر،سرهنگ حسن اخوي آه سا لها رئيس اداره اطلاعات ارتش بود. اين شبكه، عمدتاً از طريق سرهنگ اخوي،اعضاي خود را به رده هاي بالاتر ارتقا مي داد، چ پگراها را از پس تهاي حساس آنار مي زد و مسائل نظامي رامجموعه اطلاعات MI- خصوصاً در رابطه با گراي شهاي سياسي ديگر افسران مطلع مي نمود. بدين ترتيب، 6آاملي از وضعيت نظاميان را گردآوري آرده بود آه سيا اصلاً از آن بي بهره بود. براساس گزارش ويلبر، قسمتدر لندن شامل مطالعه اين پروند هها مي شد. درس روشني آه ويلبر از آل عمليات MI- اعظم تمهيدات سيا و 6گرفت آن بود آه اگر سيا بخواهد آودتاهاي مشابهي را در ديگر نقاط جهان تدارك ببيند، نخست بايد شم هاي اززندگي نظاميان محل آودتا را گردآوري نمايد. به گفته وي، سيا بايد اطلاعات تفصيلي شخصي، ولو اطلاعات پيشپا افتاده نظاميان را در اختيار داشته باشد تا دقيقاً بداند آه افسر مربوطه آيست، چه چيزي موجب خشنودي ويمي شود، دوستان وي چه آساني هستند و امثال آن.دوست (Ernst Perron) سوم آن آه، انگليسي ها دوستاني در رد ههاي بالاي دولت ايران داشتند: ارنست پروندوران آودآي شاه در سوئيس (پرون در آاخ سلطنتي اقامت دائم داشت)؛ سليمان بهبودي، رئيس تشريفاتيك زرتشتي اهل دهلي آه در تهران ب هعنوان مشاور سفارت ،(Shapour Reporter) دربار؛ شاپور ريپورترهندوستان آار مي آرد و خبرنگار ويژه تايمز لندن بود و درضمن به ملكه ثريا به طور خصوصي درس انگليسيم يداد (اندآي پس از آودتا وي از دربار انگلستان مقام شواليه گرفت)؛ آي تالله محمد بهبهاني، فرزند روحانيمشهور آه انقلاب ١٩٠٥ را رهبري آرده بود و از همه برجسته تر، سيدضياطباطبايي، رهبر حزب اراده ملي آه علناًاز انگلستان طرفداري مي آرد. سيدضيا فعاليت خود را در سال ١٩١٩ ب هعنوان يك روزنامه نگار طرفدار انگلستانwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانآغاز آرد، در آودتاي ١٩٢١ شرآت نمود و مدت آوتاهي پيش از آ نآه به دستور رضاشاه تبعيد شود، به عنواننخست وزيري رسيد. از سال ١٩٤١ ، سفارت انگلستان اغلب وي را براي تصدي پست نخست وزيري معرفيم يآرد، ولي شاه از جاه طلب يهاي وي مي ترسيد. با اين حال، تا سال ١٩٥٣ شاه با وي ملاقات هاي هفتگيترتيب مي داد تا مراتب ارادت خود را به انگليس يها ابراز آند.چهارم آ نآه، انگليسي ها عواملي هم داشتند آه اگرچه نقش آنها چندان مشهود نبود، اما از جايگاهحساسي برخوردار بودند. اين عوامل عبارت بودند از برخي روساي قبايل بختياري، بويراحمدي، ذوالفقاري،خمسه، مقدم و قبايل عرب (بختيار يها ب هتنهايي مي توانستند ١٠ هزار مرد مسلح را وارد صحنه آنند.) ديگرعوامل انگلستان عبارت بودند از سردبيران سه روزنامه پرسروصداي "داد"، "آتش" و "فرمان" و برادران رشيديان آهواردآننده آالاهاي انگليسي و تأمين آننده بودجه حزب اراده ملي بودند. (سفارت انگلستان از آنها به عنواندوستان وفادار و حقيقي ياد م يآرد آه همواره ب هدنبال آسب فرص تهاي تجاري بودند.) برادران رشيديان نيز بهنوبه خود رابط هاي خوبي در بازار داشتند؛ افرادي همچون شعبان جعفري معروف به شعبان ب يمخ، خطرناك ترينرهبر دست ههاي اوباش؛ و آسبه قديمي در اصناف قصابان، نانوايان و قنادها و همچنين روحانيون ميان پايه وابستهبه گروه محافظه آار مجاهدين اسلام و گروه فداييان اسلام.طبق تخمين وودهاوس، برادران رشيديان هر ماه دس تآم ده هزار پوند خرج اين روحانيون، سياستمداران وسردبيران روزنامه ها م يآردند. دست آخر اي نآه، ژنرال زاهدي، وزير سابق آشور دولت مصدق از اآتبر ١٩٥١ بهانگليس يها چراغ سبز نشان داده بود. زاهدي خود را به عنوان بهترين نامزد رهبري آودتا شناساند آه از حمايتافراد زيادي در ارتش برخوردار بود. اگرچه ادعاهاي وي تا حدود زيادي توخالي از آب درآمد، اما در عين حال تعدادياز نظاميان آه در زمان جنگ به دليل ارتباط با آلمان نازي در حبس بودند از او طرفداري مي آردند. او در سازمانافسران بازنشسته نيز متحداني داشت آه اآثريت اعضاي آن به تازگي از ارتش پاآسازي شده بودند. با اين حال،قدرت اصلي زاهدي در ميان شاخه مذهبي جبهه ملي نهفته بود: آي تالله ابوالقاسم آاشاني، روحاني برجستهجنبش مل يگراي ايران (آاشاني و زاهدي در زمان جنگ در يك اردوگاه اسير بودند)؛ سيدشمس الدين قنا تآباديرهبر مجاهدين اسلام و سه نماينده سخنور مجلس يعني مظفر بقايي، حسين مكي و ابوالحسن حائري زاده.در سال ١٩٥٢ ، رابطه ميان شاخ ههاي سكولار و مذهبي جبهه ملي ب هدليل اختلاف بر سر چند موضوع تيرهشد: تفسير قوانين قرآني، حق رأي بانوان، ماليات بازاريان، فروش مشروبات الكلي و تعيين متصديان برخيپس تهاي عالي، خصوصاً وزارتخانه هاي دادگستري و آموزش و پرورش.نيدب ترتيب، سفارت انگلستان تماس هاي خود را از طريق زاهدي و سيدضيا و برادران رشيديان با اين افراد حفظآرد. در ماه مي ١٩٥٢ ، زانر چنين گزارش داد:" مذاآره با دفاع همه جانبه پرون از سياست هوشمندانه شاه به پايان رسيد. او ادعا نمود آه شاه توانستهآاشاني، مكي و بقايي را از مصدق جدا آند و به يمن اين سياست شاه، جبهه ملي عملاً موجوديت خود را ازدست داده است. من با اين عقيده مخالفت نكردم، ولي بايد در سوابق، نظر خود را چنين بيان آنم آه جداشدنآاشاني و مكي دلايل ديگري داشت و زمينه اين دلايل را برادران رشيديان فراهم نمودند."يياكير ازسوي ديگر، ام ها نيز سهم خود را به آودتا پرداخت نمودند. مه مترين آورده آنها ساختمان سفارتخانهبود. پس از اآتبر ١٩٥٢ يعني زماني آه مصدق با استناد به مداخلات انگلستان در امور ايران، روابط ديپلماتيك بالندن را قطع آرد اهميت ويژه اي پيدا نمود.طبق محاسبه وزارت خارجه انگلستان، تعداد پرسنل برخوردار از وضعيت ديپلماتيك در سفارت ايالات متحده به٥٩ تن م يرسيد، درحال يآه اين رقم در مورد سفارت شوروي ٢١ نفر، سفارت فرانسه ٩ نفر و سفارت خود آنآشور پيش از تعطيلي ٢١ نفر بود. روشن بود آه افراد سيا در سفارتخانه با عناوين معمول وابسته فرهنگي،مطبوعاتي، امور آار و تجاري حضور دارند. امريكاي يها همچنين ١٢٣ مشاور نظامي در ارتش و ژاندارمري داشتند.(Mc Clure) اين نيروها آه از سال ١٩٤٢ مأموريت خود را در ايران آغاز آردند، تحت رهبري ژنرال رابرت مك آلورمتخصص جن گهاي رواني بودند آه ب هتازگي از آره به ايران اعزام شده بودند. اين افراد با افسران عملياتي به طورروزانه ارتباط برقرار م يآردند و خصوصاً با فرماندهان رست ههاي تانك در تماس بودند. از سال ١٩٤٦ ، پنتاگون به طور٤٢ تانك شرمن به ايران صادر و حدود ٣٠٠ افسر ، منظم شروع به صدور تانك به ايران آرد. فقط در سال ١٩٥٢ايراني براي آموز شهاي مربوطه به امريكا اعزام شدند. سفارت امريكا در سال ١٩٥٢ با خوشحالي گزارش آرد آهحتي افسران دست چين شده توسط دولت مصدق نيز به مستشاران امريكايي دوستي و وفاداري نشان داد هاند.م كآلور و همكارانش در مراحل تدارك آودتا با افسران آليدي ارتش حتي ژنرال تقي رياحي رئيس ستاد مشتركو مورد اعتماد مصدق تماس گرفتند.www.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانمتخصص اصلي سيا در امور ايران ويلبر بود. او آه اغلب به عنوان "جاسوس جنتلمن" شناخته م يشد،درحقيقت يك مأمور مخفي حرفه اي بود آه از دهه ١٩٣٠ تحت عناوين مختلف ازقبيل باستانشناس، متخصصتاريخ هنر و آارشناس نسخ جعلي به خاورميانه سفر م ينمود. موفقيت قبلي وي اين بود آه شاعر معروفايراني و مقيم مسكو به نام لاهوتي را تا دم مرگ پيش ببرد. ويلبر خاطرات وي را جعل نمود و منتشر ساخت وادعا آرد آه اين خاطرات ب هصورت مخفيانه از مسكو ربوده شده است. لاهوتي خوش شانس بود آه از جنوندشم نستيزي استالين جان سالم به در برد.هب نيز داشت. اين جوان با استعداد بعدها استاد علوم (Cottam) سيا در تهران يك مأمور جوان نام ريچارد آاتمسياسي دانشگاه پيتسبورگ پنسيلوانيا شد. او اطلاعات مختلفي را ن هتنها در مورد حزب توده بلكه درخصوص حزبزحمتكشان بقايي و حزب دست راستي افراطي آريا و سومكا (حزب ناسيونال سوسياليست آارگران ايران)جم عآوري آرده بود. اين دو حزب اخير آه احزاب بسيار آوچكي بودند در تقليد از ناز يها با يكديگر رقابتمي نمودند و خصوصاً با يهوديان و آمونيس تها ضديت شديد نشان م يدادند. رهبران اين احزاب نيز در زمان جنگبا زاهدي محبوس بودند. آاتم همچنين مقالاتي را براي چاپ در روزنامه هاي مزدبگير به رشته تحرير درمي آورد. دريكي از اين مقالات ادعا شده بود آه فاطمي قبلاً محكوم به سو ءاستفاده از اموال شده، به همجنس بازي معروفاست و دين خود را به مسيحيت و همچنين به بهائيت تغيير داده است. اين اتهامات فاطمي را در ديد بنيادگراهادس تآم به سه بار اعدام محكوم م ينمود. جاي تعجب نيست آه فداييان اسلام سعي آردند وي را به قتلبرسانند. سيا همچنين بي علاقه نبود آه براي مصدق اصل و نسب يهودي دست و پا آند.تس سازمان سيا د آم چهار مأمور محلي مهم داشت: سرهنگ عباس فرزانگان، احسان لنكراني و دوسرهنگ فرزانگان آه افسر ستاد بود به تازگي پس از گذراندن دوره .(Boscoes) جاسوس معروف به برادران بسكوفشرده عمليات مخفي در واشنگتن، به ايران بازگشته بود. فرزانگان پس از آار در ستاد مشترك، بيشتر افسرانعملياتي در تهران را مي شناخت. لنكراني از فعالان حزب توده بود آه مشكل موادمخدر داشت. اگرچه او در ردهرهبران حزب حضور نداشت، اما از يك خانواده سرشناس بود و به عنوان يك انقلابي افراطي شناخته م يشد. بهعبارت ديگر، او بهترين نامزد براي جاسوسي بود. برادران بسكو آه ويلبر آنها را آيواني و جلالي مي ناميد، بهاحتمال زياد همان فرخ آيواني و علي جلالي بودند. نفر اول خبرنگار روزنامه اطلاعات و نفر دوم رابط روزنامه ديليتلگراف بود و همچنين مجله ايران پرستان را منتشر مي ساخت. اين دو نفر با باشگاه ورزشي تاج و همچنين باوزنه برداران، لوطي ها و چاقوآشان عضو زورخانه هاي سنتي ارتباط داشتند. آنها وجوه دريافتي از سيا را ن هتنها درروزنامه هاي خود بلكه در ديگر روزنام هها ازقبيل آيهان، ملت ايران، ملت ما، آرام، ستاره اسلام و آسياي جوانانخرج م يآردند. روزولت در خاطرات خود به اين نكته اشاره م يآند آه سيا از برادران بسكو خواسته بود آه در روزورود هريمن به تهران در ژوئيه ١٩٥١ به گردهمايي حز بتوده حمله آنند. نكت هاي آه وي نگفته آن است آه حملهمزبور منجر به تلفات سنگين شد و از طرفداران حزب نازي در آن استفاده به عمل آمد.دست آخر اين آه، سيا موفق شد در ميان عناصر مذهبي جبه هملي نيز با افرادي ارتباط برقرار آند. در نوامبرسال ١٩٥١ ، آاردار سفارت انگلستان گزارش داد آه آاشاني پس از سنجيدن آامل جوانب اوضاع، هم با سفارتامريكا و هم با شاه ارتباط برقرار آرده است. وزار تخارجه انگلستان از منابع ديگر شنيده بود آه حزب زحمتكشانبقايي از امريكاي يها وجوه مخفيانه دريافت مي آرد. در هفته آودتا، سيا آن قدر پول خرج روحانيون [درباري] آرد آهاصطلاح "دلارهاي بهبهاني" رواج يافت و قيمت ارز در بازار سياه به يك سوم تنزل پيدا آرد.براي تدارك آودتا با يكديگر همكاري نزديك داشتند تا اراده شاه را تقويت نمايند. آنها نمايندگان MI- سيا و 6بلندپاي هاي را به ملاقات وي مي فرستادند تا به وي اطمينان دهند آه اجراي آودتا امكا نپذير است و دو آشورب هطور آامل از آن حمايت مي نمايند. سرهنگ اخوي، رئيس سابق اطلاعات ارتش، فهرستي از افسران آليديمايل به شرآت در آودتا را به شاه داد. خواهر قدرتمند وي، شاهزاده اشرف به اصرار آلن دالس از سوئيس بهايران بازگشت تا پيا مهاي لندن و واشنگتن براي شخص شاه را به سمع وي برساند. روزولت چندين نوبت به طورمخفيانه وارد آاخ شد تا از طرف آيزنهاور شخصاً به شاه اطمينان بدهد. در همين راستا، ژنرال نورمن شوارتسكفآه از سال ١٩٤٢ تا ١٩٤٩ هدايت تيم مستشاران امريكايي در ژاندارمري ايران را به عهده داشت، در اوايل ماهآگوست به تهران برگشت تا به شاه بيشتر اطمينان بدهد. او همچنين از فرصت استفاده آرد و به ملاقاتشاگردان خود رفت تا مطمئن شود آه آنها از توان خود براي تقويت آودتا استفاده مي آنند.يسيلگن اگرچه ا ها و امريكاي يها، ترديدهاي شاه را به شخصيت هملت گونه وي نسبت م يدادند، اما او برايترديد، دلايل موجه داشت. او م يخواست نسبت به حمايت افسران اطمينان آامل حاصل نمايد. او همچنين ازامريكا تعهد م يخواست آه پس از آودتا در حد وسيع به ايران آمك آند و همچنين قرارداد جديد نفت به گون هايبسته شود آه ظاهر آبرومندانه اي داشته باشد. در سال ١٩٤٩ ، پس از سوءقصد به جان شاه، او خود يك آودتايآوچك به راه انداخت [و با تشكيل مجلس موسسان] و با تغيير قانون اساسي و تحكيم امتيازات سلطنتي، بيشترمخالفان را دستگير نمود، اما پس از آن امريكايي ها آم كهاي خود را قطع نمودند و به انگلستان نيز قراردادwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانآزاردهنده الحاقي را پيشنهاد آردند. در نقشه آودتاي آژاآس فقط از قول ارسال آم كهاي آافي ازسوي امريكاصحبت شده بود، اما قرار بود انگلستان نيز تضمين آتبي بدهد آه در فضاي حسن نيت و انصاف، در آوتاه ترين زماندرخصوص نفت با ايران به تفاهم برسد.نكته آخر اي نآه شاه اطمينان مي خواست آه زاهدي خود در آينده به يك تهديد مبدل نشود. زاهدي پيشنهادآرد آه استعفانامه خود را بدون قيد تاريخ امضا نمايد. شاه با دريافت اين تضمي نها، امضاي خود را پاي آودتاگذاشت اما با يك شرط مهم. او از امضاي فرمان ملوآانه عزل مصدق از نخست وزيري خودداري نمود. اوم يخواست در صورت شكست آودتا، قادر به انكار نقش خود باشد. ويلبر مجبور شد امضاي او را جعل آند، بهعبارت ديگر، پوشش قانوني آودتا يك سند فاقد اعتبار قانوني بود.آودتاهام در هاي منجر به آودتا، بريتانيا و ايالات متحده جنگ رواني خود را تشديد آردند و تلاش نمودند تا با تبليغاتخود دولت مصدق را از هر طريق ممكن، تضعيف نمايند. در ميان اتهامات وارده به دولت مصدق م يتوان به تمايلاتآمونيست ي، تهديد اسلام، ايجاد اغتشاش عمومي، قدر تدادن به سياستمداران نادرست و هدايت عمدي آشوربه سمت آشفتگي اقتصادي اشاره نمود. به گفته تايم، آيزنهاور اعلام نمود آه تا زمان حل اختلاف ميان مصدق وانگلستان، امريكا مايل به خريدن نفت ايران و ارائه آم كهاي اقتصادي به اين آشور نيست. سفارت امريكا ايناعلام نظر را به عنوان يكي از ترفندهاي شوك درماني توصيف آرد. تلاش براي ب يثبا تآردن دولت محدود بهفعالي تهاي تبليغاتي نبود. قبايل محلي به طور مخفيانه اسلحه دريافت م يآردند. از آن هم ب يسروصداتر، يكگروه مسلح متشكل از افسران بازنشسته وابسته به زاهدي و بقايي ژنرال محمد افشارطوس، رئيس پليسمصدق را ربودند. چند روز بعد، جنازه وي آه به شدت شكنجه شده بود در اطراف تهران آشف گرديد. اين اقدام يكضربه آاري به دولت بود و هشدار واضحي براي ديگر افسران به حساب م يآمد. در عين حال، وجود ب يثباتي را بههمگان القا م ينمود و بالاخره اي نآه شايعاتي به راه افتاد در اين خصوص آه افراد بعدي فهرست چه آسانيهستند. هنگام يآه مصدق از حضور در انظار عمومي خودداري آرد و درعوض از منزل خود به اداره امور دولتپرداخت، رسان ههاي غربي ادعا آردند آه او دچار بيماري ترس و توهم شده است. يكي از يادداش تهاي وزارتخارجه با بياني ابهام آميز عنوان م ينمود: "اين داستان جالبي است آه گفته شود آمونيست ها قصد جان مصدقرا آرده اند و مي خواهند تقصير آن را به گردن انگلستان بيندازند."بمب در همين راستا، لنكراني منزل يكي از روحانيون برجسته را گذاري نمود و شبنامه هايي را به نام حزب تودهبراي ديگران فرستاد آه نويد ظهور يك جمهوري نوين و بدون خدا را مي داد. اين آار برخي را به وحشت انداخت آهدر ميان آنها رهبران آينده جمهوري اسلامي نيز بودند. ويلبر همچنين در گزارش خود نوشته است آه مقالاتمناسب ابتدا در روزنام ههاي غربي و سپس دوباره در روزنام ههاي ايراني به چاپ مي رسيد. نشرياتي همچوننيوزويك جنجال به راه انداختند آه آشور در آستانه افتادن به دام آمونيست هاست. آنها ادعا آردند آه حزب تودهبه جبه هملي نفوذ پيدا آرده و اعضاي آليدي دولت يعني فاطمي، عبدالعلي لطفي، وزير دادگستري و دآترمهدي آذر، وزير آموزش و پرورش رابطان مخفي حز بتوده هستند؛ مصدق ب هزودي با شوروي معامله خواهد آرد واگر اين اتفاق نيفتد، حزب توده شورش مسلحانه به راه خواهد انداخت.تل دو هاي امريكا و انگلستان مي دانستند آه مصدق نسبت به شوروي به اندازه غرب بي اعتماد است. درواقعآنها اغلب از اين بي طرفي مصدق ابراز نارضايتي مي نمودند. آنها ب هخوبي آگاه بودند آه طرفداران مصدق،مل يگرايان افراطي هستند (پس از آودتا تعدادي از آنها در ايالات متحده سكنا گزيدند.) آنها همچنين آگاه بودند آهاگرچه حز بتوده بزرگترين سازمان سياسي ايران است، اصلاً در موقعيتي قرار ندارد آه بتواند قدرت را تصاحبآند. اگرچه حز بتوده ٢٠٠٠٠ عضو رسمي و ١١٠٠٠٠ طرفدار داشت، اين تعداد درمقابل قبايل مسلح و ارتش١٢٩٠٠٠ نفري ايران تعداد قابل ملاحظ هاي ب هشمار نمي آمد. علاوه بر آن، انگليس يها و امريكاي يها به اندازهآافي اطلاعات داخلي از حزب داشتند آه بدانند توده برنامه اي براي به راه انداختن شورش مسلحانه ندارد. درآغاز بحران، هنگامي آه دولت ترومن تصور م ينمود امكان مصالحه وجود دارد، آچسون بر خطر آمونيسم تأآيدداشت و هشدار داد آه اگر به مصدق آمك نشود توده قدرت را به دست خواهد گرفت. وزارت خارجه انگلستان بهوي پاسخ دادآه توده يك تهديد واقعي نيست؛ اما در اوت ١٩٥٣ ، هنگام يآه وزارت خارجه اين ادعاي دولتآيزنهاور را تكرار مي نمود آه ممكن است توده قدرت را ب هدست بگيرد، آچسون پاسخ مي داد آه چنين خطريوجود ندارد.دح هب آچسون آافي صداقت داشت آه اعتراف آند مسئله حزب توده فقط يك پوشش براي مخفي آردنحقيقت بوده است. نقشه آودتا بسيار ساده بود. در نيم ههاي شب، سرهنگ نعم تالله نصيري فرمانده گاردسلطنتي آه ٧٠٠ نيرو در اختيار داشت مي بايست يك خودروي زرهي، شش افسر و دو آاميون سرباز را با خودبرم يداشت و در يك عمليات زنجير هاي، رئيس ستاد مشترك و وزراي اصلي آابينه را آه بيشترشان در شمالwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانتهران و نزديك پادگان گارد منزل داشتند دستگير مي نمود. آنگاه نصيري مي بايست به اقامتگاه مصدق م يرفت وفرمان شاه مبني بر عزل مصدق را ب هدست وي م يداد. اگر مصدق از قبول فرمان خودداري مي ورزيد، نصيريمي بايست او را هم دستگير م يآرد. علاوه بر آن، يك گروه ديگر از سربازان گارد سلطنتي مي بايست خطوط تلفنبازار را قطع م يآردند و مراآز اصلي مخابرات و مقر مرآزي ستاد مشترك را تصرف م يآردند. در همين زمان،زاهدي در رأس يك گردان تانك به سمت ايستگاه راديو م يرفت و در آنجا فرمان شاه را مبني بر انتخاب زاهدي بهنخست وزيري قرائت مي آرد. انتظار نم يرفت عمليات با مقاومت زيادي روبه رو گردد. محافظان مصدق فقط بهسلاح هاي سبك مجهز بودند. اگرچه فرماندهي اين محافظان با سرهنگ علي دفتري، يك ملي گراي متعصب وبرادرزاده مصدق بود، اما نظارت عاليه بر آنها در اختيار ژنرال محمد دفتري قرار داشت آه اگرچه با نخس توزيرنسبت خانوادگي داشت، اما به طور پنهاني با سلطنت طلبان همكاري مي نمود. علاوه بر آن، مك آلور و اخوي،پيش از آن حمايت بيشتر فرماندهان رست ههاي تانك خصوصاً در پادگان بزرگ سلطن تآباد در شمال تهران را جلبنموده بود. يك افسر بعدها نوشت آه در روزهاي پيش از آودتا، مشاوران نظامي امريكايي و همچنين سرهنگاخوي و سرهنگ فرزانگان از پادگا نها بازديد آرده و به فرماندهان گفته بودند آه مصدق تنها مانع دستيابي بهتوافق مطلوب در زمينه نفت است. مطابق نقشه آودتا، طرفداران مصدق م يبايست به هنگام بيدارشدن، خود رادرمقابل يك عمل انجام شده مي يافتند. انتظار مي رفت آه طرفداران آاشاني در منزل بمانند. چون آي تالله بهبهانياز آي تا للهالعظمي بروجردي فتواي تازه اي مبني بر مقابله با آمونيسم دريافت آرده بود. در صورتي آه حزب توده واعضاي باقيمانده جبه هملي حزب ايران، حزب ملت ايران و نيروي سوم به خيابان ها مي آمدند، برنام هريزان آودتااطمينان داشتند آه مي توانند آنها را سرآوب نمايند. از ميان پنج گردان مستقر در تهران، چهارتاي آن گردان اول ودوم آوهستان، اول زرهي و دوم زرهي تحت فرماندهي مستقيم سلطن تطلبان قرار داشت. فقط يكي از آنها،يعني گردان سوم آوهستان، تحت فرماندهي يكي از مل يگرايان يعني سرهنگ عز تالله ممتاز بود. اما جانشينفرمانده همين گردان نيز جزو سلطنت طلبان محسوب مي شد. پس از ژوئيه ١٩٥٢ ، ژنرال رياحي، رئيس ستادمشترك، اين پنج گردان را تماماً تحت فرماندهي ملي گرايان قرار داد آه بيشتر آنان مانند خود وي از طرفدارانحزب ايران و فارغ التحصيل دانشگا ههاي نظامي فرانسوي بودند. اما بسياري از فرماندهان عملياتي همچنانسلطنت طلب هاي آموزش ديده در امريكا و بريتانيا بودند. روزولت و همچنين شاه، از سوي سرهنگ اخوي وسرهنگ فرزانگان اطمينان يافته بودند آه اآثريت چه لنفر فرمانده عملياتي در تهران حامي آودتا هستند. انتظارنمي رفت آه گردان سرهنگ ممتاز مقاومت چنداني از خود نشان دهد، چون فقط يك نيروي ذخيره پياده نظام بود.در صورت مقاومت احتمالي اين گردان، سلطنت طلبان روي قواي آمكي نيروهاي تانك سرهنگ بختيار از آرمانشاهو سرهنگ ول يالله قراني از رشت حساب مي آردند. ويلبر با افتخار م يگويد آه سيا براي خريدن اين افسرانحتي يك سنت هم خرج نكرد. برادران رشيديان و برادران بسكو براي آن آه به آودتا ظاهري از حمايت مردميببخشند، مجبور بودند اعضاي حزب سومكا، آريا و فدائيان اسلام، ورزشكاران باشگاه تاج و لوطي ها و زورگيرهايمحل ههاي فاسد را در بازار جمع آنند، اينها وظيفه داشتند به وزراي آابينه و همچنين دفاتر سازما نهاي طرفدارمصدق حمله آنند. آنها مي بايست در ايستگاه راديو به آاميو نهاي حامل آشاورزان روستايي ملحق مي شدندآه از املاك سيدضيا و ژنرال عرفا در خارج تهران به آن محل منتقل م يگشتند. به عبارت ديگر، وظيفه اصلي اينجماعت آن بود آه سروصداي آودتا را زياد آنند.نقشه در آخرين ساعات ١٥ اوت به مرحله عمل درآمد. اما يكي از اعضاي گارد سلطنتي آه طرفدار حزب تودهبود موضوع را به مصدق خبر داد و آنها نيز مصدق را در جريان گذاشتند. رياحي، رئيس ستاد مشترك، نيروهايآمكي را از گردان سوم آوهستان به سرعت به اقامتگاه نخست وزير اعزام آرد. هنگامي آه نصيري نيمه هايشب به آنجا رسيد، درحال يآه پيش از آن فاطمي و دو وزير آابينه ديگر را دستگير آرده بود، ن هتنها با نگهبا نهايهميشگي منزل مصدق، بلكه با نيروهاي آمكي روبه رو شد. مصدق دستور داد نصيري بازداشت شود و درضمنفرمان شاه را نيز به عنوان يك سند جعلي رد آرد. او معتقد بود شاه نمي توانسته چنين سندي را امضا آند، چونطبق قانون اساسي، وي حق عزل و نصب نخست وزيران را ندارد.بلافاصله پس از اين رسوايي، رياحي متهمان اصلي را بازداشت نمود: افسران گارد سلطنتي (آه ناآگاهانهشامل افرادي هم آه آودتا را لو دادند مي شد)؛ پرون و بهبودي از آاخ سلطنتي، سرهنگ اخوي، بقايي و مكي ازمجلس و ژنرال نادر باتمانقليچ از اتحاديه افسران بازنشسته، اما همه آنها در زندان هاي فاقد امنيت آافيبازداشت شدند. حتي به اخوي اجازه داده شد در بيمارستان اقامت آند، چون ب هشدت مريض بود. با اين حال،رياحي توانست سه دستگاه تانك را در خارج ايستگاه راديو مستقر آند و همچنين سه گروهان آامل از گردانسوم آوهستان و سه دستگاه تانك را نيز به منزل نخست وزير منتقل نمايد. اين اقدامات باعث شد دولت به خطااحساس امنيت آند. شاه با شنيدن خبر اين آبروريزي، با هواپيماي ت كموتوره خود به بغداد فرار آرد. برنام هريزانآودتا در قبرس با نااميدي همه چيز را رها نمودند.اما در تهران، روزولت نقشه تاز هاي در سر مي پروراند. او حتي تهديد آرد آه هرآس صحبت از شكست آند اورا م يآشد. طبق نقشه جديد، چهار گروهان سلطن تطلب تهران م يبايست آار بازداشت مخالفان و تصرف نقاطاستراتژيك را انجام مي دادند، درحالي آه نيروهاي تقويتي تانك، حرآت به سمت تهران را از آرمانشاه و رشت آغازwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانم يآردند. اما براي آ نآه چهار گروهان تهران بتوانند از انبارهاي تحت محافظت شديد، مهمات آافي ب هدستآورند و بدون هيچ مقاومتي به سمت اهداف خود حرآت نمايند، ايده درخشاني به ذهن روزولت رسيد: بايد آاريآرد آه مصدق خود به نيروهايش دستور بدهد تا از اقدام خودداري آنند. ويلبر، روزولت و وودهاوس، اين بخشمبتكرانه از آودتا را به سكوت برگزار مي آنند تا نقش سفير امريكا را در عمليات برجسته نكنند. نقشه جديد در ١٩اوت به مرحله عمل درآمد.دو روز پيش يعني در ١٧ اوت، هندرسون درخواست آرده بود آه با مصدق ملاقات فوري داشته باشد. بلافاصلهپس از تلاش نافرجام براي آودتا، او با يك هواپيماي نظامي ويژه به تهران بازگشت. او ١١ هفته از ايران غيبتداشت و بخشي از وقت خود را صرف هدايت آودتا از خارج نموده بود، اما دليل ديگر غيبت وي اين بود آهم يخواست به هنگام سقوط دولت در زمان پيش بيني شده، از نظرها پنهان باشد. در فرودگاه، وي مورد استقبالپسر مصدق و يك دسته از محافظان نظامي قرار گرفت. پسر مصدق به آنجا رفته بود آه زمينه روابط باايالات متحده را حفظ آند و هدف از اعزام محافظان نيز آن بود آه سفير درمقابل هجوم جمعيت خشمگين آه بهخيابان ها ريخته و عليه شاه شعار م يدادند محافظت شود. جمعيت ضمن دفاع از جمهوري ، مجسمه هاي شاه رادر نقاط مختلف تهران به زير مي آشيد. اگرچه بيشتر اين تظاهرات حرآت هاي خودجوش عليه آودتاي نافرجامبود، اما برخي از آنها نيز توسط لنكراني، رشي ديان و برادران بسكو سازماندهي شده بود. به گفته ويلبر، اينجاسو سها دفتر حزب ملت ايران را به آتش آشيدند و مغاز ههاي مرآز و جنوب شهر را غارت نمودند و همه اينآارها را به اسم حزب توده انجام دادند.رهظ ملاقات خصوصي هندرسون با مصدق در ساعات پاياني بعداز ١٨ اوت صورت گرفت. هندرسون خود متنخلاصه و گمراه آننده اين مذاآره را نوشت و براي وزارت امورخارجه فرستاد. اما مشروح جلسه در مقاله بسيارمفيد تايم به چاپ رسيد. هندرسون صحبت خود را با اشاره به اين مطلب آغاز آرد آه واشنگتن مطمئن نيست آهآيا مصدق همچنان نخس توزير قانوني ايران است يا خير. مصدق جواب داد آه طبق قانو ناساسي، مجلس ازاختيار انتخاب نخست وزير برخوردار است و بنابراين، فرد منتخب همچنان نخست وزير باقي خواهد ماند تا زمان يآهجلسه بعدي پارلمان تشكيل شود؛ او همچنين تأآيد نمود آه انتخابات مجلس بعدي در آينده خيلي نزديك برگزارخواهد گرديد.يمن هندرسون در ادامه صحبت خود هشدار داد آه ايران تواند از امريكا انتظار همدردي داشته باشد.درحال يآه جمعيت در خيابا نها اموال امريكايي ها را مورد تهديد قرار مي دهد و فرياد مي زند "يانكي، برو گمشو!"او تهديد نمود آه تمام امريكاي يها ازجمله پرسنل سفارتخانه و زنان و فرزندان آنها را از ايران خارج م ينمايد،مگر آ نآه براي ايجاد نظم و قانون، تدابير قاطع و فوري اتخاذ گردد. اين حرف مانند يك اولتيماتوم بود: اگر ايناقدامات صورت نگيرد، ايالات متحده ديگر مصدق را به عنوان رئيس دولت قانوني ايران به رسميت نخواهد شناخت.برعكس، هندرسون عنوان نمود آه اگر اقدام لازم ازسوي دولت به عمل آيد، ايالات متحده ارائه آمك هاي بيشتر بهايران را مدنظر قرار مي دهد. مصدق در حضور هندرسون به فرماندار نظامي تهران تلفن آرد و به او دستور داد آهبراي پاآسازي خيابان ها از قواي لازم استفاده به عمل آورد. مجله تايم چنين اظهارنظر آرد آه "پس از اين مذاآره،وقايع سرعت فراوان به خود گرفت" و "اشتباه مرگبار" مصدق اين بود آه دست ارتش را بدين ترتيب بازگذاشت.مصدق ن هتنها تظاهرات خيابان را ممنوع اعلام آرد، بلكه برادرزاده خود، ژنرال دفتري را آه مخفيانه با عوامل آودتاهمكاري مي آرد به سمت رئيس پليس و فرماندار نظامي تهران برگزيد. جبهه ملي و حزب توده آه مشتاق بودنديك جبهه واحد را تشكيل دهند از هواداران خود خواستند آه در خان ههاي خود باقي بمانند. سفارت امريكا بهواشنگتن تلگراف زد آه مصدق خود دستور ورود ارتش به خيابا نها را داده است. سفارت انگلستان طي بررسيپس از اين حادثه، خاطرنشان ساخت آه دستور مصدق براي شكستن صف تظاهرآنندگان يكي از تصميماتي بودآه سقوط وي را نزديك ساخت. به همين ترتيب، وزارت خارجه انگلستان به هنگام اظهارنظر درخصوص گزارشسانسورشده سفارت امريكا تأآيد نمود آه لحظه حياتي و سرنوشت ساز در طول بحران زماني فرارسيد آهمصدق ارتش را به خيابان ها فرستاد.نيدب ترتيب، ١٩ اوت با اين وضعيت آغاز شد آه طرفداران مصدق از آمدن به خيابا نها خودداري آردند،درحال يآه دست ههاي سلطنت طلب، پليس و ژاندارمري با دريافت فرمان دولت مبني بر ايجاد نظم به قلب شهررفتند. از همه مه متر آ نآه هنگ اول زرهي به راحتي براي ٣٢ دستگاه تانك خود از پادگان سلطنت آباد سوخت ومهمات دريافت آرد. در عين حال، گردان سوم آوهستان آه طرفدار مصدق بود، در پادگان باقي ماند، زيرا مطمئنبود آه حرآت ديگر نيروها به داخل شهر براي دفاع از دولت است. نيروهاي سلطنت طلب به محض ورود به شهرنقشه اصلي آودتا را اجرا آردند. آنها مرآز مخابرات و ايستگاه راديو را به اشغال خود درآوردند؛ خطوط تلفن بازار وگردان سوم آوهستان را قطع آردند؛ سلطنت طلبان بازداشت شده را آزاد نمودند (اعضاي گارد سلطنتي، رهبراندست ههاي اوباش و قاتلان افشارطوس)؛ و رئيس ستاد مشترك و چندتن از وزراي آابينه را بازداشت آردند.www.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايراندر همين زمان، نيروهاي نظامي يك دسته از اوباش را آه از جنوب تهران به راه افتاده بود و دفاتر پنج سازمان وهشت روزنامه را به آتش آشيده بود همراهي م ينمودند. جاي تعجب نيست آه خبرنگاران غربي گرفتارتر از آنبودند آه از اين "نمايندگان واقعي مردم" عكس بگيرند. يكي از اين خبرنگاران به صورت گذرا اشاره آرد آه تعدادجمعيت سلطنت طلبان مسلح به چماق در ابتدا ٥٠٠ نفر بود، ولي پس از حمايت سربازان، افراد پليس وژاندار مها تعداد آنان به ٣٠٠٠ نفر افزايش پيدا آرد. يك روزنامه نگار ديگر اين وضعيت را پيشرفت مضحك ناميد.احتمالاً تعدادي از طرفداران آاشاني هم در اين جماعت حضور داشتند؛ يك ديپلمات عراقي گزارش داد آهشاه يك روز پس از بازگشت پيروزمندانه خويش، اقدام بي سابق هاي را انجام داد و آاشاني را به منزل خود دعوتنموده، براي همكاري در اعاده سلطنت از وي تشكر نمود. پرده آخر نمايش در بعدازظهر آن روز اجرا شد. يعنيهنگام يآه ٢٧ تانك شرمن محل سكونت مصدق را آه تحت حمايت نيروهاي سرهنگ ممتاز و سه دستگاه تانكوي بود، محاصره آردند. نبرد آنها سه ساعت به طول انجاميد و قسمت اعظم ساختمان تخريب شد. در جريان اينمحاصره، رهبران حز بتوده پيشنهاد آمك نمودند، اما مصدق از قبول آن خودداري نمود يا ب هدليل آ نآه از ميزانتوانايي واقعي آنها آگاهي داشت و يا بدان جهت آه هنوز به حرف هاي هندرسون اعتقاد داشت (او حتي درجريان محاآمه خود نيز ايالات متحده را مستقيماً متهم نساخت). شايد هم علت اين رفتار مصدق آن بود آه طالبخشونت بيشتر نبود؛ آنها آه با وي در محاصره افتادند تعريف مي آنند آه او حتي حاضر نشد از جبه هملي آمكبخواهد. يكي از وزرا توضيح داد آه او م يخواست به هر قيمتي آه شده از بروز جنگ داخلي اجتناب آند، چوناين امر ممكن بود به تقسيم ايران ميان انگلستان و شوروي بينجامد. به گفته خبرنگار نيويورك تايمز آه در تماممدت آودتا در صحنه حضور داشت، ميزان تلفات در زدوخورد بيرون منزل مصدق بالغ بر ١٠٠ زخمي و ٣٠٠ تن(Arnaud آشته بود. ( ٢٠ اوت ١٩٥٣ ). تايم هم آمار مشابهي را ارائه داد ( ٣١ اوت ١٩٥٣ ). اما آرنودو بورشگريسآه در آن زمان مخبر نيوزويك بود و بعدها سردبير واشنگتن تايمز شد، يك هفته بعد به محل de Burchgrace)حادثه رسيد و گزارش داد آه فقط ٦٣ نفر در شورش عمومي عليه مصدق آشته شده اند، ( ٣١ اوت ١٩٥٣ ). بهادعا نمود آه شورش مردمي، (Christian Science Monitor) همين ترتيب، روزنامه آريستين ساينس مانيتورب هدليل آن اتفاق افتاد آه شاه ايران فردي بود ليبرال، پيشرو و قهرمان اصلاحات، در حال يآه مصدق فردي بودپو چگرا، ضدخارجي و به شدت معتقد به حكومت تود هاي مردم.بديهي است اندك روزنام ههاي منتشر شده در تهران از ذآر آمار تلفات خودداري آردند و در عوض در اينخصوص به داد سخن پرداختند آه مردم بازار، محله هاي فقير جنوب شهر و حتي مردم روستاها تا چه حدميه نپرستي از خود نشان دادند و با اشتياق به مرآز تهران سرازير شدند تا عشق ب يپايان خويش را نسبت بهشاه نشان بدهند. هنوز گرد و غبار درگير يها فرو ننشسته بود آه آيزنهاور خطاب به مستمعين خود در آاخ سفيداعلام نمود، ارتش ميهن پرست به همراه مردم ب هدليل نفرتشان از آمونيسم و عشق به سلطنت به پيروزيرسيدند. (اسناد خارج شده از طبق هبندي آاخ سفيد، ١٩٧٨ ، آاخ سفيد، سند ٣١٨ ). اين سخنراني وي، ديدگاهاستاد زبان فارسي ،(Peter Avery) امريكا را خصوصاً براي محققان در طي ٣٠ سال بعد تعيين نمود. پيتر آوريدانشگاه آمبريج ادعا آرد "موجي آه عليه مصدق ب هپاخاست، ناشي از معايب خود وي بوده است معايبيهمچون توهمات، نزديكي با حزب توده، رو شهاي ديكتاتورمآبانه و البته ناتواني در مصالحه با انگلستان". جرجاستاد علوم سياسي دانشگاه برآلي چنين استدلال نموده آه مردم ،(George Lenczowski) لنچووسكيغيرنظامي از جان گذشته، بدون آمك نيروهاي خارجي، با نبرد قهرمانانه خود براي بيرون راندن نخست وزير ياغي،استقلال آشور را نجات دادند. به همين ترتيب، آاتم حتي پس از نارضايتي از سيا و شاه بر اين عقيده بود آه١٩ اوت بيشتر يك جنبش خودجوش مردمي بود آه هراس آشور از آمونيسم و نارضايتي آنها از مصدق را نشانم يداد.پس از آودتاآودتا زمين هساز ملي زدايي از صنعت نفت بود. دولت جديد ايران پس از آودتا امتياز نفت ايران را بهآنسرسيومي از چند شرآت بزرگ واگذار نمود. به ظاهر، شرآت ملي نفت ايران همچنان تصدي امور نفت ايران رادر دست داشت، اما درحقيقت، آنسرسيوم مزبور آنترل آامل مديريت، پالايش، توليد و توزيع نفت را ب هدست(British گرفت. ٤٠ % سهام آنسرسيوم به شرآت نفت ايران و انگليس رسيد آه نام خود را به بريتيش پتروليوميعني رويال شل تعلق پيدا آرد (بدي نترتيب اآثريت سهام متعلق BP تغيير داد، ١٤ % به شريك Petroleum- BP)به انگليسي ها بود)؛ ٤٠ % سهام از آنِ شرآت هاي امريكايي شد و ٦% نيز به شرآت نفت دولتي فرانسه تعلقيافت. آنسرسيوم مي بايست ٥٠ % سود خود را به ايران م يداد. به گفته آاردار جديد بريتانيا، فرمولي آه ايجادشده بود، آنترل لازم را در اختيار آنسرسيوم قرار م يداد. ايالات متحده براي شيرين ترآردن معامله ٤٠ ميليون دلارآمك براي ايران صادر آرد. ٢٨ ميليون دلار از اين آمك در ماه سپتامبر و ٥ ميليون دلار آن مخفيانه و درست در روزپس از آودتا به ايران تعديل گرديد.www.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايراناين آودتا همچنين خاستگاه يك دوران سرآوب سياسي بود. بلافاصله پس از وقوع آودتا، نظاميان، مصدق ونزديك ترين دوستان وي در آابينه را به همراه ١٢٠٠ تن از فعالان حز بتوده دستگير نمودند.تسوگآ ات تعداد دستگيرشدگان ١٩٥٤ به ٤٠٠٠ تن رسيد. تعداد زياد افراد دستگيرشده عد هاي را از اينموضوع متعجب ساخت آه چرا حزب توده از وقوع آودتا پيشگيري نكرده است. حقيقت آن است آه آل تعداد اينافراد در مقايسه با افراد رسمي ارتش (بيش از ١٥٠٠٠ نفر) و افراد وظيفه (بيش از ٥١٠٠٠ نفر) ناچيز بود. نكتهمهم آ نآه بيشتر افراد بازداشت شده پزشك، مهندس، معلم و افسران پليس، ژاندارمري و پياده نظا مهايي بودندآه در نقاط خارج از مراآز خدمت مي آردند. فقط ٢٦ تن از اين افراد جزو سواره نظام بوده، تنها دونفر از آنان درتهران، تانك در اختيار داشتند (يكي از آنها مشغول دفاع از منزل مصدق بود و ديگري در خارج ايستگاه راديو بهمقاومت در برابر آودتاچيان پرداخت.)هب ههبج اب طورآلي، رفتار رژيم جديد ايران ملي ملايم ولي با حزب توده بسيار خشن بود. مصدق، بيشتر وزرايآابينه و افسران نظامي مورد اعتماد وي با احكام حبس درحدود سه سال مواجه شدند. محاآمه شديداً سياسيمصدق باعث دردسر زيادي براي رژيم شد؛ ب هجاي آ نآه دادگاه نظامي او را محاآمه نمايد، مصدق دادگاه را بهمحاآمه آشيد. از ميان وزراي مصدق، فقط دآترفاطمي اعدام شد. او پس از شكست آودتاي اول، خواهانتشكيل جمهوري گرديد و پس از آودتاي ٢٨ مرداد در يكي از مخفيگا ههاي زيرزميني پنهان شد و از اتحاد ميان تودهو جبه هملي دفاع آرد.حز بتوده با رفتاري به شدت خشونت آميز روب هرو شد. بين سا لهاي ١٩٥٣ و ١٩٥٨ رژيم، ١١ تن از اعضاي اينحزب را زير شكنجه به قتل رساند، ٣١ نفر از آنها را اعدام آرد، ٥٢ نفر ديگر را به اعدام محكوم نمود (اين احكامبعدها به حبس ابد آاهش يافت)، ٩٢ نفر را به حبس ابد با اعمال شاقه و ١٠٠ نفر را نيز به حبس از ١ تا ١٥ سالمحكوم ساخت.افس براساس گزارش رتخان ههاي انگلستان و امريكا، اعدا مهاي نخست با سروصداي زياد انجام شد، امااعدا مهاي بعدي ب هدليل ترس از اعتراضات مردمي، شجاعت محكومان در مقابل مرگ، اآراه جوخه هاي آتش ازتيراندازي مستقيم به طرف محكومين و تصور عموم مبني بر اين آه ايالا تمتحده دولت ايران را به چنين آارهايوحشيان هاي واداشته، در خفا صورت گرفت.اين تصور عمومي آاملاً درست بود. وزارت خارجه انگلستان توضيح داد آه شدت سرآوب، ناشي از تمايلدولت ايران براي جلب نظر ايالات متحده است آه ايران انتظار زيادي براي آمك از آن آشور دارد. سفارتايالات متحده در تحقيق گسترده اي آه در مورد حز بتوده انجام داد چنين عنوان آرد آه فقط سرآوب گستردهمي تواند اين حزب را در هم بشكند و تطميع اجتماعي اقتصادي اثر چنداني ندارد، چون بيشتر اعضاي ح ز ب افرادمتخصص يا آارگران ماهر آارخان هها با حقوقي مناسب هستند. گزارش مزبور با اين استدلال از سرآوب دفاع آردآه پاي شكسته را بايد تا زمان جوش خوردن شكستگي گچ گرفت و از حرآات زيانبار آن جلوگيري آرد. گزارشمزبور در پايان با تلخي اضافه م يآرد: "اين عقيده آه آمونيسم از سرآوب تغذيه م يآند خود زاييده ذهنآمونيس تهاست."يلمع يل در طرح اص ات آژاآس به اين مطلب اشاره شده بود آه اگر عمليات شكست بخورد، براي امريكا آثاربسيار سنگيني دربرخواهد داشت؛ منظور از اين آثار، قطع روابط ديپلماتيك و اخراج تمام امريكاي يها از ايران بود.البته آودتا پيروز شد و چنين آثار زيانباري به وقوع نپيوست، ولي اگر طراحان اصلي آودتا اآنون زنده بودند اذعانم يآردند آه آثار بلندمدت آودتا براي امريكا فاجعه آميز بوده است.هتخانش ينعي آودتا همان لكه ننگ انگلستان را بر دامن امريكا نشاند، شدن به عنوان يك قدرت استعمارگر؛تصويري آه موجب عدم اعتماد عميق در روابط ميان ايران و ايالات متحده گرديد. اين آودتا موجب شك لگيري يكنظام ديكتاتوري شد آه هر روز بيش از پيش محبوبيت خود را از دست مي داد و دچار فساد مي شد. آودتاي ٢٨مرداد ميخي بود بر تابوت نظام سلطنتي، چرا آه آن را با قدرت هاي استعماري پيوند زد. آودتا، ارتش ايران رانشان داد؛ احزاب سكولار يعني توده و جبهه ملي را متلاشي ساخت و راه را MI- دس تنشانده شاه، سيا و 6براي ظهور مخالفان مذهبي به رهبري [آي تالله] خميني باز آرد. مصدق ب يطرف جاي خود را به [آي تالله]خمينيمذهبي داد. جنبش مصدق نتوانست رهايي ملي را به همراه بياورد، اما سال ها بعد اين رهايي در قالب جنبش[آيت الله]خميني ظاهر شد. نقش آودتا بر فرهنگ ايران نيز عميق بود، ملت ايران دچار اين توهم شد آه دستبيگانگان همواره امور ايران را اداره مي آند؛ و به اين اعتقاد رسيد آه تنها راه جلوگيري از تكرار آودتاي ١٩٥٣توسل به زور است. ب هطور خلاصه، آودتا ضربه سختي به ليبراليسم و همچنين به سوسياليسم و مل يگراييسكولار وارد ساخت. در سال ١٩٨١ ، در چهاردهمين سالگرد وفات مصدق، [آي تالله] عل يخامنه اي آه اآنون رهبرwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانايران است، اعلام آرد: "ما مثل آلنده (و مصدق) ليبرال نيستيم آه سيا بتواند ما را سرنگون آند." اين نگرشهمچنان بر ايران امروز سايه افكنده است.يادداش تها:صصتخم و دانشگاه شهر نيويورك ب هخاطر اجازه (Professional Staff Congress) ٭مايلم از آنگره نيروهايسفري آه در سال ١٩٨٢ براي رفتن به لندن و تحقيق در مورد بحران نفت ايران در سا لهاي ٥٣ ١٩٥١ براي منبراي نظراتش و از حميد احمدي، (Eric Hugland) دريافت آردند تشكر آنم. همچنين بايد از اريك هوگلاندهداي تالله متين دفتري و سينا سعيدي به خاطر مطالبي آه در اختيارم گذاشتند تشكر نمايم.يت هلاقم هب باعنوان "سيا در بيان حقايق سا لهاي (T.Weiner) ٭براي بحث در مورد اسناد سيا نگاه آنيد . واينراول جنگ سرد، آند است." در نيويورك تايمز، ٨ آوريل ١٩٩٦ ؛ "سيا مدارك آودتاي ١٩٥٣ ايران را نابود آرده است"،در نيويورك تايمز ٢٩ مي ١٩٩٧ ؛ "سيا به قول خود عمل نكرد و گشودن پروند ههاي جنگ سرد را به تعويقباعنوان "طبق هبندي شده!" در نشريه (Kimbal) انداخت." در نيويورك تايمز ١٥ ژوئيه ١٩٩٨ ؛ مقاله آيمبال. فوريه ١٩٩٧ ، صفحات ١٠ ٩ و ٢٣ ٢٢ ، Perspectionsنتاس (Elwell – Sutton) ٭در طول جنگ سرد، وزارت خارجه انگلستان دولت ايران را قانع آرد آه پروفسور الولرا به ايران راه ندهد، چون وي "ضدانگليسي، ضداستعمار و ضدشاه" است. اندآي پس از آودتا، الول ساتن آتاب"نفت ايران" را نوشت آه از معدود آتا بهايي بود آه مصدق را م يستود. هيچ دانشگاه و روزنامه تجاري دربود. [اين آتاب توسط دآتررضا رئيس (Lowrence and Wishart) انگلستان به اين آتاب اشاره نكرد. ناشر آتابطوسي، باعنوان "نفت ايران" ترجمه شده است.]هب ٭ عنوان يك تحليل عالي از نحوه تصويرآردن مصدق توسط رسان ههاي امريكا مراجعه آنيد به آتاب دورمان.١٩٨٧ ،(M.Farhang) و فرهنگ (W.Dorman)١٥٠٠ تانكر در جهان وجود داشت: ٣٩٥ فروند آن امريكايي، ٢١٤ فروند نروژي و ١٥٥ فروند آن ، ٭ درسال ١٩٥١پانامايي بود و تقريباً همگي در مالكيت شرآت هاي بزرگ نفتي قرار داشت. فقط ١٠ فروند نفتكش در اختيارشوروي و آشورهاي اروپاي شرقي بود. در يادداشت سيا، ويلبر م ينويسد آه به گفته سرهنگ نصيري، شاهفرمان را به اصرار ملكه ثريا امضا آرد، اما اضافه م يآند "اين مطلب را نمي توان تأييد آرد." در مكالم هاي با من درسال ١٩٦٩ ، ويلبر اين عقيده را در ذهن من به وجود آورد آه خودش امضاي شاه را جعل آرده است. اين موضوعشايد علت تأخير دو روزه تلاش اول براي آودتا را توضيح بدهد. روزولت ادعا م يآند آه دليل تأخير، بي آفايتيايران يها و مشكلات داخلي آاخ سلطنتي براي امضاي فرمان بود. اما علت م يتوانست آن باشد آه فرمان برايامضا توسط ويلبر با هواپيما به قبرس فرستاده شد. پس از غارت منزل مصدق، فرمان مفقود شد.٭ دو تن از اعضاي حزب توده عضو گارد سلطنتي بودند؛ ستوان عبدالصمد خيرخواه و ستوان مهدي همايوني.براي بررسي نقش احتمالي اين دو در جلوگيري از موفقيت آودتا نگاه آنيد به آتا بهاي جوانشير ( ١٩٨٧ ، صص٧٩ ٢٧٨ )؛ آيانوري ( ١٩٩٢ ، صص ٦٦ ٢٦٤ )؛ امير خسروي ( ١٩٩٦ ، صص ٢٧ ٥٢٦ )؛ خسرو پناه ( ١٩٩٨ ، صص.( ٧٣ ٢٤يم ٭فقط شخص هندرسون توانست محتواي مكالمات خود با مصدق را فاش آند. او در گزارش رسمي خود بهواشنگتن، موضوع دادن اولتيماتوم را چندان برجسته نكرده است. نگاه آنيد به "مصاحبه سفير امريكا با مصدق" دريادداشت هاي خصوصي هندرسون مويد گزارش غيررسمي و مفص لتري “F.O371/Persia 1953/ سند ” 104570است آه در تايم به چاپ رسيد.داورپناه ؛F.O371/Persia 1957 12? ٭در مورد شواهد پيشنهاد آمك حزب توده به مصدق، نگاه آنيد به: 075. ١٩٧٩ ، آيانوري ١٩٩٢ ، صص ٧٩ ٢٧٦حيضوت : متن اصلي به همراه د هها منبع و مأخذ اين مقاله تحقيقي در دفترموجود است. www.meisami.com نشريه و همچنين در سايت اينترنتيسوتيترها:www.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايرانيسيلانگ ها يك شبكه غيررسمي را در داخل نيروهاي مسلح اداره م يآردند. از زمان جنگ دوم، اين شبكه ازميان افسران محافظ هآار آه عمدتاً به خانواده هاي اشرافي تعلق داشتند، تشكيل شد. اين افراد عبارت بودند از:ژنرال حسن عرفا، ژنرال [سرهنگ] تيمور بختيار، سرهنگ هدايت الله گيلانشاه و از همه مهم تر، سرهنگ حسناخوي آه سال ها رئيس اداره اطلاعات ارتش بوددرس روشني آه ويلبر از آل عمليات گرفت آن بود آه اگر سيا بخواهد آودتاهاي مشابهي را در ديگر نقاط جهانتدارك ببيند، نخست بايد شم هاي از زندگي نظاميان محل آودتا را گردآوري نمايد. به گفته وي، سيا بايد اطلاعاتتفصيلي شخصي، ولو اطلاعات پيش پا افتاده نظاميان را در اختيار داشته باشد تا دقيقاً بداند آه افسر مربوطهآيست، چه چيزي موجب خشنودي وي مي شود، دوستان وي چه آساني هستند و امثال آنربژنرال زاهدي، وزير سابق آشور دولت مصدق از اآت ١٩٥١ به انگليس يها چراغ سبز نشان داده بود. زاهديخود را به عنوان بهترين نامزد رهبري آودتا شناساند آه از حمايت افراد زيادي در ارتش برخوردار بود. اگرچهادعاهاي وي تا حدود زيادي توخالي از آب درآمد، اما در عين حال تعدادي از نظاميان آه در زمان جنگ ب هدليلارتباط با آلمان نازي در حبس بودند از او طرفداري مي آردندههبج قدرت اصلي زاهدي در ميان شاخه مذهبي ملي نهفته بود: آي تالله ابوالقاسم آاشاني، روحاني برجستهجنبش مل يگراي ايران (آاشاني و زاهدي در زمان جنگ در يك اردوگاه اسير بودند)؛ سيدشمس الدين قنات آباديرهبر مجاهدين اسلام و سه نماينده سخنور مجلس يعني مظفر بقايي، حسين مكي و ابوالحسن حائري زادهدر سال ١٩٥٢ ، رابطه ميان شاخه هاي سكولار و مذهبي جبه هملي ب هدليل اختلاف بر سر چند موضوع تيره شد:تفسير قوانين قرآني، حق رأي بانوان، ماليات بازاريان، فروش مشروبات الكلي و تعيين متصديان برخي پس تهايعالي، خصوصاً وزارتخانه هاي دادگستري و آموزش و پرورشمتخصص اصلي سيا در امور ايران ويلبر بود. او آه اغلب به عنوان "جاسوس جنتلمن" شناخته م ي شد، درحقيقتيك مأمور مخفي حرف هاي بود آه از دهه ١٩٣٠ تحت عناوين مختلف ازقبيل باستانشناس، متخصص تاريخ هنر وآارشناس نسخ جعلي به خاورميانه سفر مي نمودهب نيز داشت. اين جوان با استعداد بعدها استاد علوم (Cottam) سيا در تهران يك مأمور جوان نام ريچارد آاتمسياسي دانشگاه پيتسبورگ پنسيلوانيا شد. او اطلاعات مختلفي را ن هتنها در مورد حزب توده بلكه درخصوص حزبزحمتكشان بقايي و حزب دست راستي افراطي آريا و سومكا (حزب ناسيونال سوسياليست آارگران ايران)جم عآوري آرده بودوزار تخارجه انگلستان از منابع ديگر شنيده بود آه حزب زحمتكشان بقايي از امريكاي يها وجوه مخفيانه دريافتم يآرد. در هفته آودتا، سيا آ نقدر پول خرج روحانيون [درباري] آرد آه اصطلاح "دلارهاي بهبهاني" رواج يافت وقيمت ارز در بازار سياه به يك سوم تنزل پيدا آردبراي تدارك آودتا با يكديگر همكاري نزديك داشتند تا اراده شاه را تقويت نمايند. آنها نمايندگان MI- سيا و 6بلندپاي هاي را به ملاقات وي مي فرستادند تا به وي اطمينان دهند آه اجراي آودتا امكان پذير است و دو آشورب هطور آامل از آن حمايت مي نمايندبرادران رشيديان و برادران بسكو براي آن آه به آودتا ظاهري از حمايت مردمي ببخشند، مجبور بودند اعضايحزب سومكا، آريا و فدائيان اسلام، ورزشكاران باشگاه تاج و لوطي ها و زورگيرهاي محله هاي فاسد را در بازارجمع آنند، اينها وظيفه داشتند به وزراي آابينه و همچنين دفاتر سازمان هاي طرفدار مصدق حمله آنندبلطم هندرسون صحبت خود با مصدق را با اشاره به اين آغاز آرد آه واشنگتن مطمئن نيست آه آيا مصدقهمچنان نخست وزير قانوني ايران است يا خير. مصدق جواب داد آه طبق قانو ناساسي، مجلس از اختيار انتخابنخست وزير برخوردار است و بنابراين، فرد منتخب همچنان نخست وزير باقي خواهد ماند تا زماني آه جلسه بعديپارلمان تشكيل شود؛ او همچنين تأآيد نمود آه انتخابات مجلس بعدي در آينده خيلي نزديك برگزار خواهد گرديدآودتا زمينه ساز ملي زدايي از صنعت نفت بود. دولت جديد ايران پس از آودتا امتياز نفت ايران را به آنسرسيومياز چند شرآت بزرگ واگذار نمود. ب هظاهر، شرآت ملي نفت ايران همچنان تصدي امور نفت ايران را در دستداشت، اما درحقيقت، آنسرسيوم مزبور آنترل آامل مديريت، پالايش، توليد و توزيع نفت را به دست گرفتwww.irebooks.comيرواند آبراهاميان : آودتاي 28 مرداد 1332 در ايراناين آودتا همچنين خاستگاه يك دوران سرآوب سياسي بود. بلافاصله پس از وقوع آودتا، نظاميان مصدق ونزديك ترين دوستان وي در آابينه را به همراه ١٢٠٠ تن از فعالان حز بتوده دستگير نمودندهتخانش ينعي آودتا همان لكه ننگ انگلستان را بر دامن امريكا نشاند، شدن به عنوان يك قدرت استعمارگر؛تصويري آه موجب عدم اعتماد عميق در روابط ميان ايران و ايالات متحده گرديد. اين آودتا موجب شك لگيري يكنظام ديكتاتوري شد آه هر روز بيش از پيش محبوبيت خود را از دست مي داد و دچار فساد مي شدآودتاي ٢٨ مرداد ميخي بود بر تابوت نظام سلطنتي، چرا آه آن را با قدرت هاي استعماري پيوند زد.
www.irebooks.com