اسلایدر

روستای ارتیمان در سه کیلومتری شهرستان تویسرکان در استان همدان قرار گرفته این روستا در روی سه کوه روبه روی هم ساخته شده که باغهای بزرگ گردو فضای بین این سه کوه را پر کرده آرتیمان زادگاه میررضی الدین آرتیمانی است که ازعارفان وشاعران به نام در دوران صفوی است که این بزرگوار داماد شاه عباس صفوی است وی در سال 1037 در آرتیمان در گذشت ودر خانقاهش به خاک سپرده شد

رضی روزمحشر علی ساقی است ...مکن ترک می تانفس باقی است.
8:46 بعد از ظهر  

          تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

همه اقوام ايراني دست در دست يكديگر بايد گذارند و شهرهاي از دست رفته خود را به ايران پيوند دهندسرزميني كه هفتهزار سال پابرجا مانده است و هزاران باور و آداب و رسوم مختلف ملي براي خود داردملتي كه هويت خود را از دست بدهد هيچ سخني براي گفتن در دنيا نداردwww.ariarman.comاين جشن كه براي استقبال از نوروز است بدون ترديد يك سنت ملي و ميهني به جاي مانده از زرتشتبزرگوار است . ولي روز چهارشنبه آن بر طبق اسناد كهن پس از اسلام به روي آن گذاشته شده است . زيرادر ايران پيش از اسلام روزهاي به اين صورت ناميده مي شدند : هرمزد روز , بهمن روز , ارديبهشت روزو . . . پس چهارشنبه بر اين باور تازيان كه روزي نحس است بروي جشن چهارشنبه سوري گذاشته شد . (والاربعا يوم ضنك و نحس ) . منوچهري دامغاني در اين باره ميگويد :چهارشنبه كه روز بلاست باده خورwww.ariarman.comبه ساتگين مي خور تا به عافيت گذردتازيان به اين انديشه كه توانسته اند ايران را با ضرب و شتم و شمشير تصرف كنند ميتوانند آداب و رسومايراينان را تغيير دهند اين جشن را به عنوان روز نحس آخر سال ناميدند . ولي ايرانيان همچون گذشته اينجشن را براي شادي روح نياكانشان و گرامي داشت آتش اشو زرتشت برگزار نمودند . مردم ايران آتشچهارشنبه سوري را بايد روشن نگاه دارند تا روز نوروز و سپس آنرا خاموش نمايند زيرا باورهاي مليباستاني ما اينگونه بوده است .واژه چهارشنبه سوري تشكيل شده از چهارشنبه كه پنجمين روز هفته است و سور كه در زبان شناسيپهلوي واژه اي است كهن كه از " سوريك" گرفته شده و در چم سرخ و آتشين است . در كل اين جشن بهنام چهارشنبه سرخ و آتشين ناميده شده است . در اصفهان چهارشنبه سرخي , در بندر عباس چهارشنبهآخر , در مازندران آخر چهارشنبه , در سمنان وفس , در گويش هاي كردي , لري , لكي نيز سور پهلويگفته مي شود . در گيلان نيز گول گوله چهارشنبه , در بيجار دو چهارشنبه آخر سال را گرامي مي دارند وشادي ميكنند . در اردبيل سه چهارشنبه آخر سال را جشن ميگيرند به نام هاي : توز چهارشنبه ( چهارشنبهطوسي ) , كول چهارشنبه ( چهارشنبه خاكستري ) , گول چهارشنبه ( چهارشنبه سرخ و آتشين ) . در قروه سهچهارشنبه آخر سال را مردم شادي ميكردند و آتش مي افروختند . ولي مراسم آتشين آنها "چوارشمهwww.ariarman.comكولي" نام دارد كه آنرا باشكوه تر از همه برگزار مي نمايند . در قزوين نيز "كوله چهارشنبه" ناميده شدهو آنرا بسيار باشكوه و باشادي و رقص برگزار مينمايند . در آذربايجان همه خريدهاي چهارشنبه سوري ازبازار چهارشنبه انجام ميگرد و و مردمان ايران در آنجا بازارها را چراغاني ميكنند و به شادي مي پردازند .قابل توجه است كه اين مراسم نه تنها در ايران بلكه در كردستان عراق , كردستان تركيه , هرات , كابل ,تاجيكستان , آذربايجان و . . نيز برگزار ميشود . زيرا همه آنان قسمتهاي از نژاد ايراني هستند كه بي لياقتيحكام زمان خود باعث جدا شدند آنان از ايران گردد . جدا از كشورهاي منطقه خاورميانه- بسياري ازكشورهاي اروپاي و امريكايي كه ايرانيان آنجا ساكن هستند در اجراي اين مراسم كهن تلاش فراوان مينمايند . پس از روي كار آمدن جمهوري اسلامي اين مراسم خرافاتي و زشت ناميده شد و تلاش بسياريبراي نابودي آن صورت گرفت و چندين بار به نياكان و برگزار كنندگان آن واژه هاي زشت و زنندهخطاب داده شد . براي نمونه سخنان حيرت آور مرتضي مطهري كه كل تاريخ پيش از اسلام ايراني را ردكرد و آنان را مشتي نفهم و ابله توصيف نمود يا علي لاريجاني و يا علي شريعتي . به هر روي مردم ايران وفرهنگ ايراني به هيچ وجه با چنين سخناني و چنين دشمني هايي نابود نمي گردد بلكه روز به روز قوي ترو جهاني تر ميگردد .www.ariarman.comچگونگي آتش افروزي و سروده هاي آن :ايرانيان نور را مظهر يزدان پاك مي دانسته اند و ستايش از آن را واجب . آتش نيز بزرگترين نماد و قدرتاهورامزدا است كه بايد آنرا درود فرستيم و بزرگ بپنداريم .در شهر خور ديد و بازديد هاي شبانه را " آيرون " مينامند كه در گويش خوري آتش است . آذربايجاننيز مهد آتش و نگهدارنده آتش ايران زمين است . در يزد نيز همين ديد و بازديد هاي شبانه "آتشون"گفته مي شود . در جشن هاي ملي آتش بازي از مهم ترين كارهاي ايرانيان است . در بسياري از عروسيهاي اقوام ايراني آتش افروخته مي شود . دهها آتشكده در ايران به همين دليل بنا گشت كه بسياري ازآنان توسط تازيان ويران گشته ولي برخي ديگر پابرجاست . در قلب كوير ايران خور مردمان پس ازدرگشت نزديكان خود تا سه شبانه روز هنگام غروب آفتاب آتش مي افروزند و عده اي ديگر در آن هنگامبه فاصله چند متر از يكديگر نياكان خويش را نيايش ميكنند .هنوز هم در بسياري از نقاط كردستان ايران نه تنها چهارشنبه سوري بلكه شبهاي نوروز نيز آتش افروختهمي شود . عده اي از مورخين قديمي براي ملي كردن نام چهارشنبه تازي گفته اند كه زماني كه زرتشتگاه شماري براي ايران بنا كرد نوروز به چهارشنبه افتاده بود و براي همين ايرانيان شب قبل از نوروز راwww.ariarman.comشادي وپايكوبي مي نمودند . ولي بي شك چهارشنبه واژه اي تازي از پس از اسلام است . ولي جشنچهارشنبه سوري از هزاران سال پيش از اسلام برقرار بوده است .در اصفهان به پاسداشت ابر مرد فيلسوف جهان اشو زرتشت سه كپه آتش در شب چهارشنبه سوريدرست مي نمودند كه همان "كردار نيك , گفتار نيك , پندار نيك" است و با اين شعار جهاني زرتشت بهاستقبال سال جديد مي روند . تا سال آينده سالي باشد كه يزدان پاك انان را در پناه انسانيت و دوستي وصلح به سوي روشنايي هدايت كند .در روستاهاي اطراف بندر عباس از ساعتي مانده به غروب ساز و دهل مي نوازند و شروع به رقص وشادي مي نمودند . در همان هنگام زناني كه به تماشا ايستاده اند "كي كنك" يا هلهله مي كنند . سپسساعتي پس از رقص و شادي آتش ها را كپه كپه با فاصله اي از يكديگر بنا مي نمودند و از روي آن ميپريدند و اين را بلند مي گويند :زردي مه به تو , سرخي تو به مهمردمان خراسان با بر پا كردن هفت كپه آتش مقدس چهارشنبه سوري را گرامي مي دارند . حتي زناني كهبچه شيرخواره دارند با بغل كردن آنان از روي آتش مي پرند . هفت كپه آتش از همان عدد هفت مقدسwww.ariarman.comايراني سرچمشه گرفته است . در شهرهاي خراسان همان زردي من از تو و سرخي تو از من گفته مي شودولي در روستاها اين شعر محلي خوانده مي شود :آلا به در بلا به در , دزد هيز از دها به دردر خور نيز چهارشنبه سوري به همين شكل برگزار ميگردد كه غروب خانواده ها چند برگ خشك خرما بهپشت بام مي برند و آنرا زير ناودان بام مي گذارند و آتش مي زنند . وقتي شعله شكيد از بام به كوچهپرت ميكنند و سپس كوزه اي پر از آب را روي آتش مي اندازند . زيرا هم آب و هم آتش هر دو ازبزرگترين فروزه هاي خداوند هستند و هردو نماد پاكي و روشنايي . خور يكي از شهرهاي است كه برايآتش احترام بسيار ميگذارند . در انارك نيز شعر زير را در شب چهارشنبه سوري مي خواننند :غيلا بي در , غيلا بي در , مرد مي بد , از ما بي دردر نائين نيز آتش را از بام به كوچه مي اندازند و كوزه اي از آب را به درون آن پرتاب ميكنند . سپسهمگان به دور آن جمع مي شوند و شادي مي كنند . عده اي بر اين باور هستند كه پرت كردن آتش از بامبه خيابان قدمت بيشتري دارد و اين كار براي درست كردن دود است تا فروهر هاي نياكانشان با استفادهاز دود آنجا را پيدا كنند .www.ariarman.comدر همدان پس از آتش افروزي و پريدن از روي آن - آتش را به هوا پرتاب ميكنند و جاروها را آتش ميزنند و به سوي آسمان پرت ميكنند .در آشتيان مردم پيش از غروب آفتاب سه كپه هيزم و بوته كه به زبان محلي "ورك" ناميده مي شودفراهم ميكنند و سپس آنرا روشن و از روي آن مي پرند . سپس شروع به شادي و رقص ميكنند . در نهايتمردمان آشتيان آتش را خاموش نمي كنند و مي گذارند به خودي خود خاموش گردد .در سنندج پس از افروختن آتش يك جارو را داخل كوزه سفالي آتش مي زنند و مقداري اسفند در آنميريزند . بعد كه از روي آن پريدند كوزه و جارو را از خانه بيرون ميگذارند . كسي كه جارو و كوزه را ازخانه بيرون مي برد نبايد به پشت سر نگاه بياندازد . عده اي از مردمان آنجا اخگرهاي از آتش را از روزنههاي راهرو و اتاق به داخل مي اندازند و بر اين باور هستند كه اين كار مايه تحكيم بنيان خانواده و مهر ودوستي بسيار موثر است . در بيجار عروسكي را از پارچه هاي رنگي ساخته و از خانه بيرون مي برند . اينعروسك را بلاگردان خانواده در سال جديد مي دانند . در كرمانشاه در هنگام پرش از روي آتش ميگويند : زردي مه اراي تو , سرخي تو اراي مهدر تبريز و ديگر شهرهاي آذري زبان ايران اين سروده را ميخوانند : بختيم آچيل چارشنبهwww.ariarman.comدر رضائيه از سومين چهارشنبه سال جشن شادي شروع ميگردد . آنان سرودهاي ملي را اينگونه ميخوانند :يالانچي چرشنبه , خبر چي چرشنبه , آخر چرشنبه .سپس در آخرين چهارشنبه ميگويند : عاطل باطل چرشنبه بخيتم آچيل چرشنبهمردم در بزرگ آباد رضائيه چهار هفته قبل از نوروز شبهاي چهارشنبه بر پشت بام خانه هاي خود آتشمي افروزند و به اين نام ميخوانند : 1 - مشتلق چي 2- كوله 3- قره 4- آخر چارشنبه . در سومينچهارشنبه همه بايد به پشت بام بروند و بگويند روغن خودمان مال خودمان به همسايه نرود .در آستارا چهارشنبه سوري را بسيار احترام ميگذارند . آنها كپه هاي آتش را به تعداد 3 يا 5 يا 7 بنا مي كنندسپس همه با فاصله از روي آن مي پرند . در آستارا سالخوردگان براي پريدن از روي آتش بر ديگرانبرتري دارند . در هنگام پرش همه سروده هاي دست جمعي مي خوانند و شادي ميكنند .در گيلان چهارشنبه سوري را گول گول چهارشنبه مي نامند و ساقه هاي برنج كلوش يا گون را بروي آتشمي اندازند و برافروختن آن كمك ميكنند . در بندر پهلوي هنگام چهارشنبه سوري اين سروده را بلند ودسته جمعي ميخوانند :www.ariarman.comگول گول چارشنبهبه حق پنشنبهنكبت بيشه شوكت بي يزردي بيشه سرخي بي يگول گول چارشنبهدر لاريجان اين سروده را ميخوانند :چهارشنبه سوري كممهپار دسوري كممهمه زردي بورت كشته قرمزي بي ي م كشدر اشكور بوته هاي آتش را بر پشت بام مي برند و آنجا آتش مي زنند و اين سروده را ميخوانند :كل كل چهارشنبهگل گل چهارشنبهwww.ariarman.comفردا بهاره شنبهفردا بهار شنبههرنج و رنجي بكلهگرفتاريها و رنج بريزدمي سكه رنجي به كلهرنج من كه مثل رنج سگ است بريزدسپس خاكستر را در كوچه ها مي ريزند و صبح چهارشنبه يك كوزه شكسته و مقداري خاكستر و يك جارو7 , 5, كهنه بر ميدارند و در وسط كوچه قرار ميدهند . در بيشتر روستاهاي طبرستان ايران دسته هاي 3تايي آتش برپا ميگردد . كه بيشتر از بوته هاي گون ياني و ساقه برنج است . همه افراد بايد 7 بار از رويآن بپرند . سپس اين سخن را تكرار ميكنند :من پرمه ته سرمي زرده تهتي سرخه مهwww.ariarman.comارمني هاي ايران جشن چهارشنبه سوري را با نام " درن دز " برگزار ميكنند . آتشي برافروخته ميكنند و ازرويش ميپرند . شمع هاي روشن ميكنند و به خانه هايشان مي برند . تا بركت آتش به خانه هايشان بيايد .اين جشن در سال 1347 برابر با 25 بهمن در ايران بسيار باشكوه برگزار شد بوده است .در شهرهاي ايران كه گويش ها يكي است اين سروده هاي خوانده مي شود :بتركه چشم حسود و بيگانهچه بيرون و چه تو خانهشنبه زا , يكشنبه زا , دوشنبه زا , سه شنبه زا , چهارشنبه زا , پنجشنبه زا , جمعه زاهركه از دروازه ها تو ميادهر كي از دروازه ها بيرون ميرهزاغ چشم , سياه چشم , ارزق چشمبتركه چشم حسود و بيگانهچه بيرون و چه تو خانهwww.ariarman.comكوزه شكستن در شب چهارشنبه سوري :برای پيشواز رفتن جشن نوروز جشن کوزه شکستن چهارشنبه سوری يکی از مراسمهايی است که برای استقبال ازآن انجام می گيرد . مردم برای رفع بلا ها و مشکلات و چشم های بد کوزه های آب قديمی خود را می شکستند . درخراسان پس از جشن و شادی شب چهارشنبه سوری مردم درون کوزه کمی زغال و نمک و يک سکه می گذاشتند وهمه افراد خانواده آن را دور سر خود می چرخانند و سپس آنرا از بالای پشت بام به بيرون پرت ميکنند تا سياه بختی- چشم شوری و فقر از خانه هايشان در آغاز سال نو بيرون رود .در يوالار رضائيه و برخی نقاط کردستان , مردم پيش از طلوع خورشيد روز سه شنبه از هر خانواده ای يک نفرسرچشمه می روند و کوزه را از آب پر ميکنند و به خانه ها می آورند . روز سه شنبه کوزه های آب را در گوشههای خانه می گذارند و آنرا در پخت نان مخلوط ميکنند و نان می پزند . در تبريز برخی مردم برای شوخی شبچهارشنبه سوری از بالای پشت بام ها بر سر يکديگر آب می ريزند و آب را مايه روشنايی ميدانند . اين مراسم درزمان ساسانيان نيز انجام می گرفت .اسفند دود كردن و به صحرا رفتن شب چهارشنبه سورياين مراسم در بيشتر نقاط ايران زمين انجام می گيرد . هدف سلامتی و تندرستی و رفع چشم های بد است . درکردستان و کرمانشاه مقداری پياز , چند جفت جوراب و چند ظرف شکسته نيز بيرون می ريزند . کردستان و اقوامکرد در شب چهارشنبه سوری همانند سيزده به در به صورت دسته جمعی يا تک تک به صحرا می روند و بهآبهای زلال چشمه ها نگاه ميکنند . مدتی در صحرا شادی و رقص ميکنند و زنان چند تار موی بچه هايشان را قيچیميکنند و به دست نسيم , باد , آب رودخانه و . . . می سپارند . سپس با کوزه های آب به خانه هايشان می آيند .www.ariarman.comتخم مرغ شكني شب چهارشنبه سوريتخم مرغ شکستن يکی ديگر از بازيهای مخصوص اين شب است که با هلهله کردن و رقص و شکستن تخم مرغصورت می گيرد . در کرمانشاه "خاجنگی" , در يوالار رضائيه "يومورتا ساواشديرماخ" گفته می شود . برای اينکار معمولا تخم مرغها را رنگ ميکنند . سپس يک نفر تخم مرغ را در مشت خود قرار ميدهد به طوريکه سر تخممرغ بيرون باشد و شخص ديگری با تخم مرغ خود به آن ضربه می زند . هريک از تخم مرغ ها که شکست آنشخص بازنده و بايد تخم مرغی را به برنده بدهد . بسيار مشاهده شده است که يک شخص دهها تخم مرغ را در اينشب برنده شود و بسياری به جای آن از گوسفند و مرغ و خروس نيز استفاده ميکنند . مردمان گرگان چند ساعتیقبل از اجرای مراسم در جنگلها می روند و پياده روی ميکنند و سپس شروع به جشن گرفتن و شادی ميکنند .شال اندازي شب چهارشنبه سورياين مراسم در مناطق شمال غربی و غرب ايران به وفور صورت می گيرد , در رضائيه , شاهپور شهر , تبريز ,کردستان , کرمانشاهان و . . . . در شاهپور شهر آذربايجان مردم از بالای پشت بام شالی بلند را به درون خيابانآويزان ميکنند . مردمان از خانه هايشان بيرون می آيند و شالها را پر از ميوه و آجيل ميکنند و سپس افراد بالای بامشال را به بالا ميکشند . عده ای که نامزد يا دوست دختر يا پسر دارند به خانه های نامزدشان يا دوستانشان می روندو با آنان اين مراسم را اجرا ميکنند . آذری ها می گويند : شال سالماخ . در کردستان نيز به وفور اين مراسم انجاممی گيرد و قبل از آن در بامهای خود آتش می افروزند. در کردستان می گويند : هتری و متری شتيکمان بوبخه نهبن چيری . سپس مردمان هدايا را بين خود تقسيم می کنند و در آخر شب به خانه های خود باز ميگردند .www.ariarman.comمراسم فال گوشي شب چهارشنبه سوريپس از آنکه آتش افروزی به پايان رسيد زنان و مردان ايرانی آرزوی خود را برای سال جديد در ذهن ياد آوریميکنند و سپس به گوشه ای مخفی می شوند . در رضائيه و نقاط شمال غربی ايران مردمان پارچه هايی بر سر خودمياندازند . سپس در سر کوچه های , داخل خانه های و سر گذرها مخفی می شوند . سپس مشغول فال گوش شدنمی شوند و به سخنان افراد عابر خيابانها , ساکنين منازل و مردمان ديگر گوش فرا می دهند . سپس سخن او را بااين برداشت می پندارند که پاسخ به آروزيشان در سال جديد بوده . پيش خود اين امر را تداعی ميکند که سخن آنفرد در جواب نيت او است و چون در روزهای نوروز بيشتر سخنان مردم درباره شادی و سلامتی و نيکی است پسبيشتر حاجت ها را برآورده شده ميدانند . در رضائيه مردم هنگام مخفی شدن کليدی را زير پای خودشان می گذارندکه اين کار برای گشايش کارها در سال جديد است . در کردستان و کرمانشاه ايرانيان برای اثبات فالگوشی به دربخانه سه نفر می روند تا از پاسخ به نيتشان مطمئن گردند .مراسم فال كوزه در شب چهارشنبه سورياز زيباترين مراسمهای ايرانی مخصوص چهارشنبه سوری مراسم فال کوزه است . پس از پايان آتش افروزی ومراسمهای جشن و شادی و رقص دسته جمعی زنان و مردان ايرانی به داخل خانه هايشان باز ميگردند و شروع بهفال گرفتن برای آرزوهای خود ميکنند . وسيله نخست اين بازی دسته جمعی کوزه است . در اصفهان اين مراسم را" فال بولونی" , در گودين کنگاور" فال قزيل" يا " فال گوشه" می گويند . زنان شب قبل از چهارشنبه يک کوزهآب نديده را بر می دارند سپس هر نفر يک قطعه انگشتر يا سنجاق يا گوشواره يا انگشتانه را داخل کوزه می اندازندو پر از آب ميکنند . سپس روی دهانه کوزه سينی , صابون , کيسه حنا , سورمه دان و نقل می گذارند . دخترwww.ariarman.comکوچکی کوزه را داخل تنور می گذارد و سينی را روی آن . روز چهارشنبه سوری پس از خوردن آش رشته که ازغذاهای اصلی اين شب است و پايان آتش بازی همان دختر کوزه را به زير دامن خود قرار ميدهد و يک نفر ديگرهم ديوان حافظ را می آورد . سپس هر قطعه را برای نيت يک نفراز داخل کوزه بيرون می آورد و برايش فال میگيرند . در خراسان آب داخل کوزه نمی ريزند . در اصفهان به جای حافظ " چاربيتو" می خوانند . در کنگاورکرمانشاهان روستای گودين بدون آنکه آب درون کوزه بريزند نشانه ها را داخل ميکنند و درب کوزه را با دستمالميبندند . سپس با ريسمانی از ناودان آويزان ميکنند . در خور اين مراسم " فال هنشکو" نام دارد .آجيل شب چهارشنبه سوريپايان شب چهارشنبه سوری پس از رقص و پايکوبی های دسته جمعی و آتش افروزی خانواده ها دور هم جمع میشوند . سالخوردگان شروع به خواندن داستانهايی از شاهنامه می کنند . زنان اسفند دود ميکنند و سپس سينی هایآجيل را می آورند . مواد داخل اين آجيل در نقاط مختلف ايران گوناگون است . برای نمونه در خراسان انجير –کشمش - خرما – توت خشکه – فندق – پسته و بادام است . در بزرگ آباد رضائيه : کشمش – مويز – گردو – بادام– سنجد – خرما – انجير – شيرينی – آب نبات – تخمه – قاقوت – و تخم مرغ رنگی است . در شاهپور آذرآبادگان: کشمش - نخود – گردو – فندق – انجير- بادام – شاهدانه است و بسياری بازارهايشان را چراغانی ميکنند . دربسياری ديگر از نقاط ايران زمين آجيل شب چهارشنبه سوری به شرح زير است : تخمه – شاه بلوط – باسلق –برنجک – مغز گردو – برگه هلو – برگه زردآلو – جوزقند و آلو است .www.ariarman.comآش شب چهارشنبه سوريدر بيشتر نقاط ايران در اين جشن ملی آش می پزند . آش در لاريجان هفت نوع بنشن – هفت جور سبزی و هفتترشی را در خود دارد که هفت ترشی آش ناميده می شود . در خراسان چهار رنگ پلو برای چهارشنبه سوریدرست ميکنند . که بيشتر رشته پلو – عدس پلو – زرشک پلو و ماش پلو است . سپس آنرا بين اقوام خود تقسيمميکنند . در شاهپورشهر آذرآبادگان در بيشتر منازل پلو می خورند . در رضائيه کوفته می خورند . در بندر عباسپس از خوردن غذای معمولی نان و نمک و پياز را در سفره می پيچند و سپس در زنبيل مخصوص خود که "کندوک " نام دارد و از برگ خرماست قرار می دهند ولی تا صبح نبايد دست بخورد . اين کار بدين جهت است کهخير و برکت برای خانوداه هميشگی باشد . در اصفهان ظهر مراسم جشن آش رشته درست و ميل ميکنند . زنانسمای مازندران در شب مراسم گندم خيس ميکنند و روز چهارشنبه سوری با آن گندم و چند نوع سبزی صحرايیآش درست ميکنند و برای همسايگان خودمی فرستند . در برخی مناطق رسم است که همسايه نبايد ظرف آش رابشويد و همانگونه آشی بايد تحويل کسی که آش را تقسيم کرده است بدهد . در آلاشت آش ترشی درست ميکنند .قاشق زني در جشن چهارشنبه سورياين مراسم مخصوص شب جشن است و هدف از آن جمع آوری حبوبات يا پول آن برای پختن آش شب چهارشنبهسوری است . زنان و جوانان با انداختن روکشی بر سر خود بر در منازل می روند و با زدن قاشق بروی پياله ایدرخواست حبوبات می کنند بدون آنکه سخنی بگويند و معمولا خود صاحب خانه مقداری مواد لازم برای آش را درپياله آنان می ريزند . در خراسان به جای قاشق از ملاقه استفاده ميکنند . رسم بر اين است که خانواده هايی کهمسافر يا بيمار دارند به شخص قاشق زن چيزی نمی دهند و با گفتن ناخوش داريم و سفری داريم شخص را دورwww.ariarman.comميکنند . اين کار برای جوانان بيشتر جنبه تفريح و شادی دارد ولی برای زنان هدف و گرفتن مراد خود اين کار راانجام می دهند . شخص قاشق زن نبايد سخن بگويد . نبايد رويش را بر دارد زيرا بد يومن خواهد بود . در کرمان بهجای پياله کيسه ای را بر ميدارند و به در منازل می روند .به خشنودي نياكان ايران زمين كه هر چه ما امروز داريم از رشادت ها و وطن پرستي هاي آنان داريمبه كوشش : ارشام پارسيپاينده ايران

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

سه شنبه بیست و هفتم دی 1390به قلم: سیدرضامیرمعینی ™      
8:34 بعد از ظهر  
ر خلاف یک تصور نابجا تقدیس آتش ، نه به دلیل پرستش آن که در واقع نوعی نشانه و اثر از روشنایی و حقیقت اهورا مزداست و نقشی کنایه ای دارد .

 

عصرایران ؛ امیرهادی انواری - جشن سوری و یا آنچه ما امروز آن را چهار شنبه سوری میخوانیم ، جشنی است که مانند بیشتر جشن های ایرانی که به ستاره شناسی بستگی دارند مبدا همه حساب های علمی و تقویمی است .

در آن روز در سال 1725 پ م زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ کهن را درست و منظم کرده است (1).
بر خلاف بعضی از مناسبت ها این مناسبت سر منشا ای کهن و باستانی در تاریخ این آب و خاک دارد ، و پر هجو نیست اگر بگوییم از اهمیتی به مراتب بالاتر از نوروز بر خوردار بوده است .

ازین رو شاید از آنچه که بایسته این مناسبت تاریخی بوده کمتر به آن توجه شده !
بر ماست که دست کم در مورد بعضی نکات برجسته آن بیشتر از آنچه تا حال میدانسته ایم بدانیم.
جشن سوری تنها یک جشن ساده نیست ، جشن سوری یک یاد آوری از گوشه ای از تاریخ غرور آور این آب و خاک است .

جشن سوری یا چهار شنبه سوری

در کتاب تاریخ بخارا(2) اشاره شده که منصور بن نوح از شاهان سامانی در نیمه اول سده چهارم هجری این جشن را برگزار می کند که موجب آتش سوزی در قصر او نیز می شود . :

«..... و چون امیر سدید منصور بن نوح به ملک بنشست اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه به جوی مولیان ، فرمود تا آن سرای ها را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند . آن گاه امیر سدید به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری چنانکه عادت قدیم است ، آتشی عظیم افروختند . پاره ای آتش به جست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و امیر سدید هم در شب به جوی مولیان رفت .....»

آنچه از این بخش برداشت می شود این است که بطور یقین این جشن در 350 هجری و در ماه شوال که مصادف با پایان سال شمسی بوده توسط یکی از شاهان سامانی در بخارا و جوی مولیان برگزار شده است و آنجا که نگارنده به «عادت قدیم است» اشاره میکند مشخص میشود که این جشن از سالها و بلکه سده های پیش در ایران رایج بوده است.اما هیچ اشاره ای به روز آن نشده ، یعنی شب چهار شنبه سوری .

امروزه ما مردم ایران هر ساله به شکل های مختلف جشن چهار شنبه سوری را برگزار می کنیم ، در جای جای ایران این جشن به صورت های مختلف برگزار می شود که نسبت به آنچه اصل آن بوده تفاوت های بسیاری دارد .

 
در شهر های بزرگ به نظر می رسد که رسوم و آداب اصیل جشن سوری رو به فراموشیست و آنچه بدان تبدیل شده یک فستیوال جدید است که هیچ ربطی به اصل جشن سوری ندارد! ( البته باید یاد آور شد هنوز در شهرستان ها و شهر های کوچک و روستا ها پیوند هایی بین چهار شنبه سوری و خود جشن سوری دیده میشود که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد ) .

تا به حال بر اساس تحقیقات محققین و پژوهشگران هیچ سند تاریخی برای روز دقیق برگزاری جشن سوری در زمان باستان بدست نیامده است .
آنچه مسلم است این است که ممکن نیست در ایران باستان جشن سوری در یک روز معلوم مثل شب چهار شنبه برگزار می شده چرا که تقویم ایران باستان اصلا شماره روز ها به صورت هفته گانه نداشت و هر روز نام خاص خود را داشته است . روز شماری که ما امروزه از آن استفاده میکنیم که بر اساس آن هر ماه به چهار بخش هفت قسمتی که هر بخش یک روز است و در کل به آن هفته میگوییم تقسیم شده ، پس از ورود تازیان(اعراب) به ایران و از روزشمار آنان برداشت شده است.

پیش از آن ماه های ایرانی به صورت پنج پنج تقسیم می شده که به هر یک پنجه می گفتند ،مثل تقسیمی که در مصر باستان و بابل رایج بوده است(3) .
تقویم ایران باستان شامل دوازده ماه سی روزه بوده( سی روز بی کم و کاست و نه سی و یک روز ) و در سال کبیسه پنج روز با الهام از پنج نام گاثاها 4به سال اضافه می کردند ، این پنج روز را در مجموع پنجه ، خمسه ، پنجه دزدیه ، خمسه مسترقه ، گاه ، اَندَرگاه ، بِهیزک و پنجه وِه می گفتند .

بر این اساس در ایران باستان زمان جشن سوری نمی توانسته در شب چهار شنبه بوده باشد ، چرا که اصلا شنبه و چهار شنبه و آدینه ای برقرار نبوده !
خصوصیات شب چهار شنبه

در روزشماری اعراب چهار شنبه روز منحوس و نا مبارکی شمرده می شود ، یکی از دلایلی که به نظر می رسد بعد ها جشن سوری به شب چهار شنبه منتقل شد همین است ، یعنی سعی می شده شب چهار شنبه را که نحس و نا مبارک بوده را با جشن و سرور بگذرانند و در آن شب و روز دست از خرید و فروش و کسب و کار بکشند چرا که اعتقاد داشتند به دلیل نحسی چهار شنبه هر معامله و کسبی که در آن شب و روز نیز انجام شود نا مبارک خواهد بود ، جاحظ در تالیف خود به چهار شنبه یا یوم الرباع اشاره میکند و میگوید :
« وَ الاِربَعاء یَوم ضنک و نَحس »(5)

همچنین منوچهری دامغانی نیز در یکی از اشعار خود به نحسی این روز اشاره کرده و گفته : چهار شنبه که روز بلاست باده بخور
بسا تکین می خور تا به عافیت گذرد

چنان که از نظر گذشت چهار شنبه در تقویم تازی دارای خصوصیات منحوس بود.( مثل روز 13 فروردین )

شاید به همین جهت بوده که مردم سعی داشتند شب چهار شنبه آخر سال را به جشن و پایکوبی بگذرانند و دست از کسب و کار بکشند تا بدین شکل از نحسی آن در امان باشند ! و جشن سوری بهترین بهانه برای برگزاری این فراغت بوده ، همانند آنچه مردم در سیزده فروردین انجام میدهند ، با این تفاوت که جشن سوری دارای پیشینه بسیار غنی تاریخی و اعتقادی میباشد .
پس شاید بعد ها به همین دلیل جشن سوری را به شب چهار شنبه نحس آخر سال انتقال دادند .


ارتباط با قیام مختار

یکی دیگر از حدس هایی که برای چگونگی انتقال جشن سوری به شب چهار شنبه میت وان زد ارتباط آن با مختار سردار شیعه عرب است که به خون خواهی شهدای کربلا که به نا حق در کربلا توسط لشکر یزید با شهید شده بودند، قیام می کند .
گفته شده مختار پس از واقعه عاشورا و پس از آنکه از زندان آزاد می شود ، به خون خواهی شهدای کربلا بر می خیزد (6).

آنگاه برای آنکه مخالف را از موافق تشخیص دهد و بر کفتار ها بتازد فرمان داد تا شیعیان راستین آن حضرت بر بام خانه ها آتش بیفروزند ، شب آن فرمان مصادف بوده با شب چهار شنبه آخر سال .

یکی از حدس ها نیز این است که شاید به این دلیل بوده که از آن پس مردم ایران که دوستدار اهل بیت رسول اکرم (ص) و حضرت سید الشهدا هستند ، آن شب را پاس می دارند و به یاد آن شب چهار شنبه را با جشن سوری همزمان جشن می گیرند ، که در آن شب دوستداران واقعی حضرت سید الشهدا شناخته شدند .

یک عقیده کهن ایرانی

اعتقاد مردم باستان فروهر ها (7) به مدت ده شبانه روز از جایگاه اصلی و آسمانی خود به شهر و دیار خود فرود آمده و میان بازماندگان زندگی می کنند . تا پیش از روز بیست و پنجم اسفند ماه که در شب آن ، یعنی شب بیست وششم فروهر ها فرود می آیند .

در این روزها بازماندگان لباس نو تهیه می کنند و در اتاق ها به ویژه اتاق درگذشتگانشان نقل و نبات و شیرینی و میوه و سبزی و گل و کتاب مقدس و شمع روشن و چوب های خوشبو در سفره می نهند . کدورت ها و نقارها را بر طرف می کنند به‌آن امید که چون روان درگذشتگان به میان آنان آمدند شاد و راضی باشند و به بازماندگان دعا و برکت عنایت کنند .

در این شبها مردم بر سر بامها برای راهنمایی روان درگذشتگانشان آتش روشن میکردند تا در فروغ و روشنای آن آتش ، روان درگذشتگان در روشنایی وارد خانه بازماندگان شوند ، همچنین رسم بوده که کنار آن آتش که بر پشت بام روشن میکردند خوراک های ویژه ای نیز قرار دهند .

دلیل توجه به فروغ و روشن کردن‌ آتش
نگویی که آتش پرستان بَدند
پرستندگان پاک یزدان بُدند
"فردوسی"

 

فروغ به معنی نور و روشنایی است ، بر اساس تعلیمات زرتشت از آتش (8) که یکی از مخلوقات اهورا مزدا میباشد نیز نشات می گیرد .بر خلاف یک تصور نا بجا تقدیس آتش نه به دلیل پرستش آن که در واقع نوعی نشانه و اثر از روشنایی و حقیقت اهورا مزدا میباشد و نقشی کنایه ای دارد .

  
در زمان ایران باستان و همچنین پیروان امروزی آیین بهی(زردشتی) از آنجا که برای اهورا خالق مطلق گیتی سمت و سویی جغرافیایی و مادی قائل نیستند هر جا که فروغی دیده شود آن را نشانه ای صوری از وجود روشنایی و حقیقت و وجود اهورا مزدا می دانند ، از این روست که در هنگام نماز رو به فروغ نماز می گذارند .

در تعلیمات آیین بهی انگره مینو ( از دو بخش انگره + مینو تشکیل میشود انگره به معنی فشرده و خلل رسانی است و مینو از «من» می آید که در زبان سنسکریت به معنی دانش است ) سبب بدی و زشتی و پلیدی در تاریکیست و در نقطه مقابل آن سپنتا مینو * ( از دو بخش سپنتا + مینو تشکیل شده در اینجا سپنتا به معنای سود رسانی و مینو هم معنی قبل است ) قرار دارد که سبب خیر و خوبی و نیکیست و در روشنایی و فروغ جاودان قرار دارد .

همچنین آتش در زمان باستان دارای خاصیت ضد عفونی و در واقع از بین برنده بیماری و بدی بوده که اینها همه به خواست اهورا مزدا بدست انگره مینو تولید میشدند .
از این جهت و دلایل دیگر برای تقدیس آتش است که در آیین باستانی ایران آتش تقدیس میشده و اکثر مراسم و جشن ها با حظور آتش بر گزار میشده و می شود .

البته دلیل دیگری نیز وجود دارد و آن آتشی است که زرتشت با خود به همراه داشته و بی دود بوده ، بحث در مورد آن آتش از حوصله این نوشت خارج است ، برای مطالعه بیشتر رجوع شود به کتاب فروغ زردشتی .(9)
سه حدس برای تعیین زمان اصلی جشن سوری در ایران باستان

به طور تحقیق میتوان تاریخ برگزاری شب سوری را در ایران باستان از سه مرحله بیرون ندانست یا در شب بیست و ششم از ماه اسفند ، یعنی در نخستین شب از پنجه کوچک (از بیست وششم اسفند تا سی ام می باشد ) (10)یا نخستین شب از ده شب و روز فروردگان ( شاید همان عید نوروز باشد ، این جشن پیش از زرتشت نیز در ایران شرقی رواج داشته هنگام اصلی آن پنج روز کبیسه یا پنجه دزیده یا اندرگاه است) (11)قرار دارد ، یا در اولین شب پنجه بزرگ یا پنجه وه ( پنج روز آخر سال است )(12) که پنج روز کبیسه است و نخستین شب و روز جشن همسپتمدم Hamaspatmadam و آخرین گهنبار محسوب میشود دانست .

و یا در آخرین شب سال قرار دارد که جشن اصلی همسپتدم و‌آخرین گهنبار( در واقع گهنبار ها شش فصل نا متساوی و شش تقسیم سال به شمار می روند که بر اساس زندگی جوامع دامدار و کشاورز این چنین تقسیم به وجود آمده است )(13)
البته این تقسیم بندی مختص به آیین زرتشتی نیست ، چه پیش از زرتشت نیز در ایران و هند چنین گاهنبار هایی وجود داشته که با خواندن سرود ها و ادعیه های ویژه مذهبی و نماز برگزار میشده )(14) و جشن آفرینش انسان است .

( گهنبار مواقع آفرینش و خلقت زمین است در کل شش گهنبار عبارتند از : 1: میدیوزرم – Midyuzarm- 2: میدیوشم – Midyushcm 3: پیتی شهیم - Pityshahim 4 : ایاترم – Ayathcrm 5: میدیارم – Midyarem 6 : همسپتمدم - Hamaspatmadam و این شش با احتساب تاریخ فعلی به ترتیب :
1 : از یازده تا پانزدهم اردیبهشت ماه
2: از یازدهم تا پانزدهم تیر ماه
3 : از بیست و شش تا سی شهریور ماه
4 : ازبیست و شش تا سی مهرماه
5 : از ده تا چهار ده دی ماه
6 : از بیست و پنج تا آخر اسفند ماه )

گوشه ای از سنن مختلف ایرانی که رو به فراموشی هستند

لُرک آجیل مشکل گشا :یکی از مراسم بسیار مورد توجه شب چهارشنبه سوری ، تشریفات فراهم آوردن آجیل مشکل گشا می باشد . این آجیل وجهی تمثیلی دارد . هر کس که مشکل و گرفتاری داشته باشد با تشریفاتی این آجیل را تهیه و به عنوان نذر و فدیه میان دیگران پخش می نماید . ب
ی گمان در شکل اولیه ، این تقدیم و اهدایی بوده جهت فروهر ها که بر سفره مینهادند تا موجب خشنودی شان شود .
لُرک همان آجیل گهنبار هاست که معمولا از هفت نوع میوه خشک است شامل : پسته ، بادام ، سنجد ، کشمش ، گردو ، برگ هلو ، انجیر و خرمای خشک که در مراسم آفرینگان ها ، گهنبار ها ، جشن خوانی ، جشن نوزادی ، در مراسم سدره و کشتی بندی*( سدره : پیراهن سفید و پنبه ای است که بر تن میکنند ، کشتی : طنابی است که از پشم بافته شده و آن را با ترتیب خاصی به کمر می بندند ، زرتشتیان از این دو در مراسم خاص مثل نماز استفاده میکنند ) و دیگر اعیاد به مدعوین داده می شود . (15)

در اعتقادات عامه مردم مسلمان است که شب جمعه آخر سال یا شب چهار شنبه یا آخرین شب سال ، اهل قبور و ارواح مردگان باید زیارت شوند و آنکه در این شب ها بیدار و منتظر و بر بام خانه های خود در آمده تا که بازماندگان به نام آنان نذور و خیرات دهند و هم چنین مرسوم است در چنین شبهایی در گورستان ها بر سر قبر عزیزان شمع یا چراغ بیفروزند .

همه این ها و بسیاری دیگر یاد آور مراسم مردم ایران قدیم است که برای فروهران در ده روز پایان سال که ایام فروردگان است انجام می دادند و امروزه کم و بیش نیز زرتشتیان انجام می دهند . (16‌)
رسوم شب چهار شنبه سوری در‌آذربایجان: میان بعضی طوایف و ایل ها در آذربایجان ، رسوم دست نخورده تر و سالم تر باقی مانده چنانکه شب چهار شنبه سوری از نوروز مهمتر و مورد توجه تر بوده و با تشریفات فراوان برگزار می شود و رسوم و آدابی که انجام می دهند ، یاد آور جشن فرودگان است . به نظر می رسد که ایام فروردگان شب سوری و چهار شنبه سوری حالیه از نوروز عهد قدیم نیز با توجه و اقبال بیشتری رو به رو بوده :
« میان مردم ایل خلیکانلو ( ایل حلالی ) در آذربایجان غربی در شب اول اسفند عید خضر نبی معروف است . پیدایش این عید به سبب پایان زمستان است که معتقدند از تلف شدن احشام جلو گیری می گردد . در این شب دوشیزگان و بانوان و جوانان ده به رقص چوبی مشغول و در هر ده یک نفر خود را به طور عجیبی آراسته مانند حاجی فیروز عید نوروز در رقص شرکت می کند ... به عید نوروز چنان اهمیت نمی دهند ، ولی برای چهار شنبه سوری بیش از عید نوروز اهمیت قایلند . در این شب بهترین غذا ها را طبخ و آتش بازی بر پا می شود و تا نیمه شب ادامه دارد ... .

مردم ایل قره پاپاق به عید نوروز خیلی اهمیت می دهند و ماه اسفند را ماه عید گویند .
چهار شنبه اول اسفند را دروغگو ، دوم را راستگو ، سوم را سیاه و چهارم را " اجرا " گویند .
روز چهار شنبه اول جوانان روی بام یا تپه رفته و آتش افروخته نشانه روی و تیر اندازی می کنند . در چهار شنبه سوم کسانی که در طول سال خانواده یا بستگان آنها فوت نموده با طبق های میوه و شیرینی سر خاک رفته و پس از فاتحه خوانی شیرینی و میوه را به مستمندان می دهند .

در روز چهار شنبه سوری ، یعنی چهار شنبه آخر ، اهالی لباس نو می پوشند و با هلهله و شادی به آتش افروزی می پردازند و به دید و باز دید می روند .

صبح روز چهار شنبه آخر ، پیش از طلوع آفتاب زن و بچه کنار رودخانه رفته از آب چهار شنبه استفاده نموده و کوزه خود را پر کرده برای سال نو تیمناٌ نگه می دارند»(17)

پیشتر ها و البته هنوز در‌آذربایجان و بخصوص ارومیه رسم کجاوه اندازی رایج بوده . شب چهار شنبه سوری بر بام خانه ها می روند و کجاوه ای را که زینت کرده اند و بر آن طاق شال کشیده و آیینه بندی کرده اند با طنابی از بام به سطح خانه فرود می آورند و می گویند :"بکش که حق مرادت را بدهد "کسی که در خانه است مکلف است که در آن کجاوه شیرینی و آجیل شور و شیرین و میوه خشک بریزد و پس از آن که چیزی در آن ریختند با طناب آن را بالا می کشند و به خانه دیگر می روند .

مخصوصا جوانان تازه داماد که هنوز عروس را به خانه نیاورده اند موظفند چنین کجاوه ای را به بام خانه عروس ببرند و اگر نتوانند از بام بالا روند ، باید پشت در خانه بروند و پنهان شوند که کسی نبیند و کجاوه را به طریقی به پشت اطاق برسانند تا چیزی دریافت کنند .( 18)

در تبریز آتش افروزی وگره گشایی از عناصر اصلی چهار شنبه سوری هستند.

آجیل چهار شنبه سوری و خشکبار ، از مهمترین عناصر و سنن این جشن در تبریز است . اگر دوست و میهمان تازه واردی در این شب داشته باشند ، از رسوم است که خوانچه ای آجیل و خشکبار برای او بفرستند .

دیگر ویژه گی های رسوم مردم تبریز آن است که از بام خانه ها به سر عابران آب می پاشند . این سنت از آداب کهن ایرانی است و در زمان ساسانیان معمول بوده است که در جشن نوروز به یکدیگر آب می پاشیدند . و هنوز در میان ارمنی ها و زرتشتی ها چنین رسمی باقی است .

در میدان ارک تبریز هم توپی بود چون توپ مروارید تهران و شیراز که زنان و دختران برای حاجت خواهی بدان متوسل می شدند .
در شب چهار شنبه سوری ، تیر اندازی در تبریز از رسوم بسیار متداول بود .( 19)
رسوم شب چهار شنبه سوری در تهران و اطراف آن : این رسم در روستا های نزدیک تهران معمول بوده(همانند آذربایجان) و شاید هنوز نیز اجرا شود ، بدین شکل که جوانان به ویژه پسر های جوانی که نامزد دارند از روی بام خانه دختر ، شال های خود را فرو می اندازند و صاحب خانه شیرینی و گاه پیراهن و غیره ..... در آن میپیچد و گره میزند . کسانی که شال یا کجاوه می اندازند همیشه نا مرئی هستند و نبایستی شناخته شوند . (20)

در میدان ارگ تهران توپ کهن سالی بود که مدت صد سال بر فراز صفه ای* ( جای سایه دار غرفه مانند ) جا گرفته بود و چون پیران زمین گیر از جای خود نمی جنبید .

شب های چهار شنبه سوری زنان و دخترانی که حاجتی داشتند مخصوصا آن دخترانی که در آرزوی شوهر بودند از آن توپ بالا می رفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و از زیر آن می گذشتند و در بر آورده شدن آرزوی خود شک نداشتند و بچه های شیر خوار را که به اصطلاح نحسی می کردند یا ریسه می رفتند از زیر توپ مروارید و سر در نقار خانه میگذراندند . این توپ را توپ مروارید می نامیدند و افسانه های گونا گون درباره آن می گفتند (21)

مردم تهران در چندین سال پیش که از سر در نقار خانه بالا می رفتند ، کوزه ای آب ندیده با خود بالا می بردند و از آنجا به زمین می افکندند و می شکستند و کسانی که بدان جا دست رسی نداشتند ، از بام خویش کوزه را به زمین می افکندند . این کار در بسیاری از شهر های ایران هنوز معمول است و در سده های سوم و چهار هجری ، در بغداد نیز رایج بود . عقیده بر آن است که بلا ها و قضا های بد را در کوزه متراکم کرده اند و چون بشکنند آن قضا و بلا دفع شود . (22)

کردستان : در پایان وا پسین روز اسفند ماه ، یعنی در هنگام فرو نشستن آفتاب ، کردها خود را آماده افروختن آتش میکنند ..... در بالای بام ها و فراز کوهها ، آتش نوروز را با شکوه هر چه بیشتر می افروزند ( در حالی که اصل و بنیاد و علت آتش افروزی را که مربوط به نوروز نیست فراموش کردند ) و شادی می کنند ، پسران و دختران گروه گروه در پیرامون آتش می ایستند و پایکوبی و شادی می کنند .

......روستائیان در شب جشن ، گندم و نخود و کنجد و شاهدانه را توی ساج برشته میکنند و آنها را با دیگر میوه های خشک که گردو و پسته و ..... در هم می آمیزند و بدین شکل آجیل جشن را فراهم می کنند ( همان آجیل لرک یا هفت مغز ) ..... ، هم چنین در شب چهار شنبه سوری در آوند ( ظرف )های ویژه ای نگه میدارند. تا اگر کسی از خانواده شان بیمار شود ، از آن آب بدو بدهند ، چون باور دارند بیمار اگر از آب شب چهار شنبه سوری بنوشد بهبود می یابد . ... زنان نازا در‌آن شب به پشت بام ها می روند و هر یک کلید ( یا قفل ) بسته ای را با خود می برند و از روزنه خانه ای به سخن های مردم‌آن گوش میدهند . هر گاه از خوشی ها گفت و گو کنند ، می گوید : ای کلید به نیاز درونیم باز شو و خود کلید ( قفل ) را باز میکند و آنگاه با دلی خوش باز می گردد . 23

خراسان : مردم خراسان در شب چهار شنبه آخر سال ، نزدیک غروب‌ آفتاب ، هر خانواده یا گروهی ، هفت یا سه بوته خار روشن می کنند . سپس پیر و جوان و کوچک و بزرگ از روی آتش می پرند و برای دفع شرور و زیان ، این شعر را می خوانند :

زردی ما از تو سر خی تو از ما

در برخی روستا ها ، هنگام پریدن از روی آتش ، این شعر را می خوانند :

آلا به در ، بلا به در دزد و حیز از دِها به در

در توضیح شعر دوم ، آلا ala همان آل است که زنی موهوم و لاغر اندام و بلند قد و سرخ روست که بینی اش از گِل و کارش دزدیدن جگر زنان زائوست .! دِها deha به آدم دزد و چشم دریده گویند .
با خواندن این ترانه ها و پریدن از روی آتش آل ها و دزد ها و زیانکاران را از روستا و خانه های خود می رانند .
دیگر رسوم شب چهار شنبه: همچنین دیگر رسوم شب چهار شنبه از قبیل : کوزه شکنی ، فال گوش ، گره گشایی ، بخت گشایی دفع چشم زخم و بخت گشایی کندر و خوشبو ، قلیا ( زاج سیاه را گویند ، و زاج خود از نمک های طبیعی است ، بی بو و بی مزه ) سودن ، آش بیمار ، فال گرفتن با بلونی ( کوزه دهانه گشاد ، شبیه شیشه های مربا ) ، در اکثر شهر ها و شهرستان های ایران کم و بیش و با اختلافاتی انجام میشود .
مثلا در مورد بخت گشایی سنت تقریبا یکیست اما در اصفهان محل آن سنگ سوراخی در قریه مورگان است ، در تهران و شیراز و تبریز توپ مروارید در همدان شیر سنگی و ...(24)

شیراز : آتش افروختن در معابر و خانه ها ، فال گوش ایستادن ، اسپند سوختن ، نمک گرد سر گرداندن ، در موقع اسفند دود کردن و نمک گردانیدن همراه با اوراد * ( دعا ها و ذکر ها ، جمع ورد ) مخصوصی است که زنان می خوانند . قلمرو چهار شنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آن جا نیز توپ کهنه ای است مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت میخواهند ( البته در گذشته دور که اینک در شیراز و تهران هر دو این رسم منسوخ شده است ). (25)

در سروستان (که در حدود نود و دو کیلومتری شرق شیراز قرار دارد ) نیز مراسم چهار شنبه سوری تشریفات خاصی دارد :
«در غروب آخرین چهار شنبه سال ، مراسمی بسیار ساده بر پا میشود . به این ترتیب که توی کوچه ها ، میدان ها و اغلب خانه ها ، خرمن های خار و گَوَن آماده را با شعله آتش می افروزند و همه با سرور و شادی از کوچک و بزرگ از روی آن می پرند و با هر پرشی این شعر را می خوانند :
هاجنگ شیر ، ها جنگِ شیر / بالا بی شین ، خود شیر اومد رسید .
و یا : سرخی تو از من زردی من از تو »(26)

ضحاک
....میگویند ضحاک ( یا اژدهاک از شاهان ماد ) شخصی را بنام اورامانیل مامور کرده بود که هر روز دو جوان خوبرو را بکشد و از مغز آنان برای مار های دوش وی خوراک فراهم آورد و هر روز دو جوان خوبرو به او سپرده میشد . اورامانیل با تدبیر یکی از آن دو را کشته و دیگری را پشت کوه ها پنهان می کرد .
وقتی فریدون به شاهی رسید علت این کار را از او پرسید و پاسخ شنید که میخواستم یکی از‌آنان را از مرگ نجات دهم . فریدون مشعل دارانی به مشعل های افروخته به کوه گسیل میدارد و جوانان پنهان شده را باز یافته ، با سرور و شادی به شهر می آورند . از آن روز به بعد مردم به یاد رفتن آن جوانان آتش می افروزند ! »



توضیحات ، منابع و مآخذ:
1 : تقویم و تاریخ ایران / ذبیح منصوری
2: ‌تاریخ بخارا – تالیف ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی ( 286- 348) به عربی است که به سال 522 ابونصر احمد بن محمد البقاوی بخشی از آن را به فارسی برگردان کرده و به سال 574 محمد بن زفر بن عمر منتخب و ویراسته ای از آن بخش فراهم آورد . شارل شفر این گزیده را در مجموعه گزیده های فارسی به سال 1883 چاپ و در پاریس منتشر کرد .
3: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 - بخش پنجم / پنجه ، روزهای فروردگان ص 211
4: گاثا ها: سروده های خود زرتشت که چه از نظر مذهبی و چه از نظر تاریخی دارای اهمیت بالایی میباشند
5: المحاسن و الاضداد ، ص 277
6:در این نبرد ایرانیان کوفه ، بصره و الجزایر بیاری او و سردار شجاعش مالک اشتر بر میخیزند ، و سبب پیروزی او میگردند ولی مختار در دعوی دوستی با آل علی صادق نبوده بهمین علت پس از چندی ادعا میکند که به او وحی نازل می شود ، چون نتوانست دلیلی بر گفته خود بیاورد اعتقاد مردم باوسست شد و بالاخره در مقابل سپاه عدل الملک شکست خورد . – تاریخ تحولات اجتماعی ، مرتضی راوندی ، جلد دوم فصل هفدهم ص 289 تهران
7: فروهر : در آیین زرتشتی ذره ای از ذرات نور اهورا – مزدا که در وجود هر کس بودیعه نهاده شده و کار او نور افشانی و نشان دادن راه راست به روان است و پس از مردن تن راه بالا را میپیماید و به منبع اصلی خود می پیوندد و فقط روان است که از جهت کارهای نیک یا بد که مرتکب شده پاداش میبیند . فروهر ها سالی یکبار بزمین فرود می آیند و آن در جشن فروردیگان است که زرتشتیان مراسمی به یاد روانهای درگذشتگانشان برگزار میکنند . فرهنگ فارسی دکتر عمید جلد دوم ص 1535
8: از آکاشا Akasha است ، آکاشا لفظی است سنسکریت – زبانی که کتب ودا نیز به آن زبان نوشته شدند و در اصل زبانیست آریایی که زبان ایران باستان با‌ان پیوند های بسیاری دارد - و به دو معنی درخش و جایی که در مقام بالا از ابتدا ی آفرینش نقش حال و اعمال و اوضاع زمانه و کائنات و آمد و شد ها در ان صورت می بندد .
9: برگرفته از کتاب فروغ مزدیسنی ، تالیف ارباب کیخسرو شاهرخ ، تهران – 1380
10: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 - بخش پنجم / پنجه ، روزهای فروردگان ص 211
11: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش پنجم / جشن فرودگان و پنجه ص 203
12: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش چهارم / گاهنبار ها ، فصول شش گانه سال ص 177
13: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش دوم / سال و ماه و روز شمار آن ص 79
14: - گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش چهارم / گاهنبار ها فصول شش گانه سال ص 181
15: فرهنگ بهدینان ، گرد آوری جمشید سروشیان ، تهران 1335 ، ص 147_ 146
16: _ گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش ششم / اهدای آجیل و هدایا در چهار شنبه سوری ص 237
17: ایرانشهر – جلد اول ، بخش هفتم – ص 230-229و 235
18: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش ششم / آهدای آجیل و هدایا در چهار شنبه سوری ص 237 همینطور بخش ششم / مراسم چهار شنبه سوری ص 258_259
19: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 - بخش ششم / مراسم چهار شنبه سوری ص 259
20: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش ششم / آهدای آجیل و هدایا در چهار شنبه سوری ص 237
21: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 بخشش ششم / مراسم چهار شنبه سوری / ص 253_ 254
22: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخش ششم / مراسم چهار شنبه سوری / ص 254_255
23: نوروز در میان کرد ها ، نوشته دکتر صدیق صفی زاده ، تهران 1350 خورشیدی ، ص 17_16و 27_28
24: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 / بخشش ششم
25: گاه شماری جشن های ایران باستان ، به کوشش هاشم رضی ، تهران 1382 – بخش ششم / مراسم چهار شنبه سوری ص 257
26: فرهنگ مردم سروستان ، تالیف صادق همایونی ، تهران ، 1371 ، ص 409
27: فرهنگ مردم سروستان ، تالیف صادق همایونی ، تهران ، 1371

 

سه شنبه بیست و هفتم دی 1390به قلم: سیدرضامیرمعینی ™      
8:31 بعد از ظهر  

در چهارشنبه پايان هر سال سرور و شادماني زايدالوصفي ميان اقشار مختلف و اجتماع ايراني شايع مي شود. اين شادماني که از جنبه هاي مختلف روانشناختي و جامعه شناختي؛ تاريخي و فرهنگي يکي از وجوه مثبت نشاط و تخليه رواني و روحيه شاد مردم بوده؛ امروز هم وجاهت خود را حفظ کرده است و اگر برخي از اعمال و شادي ها و رفتارهاي کاذب و مخرب امروزي از آن حذف شود و از انجام آنها خودداري شود؛ چهارشنبه سوري به يکي از بهترين و نشاط انگيزترين و ماندگارترين جشن ها و خاطره هاي زندگي ايرانيان در پايان هر سال تبديل خواهد شد 1 همان گونه که طي سال ها و قرن ها توانسته پايدار بماند و يک وسيله عمده تفريح و حفظ هويت تاريخي اقوام آريايي باشد. چهارشنبه سوري جشني است که نويد آمدن بهار و نوروز2 و سرسبزي و رخت بربستن کدورت و برودت و سختي و سرماي زمستان را مي دهد. چهارشنبه سوري به رغم جنبه هاي فراگير ملي و تاريخي اش در هر منطقه يي از ايران با رسوم متفاوت و گاه مشترکي انجام مي شود ليکن يک پيام را از دل تاريخ براي ايرانيان از اقوام آريايي شان به همراه و به يادگار آورده است. پريدن از روي شعله هاي زرد و سرخ آتش و زمزمه سرود زردي من از تو/ سرخي تو از من؛ رسومي همچون پريدن از روي آتش و ترقه بازي تقريباً در تمام نقاط ايران در چهارشنبه سوري مشترک هستند. اما فالگوش؛ قاشق زني و برخي ديگر از رسوم منطقه يي بوده و در برخي از نقاط ايران اجرا مي شوند که متاسفانه بيشتر آنها امروزه به فراموشي سپرده شده و اجرا نمي شوند و شايد هم تنگ نظري؛ هجوم فرهنگي و تکنولوژي بي رحم هويت ها را نابود ساخته است. اگر چهارشنبه سوري در شمال خراسان رسومي چون شکستن کوزه و تخم مرغ را به نشانه دفع بلا و بدي از خانه و خانواده در دل خود دارد در تهران و برخي نقاط ديگر با قاشق زني و فالگوش خود را نشان مي دهد و در گيلان در اين روز به ارواح درگذشتگان احترام مي گذارند. در واقع يکي از فلسفه هاي کهن مرسوم شدن چهارشنبه سوري اين است که در اين شب به گورستان و مکان دفن اموات مي روند و براي احترام و شادي روح آنها نذورات و هدايايي به آنها پيشکش مي کنند. از اين ديدگاه چهارشنبه سوري همانند نوروز با «فره وهرها» پيوند مي خورد. يکي ديگر از رسوم شايع چهارشنبه سوري که هنوز هم به شکل گسترده در ميان زرتشتيان جريان دارد؛ پخش آجيل مشکل گشا موسوم به «لرک» است که از مغز هفت نوع ميوه خشک شده خوردني از جمله مغز پسته؛ بادام؛ کشمش؛ گردو؛ برگ هلو؛ انجير؛ خرما و سنجد فراهم شده است. اين آجيل در مراسم غروب چهارشنبه يا بر سر مزار اموات پخش مي شود. چهارشنبه سوري غروبي نشاط انگيز بود که شادي و پايکوبي تا شب در کوچه و برزن؛ شهر و روستا و حتي کاخ پادشاه ادامه داشت و با اين اعمال نشاط انگيز خستگي و ملال سال کهنه از تن بيرون مي رفت و طراوت و شادابي براي ورود به سال نو جايگزين مي شد. در چهارشنبه سوري خانه تکاني ها به پايان رسيده و خانه دل و فکر هم پاک مي شود و فرد ايراني آماده ورود به سال نو مي شود. او مي خواهد با انديشه و گفتار و پندار نيک زندگي نوين را آغاز کند. اسباب و اثاثيه کهنه و فرسوده دور ريخته مي شود و لوازم نو جايگزين مي شود. همه چيز رنگ نو به خود مي گيرد و در و ديوار کاشانه و محيط تميز و غبارروبي مي شود.

ديرينگي و فلسفه جشن

در ايران کهن چهار عنصر مقدس وجود داشت؛ آب؛ باد؛ خاک و آتش. چهارشنبه سوري جشني است که همانند سده و آذرگان با آتش پيوند دارد. چهارشنبه سوري يکي از جشن هاي بزرگ و کهن آرياييان است؛ جشني که تا امروز اهميت و جايگاه خود را نزد ايرانيان حفظ کرده و در غروب دل انگيز چهارشنبه پايان سال جملگي ايرانيان را به سرور و نشاط دعوت مي کند. به طور کلي جشن هاي ايراني يک پيام بزرگ و مهم براي ايرانيان دارد و آن اينکه رسوم و آداب تمدن ايران براي همه زمان ها و مکان ها زنده و پوياست و مشمول گذر زمان و مکان نمي شوند. «سوري» واژه يي پهلوي به معناي سرخي است. آتش افروزي در چهارشنبه پايان سال موجب شده است اين رسم ديرين و کهن به اين نام مشهور شود. سوري همچنين نماد گرمي است که با آمدنش سرما و سختي و خشکي زمستان را محو مي سازد و نويد آمدن بهار را مي دهد.

چهارشنبه سوري پس از اسلام

پس از ورود اسلام به ايران؛ فرهنگ و آداب و رسوم ايرانيان با اسلام درآميخت و ضمن حفظ محتواي اصلي و چارچوب هاي فرهنگي و تاريخي چهره جديدي از تمدن و فرهنگ ايراني را به جهان عرضه کرد. چهارشنبه سوري هم به عنوان يک رسم ديرين ميهني نه تنها محو نشد بلکه کم کم بر شکوه آن افزوده شد به طوري که در زمان مرداويچ از سلسله آل زيار و نوح بن منصور ساماني به شدت و شکوه تمام برگزار مي شد. مرداويج و نوح بن نصر ساماني پس از اسلام بهترين اجراکننده جشن هاي چهارشنبه سوري؛ سده؛ مهرگان و نوروز بودند. ابوجعفر نرشخي يکي از مورخان صدر اسلام در ايران به رسوم و آيين هاي ايراني از جمله چهارشنبه سوري پرداخته و در زمينه اجراي آن در عصر نوح ساماني نوشته است؛ «... و چون امير سديد منصور بن نوح به ملک نشست؛ اندر ماه شوال سال 350 هـ به جوي موليان فرمود تا آن سراهاي را ديگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضايع شده بود بهتر از آن حاصل کردند. آنگاه امير سديد به سراي بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوري چنان که عادت قديم است آتشي عظيم افروختند. پاره يي آتش بجست و سقف سراي درگرفت و ديگرباره جمله سراي بسوخت و امير هم در شب به جوي موليان رفت...»3
در اين نوشتار به دو موضوع زمان برگزاري جشن در پايان سال و تعلق آن به دوران کهن ايران اشاره شده است. اما اينکه چرا جشن سوري در روز چهارشنبه برگزار شده احتمالاً به اين دليل بوده که اين رويداد در غروب روز چهارشنبه به وقوع پيوسته است. يک دليل ديگر هم در اين راستا قابل بررسي است و آن نحسي چهارشنبه نزد اعراب بوده و آنها با افروختن آتش در اين زمان نحوست چهارشنبه را از محيط خانه و کاشانه دور مي ساختند. پس از اسلام ايرانيان جشن آتش پايان سال را در آن روز قرار دادند زيرا چهارشنبه به عنوان «يوم الاربعاء يوم ضنک و نحس» يک روز نحس در سرزمين عرب بود. 4 به عکس آتش افروزي - در هر زماني از سال - نزد ايرانيان نماد پاکي؛ گرمي زندگي؛ تندرستي و شادابي است به طوري که گرمي آتش را موجب رونق و صفاي زندگي و سوزانندگي آن را براي سوزاندن و محو بدي ها و پليدي ها مي خواستند. هدف عمده ايرانيان از پريدن روي آتش در چهارشنبه سوري همين مساله بود و هنوز هم هست؛ اهداي زردي و سستي ضعف و رنج يک ساله به آتش و گرفتن سرخي و توان و نشاط از آتش. منوچهري دامغاني شاعر خوش ذوق و طبيعت سراي قرن پنجم نيز به اين موضوع اشاره کرده و سروده يي دارد؛
چهارشنبه که روز بلاست ؛ باده بخور
بسا تکين مي خور تا به عافيت گذرد
اما برخي از پژوهشگران رسم پريدن از روي آتش و خواندن شعر و سرود و آتش زدن پرندگان در جشن سده در گذشته را نوعي توهين از جانب مردم به آتش به عنوان يک عنصر مقدس قلمداد مي کنند. 5 عقيده يي ديگر چهارشنبه سوري را به علت واقع شدن در پايان جشن هاي آفرينش در پايان سال (گاهنبارها) مي داند. 6
صرف نظر از هر عقيده يي چهارشنبه سوري يک رسم و جشن سالم و کهن است که با هدف ايجاد سرور و صميميت در ميان مردم رواج يافته و مشمول گذر زمان و مکان و اظهارنظرهاي مغرضانه و رفتارهاي غيرمتعارف در اين روز نشده و نخواهد شد.

رسوم چهارشنبه سوري

قاشق زني؛ جوانان اعم از دختر و پسر و بيشتر دختران کاسه و قاشقي به دست گرفته و همراه کودکان و نوجوانان به در منازل همسايگان مي رفتند و از آنان درخواست هديه مي کردند. چادر به گونه يي روي سر قرار مي گرفت که دختر شناسايي نمي شد. معمولاً خوراکي هاي شفابخش طلب مي کردند. فالگوش؛ جوانان در سر گذر و چهارراه مردم مي ايستادند و کليدي زير پاي شان قرار مي دادند و گوش هايشان را تيز و نيت مي کردند. اولين کلماتي را که از رهگذران مي شنيدند با نيت خود مطابقت مي دادند و پاسخ خود را دريافت مي کردند. آرزوي خوشبختي در سال جديد نيت هر فردي بود که فالگوش مي ايستاد.
آتش افروزي؛ مشهورترين رسم چهارشنبه سوري بود که در تمام ايران و حتي ممالک همجوار شايع و گسترده بود. هر کس به فراخور توان خود خرمني از آتش تهيه کرده و از روي آن مي جهد تا به سرور و بهجت دست يابد. فال کوزه؛ بيشتر در ميان زرتشتيان جريان دارد که براساس آن مي خواهند از آينده شان خبردار شوند. ساير رسوم چهارشنبه سوري عبارتند از «پختن آش چهارشنبه سوري»؛ «نقاره زدن»؛ «عبور از زير توپ مرواريد»؛ «نمک دادن» و «شکستن کوزه و ظروف کهنه» و... شال اندازي؛ يا کجاوه اندازي رسمي است که در آذربايجان برگزار مي شد به اين ترتيب که فرد جواني که تازه ازدواج کرده شالي را از پشت بام خانه به نحوي که ديده نشود به خانه نامزدش مي اندازد. صاحبخانه هديه يي که غالباً شامل پيراهن است به شال مي بندد و جوان آن را بالا مي کشد. آجيل هفت مغز هم از جمله هداياي اين رسم است. سفره حضرت خضر؛ در شيراز پهن مي شد و محتواي فرني؛ شير؛ گلاب؛ کلوچه؛ مسقطي؛ قوتک؛ سوهان؛ شيرين پلو؛ شمع؛ سبزي؛ گندم؛ نمک؛ سکه و لولهنگ پر از آب بود و امروزه به طور پراکنده برگزار مي شود.
برخي از رسوم مانند آتش افروزي در کردستان باشکوه تر از نقاط ديگر برگزار مي شود که شعله هاي آتش تا صبح روشن است. پختن و خوردن شيربرنج و شيرين پلو نيز در چهارشنبه سوري در کردستان رايج بود.

سه شنبه بیست و هفتم دی 1390به قلم: سیدرضامیرمعینی ™      
8:27 بعد از ظهر  

تاریخچه ی چهارشنبه سوری

جشن سوری

تاریخ ایران باستان پر از جشن هایی است كه همگی بر پایه دید و نگاه پیشینیان ، دارای فلسفه و جوهری وجودی اند. امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و در باره جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستی و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين است .چهارشنبه سوری در فرهنگ پارسي به عنوان مقدمه و پيش درآمد عيد نوروز نيز شناخته شده است كه هماره در طول تاريخ، قبل از فرا رسيدن سال نو و تحويل نوروز برپا مي شده و هنوز هم در بين اقوام و شهروندان ايراني از اهميت فوق العاده اي برخوردار است.

 آتش

از قدیم الایام تا آن جا كه تاریخ نشان می دهد، بشر برای آتش اهمیت خاصی قایل بوده و پیشرفت قسمت مهمی از زندگی خود را مدیون وجود این عنصر مفید دانسته است. آتش اما در نظر ایرانیان مظهر روشنی ، پاكی، طراوت، سازندگی، سلامت و تندرستی است. بیماری ها، زشتی ها ، بدی ها و همه آفات در عرصه تاریكی و ظلمت جای دارند و به همین علت اهریمن مظهر تیرگی و جایگاه او تاریكی است. افروختن آتش به طور كنایه راه یافتن روشنی معرفت در دل و روح است كه آثار اهریمنی و نامباركی را از بین می برد. یك رشته جشن های آریایی با جشن های آتش است كه با همان منظور ، در آن آتش می افروزند. جشن هایی مانند جشن های سده ، آذرگان، شهریورگان ، جشن «گجرسی» در تركیه.

تاریخچه چهارشنبه سوری

ابو جعفر نرشحی، مورخ سده سوم در كتاب تاریخ بخارا به این جشن پرداخته است. به شهادت وی، در زمان منصور بن نوح از شاهان سامانی، اواسط سده چهارم این جشن به نام جشن سوری بر قرار بوده است. در این متن آمده شاه سامانی در زمانی كه سال هنوز پایان نیافته بود این جشن را با آتش زدن بر پا كرد و همچنین این جشن طبق عادت و رسم قدیم بود كه اشاره به كهن بودن این رسم و سنت دارد.

قبل از هجوم تازیان به ایران یک مراسمی هم به نام آتش روی بام خانه نیز رواج داشته که صبح نوروز انجام میگرفته

به آتش چهارشنبه سوری نباید فوت کرد و خاکسترش را سر ِ چهارراه می‌ریزند.

 

زمان چهارشنبه سوری

اما بر پايه ي پژوهش هاي انجام شده ، زمان باستاني « جشن سوري» را مي توان در اين سه گاه باز جست :

۱. شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه ي كوچك.

۲. نخستين شب پنجه ي بزرگ يا پنجه ي وه كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز «جشن همسپهمديم» (آخرين گاهنبار سالانه(

۳. ديدگاه سوم ، شب پايانی سال است كه ارجمندترين روز « جشن همسپهمديم» و جشن آفرينش انسان است .

برخي را باور اين است كه با در نظر آوردن واژه ي « چهارشنبه » كه بر آمده از فرهنگ تازي و سامي است ، پس « چهارشنبه سوري » ارمغاني از سوي تازيان است ، چرا كه همانگونه كه مي دانيم ، در ايران باستان هر روزي نامي ويژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامياد روز و … ) و نشاني از بخش بندي امروزين چهارهفته ايي و نام هاي آنان به چشم نمي خورد .

دوازده ماه سی روزه نسبت به سال شمسی پنج روز كمتر دارد. برای جبران این تاخیر و حساب كبیسه آن پنج روز را به شنج عنوان گاثاها از سرودهای زرتشت ، می نامیدند. در یكی از چند شب آخر سال ، ایرانیان جشن سوری را كه عادت و سنتی قدیم بود با آتش افروزی بر پا می كردند. و چون مفهوم هفته و نام گذاری آن وجود نداشته نمی توانست چهارشنبه سوری نام بگیرد. تقویم كنونی ، بعد از ورود اعراب به ایران رواج یافت. در فرهنگ اعراب چهارشنبه یا یوم الارباع نحس و نامبارك است. بی گمان سالی كه این جشن به شكلی گسترده بر پا بوده ، مصادف با شب چهارشنبه شده و چون در روز شمار اعراب ، چهارشنبه بدیمن بوده، از آن تاریخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوری به شادمانی پرداخته و بدین وسیله می كوشیدند تا نحوست چنین شبی و روزی را دور كنند.

در مورد این كه چرا چهارشنبه برای چنین جشنی انتخاب شده است، به دلایلی است یكی از دلایل وابسته به یك شخصیت تاریخی شیعی است كه آن هم جنبه ایرانی دارد، مختار سردار معروف، كسی است كه به خون خواهی امام حسین (ع) و یارانش كه در كربلا با مظلومیت و شقاوت شهید شدند قیام كرد و انتقام خون آنان را باز ستاند. به موجب این خبر، مختار پس از حادثه كربلا، هنگامی كه از زندان آزاد شد و به خونخواهی شهدای كربلا قیام كرد، برای این كه موافق و مخالف را از هم تشخیص دهد، دستور داد كه شیعیان بر بالای بام خانه های خود آتش بیافروزند و این مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال. باید اشاره كرد كه همانند دیگر گزاره های تاریخی اختلاف در مورد منشاء این جشن وجود دارد كه مجال اندك، اجازه بررسی تك تك آنها را نمی دهد.

اما دیگر چیزی که من خودم شنیده دهدهم ام اینست که چون اعراب ایرانیان را محدود ساخته بودند ایرانیان از این رو شبی که برای اعراب نحس بوده را جشن میگرفتند

 

معنای سوری

واژه سوری فارسی، در پهلوی به گونه سوریك(Surik) صفت است. چون سور (Sur) به معنی سرخ و ایك (Ik) پسوند صفت می باشد به معنی سرخ و سرخ رنگ است چنانچه گل سوری به معنی گل سرخ است. به این جشن از آن جهت سوری گفته اند كه عنصر اصلی مراسم آن، افروختن آتش سرخ بوده است.البته « سور » به چم (معنی) « ميهماني » هم در فارسي به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در اين روز نيز گونه ای گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگي و بدي از تن بوده است . در گذشته جشن هاي آتش كاملا" حالت جادويي داشته و بسيار بدوي بوده است . چگونگي اين جشن ، همساني و مانندگي هاي فراواني به جشن سده دارد.

 

آداب و رسوم چهارشنبه سوری

بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگی، ( توپ مرواريد ) و … از آداب و رسوم این شب به شمار می رفته است که اکنون ما حتی شاید نام خیلی از آنها را هم نشنیده ایم.

در همین شب و یا چهارشنبه‌ی‌ِ آخر صفر هرگاه نیت بکنند و کلید دودندانه به‌زمین گذاشته، پشت در اتاق همسایه بایستند، اگر صحبت آن‌ها موافق با نیت‌شان باشد، به‌مراد می‌رسند و اگر برخلاف آن باشد، مرادشان برآورده نخواهد شد.

 قاشق‌زنی: اگر کسی ناخوش داشته باشد به نیت  سلامتی او در شب  چهار شنبه‌سوری ظرفی برداشته، می‌رود در خانه‌ی  هم‌سایه‌ها را می‌کوبد و بدونِ این‌که چیزی بگوید با قاشق به آن ظرف می‌زند، صاحب خانه یا خوراکی و یا پول در ظرف  او می‌اندازد. آن خوراکی‌ها را به ناخوش می‌دهند و یا با آن پول چیزی می‌خرند و به ناخوش می‌خورانند که شفا خواهد یافت.

 نیت: در همین شب، کوزه آبی زیر ناودان رو به قبله می‌گذارند و هرکسی از اهل خانه نیت کرده چیزی در آن کوزه می‌اندازد. صبح ِ چهارشنبه، یک‌نفر فال از حافظ می‌گیرد و دختر ِ نابالغی دست کرده از کوزه‌ی  آب، یک به یک  چیزهایی که به متعلق به هر کس است، بیرون می‌آورد و با فال مطابقه می‌کند.

بسیاری از مراسم كه اكنون در پایان سال و شب چهارشنبه سوری باقی مانده، كنایه و نشانواره است از اهدای نذور و فدیه به ارواح. شب جمعه آخر سال، شب چهارشنبه و یا آخرین شب سال به زیارت اهل قبور رفتن و نذری جهت اموات دادن، مراسم آتش افروختن بر بامها میان زرتشتیان، پخش آجیل مشكل گشا، مراسم فال كوزه وكجاوه بازی و شال اندازی میان مردم آذربایجان همه و همه جای پایی مشخص در رسوم ایران قدیم دارند.

 استاد پورداود ، پس از بزرگداشت اين جشن باستاني ، به مبحث ويژه اي اشاره دارد و بر اين باور است كه رسم پريدن از روي آتش و خواندن ترانه هايي همچون « سرخي تو از من ، زردي من از تو و … » از افزونه هاي اسلامي است و از ديدگاهي ، بي احترامي به جايگاه ارجمند آتش به شمار مي رود .

اما يكي از جنبه هاي تقدس آتش پاك نمودن بيماري ها و دور كردن ارواح خبيثه (به تعبير آن دوران) بوده است؛ برای نمونه در صورت سرايت طاعون رخت و ابزار بيمار را در آتش مي ريختند تا از بدي ها پا ك شود؛ و اين بي احترامي به آتش بشمار نمی آيد.

همين امروز هم رسم اسفند دود كردن و گرد خانه تاب دادن رايج است(برای زدودن شر و بيماري و چشم زخم)كه باز مانده از گذشته است؛ هم اكنون پريدن از روي آتش هم مي توانسته با فلسفه پاك كردن نفس صورت گرفته باشد.

 در جاهايی همچون شيراز ، كردستان و آذربايگان ، آداب و آيين ويژه و كهن تري وجود دارد . برای نمونه، سفره حضرت خضر ( ع ) و يا آب پاشي در سعديه كه ويژه ي شيراز است و يا سفره هاي خوراكي رنگيني كه در كردستان و آذربايگان آماده ميشود و نيز آيين آتش افروزي و شادماني همگاني مردم . برخي را عقيده بر اين است كه « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) با مراسم مربوط به بزرگداشت فروهر درگذشتگان نيز پيوند و بستگي دارد.

 با مرور زمان، كم كم رسم پریدن از روی آتش و خواندن ترانه هایی باب شد كه به اشارت شادروان استاد پور داوود در واقع زشت است:

در جشن چهارشنبه سوری از روی شعله آتش جستن و ناسزایی چون "سرخی تو از من و زردی من از تو" گفتن از روزگارانی است كه دیگر ایرانیان مانند نیاكان خود آتش را نماینده فروغ ایزدی نمی دانستند و امروزه هم استفاده از مواد منفجره و آتش زا به این مراسم باستانی و زیبا اضافه شده است.

 و در پايان اميد است که همه ي هم ميهنان گرامی با برپاداشتن اين جشن و جشن های ديگر ايران زمين در راه کوشش برای پدافند (دفاع) و نگهداری از اين آيين های کهن گام بردارند.


          زردي من از تو ، سرخي تو از من      غم برو شادي بيا ، نكبت برو روزي بيا

سه شنبه بیست و هفتم دی 1390به قلم: سیدرضامیرمعینی ™